پایان نامه رایگان درمورد حقوق بشر، اصل عدم مداخله، مداخله بشردوستانه

اجرای تعهدات مسئولیت حمایت، ایفا نمایند. در مباحث آتی راجع به توانمندی این سازمانها در مناطق مختلف جهان سخن خواهیم گفت.
بند نخست: سازمانهای منطقهای قاره افریقا
قاره افریقا، همیشه به عنوان مهد ظهور نظریه مسئولیت حمایت، مطرح بوده است. این موضوع در گزارش سال 2009 دبیرکل نیز تصریح شده است. اتحادیه افریقا، نه تنها از ملل متحد در مقام خلق و اجرای مفهوم مسئولیت حمایت عقب نبوده است، بلکه این اتحادیه را میتوان به عنوان اولین ارگانی که اجرای مسئولیت حمایت را در دستور کار خود قرار داد، شناخت. مطابق ماده چهارم اساسنامه اتحادیه افریقا که در سال 2000 به تصویب کشورهای قاره افریقا رسید، رهبران افریقایی، با جایگزینی “اصل عدم مداخله”360 با “اصل عدم بیتفاوتی”361، مسئولیت اتحادیه را در مداخله در امور داخلی اعضایش برای حمایت از شهروندان کشورها در حین وقوع بحرانهای انسانی، به رسمیت شناختند و این برای نخستین بار بود که سازمانی به موافقت اعضایش، چنین حقی را بر خود قائل میشود. در سال 2004 نیز شورای امنیت و صلح اتحادیه افریقا، برای جلوگیری، مدیریت و حل درگیریهای قاره افریقا، بنیان نهاده شد.362
اتحادیه افریقا، با اتکای سند تأسیس خود و همچنین پروتکل سال 2002 آن درباره تأسیس شورای امنیت و صلح، نظامی متشکل از نظام هشدار بههنگام قارهای363، هیأت عقلا364، نیروهای آمادهباش افریقایی365، را برای حفظ صلح و امنیت این قاره بوجود آورده است. تمامی این سازمانها میتوانند اجرای نظریه مسئولیت حمایت را به خوبی ممکن سازند.
نظام هشدار بههنگام قارهای از سال 2006، بر اساس ماده 12 پروتکل مذکور تأسیس گردیده است و با هدف تسهیل واکنش سریع و اقدام به موقع برای پیشگیری از درگیرهایهای در حال ظهور، در افریقا فعالیت مینماید. این سازمان، با دریافت و جمع آوری اطلاعات و قرار دادن آن در اختیار تصمیمگیرندگان قاره افریقا، سعی مینماید تا به مدیریت و حل و فصل و جلوگیری از درگیریها در قاره افریقا بپردازد.366
هیأت عقلای افریقا نیز در سال 2007، توسط کمیسیون اتحادیه افریقا با هدف پیشگیری از درگیریها در قاره افریقا، بوجود آمد و اقداماتی از جمله ارائه توصیه به شورای امنیت و صلح افریقا و اعضای کمیسیون اتحادیه افریقا، ایجاد فرصت، در هنگام درگیریها، برای برقراری ارتباط میان شورا و کمیسیون با طرفین درگیری، واسطه شدن میان دو گروه درگیر که حاضر به مذاکره رودررو نمیباشند و همچنین تشکیل هیأتهای حقیقتیاب و کمک و توصیه به گروههای میانجیگر، را انجام میدهد.367
نیروی آمادهباش افریقایی، نیروی حافظ صلح بینالمللی و قارهای است که با هدف حفظ صلح در افریقا، در سال 2010، وارد مرحله عملیاتی گردیده است. این نیرو دارای 5 تیپ است که هر یک توسط یک سازمان تحتالمنطقهای368 در افریقا تأسیس و هدایت میشوند.
علاوه بر سازمانهای منطقهای که در قاره افریقا، این توانمندی را دارند تا یکی از مسئولیتهای نطریه مسئولیت حمایت را بر عهده گیرند؛ سازمانهای تحت المنطقهای دیگری نیز در این قاره وجود دارند، که استفاده از سازوکار آنها برای رسیدن اهداف نظریه مسئولیت حمایت، میتواند بسیار سودمند باشد.
مهمترین این سازمانها که در زمینه مسئولیت حمایت میتواند بسیار پراهمیت باشد، جامعه اقتصادی کشورهای غرب افریقا369 است. این سازمان تحتالمنطقهای دارای سازوکارهای مختلفی و مناسبی در زمینه مسئولیت حمایت، است. چهارچوب پیشگیری از درگیریهای این سازمان370 که در سال 2008 توسط سران کشورهای عضو آن اتخاذ گردید، یکی از این سازوکارهاست که با تبعیت از نظریه مسئولیت حمایت، سه مسئولیت پیشگیری، واکنش و بازسازی را به عنوان تعهدات خویش پذیرفته است. هر چند که مسئولیت حمایت، در نگاه این سازمان، محدود به چهار جنایت نسلزدایی، پاکسازی قومی، جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت نمیگردد و امکان گسترش آن به بلایای طبیعی نیز وجود دارد.
یکی دیگر از سازوکارهای این سازمان، مکانیزم هشدار و واکنش بههنگام به درگیریها371 است. این مکانیزیم، با همکاری جوامع مدنی و همچنین شبکه غرب افریقا برای حفظ صلح372، تلاش میکند تا به وظیفه خود در هشدار به موقع درگیریها و انجام اقدامات متناسب برای رفع درگیریها، فعالیت نماید.373
در افریقا سازمانهای تحتالمنطقهای دیگری نظیر جامعه شرق افریقا374 و جامعه توسعهیافته جنوب افریقا375، وجود دارند که در زمینه هشدارهای بههنگام منطقهای فعالیتهایی دارند.
بند دوم: سازمانهای منطقهای قاره اروپا
بسیاری از کشورهای اروپایی، پارلمان و کمیسیون اروپا، از حامیان سرسخت نظریه مسئولیت حمایت محسوب میشوند و نقش بسیار گستردهای در تصویب نظریه مسئولیت حمایت، در نشست سران جهان در سال 2005، داشتند. پارلمان اروپا، در بیانیههایش پس از سال 2005، بارها نظریه مسئولیت حمایت را مورد اشاره قرار داده است و به آن استناد مینماید.
آنچه که در اروپا بیش از هر چیز میتوان نسبت به آن تأکید کرد، نقشآفرینی این قاره در نظریه مسئولیت حمایت با استفاده از نیروی نظامیاش میباشد. اتحادیه اروپا نیز قدمهای مؤثری در زمینه اجرایی نمودن مسئولیت حمایت برداشته است. یکی از این اقدامات، موافقت این اتحادیه با تشکیل گروههای مبارز اتحادیه اروپا376 است که در از ابتدای سال 2007 میلادی روند اجرایی به خود گرفته است. این نیرو، با این هدف ایجاد شد تا بتواند ظرف 15 روز به بحرانهای انسانی ایجاده شده، پاسخ مناسبی دهد
. یکی از ویژگیهای این نیرو، قابلیت انجام عملیات به درخواست ملل متحد و به عنوان بازوی این سازمان، مطابق تعهدات فصل هفتم منشور میباشد. بنابراین، این نیرو قابلیت آن را دارد تا در انجام مسئولیت واکنش مستقلاً یا به دستور ملل متحد وارد عمل شود.377. نیروی واکنش ناتو378، نیز که قابلیتهای خود را کوزوو و افغانستان به خوبی نشان داده است، میتواند برای انجام مقاصد مسئولیت حمایت به کار برده شود.
سازمان امنیت و همکاری اروپا379، نیز که بزرگترین سازمان امنیتی منطقهای در جهان است، میتواند نقش عمدهای را در اهداف مسئولیت حمایت، یعنی ایجاد ثبات، امنیت، صلح، ارتقای دمکراسی، حقوق بشر و حاکمیت قانون داشته باشد.
همچنین در سال 2007، طی توافقی که اتحادیه اروپا با سران کشورهای اتحادیه افریقا صورت داد، قادر شد تا در مسائل مربوط به صلح و امنیت با این اتحادیه همکاری و کمک نماید و بتواند ظرفیت این اتحادیه را در پیشگیری از بحرانها و همچنین بازسازی پس از بحرانها، افزایش دهد.380
بند سوم: سازمان منطقهای آ. سه. آن در آسیا
اتحادیه کشورهای جنوب شرقی آسیا (آ.سه.آن)، نیز قدمهای مؤثری را در ارتقای سطح نظری و اجرایی مسئولیت برداشته است. در پنجمین نشست مجمع خلق کشورهای آ.سه.آن، نشستی را با عنوان “پیشگیری ار مخاصمات، عملیات ایجاد صلح و مسئولیت حمایت”، برای بررسی اثرات نظریه مسئولیت حمایت در منطقه آ.سه.آن برگزار شد و راجع به ایجاد سازوکارهای اجرایی مسئولیت حمایت در جنوب شرقی آسیا، بحث و بررسیهایی صورت گرفت. اینگونه نشستها میتوانند در ارتقای سطح نظری و همچنین ایجاد اجماع و خواست سیاسی برای اجرای مسئولیت حمایت بسیار کارساز باشند. در واقع باید خاطر نشان کرد، آ.سه.آن از جمله مناطقی است که در ارائه نظر و تحلیل راجع به مسئولیت حمایت از پیشگامان محسوب میشود.
از لحاظ اجرایی نیز سازوکارهایی نظیر رکن حقوق بشری آ.سه.آن381 در زمینه حمایت از حقوق بشری فعالیتهایی بسیاری دارد. همچنین میتوان از جامعه امنیتی آ.سه.آن382 یاد کرد که در پیشگیری از درگیریها و تحکیم صلح پس از از بحرانها، نقش مهمی را در میان کشورهای عضو آ.سه.آن ایفا میکند. دیوان منطقهای آ.سه.آن383 نیز با هدف اعتمادسازی و اجرای دیپلماسی پیشگیرانه در منطقه، گفتگوهای سیاسیای را میان کشورهای منطقه در میاندازد. به نظر میرسد، این دیوان میتواند در اجرای مسئولیت پیشگیری، کمکهای زیادی را به اجرایی ساختن هر چه بهتر نظریه مسئولیت حمایت داشته باشد.

جمع بندی بخش دوم
چنانکه ملاحظه کردیم، نظریه مسئولیت حمایت، در بطن خود سه تعهد و مسئولیت را برای کشورها و جوامع بینالمللی، در پی دارد. مسئولیت پیشگیری، نخستین مسئولیت در این نظریه است. این مسئولیت، به عنوان گزینه اصلی و اولویت نخست نظریه مسئولیت حمایت از سوی کمیسیون مداخله و حاکمیت کشور، مطرح گردید و پس از آن، در تمام گزارشهای موجود درباره مسئولیت حمایت مورد تأئید و تأکید قرار گرفت.
پس از آنکه کلیه اقدامات پیشگیرانه، با ناکامی مواجه شدند، اجرای مسئولیت پیشگیری از سوی جامعه بینالمللی جای خود را به مسئولیت واکنش میدهد. مسئولیت واکنش خود در دو مرحله و در دو سری اقدامات اجرایی متفاوت جهت کنترل و توقف نقض شدید و گسترده حقوق بشر که در اثر انجام چهار جرم نسلزدایی، جنایات جنگی، پاکسازی نژادی و جنایات علیه بشریت ایجاد شدهاند، صورت میگیرد. نخست آنکه در مرحله اول اجرای مسئولیت واکنش، اقداماتی باید انجام شود که فاقد وصف نظامی هستند؛ بدین معنا که پیش از بکارگیری هرگونه گزینه نظامی، میبایست سیر اقدامات اقتصادی، سیاسی و امنیتی، حقوقی و حتی اجتماعی و فرهنگی انجام شوند تا کشور مذبور را مجبور به توقف جنایات علیه حقوق بشر و بشردوستانه کنند. سپس با وقوع شکست اقدامات کمتر قهری در مرحله اول مسئولیت واکنش، به ناچار در مواردی که اثبات شود اقدامات پیشگیرانه و واکنشی غیرنظامی برای حل موضوع کفایت نمیکند و چهار جرم نسلزدایی، جنایات جنگی، پاکسازی نژادی و جنایات علیه بشریت، کماکان در حال انجام هستند یا امکان از دست رفتن جان و زندگی بسیاری از مردم در صورت وقوع این جنایات، شدیداً محتمل به نظر میرسد و این وضعیت، چنان گسترده و شدید است که وجدان بشریت را تحت تأثیر خود خود قرار میدهد، اجرای مسئولیت حمایت از سوی جامعه بینالمللی در موارد استثنایی و با درنظر گرفتن شرایط همان قضیه، معطوف به استفاده از نیروی نظامی خواهد شد.
مسئولیت بازسازی نیز شامل انجام کلیه مساعدتها از سوی جامعه بینالمللی برای بازیابی و بازسازی کشور مورد مداخله خصوصاً پس از مداخله نظامی، از نظر سیاسی، اقتصادی، حقوقی و امنیتی است. همانطور که جامعه بینالمللی در مسئولیت پیشگیری سعی میکرد تا ریشهها و اسباب وقوع بحرانهای انسانی کشف و حل و فصل نماید، در مسئولیت بازسازی نیز تلاش میشود تا جامعه مورد مداخله از هر حیث وضعیت مناسبی به خود بگیرد؛ به عبارتی دیگر تلاش میشود تا مشکلات مختلف، چه اینکه قبل از وقوع بحران وجود داشتهاند و چه آنکه پس از انجام مسئولیت واکنش بوجود آمده باشند، رفع شوند.
این موضوع پر واضح است که انجام هرکدام از مسئولیتهای حاصل از نظریه مسئولیت حمایت به ویژه مسئولیت واکنش، برای اینکه مشروع جلوه نماید، میبایست در قالبی فراملی و چندجانبه انجام گیرد. ملل متحد و سایر سازمانهای جهانی و منطقهای، میتوانند از توانمندیهای خود به نحو مناسبی در ج
هت ارتقای سطح اجرایی مسئولیت حمایت، بهره گیرند. سازمانهای منطقه افریقا، اروپا و آسیا، توانمندیها و ظرفیتهای مناسبی را برای ایفای نقش در اجرای تعهدات ناشی از مسئولیت حمایت، دارا هستند.

نتیجه پایانی
1) نظریه مسئولیت حمایت با درسگرفتن از ناکامیهای بزرگ تاریخی در زمینه حمایت از حقوق بنیادین بشری در درون کشورها پا به عرصه حقوق و روابط بینالملل نهاده است و جبران ضعفهای مداخلات به اصطلاح بشردوستانه در دهه نود میلادی و پیش از آن، مهمترین هدف نظریه مسئولیت حمایت است. این نظریه را میتوان نوع تکمیل شدهای از اصل مداخله بشردوستانه دانست.
2) در نظریه مسئولیت حمایت، سعی شده است که با اصل قرار دادن حمایت از حقوق انسانها و تبیین مسئولیت اولیه برای حاکمیت کشورها، کمترین تعارض ممکنه با اصول منشور، به خصوص اصل عدم مداخله و اصل حاکمیت کشورها، حادث گردد.
3) واضع نظریه مسئولیت حمایت را باید کمیسیون بینالمللی مداخله و حاکمیت کشور، دانست؛ هر چند که پیش از تأسیس این کمیسیون و ورود این

                                                    .

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *