پایان نامه روانشناسی با موضوع : رضایت از زندگی

دانلود پایان نامه

هوگان(1986)که مطالعات زیادی در مورد سازمان صفات بررسی کرده است، پیشنهاد می کند که 6 بعد اصلی احتمالاً تمام مشاهدات خاص را همچنان که برند(1984)انجام داده است، شامل خواهد داشت. تفاوت اصلی بین 6 عاملی و پنج عاملی احتمالاٌ مربوط به تقسیم بعد برونگرایی به دو قسمت مردم آمیزی و فعالیت است. در پرسشنامه شخصیتی هوگان برونگرایی به دو قسمت جاه طلبی به معنی شادخویی یا سلطهگری و مردم آمیزی تقسیم شده است(دیگمن، 1990).

اخیرا گلدبرگ فرم استانداری را برای آنچه که (پنج عامل بزرگ)نامیده، آماده نموده است؛ یک مجموعه متشکل از50 مقیاس خود-درجه بندی با ده مقیاس برای هریک از پنج صفت عاملی. ارزیابیهای پایایی برای نمرات عوامل از طریق جمع بندی غیروزنی نمرات مقیاس بین 84 % و 89% پراکنده است(دیگمن و تاکوموتوجوک،1981).
و در نهایت رابرت مککری و پل کاستا که در مرکز پژوهش پیریشناسی موسسه ملی تندرستی در بالتیمور، مریلند، کار میکردند، برنامهای را پیش گرفتند که پنج عامل شخصیت معروف به «5 عامل نیزومند» «پنج بزرگ»را شناسایی کردند. مککری و کوستا، 40 مقیاس درجه بندی را به40 مقیاس درجه بندی قبلی گلدبرگ اضافه نمودند و توسط آزمودنیهای که اکثراً از افراد مسن بالتیمور بوده و همچنین توسط چهار یا پنج نفر از همسالان که آنها را خوب می شناختند، درجهبندی گردیدند. تحلیل عاملی 80 مقیاس بر پنج عامل تأکید داشت. این پنج عامل با انواع شیوه های دیگر سنجش تأیید شدند، از جمله خودسنجیها، آزمون های عینی، گزارشهای مشاهدهگران. سپس پژوهشگران یک آزمون شخصیت به نام پرسشنامه شخصیت NEO ساختند که سر واژههای به دست آمده از حرف اول سه عامل اول هستند. یافته هماهنگ این عوامل، از شیوه های سنجش مختلف، پیشنهاد میکند که آنها جنبههای برجسته شخصیت هستند(مککری وکوستا، 1985). این پنج عامل بزرگ عبارتند از: 1) برونگرایی، 2) روانآزودهگرایی، 3) مسئولیتپذیری، 4) موافقت، 5) پذیرندگی
ب) تفسیر ابعاد نظریه پنج عاملی شخصیت
در حالی که توافقها در مورد تعداد ابعاد لازم در حال گسترش است اما یکسانی کمتری در مورد معنی این ابعاد وجود دارد. با این وجود یک توافق عمومی وجود دارد که بعد اول درونگرایی و برونگرایی آیزنگ است. و بعد دوم وجود و تأثیرات عواطف منفی یا تهییجپذیری منفی را نشان میدهد. براساس کار گسترده آیزنگ طی سالهای متمادی بعد دوم معمولاً به روانرنجورخویی در مقابل ثبات هیجانی وی مربوط میشود، یعنی اینجا دو عامل اصلی و بزرگ آیزنگ که شصت سال پیش طرح شده است، وجود دارد. بعد سوم به طور کلی به عنوان موافقت تفسیر شده است(تیوپس و کریستال، 1961؛ نورمن، 1963؛ گلدبرگ، 1981؛ کوستا و مککری، 1985). با این وجود، به نظر می رسد مفهوم موافقت برای بعدی که به منظور نشان دادن جنبههای انسانی فرد ظاهر می شود، مفهوم سستی باشد. این بعد با نوع دوستی، مهرورزی، مراقبت و حمایت عاطفی، در انتهای یک بعد، و خصومت، بی تفاوتی به دیگران، خودمحوری، کینهورزی و حسادت در طرف دیگر بعد مشخص میشود. چند سال پیش گیلفورد و زیمرمن (1949) مساعدت یا رفاقت را به عنوان صفت اولیه پیشنهاد کردند. فیسکه(1949) همنوایی(با هنجارهای اجتماعی) را پیشنهاد نمود. دیگمن و تاکوموتوچوک(1981) با نادیده گرفتن مفهوم موافقت و تعلیم پذیری ذاتی آن، مفهوم همراهی دوستانه در مقابل فقدان همراهی خصمانه برای این بعد پیشنهاد دادند. درک ماهیت بعد چهارم مشکلات زیادی دارد. خیلی از نویسندگان این بعد را وجدانیبودن پیشنهاد نمودهاند. با این وجود، همانطوری که دیگمن و اینوی(1986)خاطر نشان ساختهاند وجدانیبودن به عنوان یک مقیاس در تحقیق و نیز در تعریف لغوی آن در لغتنامه هردو مبهم هستند. و همچنین در مطالعات این بعد از نظر شکلی هر دو بعد سوم و چهارم را دربرمیگیرد. به طور کلی، با وجدان بودن به عنوان انتخاب کلی در نظر گرفته شده و تفسیر می شود. بعد پنجم به طور گوناگون تفسیر شده است: مثلا عقل(گلدبرگ، 1981؛ دیگمن و اینوی، 1986) هوش(بورگاتا) و پذیرندگی(کاستا و مککری) کل تعابیر گفته شده اینها هستند. از این رو این بعد از عوامل به حیطه های کم و بیش مربوط به هم اشاره میکند. زیرا مجموعه مقیاسهای کوستا و مککری به ویژگیهای گوناگونی از پذیرندگی تأکید دارند(به عنوان مثال پذیرا بودن نسبت به احساسات و عقاید جدید، انعطافپذیری در افکار و آمادگی برای آزادی در تخیل) (دیگمن، 1990). در ادامه هر یک از این عاملها را بیشتر توصیف خواهیم کرد:

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

اولین عامل برونگرایی میباشد که البته تسلطگری-تسلطپذیری و یا شادخویی نیز نامیده شده است(جان، 1990). این عجیب نیست که برونگرایی یکی از پنج عامل بزرگ است. زیرا، هر زمانی که پرسشنامهای در حیطه شخصیت تحلیل عامل میشود این عامل به طور معمول پیدا شده است(واتسون و کلارک، 1997).و همچنین برونگرایی به عنوان یکی از مهمترین عامل شخصیت، بسیاری از رفتارهای اجتماعی را پیشبینی میکند. اگر از یک فرد برونگرا سوال شود که چه چیزی در زندگی برایش ارزشمند است پاسخ اغلب شادی و یک زندگی هیجان انگیز خواهد داد(دولینجر، لئونگ و اُلیسنی، 1996). یک مطالعه که تعامل اجتماعی افراد را بررسی میکرد، نشان داد که افراد برونگرا نسبت به آنهایی که برونگراییشان پایین بود نه تنها تعامل اجتماعی بیشتری دارند بلکه کنترل بیشتری بر تعاملاتشان را گزارش کردهاند(بارت و پیتروموناکو، 1997). دوستان افراد برونگرا، مهربانی، شوخطبعی، خونگرمی و پرحرفی را جز ویژگیهای این افراد بیان کردهاند(مککری و کاستا، 1987). در یک گروه، عضو برونگرا به عنوان فردی که سهم عمدهای در کارهای گروهی دارد از طرف اعضای گروه معرفی شده است(بریو استیوت، 1997). در بین دانشجویان قفقازی و آمریکا-آسیایی، افراد برونگرا در مقایسه با افراد دورنگرا تمایل بیشتری برای رابطه جنسی بدون تعهد داشتند و همچنین تجربه جنسی بیشتری گزارش کردند(رایتو ریس، 1997).
برونگرایی ویژگی هست که توسعه ارتباط اجتماعی را در دروه تحصیلی پیشبینی میکند زیرا آنهایی که صفت برونگرایی بیشتری دارند سریع با سایر افراد دوست میشوند. یک جنبه از برونگرایی یعنی کمرویی پایین، شکست عشقی را در طول سال اول دانشگاه پیشبینی میکند؛ در حدود یک مورد از سه دانشجوی خجالتی در مقایسه با سه مورد از چهار دانشجوی کمتر خجالتی. همچنین یک مطالعه طولی در سوئد و آمریکا نشان داد که بچههای خجالتی نسبت به بچههای کمتر خجالتی نمیتوانند در اوایل بزرگسالی ازدواج کنند(کر ، لامبرت و بن،1996).

برونگرایان اغلب شاد به نظر میرسند و در واقع تجربه هیجانهای مثبت به عنوان هسته اصلی ویژگیهای برونگرایی بیان شده است: شاید برونگرایان از لحاظ زیستی در مقایسه با سایرین بیشتر به لذت علاقمند هستند. همچنین باید خاطر نشان نمود که برونگرایان، خوشحال ساکت نیستند بلکه شادکامی فعال و پرانرژی را دارند که خاص صفت برونگرایی است(واتسون و کلارک، 1997).
موافقت که گاهی اوقات سازگاری اجتماعی نیز به آن گفته میشود(جان، 1990) به شخصیت توافقی و مهربان، کسی که از خصومت دروی میکند و به همراهی و حمایت کردن دیگران تمایل دارد، اشاره میکند. دوستان اشخاص موافقت، همدردی و دلسوزی را برای این افراد و در مقابل ویژگیهای بدگمانی، بیرحمی و عدم مشارکت و همکاری را برای افرادی که موافقت پایینی داشتند، برشمردند (مککری و کاستا، 1987). در یک بررسی مربوط به ارزشهای انسانی، افرادی که نمره موافقت بالایی داشتند بخشندگی، محبت آمیزی و کمککنندگی را به عنوان ارزشهای انسانی گزارش کردند(دولینجر، لئونگ و اُلیسنی، 1996). همچنین تعارض کمتری را در روابط بین فردی گزارش کردند زیرا وقتی تعارض رخ میدهد باعث کاهش اعتماد به نفسشان میشود(بارت و پیتروموناکو، 1997). اشخاص دارای موافقت بالا از تلاش مستقیم برای نشان دادن قدرت خود به عنوان ابزاری برای حل تعارضات با دیگران، اجتناب میکنند. البته این مورد درمردان بیشتر است(گرازیانو، جنسن-کمپبل و هیر، 1996).در مطالعهی، دانشجویان دارای صفت موافقت بالا تعامل بیشتری را با خانواده و کمترین درگیری را با جنس مخالف گزارش کردند(اسندورپ و ویلفرز، 1998).
روانآزردهگرایی افرادی را توصیف میکند که معمولاً از هیجانهای منفی چون نگرانی و ناامنی رنج میبرند(مککری و کاستا، 1987). این افراد از لحاظ هیجانی ناپایدارند و در مقابل، افرادی که در قطب مخالف این عامل(روانآزردهگرایی پایین) قرار دارند، به لحاظ هیجانی پایدار هستند. عامل اخیر پایداری هیجانی، کنترل هیجانی و یا نیرومندی خود نامیده شده است(جان، 1990). افراد دارای روانآزردهگرایی پایین نسبت به قطب مخالف، شادتر هستند و رضایت از زندگی (دینو و کوپر، 1998؛ هیلز و آرگیلی، 2001؛ اشمیت و ریف، 1997 ) و همچنین از رضایت زناشویی بالاتری برخوردارند(بوچاردو همکاران، 1999)در آلمان و آمریکا اشخاص روانآزردهگرایی پایین بهزیستی روانی بالایی را گزارش کردهاند(اشتاودینگر و همکاران، 1999). افراد روانآزورده از همسران خود ناراضی و علاوه بر مشکلات فروانی در روابط و تعهد زناشویی، از اعتماد به نفس پاینی رنج میبرند(کارنی و بردبوری، 1995؛ کاردک،1997).
مطالعهای نشان داد اشخاصی که در انجمنهای خاصی به عنوان روانآزردهگرایی بالا طبقهبندی شدهاند رویدادهای ناخوشایندی بیشتری در خانواده، دوستان، اقات فراغت و حیطه مالی گزارش کردند که این ممکن است خلق معمولاً منفیشان را تبیین کند.(دیوید و همکاران، 1997) همچنین روانآزردهگرایی در افراد دارای اختلالات گوناگون بالا است که با توجه به ویژگیهای این عامل قابل درک میباشد( کلاریج و داویدس، 2001).
مسئولیتپذیری که وجدانی بودن و کنترل تکانه نیز گفته میشود(جان، 1990) تفاوت افراد را در نظم و ترتیب و خود انضباطی توصیف میکند. همچنین پاکیزگی و بلندپروازی جزء ویژگیهای افراد مسئولیتپذیر است(دولینگر و همکاران، 1996). این اشخاص به وسیله دوستان خود، افرادی سازمانیافته، وقتشناس و پرتوقع توصیف شدهاند(مککری و کوستا، 1987). دانش آموزانی که دفتر یادداشت منظمی برای انجام بموقع تکالیف خود دارند نمره بالای در مسئولیتپذیری کسب میکنند و به طور کلی مسئولیتپذیری دانشآموزان برانگیزانندهی کسب موفقیت است(دیگمن، 1990). به همین دلیل صفت مسئولیتپذیری در مدارس و سایر سیستم های منجر به افزایش عزت نفس اشخاص دارای این خصوصیات میشود(مککری، کاستا و دی، 1991).
مسئولیتپذیری درآمد، موقعیت و رضایت شغلی بالا را پیشبینی میکند(جاج وهمکاران، 1999). مسئولیتپذیری کارگران با کسب موفقت بیشتر(بریک و مانت، 1991؛ 1993) رضایت کارفرما (بریک و مانت، 1996) و همچنین رضایت از زندگی(دینو و کوپر، 1998) گزارششده است. همچنین کارمندان مسئولیتپذیر سوابق کارایی بهتر داشتند(جاج و همکاران، 1997). در بین افسران پلیس، مسئولیتپذیری پایین با انواع سوءرفتاری همچون سوءرفتاری جنسی، سرپیچی از اجرای دستورات، سرقت و سایر رفتارهای غیرحرفهای مرتبط بوده است(سارچینی و همکاران، 1998). جدا از عملکرد تحصیلی و شغلی، مسئولیتپذیری با روابط خانوادگی و رفتارهای سالم ارتباط دارد. افراد تازه ازدواج کردهی که در مسئولیتپذیری نمره بالایی گرفتند نسبت به قطب مخالف خود کمتر در معرض خیانت جنسی هستند(باس و شاکیلفورد، 1997). زنان مسئولیتپذیر با وجود ترسشان از سرطان پستان بیشتر ماموگرافی انجام دادهاند.(شوارتز و همکاران، 1999)
توصیف عامل پذیرندگی نسبت به تجارب جدید بسیار دشوار است زیرا همانند بقیه عاملها در مکالمات روزانه مردم خیلی بکار برده نمیشود(مککری، 1990). متخصصان اسامی مختلفی برای این عامل استفاده کردهاند: فرهنگ، عقل، تمایلات روشنکرانه،هوش، تخیل(جان، 1990؛ اسنید و همکاران، 1998). مردم عادی این عامل را با عبارتها چون هنرمندانه، کنجکاو، تخیلی، روشنگری، اصیل و دارای علایق گسترده(اسنید و همکاران، 1998). ارزشهای لیبرال اغلب همسو با این عامل است. اشخاص دارای پذیرندگی بالا، تخیلی بودن، روشنفکری و داشتن یک جهان زیبا به عنوان ارزش خود گزارش کردهاند. در مقابل افراد دارای پذیرندگی پایین پاکیزگی، مطیع بودن و امنیت ملی را گزارش کردهاند(مککری و کاستا، 1992؛ دولینگر و همکاران، 1996).
خلاقیت در بین افراد پذیرا نسبت به تجربه جدید بیشتر و در بین اشخاص موافقت کم است(کینگ و همکاران، 1996). افراد خلاق، کنجکاو و پذیرا نسبت به تجارب جدید احتمالاٌ بیشتر راحلهای منطقی برای مسائل خود پیدا میکنند. در محل کار ، خلاقیت زمانی ممکن است بیشتر آشکار شود که کارمندان به جای داشتن انتظارات بسیار ساختاریافته دارای جنبههای منعطف و حتی مبهم، در اهداف و راه های دستیابی به این اهداف، باشد(جورج و ژو، 2001).
روش های سنجش شخصیت
نظریهپردازان شخصیت روش های منحصر به فردی را برای سنجش شخصیت ابداع کردهاند، شیوههایی که مناسب نظریههای آنهاست که بهوسیله این روشها دادههایی را به دست آوردند و تدوینهای خود را بر پایه آنها قرار دادند. بدین ترتیب از رویکردهای عمده به سنجش شخصیت میتوان به روش های فرافکن اشاره کرد که عمدتاً توسط روانشناسان بالینی برای کار با اشخاصی که از نظر هیجانی آشفته هستند ساخته شده است. روش های فرافکن با الهام از تأکید فروید بر اهمیت ناهشیار، سعی دارد بخش نادیدنی شخصیت ما را کاوش کنند. نظریه زیربنایی شیوه های فرافکن این است که وقتی محرک مبهمی را به ما نشان میدهند، مثل لکهای جوهر یا تصویری که میتوان آن را به چند طریق درک یا تعبیر کرد، نیازها، ترسها و ارزشهایمان را هنگامی که ما میخواهند آن را توصیف کنیم، به آن محرک فرافکن خواهیم کرد. علاوه بر روش های فرافکن، شیوه سنجش اغلب شامل مصاحبههای بالینی است. بالاخره، منطقی است اگر فرض شود که میتوان به وسیله صحبت کردن با شخصی که مورد ارزیابی قرار میگیرد و پرسیدن سوالهای مربوط به موضوع درباره تجربه های زندگی گذشته و حال، روابط اجتماعی و خانوادگی و مسائلی که باعث شدهاند فرد جویای کمک روانشناختی باشد، اطلاعات باارزشی را بدست آورد. رویکرد عمده دیگری به سنجش شخصیت، رویکرد رفتاری است که یک مشاهدهگر رفتار شخص را در موقعیت معینی ارزیابی میکند. و در نهایت رویکرد پرسشنامههای خودسنجی که از افراد میخواهند با پاسخ دادن به سوالهایی در باره رفتار و احساسهایشان در موقعیتهای گوناگون، دربارهخودشان گزارش دهند. بیشترین سهم در رویکرد پرسشنامههای خودسنجی مربوط میشود به پرسشنامههای رویکرد عاملی، که صفات شخصیت را اندازهگیری میکند. هر یک از نظریهپردازان رویکرد عاملی آزمونهای را برای سنجش ویژگیهای مربوط به نظریههای خودشان ساختهاند که در ذیل این آزمونها را به اختصار معرفی میکنیم
آزمونهای رویکرد عاملی
پرسشنامه 16عاملی کتل(PF 16)
کتل بر مبنای نتایج پژوهشهای تحلیل عوامل، تعدادی پرسشنامه

دیدگاهتان را بنویسید