پایان نامه علامه طباطبائی، آسایش و راحتی

هرکس امروز در فتنه دنیا افتد و مبتلای به محبت آن گردد و نتواند از این محبت دل ببرد فردای قیامت نیز از او دل نخواهد برید و با دنیا به دوزخ خواهد رفت. پس حق این است که هر مصیبتی که به آدمی می‌رسد، محبت دنیا را از دل کم کند و شوق آخرت و لقای آفریدگار را زیاد نماید و این یکی از آثار ابتلاء و امتحان الهی است.
4-1-10. از بین رفتن سستی و به وجود آوردن عزم و اراده
یکی از رذایل اخلاقی سستی و خودباختگی در برابر ناملایمات و تسلیم شدن در برابر آن‌ها است؛ یکی از آثار مهم ابتلاء بر نفس آدمی، پیدا شدن روحیه شجاعت، استقامت و مقاومت در برابر مشکلات و موانع زندگی است. امام علی( علیه اسلام) از این حقیقت در قالب مثالی زیبا پرده برمی‌دارند:
حضرت علی (علیه السلام) در نامه‌ای که به والی بصره-عثمان بن حنیف- می‌نویسد: «إِلَّا وَ إِنَّ الشَّجَرَهَ البَرِّیَّهَ أصلَبُ عُوداً وَ الرَّوَاتِعَ الخَضِرَهَ أرَقُّ جُلُوداً وَ النَّابِتَاتِ العِذیَهَ أقوَی وَ قُوداً وَ أبطَأ خُمُودا» ، آگاه باشید! همانا درختان بیابانی، چوبشان سخت تر و درختان کناره جویبار، پوستشان نازک تر است، درختان بیابانی که با باران سیراب می‌شوند، آتش چوبشان شعله ورتر و پر دوام تر می‌باشد. از فرمایش امیرالمؤمنین(علیه السلام) می‌توان نتیجه گرفت که انسان‌های رنج دیده و سرد و گرم چشیده روزگار طاقت و قدرت تحملشان از افراد نازپرورده و در تنعم بزرگ شده، بیشتر است و انسانی که در معرض امتحانات الهی و سختی‌ها و دشواری‌ها قرار گرفته بسان درختی است که در دل بیابان‌های خشک و در معرض بادهای سوزان قرار می‌گیرد به طور مسلّم چنین درختی، در مقابل ناملایمات مقاومت خاصی پیدا می‌کند. درحالی که درخت لب جویبار از مقاومت اندکی برخوردار است و در برابر تشنگی و خشکسالی و باد‌های ویرانگر، مقاومت و توانایی زیادی ندارد. «چرا که سختی‌ها، بیدار کننده انسان‌های خفته و تحریک کننده عزم‌ها و اراده‌ها است. شدائد هم چون صیقلی که به آهن و فولاد می‌دهد، هرچه بیشتر با روان آدمی تماس گیرد، او را مصمم‌تر و فعال‌تر و برنده‌تر و در برابر سختی‌ها مقاوم‌تر می‌کند» .
حضرت علی(علیه السلام) در وصف متقین می‌فرمایند: «نزلت أنفسهم منهم فی البلاء، کما نزلت فی الرخاء» ، در سختی چنان به سر می‌برند که گوئی در آسایش و خوشی هستند . بنابر گفته حضرت اهل تقوا به قضای الهی راضی بوده در بلایا و شدائد، مثل خوشی و آسایش راضی و خشنودند و آسایش و راحتی آنان با گرفتاری و سختی‌هاشان یکسان می‌باشد و در نتیجه رضایت به قضای الهی روحیه مقاومت در برابر شدائد و مشکلات در آنان ایجاد شده است. بنابراین «خداوند مؤمنان را در بوته آزمایش قرار می‌دهد آن هم آزمایش‌های مالی و جانی و روحی تا مثل پولاد، آبدیده و دارای عزم و اراده پولادین شوند و در برابر دشواری‌ها و اندوه‌ها، صبور و مقاوم باشند و درگیر و دار مصائب مأیوس نگردند» .
بنابراین می‌توان چنین نتیجه گرفت که اگر انسان بتواند درمقابل این مصیبت‌ها مقاومت کند، نفسش صیقل زده و اراده اش قوی می‌شود، تقویت روح برایش پیدا می‌شود، و در نتیجه برای او استکمال پیدا می‌شود و هدف از خلقت انسان‌ها نیز همین استکمال است امّا اگر نتواند بر مشکلات فائق آید، این مشکلات مثل سیل او را می‌برد. جزع و فزع می‌کند تا آن جا که کم کم به سرحد کفر می‌رسد.
4-1-11. پاکی و دوری از گناه
وقتی بنده‌ای به راه تزکیه اخلاقی گام نهاد و حرکت را آغاز کرد باید ابتدا نفس را از گناه پاک گرداند. رنج بلاء موجب پاک شدن رنگ گناه از قلب و زدوده شدن بوی عصیان از عضو گناهکار می‌شود. رسول الله (صلی الله علیه و آله) فرمود:
«مَلعُونٌ کُلُّ مالٍ لا یزَکّی، مَلعُون کُلُّ جَسَدٍ لا یزَکّی و لو فی کُلِّ اَربَعینَ یوماً مَرهً. فقیلَ یا رَسولِ الله امّا زَکاهُ المالِ فَقَد عَرَّفَنا‌ها فَما زَکاهُ الاَجسادِ، فَقالَ لَهُم: أَن تُصابَ بِآفهٍ فَتَغَیرت وُجوه الَّذینَ سَمَعوا ذلِکَ مِنهُ فَلَمّا رَآهُم قَد تَغَیرَت اَلوانَهُم قال لَهُم اَتَدروُنَ ما عَنَیتُ بِقولٍ. قالوا: لا یا رسول الله. قالَ بَلی الرَّجُلُ یخدَشُ الخَدشَهَ وَ ینکَبُ النَکبه و یعثَر العَثرَهَ وَ یمرُضُ المَرضَهَ وَ یشاکُّ الشَّوکَهَ وَ ما اَشبَهَ هذا حتّی ذُکِرَ فی حَدیثِه اختِلاجُ العَینِ.»
لعنت شده است ثروتی که پاک نمی‌شود. لعنت شده پیکری که پاک نمی‌شود. اگر چه در هر چهل روز یکبار. گفته شد ای پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) زکات دارایی را به ما شناسانده‌ای، اما زکات و پاکی بدن چیست؟ فرمود: این که آفتی به آن برسد. پس چهره کسانی که شنیدند، دگرگون شد. وقتی پیامبر این دگرگونی را دید، فرمود: آیا منظورم را دریافتید؟ گفتند: نه‌ای پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله). فرمود: آری. مرد زخمی می‌شود، یا دگرگونی ناپسندی یا برآمدگی، یا بیماری یا خواری، تا این که در حدیثش آمده خلجانی در چشم.
حضرت علی (علیه السلام) فرمود: «انَّ لله تعالی فِی السَّرّاءِ نِعمَهُ الافضالِ و فِی الضَّرّاءِ نِعمهُ التَّطهِیر.»
امام صادق (علیه السلام) فرمود: «انَّ العَبدَ المُومنَ لَیهتَمَّ فی الدُّنیا حَتّی یخرَج ٌمِنها و لاذَنبَ لَه» بی‌تردید بنده مومن در دنیا دچار اندوه می‌شود تا این که وقتی از دنیا می‌رود گناهی نداشته باشد.
حضرت زهرا (سلام الله علیها) فرمودند: «یطَهِرونَ مِن ذُنُوبِهِم بِالبَلایا و الرَّزایا» با گرفتاری‌ها و رنج‌ها از گناهان پاک می‌شوند.
و همچنین ابا عبدالله (علیه السلام) فرمودند: «لا تَزال الغُمُوم و الهُمُوم بِالموُمِن حتّی لاتَدَع لَه ذَنباً» همواره غم و اندوه به مومن می‌رسد تا گناهی برایش نماند.
4-1-12. توبه و بازگشت به خدا
قلبی که آلوده به گناه باشد هرگز توانایی گام گذاشتن به مسیر تزکیه اخلاقی ندارد. همان‌طور که در فصل قبل گفته شد یکی از راه‌های تزکیه نفس از گناه، توبه است؛ و یکی دیگر از آثار مفید و ارزشمندی که ابتلاء و آزمایش در انسان دارد توبه و بازگشت به سوی خداوند است، چه بسیار افرادی که سختی‌ها و مشکلات موجب اصلاح و توبه آنان شده است. توبه در واقع انقلاب درونی است که در نتیجه حصول معرفت و بیداری در قلب آدمی پدیدار می‌شود و روی دل را به سوی درگاه الهی می‌گرداند در نتیجه این انقلاب درونی، قلب از تیرگی معاصی تصفیه شده و از مرگ معنوی نجات می‌یابد و این انقلاب گاه به وسیله بلاها و شدائد صورت می‌گیرد. بنابراین بلاها غیر از کارکرد تکاملی شان، کارکرد دیگری نیز در زمینه پاک کردن و تزکیه نفس از گناهان دارند. امام باقر (علیه السلام) می‌فرمایند: «لما نزلت هذه الآیه «مَن یَعمَل سُوءاً یُجزَ بِهِ» قال بعض أصحاب رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): ما أشدها من آیه، فقال لهم رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): أما تبتلون فی أموالکم و أنفسکم و ذراریکم قالوا: بلی- قال: هذا مما یکتب الله لکم به الحسنات- و یمحو به السیئات» ، وقتی این آیه نازل شد که «هرکس عمل بدی انجام دهد، کیفر آن را می‌بیند» بعضی اصحاب پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)گفتند: آیه‌ای سخت تر از این نیست! پس پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)به آنان فرمود: آیا در اموال و جا‌ن‌ها و خانوده تان دچار مصیبت می‌شوید؟ گفتند: بله، حضرت فرمود: این از آن چیزهایی است که خداوند به وسیله آن، برای شما حسنه می‌نویسد و به وسیله آن بدی‌ها را محو می‌کند.
قرآن کریم می‌فرماید: «ظَهَرَ الفَسَادُ فیِ البرِّ وَ البَحرِ بِمَا کَسَبَت أیدِی النَّاسِ لِیُذِیقَهُم بَعضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُم یَرجِعُون» ، به سبب اعمال مردم، فساد در خشکی و دریا آشکار شد تا به آنان جزای بعضی از کارهایشان را بچشاند، باشد که بازگردند. علامه طباطبائی(ره) در تفسیر این آیه می‌نویسد:
«مراد از فساد در زمین، مصائب و بلاهای عمومی است که یکی از مناطق را فراگرفته، مردم را نابود می‌کند، چون زلزله، قحطی، نیامدن باران، بیماری‌ها، جنگ‌ها و غارت‌ها و سلب امنیت و خلاصه هر بلایی که نظام آراسته و صالح جاری در عالم را برهم می‌زند و جمله «بِمَا کَسَبَت أیدِی النَّاسِ» یعنی این فسادها به سبب اعمال مردم است به خاطر سرکشی و عصیانشان و به جهت گناهانی که مرتکب می‌شوند و این که فرمود «لَعَلَّهُم یَرجِعُون» معنایش این است که خداوند آن چه را می‌چشاند برای آن است که شاید از گناهان دست بردارند به سوی توحید و اطاعت برگردند.»
خداوند در آیه 37 سوره بقره راه بازگشت به سوی خود را با القاء کلمات به آدم و نسل او آموخت «فَتَلَقَّی ءَادَمُ مِن رَبِّهِ کَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَیهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیم»، آدم از پروردگار خود کلماتی آموخت و خداوند او را بخشید زیرا که وی توبه پذیر و مهربان است. خداوند پس از ابتلای آدم با تعلیم کلماتی به او فهماند که راه بازگشت باقی است یعنی اگر انسان خطایی را مرتکب شود می‌تواند به سوی خدا بازگشت کند و خود را از هلاکت نجات دهد. صاحب کتاب بحرالمعارف می‌نویسد: «چه بسا حضرت حق از طریق عنایتی که به انسان دارد هر صبح و شام می‌فرماید:
ای که پیوند با ما را رها کرده‌ای، بازگرد. ای که بر دوری از ما سوگند خورده‌ای بازگرد. ما شیطان را بدین ترتیب از تو دور ساخته‌ایم که بر تو سجده نکرد شگفتا که چگونه با او درساخته‌ای و از ما دوری جسته ای! وای برتو، تو را قدر و پایه‌ای است که شب قدر بدان آگاه نیست» .
از آن‌جا که دنیا ظاهری فریبنده و زیبا دارد و باطنی دردآسا و انسان‌ها به خاطر تنگ نظری و ضعف ایمان و عقیده به مظاهر دنیا روی می‌کنند و محبوب را از یاد می‌برند ولی با این حال خداوند متعال که نسبت به بندگانش رئوف و غفور است و دوست دارد همه به سعادت و کمال ابدی برسند مقدمات برگشتن آنان را فراهم می‌نماید و برای این که بندگان را از غروری که پیدا کرده‌اند؛ بیدار کند، آنان را در مصائب و سختی‌ها قرار می‌دهد تا علاوه بر دست کشیدن از گناهان راه توبه را در پیش گیرند و به درگاه حق تضرع کنند . خداوند در این باره می‌فرماید: «أوَ لَا یَرَونَ أنَّهُم یُفتَنُونَ فیِ کُلّ عَامٍ مَّرَّهً أَو مَرَّتَین ثُم لَا یَتُوبُونَ وَ لَا هُم یَذَّکَّرُون» ، آیا منافقین نمی‌بینند که در هر سالی یکی دو بار آن‌ها را مورد آزمایش قرار می‌دهیم و باز هم از کردارهای زشت خود پشیمان نشده و توبه نمی‌کنند و هیچ به یاد خدا نمی‌افتند. بنابراین هدفی که آیه شریفه در صدد بیان آن است توبه کردن و متذکر شدن انسان در سایه امتحان‌های سخت و بزرگ (چون در هر سال یکی دوبار است) است تا از گذشته خود توبه کند و برای آینده عزم خود را راسخ نماید.

                                                    .