پایان نامه علامه طباطبائی، پاداش و کیفر

دانلود پایان نامه

در نتیجه می‌توان گفت فتنه، امتحانی است از جانب خداوند، تا افراد بر طبق آنچه که در عمل ظاهر می‌سازند عذاب و پاداش داده شوند و نه براساس علم ازلی.
2-1-2-2. امتحان
امتحان در لغت به معنای آزمودن است. این واژه از ریشه «مَحَنَ» از باب افتعال به معنای گداختن گرفته شده است.«امتَحَنت الفضه؛ یعنی طلا را در آتش قرار دادم تا آزمایش شده و خالص شود». امتحان با توجه به معنای ریشه آن در مواردی به کار می‌رود که با سلب آسایش ظاهری همراه است. به گفته برخی تصفیه و تلخیص از آثار و لوازم امتحان است.
واژه امتحان در قرآن تنها دو بار به کار رفته است.
الف- خالص نمودن«إِنَّ الَّذیِنَ یَغُضُّونَ أصوَاتَهُم عِندَ رَسُولِ اللهِ أولَئکَ الَّذینَ امتَحَنَ اللهُ قُلُوبَهُم لِلتَّقوَی لَهُم مَّغفِرَهٌ وَ أجرٌ عَظِیم» ، آنان که نزد رسول خدا به صدای آرام و آهسته سخن گویند آن‌ها هستند که در حقیقت خدا دل‌هایشان را برای تقوا آزموده، آن‌هایند که آمرزش و اجر عظیم دارند.
ب- آزمایش نمودن «یَا أیُّها الَّذِینَ ءَامَنُوا إِذَا جَاءَکُمُ المُؤمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامتَحِنُوهُنَّ اللهُ أعلَمُ بِإِیمَانهِن» ، ای کسانی که ایمان آورده اید، زنانی که به عنوان اسلام و ایمان (از دیار خود) هجرت کرده و به سوی شما آمدند(ممکن است جاسوس باشند) شما از آن‌ها تحقیق کرده و امتحانشان کنید و البته خدا به (صدق و کذب) ایمانشان داناتر است.
در واقع امتحان، قرار دادن انسان‌ها در بستر حوادث است تا بتوانند به کمال لایق خود برسند. علامه طباطبائی(ره) امتحان را به معنای ابتلاء می‌دانند و می‌نویسند:
«امتحان به معنی ابتلاء و آزمایش است و امتحان به منظور تحصیل علم درمورد شیء مجهول به کار می‌رود و چون این معنا درمورد خدای متعال محال است ناچار باید گفت مراد از امتحان در این جا تمرین دادن است و یا امتحان را به معنای محنت و مشقت دادن به قلب معنا کنیم و بگوئیم خداوند این مشقت‌ها را به دل‌ها تحمیل می‌کند تا قلب‌ها به تقوا عادت کنند.»
2-1-2-3. تمحیص
تمحیص از دیگر واژه‌های است که قرآن کریم در سوره آل عمران هدفش را با ابتلاء مشترک بیان می‌کند: «وَ لِیُمَحِّصَ اللهُ الَّذِینَ ءَامَنُوا…» ، و تا مؤمنان را پاکیزه گرداند. تمحیص که از ماده مَحَصَ می‌باشد، به معنای پاک کردن یک شیء از عیوبی است که در آن می‌باشد «مَحَصَ الشیء؛ ناخالصی‌های آن شی را گرفت» .
«التمحیص: الابتلاء و الاختیار» تمحیص به ابتلاء و اختیار نیز معنی شده است. در الدر المنثور سیوطی آمده است که «عن ابن عباس:«ولیمحص الله الذین آمنوا»، قال یبتلیهم» ، یعنی ابن عباس در تفسیر آیه گفت: خداوند مؤمنان را امتحان می‌کند.
امام حسین(علیه السلام) می‌فرمایند:«النَّاسُ عَبِیدُ المَالِ وَ الدِّینُ لَعِقٌ عَلَی ألسِنَتِهِم یَحُوطُونَهُ مَا دَرَّت بِهِ مَعَایِشُهُم فَإِذَا مُحِّصُو بِالبَلَاءِ قَلَّ الدَّیَّانُون» یعنی مردم بنده مال هستند و از دین تنها اسمی بر زبان دارند و تا وقتی که برکامشان است به گرد دین می‌چرخند و زمانی که با بلاء و معصیت امتحان می‌شوند، دینداران کم می‌شوند. بنابراین می‌توان تمحیص را با ابتلاء مترادف دانست.
مرحوم علامه طباطبائی(ره) در تفسیر خود در ارتباط تمحیص با امتحان می‌نویسند:«وقتی برای مؤمن امتحان پیش می‌آید و باعث می‌شود فضائل درونی از رذائل جدا گردد و یا آن که یک جامعه مورد امتحان واقع می‌شود و به این وسیله مؤمنان از منافقان جدا گردند نام این امتحان تمحیص است.»
بنابراین از دیدگاه علامه طباطبائی(ره) «تمحیص» گونه‌ای از امتحان است که در مؤمنین موجب تمییز فضیلت از رذیلت و در جامعه باعث نمایان شدن خط ایمان از خط نفاق می‌شود و می‌توان گفت که تمحیص همان چیزی بود که در جنگ اُحد اتفاق افتاد و در طی آن مؤمنان از منافقان واقعی شناخته شدند. «ثُمَّ أنزَلَ عَلَیکُم مِّن بَعدِ الغَمّ أمَنَهً نُّعَاساً یَغشیَ طَائفَهً مِّنکُم وَ طَائفَهٌ قَد أهَمَّتهُم أنفُسُهُم یَظُنُونَ بِاللهِ غَیر الحَقّ ظَنَّ الجَهِلِیَّهِ یَقُولُونَ هَل لَّنا مِنَ الأمرِ مِن شیءٍقُل إِنَّ الأمرَ کلُّهُ لِلَّهِ یخفُونَ فیِ أنفُسِهِم مَّا لَا یُبدُونَ لَکَ یَقُولُونَ لَو کَانَ لَنَا مِنَ الأمرِ شیءٌ مَّا قُتِلنَا هَهُنَا قُل لَّو کُنتُم فی بُیُوتِکُم لَبَرَزَ الَّذِینَ کُتِبَ عَلَیهِمُ القَتلُ إِلیَ مَضَاجِعِهِم وَ لِیَبتَلیِ اللهُ مَا فی صُدُورِکُم وَ لِیُمَحِّصَ مَا فی قُلُوبِکُم وَ اللهُ عَلِیمُ بِذاتِ الصُّدُورِ» ، پس از آن غم و اندیشه، خداوند شما را ایمنی بخشید که خواب آسایش گروهی از شما را فرا گرفت و گروهی که وعده نصرت خدا را از روی جهل و نادانی راست نمی‌پنداشتند هنوز در غم جان خود بودند و از روی انکار می‌گفتند آیا ممکن است ما را قدرت و فرمانی بدست آید؟ بگو ای پیغمبر تنها خدا است که بر عالم هستی فرمانرواست (منافقان سست ایمان که از ترس مؤمنان) خیالات باطل خود را با تو اظهار نمی‌دارند، با خود می‌گویند اگر کار ما به وحی خدا و آئین حق بود شکست نمی‌خوردیم و گروهی در این جا کشته نمی‌شدیم، بگو ای پیغمبر اگر در خانه‌های خود هم بودید باز سرنوشت آنان قضای الهی کشته شدن است از خانه به قتلگاه به پای خود البته بیرون می‌آمدند تا خدا آن چه در سینه پنهان دارند بیازماید و هرچه در دل دارند پاک و خالص گرداند و خدا از راز درون‌ها آگاه است.
2-1-2-4. تمییز
یکی دیگر از واژه‌هایی که مترادف با امتحان و ابتلاء است، واژه تمییز از ریشه «میز» می‌باشد که در لغت به معنای جدا کردن است. «این واژه به دو معنی است یکی جدا کردن و دیگری به معنی نیرویی که در مغز انسان وجود دارد که معانی را استنباط می‌کند و آن‌ها را تمییز می‌دهد» . «لِیَمِیزَ اللهُ الخَبِیثَ مِن الطَّیِّب» ، تا آن که خداوند پلید را از پاکیزه جدا سازد. این یک سنت الهی است که برای همیشه پاک و ناپاک، مخلص و ریاکار، مجاهد راستین و دروغین ناشناخته نمی‌مانند، بلکه سرانجام صفوف از یک دیگر مشخص می‌گردد .
برخی واژه‌ها اختصاصی به امتحان ندارند ولی به نحوی بیانگر اهداف امتحان می‌باشند از جمله:
2-1-2-4-1. نظر
«ثُمَّ جَعَلنَاکُم خَلَئفَ فیِ الأرضِ مِن بَعدِهِم لِنَنظُرَ کَیفَ تَعمَلُون» سپس ما بعد از آنان شما را در زمین جانشین کردیم تا بنگریم که چگونه عمل خواهید کرد. کلمه «لننظر» مسلماً نه به معنی نگاه کردن با چشم است و نه تفکر و نگاه قلبی، چون خداوند از هردو پیراسته است. لکن معنی این است که باید از هرکسی ظاهر شود آن چه در باطن اوست از ایمان، اطاعت و معصیت، چرا که پاداش و کیفر خداوند بسته به طرز رفتار و عمل بنده است. و نکته در این است که سنت امتحان و ابتلاء سنّتی عمومی است که خواه ناخواه جاری خواهد شد.
2-1-2-4-2. تَبَیُّن
«عَفَا اللهُ عَنکَ لِمَ أذِنتَ لَهُم حَتیَ یَتَبَینَ لَکَ الَّذِینَ صَدقُوا وَ تَعلَمَ الکَاذِبِین» ، (ای رسول) خدا تو را ببخشاید چرا پیش از آنکه دروغگویان از راستگویان بر تو معلوم شوند به آنان اجازه دادی؟ (بهتر آن بود که رخصت در ترک جهاد ندهی تا آن را که به راستی ایمان آورده از آن که دروغ می‌گوید امتحان کنی).