پایان نامه علامه طباطبایی، آگاهی مطلق

«تبین» روشن و جدا گشتن است، و از ماده بینونت می‌باشد . در این آیه از تبین به عنوان امتحان برای روشن شدن راستگویان از دروغ گویان، نام برده شده است.
2-1-3. معنای اصطلاحی ابتلاء
علامه طباطبایی(ره) در توضیح لفظ ابتلاء می‌نویسند: «ابتلاء هنگامی به کار می‌رود که امری را به کسی عرضه کنی و اورا در حادثه‌ای بیفکنی تا او را بدین وسیله آزمایش کنی و صفات نفسانیه او برایت ظاهر شود». بنابراین می‌توان گفت مراد از واژه ابتلاء در اصطلاح قرآن عبارت است از مجموعه‌ی برنامه‌های مستمر و مداوم که در رابطه با انسان و عملکرد و رفتار وی جاری است. بنابراین ابتلاء در اصطلاح به معنای امتحان و آزمایش کردن است.
«ذات الهی برای تربیت و پرورش جان انسان‌ها دو برنامه تکوینی و تشریعی دارد و در هر دو برنامه، شدائد و سختی‌ها را گنجانده است. در برنامه تشریعی، عبادات را فرض کرده و در برنامه تکوینی، مصائب را بر سر راه بشر قرار داده است». تا بشر با رو به رو شدن با حوادث و مشکلات استعدادهای نهفته خود را ظاهر نموده، راه سعادت یا شقاوت را بپیماید. «به این ترتیب بدیهی است که می‌توان بر این اوامر و نواهی نام امتحان، بلاء و نظایر آن را اطلاق کرد.»
صاحب کتاب«اللمع فی التصوف» در باب بلاء می‌نویسد: «بلاء عبارت از ظهور امتحان حق نسبت به بنده است به واسطه مبتلاء کردن به ابتلائات از تعذیب و رنج و مشقت.»
2-2. ارکان ابتلاء
ابتلاء سه رکن دارد که هر یک از رکن‌ها، ویژگی‌های مخصوص به خود دارند؛ در اینجا به بیان این ارکان و ویژگی‌های آن‌ها می‌پردازیم:
2-2-1. امتحان گیرنده
آزمایش کننده، عبارت است از شخص یا مقامی والاتر از شخص مورد آزمایش که می‌خواهد اطلاع کاملی از موقعیت مورد آزمایش در برابر واقعیت و یا قانون به دست آورد. سه شرط اساسی برای آزمایش کننده لازم است.
الف) اطلاع کامل از همان واقعیتی که مورد سنجش با موقعیت آزمایش شونده است.
ب) بی‌غرضی کامل که شخص آزمایش شونده را در گرداب انعطاف‌های واقعیت که موضوع آزمایش است کلافه نکند.
ج) مراعات دقیق شخصی که آزمایش می‌شود و تشخیص حالات مثبت و منفی او دربرابر واقعیت‌ها.
از آن جایی که بحث ما درباره آزمایش‌های الهی است قهراً ممتحن، «خدا» خواهد بود که بندگان خود را در معرض آزمایش‌های مختلف قرار می‌دهد. «وَ لَنَبلُونَّکُم بِشَئٍ مِّنَ الخوفِ وَ الجُوعِ وَ نَقصٍ مِّنَ الأموَالِ وَ الأنفُسِ وَ الثَّمَرَاتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرین»، و البته شما را به پاره‌ای از سختی‌ها چون ترس و گرسنگی و نقصان اموال و نفوس و آفات زراعت بیازماییم، و صابران را بشارت و مژده بده. لذا این شروط به نحو اتم و اکمل در باریتعالی می‌باشد.
2-2-2. آزمایش شوندگان
امتحان شدگان، انسان‌ها هستند که بر اساس ظرفیت و استعدادشان به شیوه‌های مختلف مورد آزمایش قرار می‌گیرند. درمورد آزمایش شوندگان نیز دارا بودن سه شرط لازم است:
2-2-2-1. طاقت و توان
آزمایش باید به اندازه ظرفیت وجود آزمایش شونده باشد. هر عقل سلیمی از گل، توقع گل دادن دارد و از درخت، توقع میوه دادن، هرگز انسان عاقلی را نمی‌بینید که مثلاً از گل رز توقع دادن میوه هلو را داشته باشد چرا که می‌داند در توانش نیست و توقع بیشتر از توان و طاقت، از عاقل قبیح است چه رسد به خدای حکیم. اگر بشر عادی به آزمایش پیامبران و اولیای الهی امتحان شود، مشخص است که از همان ابتدا مردود می‌شود و این گونه آزمایش نمودن از خدای حکیم که به ظرفیت وجودی بشر آگاه است، قبیح می‌باشد. بر همین اساس خداوند متعال می‌فرماید: «لَا یُکلِّفُ اللهُ نَفساً اِلَّا وُسعَهَا»، خدا هیچ کس را جز به اندازه طاقتش مکلف نمی‌کند.
2-2-2-2. اختیار
در صورتی آزمایش و امتحان مفهوم پیدا می‌کند که آزمایش شونده قدرت انتخاب داشته باشد و بتواند بر اساس اختیار خود در ابتلائات الهی یکی از دو راه سعادت و شقاوت را انتخاب نماید.
2-2-2-3. داشتن ابزار شناخت
خداوند در قرآن از گوش، چشم و قلب به عنوان ابزار شناخت نام می‌برد. قرآن کریم می‌فرماید: «وَ اللهُ أخرَجَکُم مِّن بُطُونِ اُمَّهَاتِکُم لَا تَعلَمُونَ شَیئاً وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمعَ وَالابصاَرَ وَالأفِدَه»، و خدا شما را از بطن مادران بیرون آورد در حالی‌که هیچ نمی‌دانستید و به شما گوش و چشم و قلب اعطا کرد. «بدون شک هرگز عالم خارج به درون وجود ما راه نمی‌یابد، بلکه تصویر در روح ما نقش می‌بندد و به این ترتیب همیشه شناخت ما نسبت به جهان خارج به وسیله ابزاری صورت می‌گیرد که از همه مهم‌تر سمع و بصر(چشم و گوش) است. این ابزار آنچه را از خارج دریافته‌اند به ذهن و فکر ما منتقل می‌سازند و ما با نیروی عقل و اندیشه آن را در می‌یابیم و به تجزیه و تحلیل آن می‌پردازیم به همین دلیل در آیه فوق، پس از بیان عدم آگاهی مطلق انسان به هنگام گام نهادن در این جهان، می‌فرماید:

                                                    .