پایان نامه علامه طباطبایی، خودفراموشی

2) تاثیر تزکیه اخلاقی برابتلاء
4-1. تاثیر ابتلاء بر تزکیه اخلاقی
همان‌طور که در فصل پیش ذکر شد تزکیه اخلاقی یکی از اهداف بعثت پیامبران و ضامن سعادت اخروی بشر است؛ به نظر می‌رسد برای رسیدن به این مهم، خدای متعال نیروی کمکی به نام ابتلاء برای ما می‌فرستد که هرگاه غفلت کردیم و یا در این مسیر ناتوان بودیم به کمک ما آید. از این رو ابتلاء بر تزکیه اخلاقی اثر گذار است که در ذیل به بیان آن می‌پردازیم:
4-1-1. گذر از نفس و رجوع به خدا
برای رهایی از رذایل نفسانی و رسیدن به تزکیه اخلاقی و برای پیمودن راه بندگی ورسیدن به مقام قرب الهی راهی پرفراز و نشیب در پیش است و این راهی است که انسان باید از نفس و نفسانیات خود عبور کند و به سوی خدا باز گردد. از این رو فرمود: «عَلَیکُم اَنفُسَکُم» بر شما باد نفستان.
علامه طباطبایی در تفسیر این آیه فرموده علیکم درباره‌ی راه و طریق به کار می‌رود یعنی این راه را بپایید و مراقب آن باشید، پس آیه شریفه راه بازگشت به سوی خدا را نفس انسان معرفی می‌کند.
پروردگار مهربان با ابتلاها و گرفتاری‌ها به انسان کمک می‌کند که نفس خود را بپوید و به مبدا و آغاز هستی که پایان و سرانجام است، برساند. «هُوَ الاوَّلُ وَ الاخِرُ وَ الظّاهِرَ وَ الباطِنُ وَ هُوَ بِکُلِ شَیءٍ عَلیم»
بر این اساس فرمود: «وَ بَلونا هُم بِالحَسَناتِ وَ السَّیئاتِ لَعَلَّهُم یرجِعُون» و ایشان را با نیکی‌ها و ناخوشی‌ها آزمودیم و مبتلا ساختم شاید که بازگردند.
بلاها موجب می‌شود انسان از مفاسدی که نفسانیات برایش پدید آورده دامن برکشد و با شکوفایی استعداد عبودیت که در جانش نهاده شده به سوی خداوند متعال بازگردد.
«ظَهَرَ الفَسادُ َ فی البِرِّ وَ البَحرِ بِما کَسَبَت اَیدی النّاس لِیذقَهم بَعضَ الَّذی عَمَلوا لَعَلَّهُم یرجَعُون» به سبب کردار مردم فساد در آب‌ها و خشکی‌ها آشکار شده، تا سزای بعضی از آن چه انجام داده‌اند به آنان چشانده شود، باشد که بازگردند.
4-1-2. بیداری و یاد حق
سیر از نفسانیت و کبر و خودپرستی تا تزکیه اخلاقی، مراحل و منازلی دارد که خدای تعالی با ابتلاها انسان را در این مراحل سیر می‌دهد و اولین آن‌ها یقظه است.
یقظه یعنی بیداری و هنگامی در انسان پدید می‌آید که از غفلت بیرون آمده و به خدای متعال توجه کند. آزمون‌ها و فراز و فرودهای زندگی عامل کارآمدی است برای این که انسان به یاد خدا افتاده و رو به سوی او کند. خداوند مولای بندگان است و مولا بنده اش را رها نمی‌کند؛ خدای متعال هرگز بنده‌اش را در غفلت رها نمی‌کند و با تلنگرهایی آن‌ها را متذکر می‌سازد.
حضرت علی (علیه السلام) فرمود: «اِذا رَاَیتَ اللهَ سبحانَه یتابِعُ عَلَیکَ البَلا فَقَد اَیقظَکَ…» هنگامی که دیدی خداوند سبحان پیاپی رنج‌ها و گرفتاری‌ها را بر تو می‌فرستد، بی‌تردید تو را بیدار می‌کند.
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «المُومنُ لا یمضِی عَلیه اَربَعوُنَ لَیلَهً اِلاّ عَرَضَ لَه اَمرٌ یحزُنُه و یذَکِّرَ رَبَّه» .
بر مومن چهل شب نمی‌گذرد مگر این که اتفاقی می‌افتد تا او اندوهگین شده و به سبب آن یاد آور حق شود.
بویژه پس از گناهان خداوند بندگان محبوبش را مجازات می‌کند تا در آثار غفلت گناه فرو نماند و برای توبه هوشیار شوند.
امام علی (علیه السلام) فرمودند: «اِنَّ اللهَ یبتَلی عِبادَهُ عِندَ الاَعمالِ السَِّّیئَهِ بِنَقصِ الثَّمَراتِ وَ حَبسِ البَرَکاتِ وَ اِغلاقِ خَزائِنِ الخًیراتِ، لِیتوُبَ تائِبٌ وَ یقلَعَ مُقلِعً وَ یتَذَّکَّرَ مُتَذَکِّرٌ وَ یزدَجِرَ مُزدَجِرٌ» بدرستی که خداوند بندگانش را هنگام گناهان به کاستی در نتایج و ناکامی‌ها و بازداشت برکات و بستن گنجینه‌های نیکی‌ها گرفتار می‌کند، تا توبه کننده توبه کند و دل کننده دل برکند و یادآور شونده یادآور شود. حتی در مواقع غیر گناه که غفلت برخورداری و نعمت بنده را اسیر کرده، ابتلاها او را بیدار و متذکر نعمت می‌کنند. به این علت امام علی (علیه السلام) فرمود: «اِنَّما یعرَفُ قَدرَ النِّعَمِ بمُقاساهِ ضِدِّها» تنها قدر نعمت با مقایسه‌ی ضدش شناخته می‌شود.
بنابراین در مسیر شکوفایی و کشف گوهر عبودیت اولین گام بیداری و تذکر است.
4-1-3. خودیابی و یافتن جایگاه خویش
در قرآن بحث (خودفراموشی) مطرح شده است.«وَ لَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسوا اللهَ فَأنفُسَهُمُ أولَئکَ هُمُ الفَاسِقُون» ، و مانند کسانی مباشید که خدا را فراموش کردند، پس خدا هم آنان را دچار خود فراموشی کرد اینان همان فاسقان‌اند.

                                                    .