پایان نامه علامه طباطبایی، فضایل اخلاقی

3-1-3-4. تزکیه در اخلاق
تزکیه در اصطلاح علم اخلاق عبارت از پاک کردن و پیراستن نفس از نقایص و صفات رذیله و آراستن آن به صفات پسندیده و کمالات نفسانیه است.
با تحلیل اخلاق قرآنی وتزکیه نفس زکیه وراهکارها و آثار و اهداف آن دو، می‌توان نتیجه گرفت که اخلاق توحیدی قرآن کریم، همان تزکیه نفس می‌باشد؛ چرا که تزکیه، قرب الهی و رستگاری وفلاح مطلق را در پی دارد و نتیجه تزکیه اخلاقی، عبودیت حبی و قرب و رسیدن به خداوند متعال است و این همان فلاح مطلق دنیوی و اخروی است. بنابراین طبق نظرصاحب المیزان، تزکیه نفس واخلاق البته نه اخلاق برمبنای نظر مشهورعلمای اخلاق بلکه اخلاق از منظر قرآن کریم به یک معنا است.
«در قرآن کریم مباحث اخلاقی با واژه اخلاق ومشتقات آن مطرح نشده است، وتنها کاربرد این واژه در قران کریم، در دو مورد است، اولین کاربرداین واژه در سوره شعراء است، آن جا که خداوند متعال می‌فرماید: «إِنْ هَذَا إِلَّا خُلُقُ الْأَوَّلِینَ» ودومین کاربرد واژه خلق در سوره قلم است که خداوند متعال در مورد نبی اکرم می‌فرماید «وَ إِنَّکَ لَعَلىَ‏ خُلُقٍ عَظِیمٍ» بنابراین مباحث اخلاقی در قرآن مجید تحت عنوان تزکیه نفس مطرح گردیده است نه تحت عنوان اخلاق.»
با بررسی کتب اخلاقی نیز می‌توان به همین نتیجه رسید؛ زیرا در تمامی مباحث کتاب‌های اخلاقی از آیات تزکیه استفاده شده است و با سیری در کتب تزکیه نفس مشاهده می‌گردد که مطالب این کتاب‌ها نیز از مباحث مختلف پیرامون فضایل اخلاقی و رذایل اخلاقی تشکیل شده است. چنان‌که برخی از پژوهشگران بر این باور هستند که در خصوص تربیت معنوی واخلاقی، قرآن کریم از واژه “تزکیه”ومشتقات آن استفاده کرده است. بدین ترتیب واژه “تزکیه” فراگیرترین واژه‌ای است که قرآن در مورد تربیت اخلاقی به کار برده است.
هدف اخلاق توحیدی قرآن کریم”قرب الهی وابتغای وجه الله”است چنانکه هدف اصلی تزکیه و تهذیب نفس نیز قرب الهی و دستیابی به فلاح مطلق است، بنابراین مسلک سوم اخلاقی همان تزکیه نفس می‌باشد؛ چرا که علامه طباطبایی نتیجه مسلک سوم را عبودیت حبی بیان کرده و بر این باور است که انسان با عبودیت حبی به قرب خداوند متعال می‌رسد.
اخلاق قرآنی به توحید و نفی شرک دعوت می‌کند و منجربه عبودیت محض می‌شود؛
«وثالثها یدعوا الی الحق الذی هو الله، وبینی تربیته علی ان الله سبحانه واحد لا شریک له، و ینتج العبودیه المحضه» «وعلی ان هذا الملک ربما یفترق عن المسکین الاخرین بحسب النتائج،فان بناءه علی الحب العبودی، و ایثارجانب الرب علی جانب العبد» .
در تفسیر سوره یوسف، نتیجه تزکیه اخلاقی، دستیابی به قرب الهی است، درواقع افرادی که خداوند متعال را برای رسیدن به بهشت وفرار از عذاب جهنم، عبادت نمی‌کنند؛ بلکه دلیل عبادت آن‌ها محبت به خداوندمتعال است، در اثر این عبودیت حبی به درجه قرب خداوند متعال نائل می‌گردد، چرا که هیچ حجابی بین آن‌ها وخداوند متعال وجود ندارد؛ زیرا معیار و مبنای کارهای آن‌ها در طول زندگی نه فواید دنیوی بوده و نه فواید اخروی، بلکه ملاک کارهای آن‌ها فقط رضایت الهی بوده است؛ در نتیجه دنیا و ابلیس و هوای نفس در نظر این‌ها ارزشی نداشته و مانعی برای عبودیت آن‌ها نبوده، و آن‌ها به مقام قرب الهی نائل گشته‌اند.
از سوی دیگر در سوره شمس، هدف تزکیه نفس را فلاح و رستگاری دانسته ومعتقد است که انسان در نتیجه تزکیه نفس به فلاح می‌رسد، و در نتیجه این رستگاری، به سعادت دنیوی و اخروی دست می‌یابد؛ چرا که در دنیا در اجتماع اولیای الهی زندگی می‌کند و در آخرت در جوار و قرب پروردگار خویش بوده و مقرب درگاه الهی می‌گردد.
«و الفلاح المطلق أی الظفر بالسعاده و الفوز بالحق و الغلبه علی الشقاء، و ادحاض الباطل فی الدنیا و الاخره، أما فی الدنیا فبالحیاه الطیبه التی توجد فی مجتمع صالح من اولیاء الله فی ارض مطهره من اولیاء الشیطان، علی تقوی و ورع، و أما فی الآخره ففی جوار رب العالمین».
براین اساس، انسان در نتیجه تزکیه نفس به فلاح مطلق و سعادت دنیوی و اخروی می‌رسد و در آخرت در جوار و قرب پروردگار خویش بوده و مقرب درگاه الهی می‌شود. بنابراین در انسان هم در اثر تزکیه نفس و مسلک اخلاق توحیدی، به قرب پروردگار می‌رسد.
اخلاق در قرآن، کاملا بر تزکیه نفس منطبق بوده و همه مراحل تزکیه نفس به شکل کامل‌تر در اخلاق توحیدی قرآن وجود دارد؛ چرا که تزکیه نفس، عبارت است از: پیراستن نفس از رذائل اخلاقی و آراستن آن به فضائل اخلاقی که منجر به فلاح و قرب الهی می‌شود و این همان چیزی است که در مسلک اخلاق قرآنی به وضوح مشاهده می‌شود؛ چرا که در اخلاق قرآن، انسان هدفی جز خود خداوند متعال ندارد واین هدف او را از همه رذائل و ناپاکی‌ها مبرا کرده و به تقوای الهی آراسته می‌کند و در نتیجه او به قرب خداوند متعال نائل می‌شود و این همان فلاح مطلقی است که انسان‌ها به وسیله تزکیه نفس به آن بشارت داده شده‌اند.
در مسلک قرآنی انسان‌ها از نظر معرفت و طرز تفکر، به گونه‌ای تربیت می‌شوند که زمینه‌های رذائل اعم از: اعتقادی، ملکاتی و رفتاری در وجود آن‌ها از بین رفته و دیگر محل و موضوعی برای رذائل باقی نمی‌ماند؛ به عبارت دیگر در این روش، اوصاف رذیله و خصلت‌های ناپسند، از طریق رفع و پیشگیری از بین می‌رود نه از طریق دفع و درمان؛ یعنی در این روش اجازه داده نمی‌شود که رذائل در نفس انسان نفوذ کند تا در صدد برطرف کردن آن برآید، بلکه قلب‌ها چنان مملو از علوم، معارف و محبت الهی می‌شود که دیگر محل و موضوعی برای رذائل اخلاقی باقی نمی‌ماند.
علامه طباطبایی سر طهارت انسان از آلودگی‌ها را در این نکته می‌داند که اساس و مبنای مسلک قرآن کریم، بر مبنای توحید خالص و ناب است که نسخه آن منحصر به نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) و معارف والای قرآن کریم می‌باشد.
انسان در مسلک اخلاق توحیدی قرآن در نهایت به مرحله‌ای می‌رسد که فقط وجه باقی خداوند متعال را می‌طلبد و دیگر نه فضیلتی برای او مطرح است نه رذیله‌ای؛ نه به فواید دنیوی می‌اندیشد و نه به فواید اخروی؛ یعنی هدف او رسیدن به خدای متعال است و رذائل و فضائل اخلاقی به عنوان انسان نیستند بلکه تنها رسیدن به خدای متعال و دستیابی به رضایت خدای سبحان و قرب الهی هدف اصلی است و این هدف، تزکیه را به دنبال خود دارد و انسان از همه آلودگی‌ها پاک گشته و به همه فضائل آراسته می‌گردد.
تزکیه نفس در اصطلاح علم اخلاق، رشد و ارتقاء نفس به وسیله چیزهایی امثال معرفت الله و ایمان به آن و مراقبت و عمل بر طبق تقوای الهی و زیاد کردن خیرات و برکات و تطهیر نفس از گناهان و شرور و حرام‌ها و تهذیب نفس از رذائل و مفاسد اخلاقی و تربیت نفس طبق فضائل و اخلاق و پاک کردن نفس از روسوبات کفر نفاق ریاء و حسد و… است .در واقع تزکیه در اصطلاح علم اخلاق عبارت از پاک کردن و پیراستن نفس از نقایص و صفات رذیله و آراستن آن به صفات پسندیده و کمالات نفسانیه است. بنابراین تزکیه اخلاق یا خودسازی رفتار کوششی است که هر فرد به کار می‌برد تا بدن رفتار و صفات خود را مطابق معیاری که قبول کرده و برگزیده است در آورد.
تزکیه در این معنای خود مصادیق مختلفی را شامل می‌شود؛ که عبارتند از: پاکسازى روح از آلودگى شرک، پاکسازى از اخلاق رذیله، پاکسازى عمل به محرمات و هر گونه ریا و پاکسازى مال و جان به وسیله دادن زکات در راه خدا و شاید مناسبت استفاده معنای رشد و نمو برای این واژه این باشد که پاکسازى از آلودگی‌ها سبب رشد و نمو است.
بنابراین منظور از بکار بردن کلمه تزکیه به طور عام در این تحقیق، همان تزکیه اخلاقی است.
3-2. مبانی تزکیه اخلاقی
3-2-1. خداشناسی

                                                    .