پایان نامه عوامل اجتماعی، امتحانات

به خدا اگر یکی از شما درهمی به دست گیرد و گمان کند کم است و غمگین شود سپس دریابد که اندازه است، این غم موجب ریزش گناهان اوست و از آن امام ارجمند نقل شده: «لا تزال الغموم و الهموم بالمومن حتی لا تدع له ذنبا» همواره مومن با گرفتگی و اندوه دست به گریبان است تا گناهی برای او نماند.
2-6-2-2-9. هوای نفس
رسول الله (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «المومن بین خمس شداید: مومن یحسده و منافق یبغضه و کافر یقاتله و نفس تنازعه و شیطان یضله»
مومن با پنج گرفتاری دست به گریبان است: مومنی دیگر که به او حسادت می‌ورزد، منافقی که با او دشمنی می‌کند، کافری که با او می‌ستیزد، نفسی که با او کشمکش دارد و شیطانی که برای گمراهی‌اش می‌کوشد.
2-6-2-2-10. اختلاف درجات و مراتب
انسان‌ها به طور طبیعی از نظر استعداد و هوش و فکر، سلیقه و گرایش‌ها و حتی از نظر ساختمان جسمانی، رنگ پوست و غیره با یکدیگر متفاوت هستند و این‌ها آزمایش و امتحان خداوندی است.
خداوند در قرآن اختلاف طبیعی میان انسان‌ها را از آیات و نشانه‌های خود معرفی می‌کند. «وَ مِن ءَایَاتِهِ خَلقُ السَّمَاوَاتِ وَ الأرضِ وَ اختِلَافُ ألسِنَتِکُم وَ ألوَانِکُم إِنَّ فیِ ذَالکَ لَآیَاتٍ لِّلعَلِمِین» ، و از نشانه‌های[قدرت] او آفرینش آسمان‌ها و زمین و اختلاف و گوناگونی زبان‌ها و رنگ‌های شماست بی‌تردید در این [واقعیات] برای دانایان نشانه‌هایی است.
البته علاوه بر تفاوت‌های طبیعی،تفاوت‌های دیگری نیز وجود دارد مانند ثروت و فقر، علم و جهل، سلامتی و بیماری و… که غالباً به عوامل اجتماعی بر می‌گردد. خداوند در قرآن برتری درجات و اختلاف میان انسان‌ها را که از آیات و نشانه‌های او هستند به عنوان ابزار ابتلاء و آزمایش معرفی می‌کند. «وَ هُوَ الَّذِی جَعَلَکُم خَلَئفَ الأرضِ وَ رَفَعَ بَعضَکُم فَوقَ بَعضٍ دَرَجَتٍ لِّیَبلُوَکُم فیِ مَا ءَاتَئکُم إِنَّ رَبَّکَ سَرِیعُ العِقَابِ وَ إِنَّهُ لَغَفُورٌ رَّحِیمُ» ، و او خدایی است که شما را جانشین گذشتگان اهل زمین مقرر داشت و رتبه بعضی را از بعضی بالاتر قرار داد تا شما را در آن‌چه به شما داده( در این تفاوت رتبه‌ها) بیازماید، که همانا خدا زود کیفر و بسیار بخشنده و مهربان است. صاحب تفسیر المنار درمورد تفسیر این آیه چنین می‌نویسد:
«والمعنی ان ربکم الذی هو رب کل شی هو الذی جعلکم خلائف هذه الارض بعد امم سبقت و لکم فی سیرتها عبر، رفع بعضکم فوق بعض درجات فی الخَلق و الخُلق و الغنی و الفقره و القوه و الضعف و العلم و الجهل و العز و الذله لیختبرک فیما اعطاکم ای یعاملکم معامله المختبر فی ذلک…» ،
یعنی پروردگار شما آن کسی است که بعد از امت‌های پیشین شما را جانشین این زمین قرار داد که سیرت و روش و سرنوشت آنان برایتان مایه عبرت است بعضی از شما را در نحوه خلقت و خلق و خوی و در ثروت و فقر و قوت و ضعف و علم و جهل و عزت و ذلت بر بعضی دیگر فضل و برتری بخشید تا شما را در آن چه داده است مورد امتحان و آزمایش قرار دهد.
2-7. آفات ابتلا
آفات در ابتلائات خوشی و ناخوشی، مختلف است، این آفات در ذیل از نظرتان می‌گذرد:
2-7-1. آفات ابتلاء به نعمت‌ها و خوشی‌ها
2-7-1-1. عجب
این آفت بیشتر در ابتلای به نعمت ظهور می‌کند. چه بسا افرادی که در ابتلای به نقمت صبوری و حتی شکر می‌کنند ولی بعداً از صبر خود گرفتار عجب می‌شوند. انسان چون خودش را دوست دارد ممکن است به عجب و خودبینی دچار شود به این صورت که در امتحانات حسنه‌ی الهی اکرام و انعام او را به شایستگی خود مربوط سازد و آزمون‌های دشوار و پر محنت و زحمت برای خود تحقیر و ناشایست پندارد.
«اِذا خَوَّلناهُ نِعمهً قالَ او تِیتُهُ عَلی عِلمٍ بَل هِی فِتنَه وَ لکِنّ اَکثَرَ هُم لایعلمُون» وقتی از جانب خود نعمتی به او (انسان) عطا کنیم می‌گوید: آن را با دانش خود بدست آوردم، چنین نیست، بلکه آن آزمونی است ولی بیشتر آن‌ها نمی‌دانند.
در سوره‌ی فجر هم جنبه‌ی ابتلا به حسنات و نعمت‌ها و هم جنبه‌ی ابتلا به گرفتاری و تنگنا در رابطه با افت عجب بیان شده است.
«فَامَّا الاِنسانُ اِذا مَا ابتَلیهَ رَبَّهُ فَاکرَمَهُ وَ نِعمَهُ فَیقول ربّی اَکرَمَن وَ امّا اِذا ما ابتَلیهُ فَقَدَرَ علیه رِزقَه فَیقول ربّی اهانَن» اما انسان چنین است که وقتی خدا او را می‌آزماید و گرامی داشته و نعمت می‌بخشد، دچار عجب شده و می‌گوید خداوند مرا بزرگ و ارجمند داشته و چون او را گرفتار کرده و روزی‌اش را محدود سازد، می‌گوید خداوند مرا خوار کرده است.
2-7-1-2. دل بستن به نعمت
«وَ مِن النّاس مِن یعبَد اللهُ عَلی حَرفٍ فَاِن اِصابَهُ خَیرٌ اِطمَأنَِ بِه…» و از مردم عده‌ای در حاشیه خدا را بندگی می‌کنند و اگر خیری به آن‌ها رسد به آن آرامش یافته و دلخوش می‌شوند…
رحمت عامه‌ی خداوند همه‌ی عالم را فراگرفته و سراسر هستی را برخوردار نموده و مومن و کافر را بر سفره‌ی احسان الهی نشانده است اما کسانی که همه همتشان نفسانیات است به این رحمت عامه دل بسته می‌شوند در حالی که باید به رحمت خاصه که در مقابل غضب است شادمان شد «قُل بِفَضل الله وَ بِرَحمَته فَالیفرَحوا» بگو به فضل و رحمت خدا شادمان و دلخوش شوید. این رحمت خاصه است که وارد شدگان در آن از غضب و سخط الهی نجات یافته‌اند. اما رحمت عامه شامل غضب و استدراج هم بوه و در مقابل آن‌ها نیست. «وَ اِذا اَذَقنا النّاسَ رَحمَهً فَرِحوا بِها…» وقتی به مردم رحمتی و نعمتی را می‌چشانیم شادمان می‌شوند.

                                                    .