پایان نامه قدرت سیاسی، شگفت انگیز

دانلود پایان نامه

امیرالمؤمنین(علیه السلام)وقتی اشعث بن قیس را در مرگ فرزندش تسلیت می‌داد و او را به صبر و شکیبایی ترغیب می‌نمود فرمود: «یَا أشعَثُ ابنُکَ سَرَّکَ وَ هُوَ بَلَاءٌ وَ فِتنَهٌ وَ حزَنَکَ وَ هُوَ ثَوَابٌ وَ رَحمَتهٌ» ، ای اشعث پسرت به هنگام تولد مایه سرور تو شد حال آن‌که برای تو بلاء و گرفتاری و مایه فتنه بود و با مرگش تو را اندوهگین ساخت در حالی که برای تو پاداش و رحمت خواهد بود. همین معنا را پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم)در روایتی چنین بیان می‌فرمایند: «قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله وسلم)أولَادُنَا أکبَادُنَا صُغَرَاؤُهُم أمَرَاؤُنَا کُبَرَاؤُهُم أعدَاؤنَا وَ إِن عَاشُوا فَتَنُونَا وَ إِن مَاتُوا حَزَنُونَا» ، فرزندانمان پاره تن هستند کوچکشان امیرمان و بزرگشان دشمنانمان اگر زندگی کنند مایه فتنه و آزمون و اگر مرگشان فرا رسد مایه حزن و اندوه هستند.
در روایتی آمده است:
«کَانَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله وسلم) یَخطُبُ عَلَی المَنبَرِ فَجَاءَ الحَسَنُ وَ الحُسَینُ وَ عَلَیهِمَا قَمِیصَانِ أحمَرَانِ یَمشِیَانِ وَ یَعثُرَانِ فَنَزَلَ رَسُولُ الله(صلی الله علیه و آله وسلم) مِنَ المِنبَرِ فَحَمَلَهُمَا وَ واحداً من ذالشَّق ثُم صَعِدَ المَنبرَ فقال صدّق الله قال:«إِنَّما أموالُکُم وَ أولادُکُم فِتنَهٌ» انی لَما نَظَرت الی هذینِ الغلامین یَمشان و یَعثران لم أصبر حتی قَطَعتُ کلامی و نزلتِ الیهما» ،
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم)در حال ایراد خطبه بودن که امام حسن و امام حسین که بر تن پیراهن سرخ رنگی داشتند در حالی که می‌افتادند و بلند می‌شدند وارد شدند پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) از منبر فرود آمدند و آن‌ها را در آغوش گرفتند و بر منبر بالا رفتند و فرمودند: «راست گفت خداوند متعال که اموال و فرزندان مایه فتنه‌اند» من وقتی این دو طفل را با آن حال دیدم صبر نکردم و کلام خویش قطع نمودم و به سوی آن‌ها رفتم.
بنابراین به خاطر رابطه عمیق عاطفی و عشق وعلاقه به فرزند، این آزمون یکی از امتحانات مهم خداوند است.
2-6-2-1-4. زینت‌های دنیایی
«انّا جَعَلنا ماعَلی الاَرضِ زینَهً لَها لِنَبلوُهُم اَیهُم اَحسَنُ عَمَلاً» بدرستی که آن‌چه بر زمین است مایه زیبایی آن قرار دادیم تا آن‌ها را بیازماییم…»
این طور که می‌فرماید انسان می‌تواند از این زینت‌های مادی بهره برداری کند ولی باید آن‌ها را در راه خدا استفاده کند و رضای او را در نظر بگیرد برای نمونه قرآن می‌فرماید «خُذُوا زِینَتکُم عِندَ کُلِّ مَسجِدٍ» برای نماز و حضور در مسجد آراسته و زیبا باشید. زینت‌های دنیایی نباید اسباب دوری از یاد حق تعالی و اهل ذکرشود «وَ اَصبِر نَفسَکَ معَ الذَین یدعونَ رَبَّهُم بِالغِداوَهِ وَ العَشی یریدونَ وَجههُ وَ لا تَعُدُّ عَیناکَ عَنهُم تُریدُ زینَهً الحیاهِ الدُّنیا…» با کسانی که پروردگار خود را صبح و عصر می‌خوانند، و تنها رضای او را می‌جویند، همراه باش و هرگز به خاطر زیور‌های دنیا چشمان خود را از آن‌ها برنگردان… نه تنها نباید خود را از زینت‌های باطنی به زینت‌های مادی و ظاهری مشغول کنیم بلکه نباید با بهره‌ی خود از دنیا اسباب اعجاب و غفلت دیگران از حق تعالی و عبودیت را فراهم کنیم. چنانکه قرآن کریم درباره‌ی قارون می‌گوید: «فَخَرَجَ عَلی قَومه فِی زِینَته قال الذَّینَ یریدونَ الحَیوهَ الدُّنیا یا لَیتَ لَنا مِثلَ ما أوتِی قارونَ إنَّه لَذو حظٍّ عَظیمٍ» با زینت در برابر قومش ظاهر شده آن‌ها که خواهان زندگی دنیا بودند، گفتند: ای کاش همانند آنچه به قارون داده شده؛ برای ما هم بود بدرستی که او بهره‌ی فراوانی دارد.
زیورها و نعمت‌های دنیا بهره‌های الهی است که انسان نباید از آن‌ها مطلقا دوری گزیند و بهره‌ی آن را حرام شمارد بلکه باید در حال بهره مندی از آن، حدود الهی را نیز رعایت کند. کسی که دست از دنیا می‌کشد و عزلت و رهبانیت پیش می‌گیرد از آزمون الهی گریخته و به راحت طلبی روی آورده است و کسی هم که در آزمون آمده، اما هوای نفس را پیشوای خود قرار می‌دهد از این آزمون ناکام بیرون خواهد رفت. رسول الله (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «إِنَّ مالَ الدُّنیا کُلَّما ازدادَ کَثرهً و عِظماً اَرادَ صاحِبَهُ بَلاءً فَلا تَغتَبطوا اَصحابَ الاَموالِ الاّ بِمَن جاءَ بِمالَه فِی سَبیلِ اللهِ» بدرستی که مال دنیا هر چه زیاد شود برای دارنده‌ی آن موجب افزایش رنج است پس بر ثروتمندان دریغ مخورید مگر به بخشش دارایی‌اش در راه خداوند تعالی.
2-6-2-1-5. زیبایی چهره
این مورد در داستان حضرت یوسف (علیه السلام) به خوبی بیان شده است. امام صادق (علیه السلام) فرموده‌اند: «روز قیامت زن زیبا روی را می‌آورند که به زیبایی‌اش امتحان شده پس می‌گوید: پروردگارا مرا زیبا آفریدی تا پیش آمد، آنچه پیش آمد. پس حضرت مریم (سلام علیها) را می‌آورند و به آن زن می‌گویند تو زیباتر بودی یا این بانوی بزرگوار؟ بی‌تردید او را زیباتر آفریدیم ولی هرگز دچار خطا نشده است.
«و مرد خوش چهره را می‌آورند که به واسطه زیبایی‌اش آزموده شده پس می‌گوید: پروردگارا مرا نیکو آفریدی تا این‌که پیش آمد، آن‌چه پیش آمد. سپس حضرت یوسف (علیه السلام) را می‌آورند و به آن مرد می‌گویند تو زیباتری یا او؟ به تاکید که او را زیبا تر آفریدیم اما هرگز آلوده نشد…»
2-6-2-1-6. ویژگی‌های ممتاز افراد و ملت‌های مختلف
«وَ لَو شاءَ اللهُ لَجَعلکُم اُمَهً واحدهً وَلکن لِیبلوکُم فی ما آتاکُم فَاستَبقوا الخَیراتَ…» اگر خداوند می‌خواست شما را همسان و یک امت قرار می‌داد اما برای آزمونتان در آن‌چه به شما داده شده گوناگونی پیش آورد. پس به سوی نیکی‌ها پیشی بگیرید.
2-6-2-1-7. مقامات و برتری‌ها‌ی اجتماعی
«وَ رَفَع بَعضَکُم فَوقَ بَعضٍ دَرَجاتٍ لیبلوکُم فی ما آتیکُم» وعده‌ای نسبت به گروهی دیگر بالا رفتند برای این‌که در آن‌چه به شما داده شده امتحان شوید. آنان که بر کرسی منسبی می‌نشینند در معرض ابتلایی سخت قرار گرفته‌اند که سوء استفاده از صندلی که بر آن تکیه زده‌اند و از آن مست و مسرورند، گاه آخرتشان را تباه می‌سازد؛ گرفتن رشوه اهمیت ندادن به ارباب رجوع و کم کاری و… همه از خطرات بزرگی هستند که کنار این آزمون قرار گرفته است.
2-6-2-1-8. قدرت
بنده‌ای از صالحان زمان حضرت سلیمان به خواست آن پیامبر تخت بلقیس را در یک چشم به هم زدن از سرزمین دور به حضور حضرت سلیمان آورد؛ پس از این کار شگفت انگیز سلیمان نبی می‌گوید این از فضل پروردگارم و برای آزمودن من است «فَلَمّا رَآهُ مُستَقَرَّاً عِندَه قالَ هذا مِن فَضلِ رَبّی لِیبلوَنِی» این نمونه‌ای بود از توانمندی آن پیامبر که خدای تعالی همه‌ی امکانات و نیروهای عالم را در اختیارش نهاده بود. و به همه مردم اعلام می‌کرد این‌ها فضل پروردگار است و از این آزمون غافل نبود. گاه در جامعه شاهد سوء استفاده آنانی هستیم که صاحب قدرتی هستند، چه قدرت فیزیکی وچه غیر آن، مانند قدرت سیاسی و اجتماعی و یا حتی قدرت‌های ماوراء الطبیعه، و آن را دست آویز سودجویی و آزار مردم قرار می‌دهند.
2-6-2-1-9. غلبه بر دشمن و پیروزی
«فَلَم تَقتُلوهُم ولکنَّ اللهَ قَتَلهُم وَ ما رَمَیتَ إذ رَمَیتَ وَ لکِنَّ اللهَ رَمی وَ لَیبلی المُومنینَ مِنهُ بَلاءً حَسَناً» (ای مومنان) نه شما بلکه خدا کافران را کشت و (ای رسول) چون تو تیر (یا خاک) افکندی نه تو بلکه خدا افکند (تا کافران را شکست دهد) و برای آن که مومنان را به آزمونی نیکو از سوی خود بیازماید.
در پیروزی بر دشمن باید یادمان باشد آن که قادر مطلق است، خداست و فجر و پیروزی لطف خداوند و از جانب اوست؛ پس باید از دچار شدن به کبر و غرور و عجب، جلو گیری کنیم و در شوق پیروزی آن‌چنان غرق نشویم که آزمون بودنش را فراموش کنیم.