پایان نامه قرآن کریم، امام صادق

دانلود پایان نامه

مواجهه با گرفتاری‌ها انسان را به حل مشکلات و رفع گرفتاری‌ها وادار می‌کند و موجب تکاپوی اندیشه و تفکر و خلاقیت می‌شود. آدمی در آزمایش‌های الهی، از سکون عقل و جهل محض خارج شده و سعی در بررسی و تجزیه مسئله می‌کند که باعث تقویت و شکوفایی عقل می‌شود و وقتی انسان صاحب عقل می‌شود راه صلاح و هدایت را می‌یابد.
حضرت علی (علیه السلام) فرمود: «عِندَ الخِبرَهِ تَنکَشِفُ عُقُولَ الرِجالِ» در آزمون‌ها اندیشه مردم آشکار می‌شود. این خردورزی که در اثر ابتلاها بارور می‌شود، در یک جنبه حل مشکلات را دنبال کرده و رو به خلق دارد، و از جنبه دیگر رو به حق داشته در سیر الی الله و معرفت حق تعالی شکوفا می‌گردد. زیرا دگرگونی‌ها موجب می‌شود که انسان در قدرت خداوند اندیشه کرده و غلبه و مالکیت و ربوبیت او را درک کند. «اَفضَلُ العِبادَهِ إدمانُ التَفَکُّرِ فِی اللهِ و قُدرَتهِ» برترین عبادت اندیشیدن مداوم درباره خدا و قدرت اوست. در ابتلاها فانی بودن خوشی‌ها و ناخوشی‌ها را می‌بیند که پس از یکدیگر می‌آیند و می‌روند و خداوند و پروردگار آن‌ها باقی است. «تمییزُ الباقِی مِن الفانی مِن اَشرَفِ النَظَرِ» جدا کردن ماندنی از رفتنی گرامی‌ترین اندیشه‌هاست. همچنین در تحولات و زیر و رو شدن‌ها، نعمت‌های خدا شناخته می‌شود، و بنده از عادت به عافیت آزاد شده و به نعمت‌های او می‌اندیشد و پروردگار مهربان را بهتر می‌شناسد.
«التَّفَکُرُ فی آلاءِ اللهِ نِعمَ العِبادَهِ»
اندیشه در نعمت‌های خدا چه عبادت خوبی است.
عبادت و ذکر خدای متعال و شکر نعمت‌های او از ابزار تزکیه اخلاقی است.
4-1-8. توحید در استعانت
فرد مزکّی باید تنها خدا را پناه خود ببیند و دست نیازش را جز به سوی خدا دراز نکند. ابتلاهای زندگی باعث می‌شود شخص به خدای قادر پناه ببرد و حاجتش را به درگاه او برد چرا که جز او یاور توانمندی نمی‌بیند خداوند خود نیز می‌فرماید:«فَاَخَذناهُم بِالبَأساءِ و الضَّرّاءِ لَعَلَّهُم یضَّرَّعُون» پس آن‌ها را با تنگنا و گرفتاری‌ها دچار نمودیم شاید با عرض نیاز و افتادگی به آستان ما روی آورند.
«وَ ما اَرسَلنا فی قَریهٍ مِن نَّبی الاّ اَخَذنا اَهلَها بِالبأساءِ و الضَّرّاءِ لَعَلَّهُم یضَّرَّعوُن» و در هیچ سرزمین پیامبری نفرستادیم مگر این که اهالی آن را با سختی‌ها و مشکلات رو به رو کردیم شاید با عرض نیاز و افتادگی به آستان ما روی آور شوند.
«وَ اِذا مَسَّ الاِنسانُ الضُّرُّ دَعانا لجَنبِه اَو قاعِداً اَو قائِماً…» هرگاه آدمی به رنج و مصیبتی گرفتار شود، در آن حال چه نشسته یا روی پهلو دراز کشیده یا ایستاده ما را می‌خواند.
صباح بن سیابه گفت که به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم آیا بلاهایی که به مومن می‌رسد به علت گناه است. فرمود: «ولکِن لِیسمَعَ اَنینَهُ وَ شَکواهُ و دُعاءَهُ الذَّی یکتُبُ لَه الحَسَناتِ وَ تَحُطَ عَنهُ السَّیئات و تُدَخَرُ لَه یومَ القِیامه».
نه، بلکه برای این است که خدای تعالی ناله و دعای او را بشنود، در نتیجه برایش نیکی نوشته و پلیدی‌ها را ریخته و برای قیامتش اندوخته می‌شود.
بنابراین ابتلاها موجب می‌شود که انسان از خواب غفلت بیدار شده و با یاد آوری حق تعالی نیازمندی و حاجت خود را فروتنانه به درگاه خداوند آورد و این اولین نشانه تزکیه اخلاقی و آغاز خروج استکبار و تکبر از دل است.
4-1-9. خالی کردن دل از اعتماد و دلبستن به دنیا
یکی از سازنده ترین آثار ابتلاها شناخت دنیا و دل کندن از آن است. این وارستگی و گسستگی از دنیا که با درک حقارت دنیا در مواجه با بلاها بدست می‌آید، موجب تزکیه اخلاقی و قرب به بارگاه اکرم الاکرمین و رب العالمین می‌گردد.
قرآن کریم علت گرفتاری‌ها و گرفتگی‌ها را که غم و اندوه در پی دارد، وارستی و تزکیه نفس از قید و بند دنیا و تعلقاتش دانسته، می‌فرماید: «فَأصابَکم غَماً بِغَمٍ لکَیلا تَحزُنوا عَلی مافاتَکُم و لا ما اَصابَکُم…» خداوند غم‌ها‌ی پیاپی بر شما می‌فرستد تا برای آن چه از دست می‌دهید یا مصیبتی که به شما می‌رسد غمگین نشوید.
گرفتاری در بلایا موجب دلزدگی از دنیا و خوشی‌ها‌ی ناپایدار آن می‌شود و این پدیده زمینه مناسبی برای دل بریدن از غیر خدا و تکیه نکردن و دل گسستن از دنیا می‌گردد. لقمان حکیم در اندرزهایی به فرزندش می‌گوید: «یا بُنَی لا تَرکَن اِلَی الدُنیا و لاتَشغَل قَلبَکَ بِها فَما خَلَقَ اللهُ خَلقاً هُو اَهوَنُ عَلَیهِ مِنها اَلا تَری اَنَّهُ لَم یجعَل نَعیمَها ثَواباً لِلمطیعین وَ لَم یجعَل بَلا ءَ‌ها عُقوُبهً لِلعاصِین.»
پسرم ! به دنیا اعتماد نکن و دل نبند، زیرا خداوند چیزی را بی‌ارزشتر از آن نیافریده است. آیا نمی‌بینی که نعمت آن را جزای فرمانپذیران نساخته و رنج آن را عقوبت سرکشان قرار نداده است.
خدای تعالی نمی‌پسندد که بندگانش به دنیا دلگرم و دلبسته باشند، هم از این رو هر چه کرامت و محبوبیت بنده‌ای بیشتر باشد، دچار بلاهای افزون تری می‌شود تا خالصانه‌تر به سوی خدا بازگردد و در مدارج قرب الهی بالا رود. هم از این رو فرمود: «وَ بَلوناهُم بِالحَسَنات و السَیئاتِ لَعَلَّهُم یرجَعونَ لکیلا تَأسوُا عَلی مافاتَکُم وَ لا تَفرَحوا بِما اتاکُم» و آن‌ها را به نیکی‌ها و بدی‌ها دچار کردیم تا بازگردند به این علت که بر چیزی که از دست دارید اندوهناک نشده و به چیزی که به شما داده می‌شود سرمست و شادمان نگردید.
غرق شدن در لذّات زودگذر دنیوی و فراهم بودن اسباب راحتی و عیش و عشرت، ریشه دلبستگی و محبّت به دنیا را در قلب و جان آدمی تقویت می‌کند و هرچه حبّ به دنیا در دل او بیشتر شود، تنفّر از غیر آن نیز بیشتر می‌گردد. عکس این مطلب نیز صحیح است یعنی:
«اگر انسان از چیزی بدی دید، صورت آن ادراک در نفس، ایجاد تنفّر می‌نماید و هرچه آن صورت قوی‌تر باشد، آن تنفر باطنی قوی‌تر گردد. چنان‌که اگر کسی در شهری رود در آن‌جا امراض و آلام بر او وارد شود و ناملایمات خارجی و داخلی بر او رو آورد، قهراً از آن‌جا متنفر و منصرف می‌شود و هرچه ناملایمات بیشتر گردد، انصراف و تنفر افزون شود. پس آدمی اگر از این عالم هرچه دید، بلیات و آلام و گرفتاری بود و امواج فتنه‌ها و محنت‌ها به او روی آورد، قهراً از آن متنفر شده و دلبستگی به آن کم می‌شود» .
خداوند در قرآن می‌فرماید: «وَ مَا هَذِهِ الحَیَوهُ الدُّنیَا إِلَّا لَهُوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الأخِرَهَ لَهِیَ الحَیَوَانُ لَو کَانُوا یَعلَمُون» ، و این زندگی دنیا جز سرگرمی و بازی نیست و بی‌تردید سرای آخرت، همان زندگی[ واقعی و ابدی] است اگر اینان معرفت دانش داشتند[ دنیا را به قیمت از دست دادن آخرت بر نمی‌گزیدند] . امام صادق (علیه السلام) درباره دنیا دوستی فرموده‌اند: «حُبُّ الدُّنیَا رَأسُ کُلِّ خَطِیئَه» ، دنیا دوستی ریشه هر گناه است. باید دانست که اول کسی را که به دوزخ می‎اندازند، دنیا است که به صورت عجوزه‌ای او را به جهنم می‌افکنند. دنیا فریاد می‌کشد که خداوندا! کجایند پیروان و دوستان من؟ پس خداوند عالم می‌فرماید: دوستان آن را هم به او ملحق سازید» .تزکیه اخلاقی آن است که دل از غیر خدا پاک کنیم و این با حب دنیا و متعلقاتش سازگارنیست چرا که اجتماع نقیضین محال است. زدودن محبت غیر خدا از دل، تزکیه‌ایست که با بلاء و گرفتاری‌های زندگی قابل دستیابی است.