پایان نامه قرآن کریم، رحمت الهی

انسانی که در پی تزکیه اخلاقی است و قدم در این راه می‌گذارد باید بداند که یکی از سنت‌های هدایت خداوند ابتلاست؛ درواقع امتحان و ابتلاء سنت الهی است که بر سنت هدایت عامه‌ی الهی متکی است، یعنی خداوند متعال برای هدایت بندگان به سر منزل کمال که همان نهایت عبودیت است شرایط دگرگونی در زندگی پیش می‌آورد و برای هر کدام حکمی قرار داده تا بندگان را بیازماید و استعداد عبودیت را در آن‌ها شکوفا سازد انسان با علم به این مطلب باید آمادگی برای بلاء را داشته باشد بنابراین فرد مزکّی می‌داند که خداوند همواره او را به آزمون‌های گوناگون مبتلا می‌کند و احتمال هر چیز را می‌دهد. نه در خوشی از ناخوشی‌ها غافل می‌شود و نه در سختی‌ها نعمت‌ها را فراموش می‌کند. بلکه در خوشی‌ها منتظر ناکامی است و با رسیدن آن ناآرام نمی‌شود. حضرت علی (علیه السلام) فرمودند «لا یقصُرُ المُومنُ عَن اِحتِمالٍ و لا یجزَعُ لِرَّزیهٍ» مومن از احتمال رویدادهای گوناگون کوتاهی نمی‌کند و در گرفتاری‌ها بی‌تابی نمی‌ورزد.
همچنین فرموده‌اند: «قَد عَجَزَ مَن لَم یعِدُّ لکُلِّ بَلا صَبراً و لکُلِّ نِعمَهٍ شُکراً و لکُلِّ عُسر یسراً…» ناتوان است کسی که برای هر بلایی صبری و برای هر نعمتی شکری و برای هر سختی، آسانی را آماده نکرده (یا پیش بینی نمی‌کند).
این آمادگی هم تحمل ناکامی‌ها را آسان می‌سازد و هم در خوشی مانع غفلت و ناسپاسی و از دست دادن تحمل رنج‌ها می‌شود.
«اَکرَهُ المَکارِِه فِیما لا یحتَسِبُ» ناخوشایندترین سختی‌ها در چیزی است که گمان آن نرفته و پیش بینی نشده است. حضرت علی (علیه السلام) فرمود: «الجَزَعُ یعَظُمُ المِحنَهَ» بی‌تابی رنج را بزرگ و بسیار می‌کند.
«الجَزَعُ عِندَ المُصیبَهِ اَشَدُّ مِن المُصیبهِ» بی‌تابی در گرفتاری، از آن گرفتاری سخت‌تر است.
«المُصیبَهُ واحِدَه وَ اِن جَزَعتَ صارَت اثنَتَین» مشکل یکی است و اگر بی‌تابی کنی دو تا می‌شود.
امام کاظم (علیه السلام) «مَن ضَرَبَ بِیده علی فَخَذه اَو ضَرَبَ بِیده الواحِده عَلی الاُخری عِنَد مُصیبَهٍ فَقَد حَبِطَ اَجَره» کسی که در سختی و گرفتاری دستش را بر پایش بزند یا با دستی بر دست دیگر، به یقین پاداشش تباه می‌شود.
این دستورات برای خودداری و بی‌تابی نکردن برای این است که وضعیت ظاهری و رفتار آشکار انسان در روان و دگرگونی‌های درونی تاثیر شدت و مستقیم دارد کسی که بی‌تابی می‌کند ضعیف شده و توان و بردباری خود را از دست می‌دهد و مشکل چند برابر دشوارتر می‌گردد.
انسانی که تزکیه اخلاقی یافته و قلبش به امید به فضل و رحمت الهی زنده است، از رسیدن مشکلات و از دست دادن خوشی‌ها باکی ندارد. کسی که هرگز ناامید نشود، آن که قلبش را فقط به خدا پیوند زده، از دست دادن غیر او بی‌تابش نگرداند. چنین فردی وقتی مصیبت و بلایی بر او نازل شود شکر گفته و با بی‌تابی و شکوه پاداشش را تباه نمی‌سازد. قلبی که با نور خدا آرام می‌گیرد، با هیچ چیز آشفته نخواهد شد وقتی یقین داشته باشد ابتلاء برای نیل او به مقامات بالای معنوی است، نه تنها بی‌تاب، بلکه از آن شادمان نیز می‌شود.
4-2-2. ارتقای نورانیت دل و درک حضور خداوند
انسانی که تزکیه اخلاقی نموده است خود را همیشه در پیشگاه خداوند حاضر می‌بیند. او یقین دارد هرآن‌چه که از حوادث رخ می‌دهد در پیشگاه خداوند است و او از همه چیز آگاه است و این خود عاملی است برای پایداری و شکیبایی بر سختی و ناگواری ابتلاء.
کسانی که در یک مسابقه سخت شرکت دارند، همین که احساس می‌کنند گروهی از دوستانشان در اطراف میدان، مسابقه آنان را می‌بینند، تحمل مشکلات برای آنان آسان می‌شود و با شوق و عشق بیشتری به نبرد با حوادث بر می‌خیزند. جایی که وجود چند نفر تماشاچی چنین اثری در روح انسان بگذارد، توجه به این حقیقت که خداوند مجاهدت‌های ما را در صحنه آزمایش می‌بیند، چه عشق و شوری به ادامه این جهاد در ما ایجاد خواهد کرد.
قرآن کریم می‌فرماید: هنگامی که نوح تحت شدیدترین فشارها از سوی قومش به ساختن کشتی مشغول شد، خداوند به او دستور داد. «وَ اصنَعِ الفُلکَ بِأعیُنِنَا» . جمله «بِأعیُنِنَا» چنان قوت قلبی به حضرت نوح بخشید که فشار و استهزای دشمنان، کمترین خللی در اراده نیرومند او ایجاد نکرد . از سالار شهیدان امام حسین (علیه السلام) همین معنی نقل شده که در صحنه کربلا به هنگامی که بعضی از عزیزانش با فجیع‌ترین وجهی شربت شهادت نوشیدند فرمود: «هَوَّنَ عَلَیَّ مَا نَزَلَ بی‌أَنَّهُ بِعَینِ اللهِ» ، همین که می‌دانم این امور در برابر دیدگان علم پروردگار انجام می‌گیرد، تحمل آن بر من آسان است .
وقتی انسان خود را در مقابل بلاها تنها می‌بیند، می‌شکند و احساس ناتوانی و کوچکی کرده، دچار یأس و ناامیدی می‌شود و در مقابل مشکلات کمر خم کرده و تسلیم می‌شود؛ اما انسان مزکّی چون خدا را پناهگاه و پشتیبان خود درمی‌یابد به خدا توکل می‌کند و تدبیر امورش را بر او می‌سپارد و با استعانت از او قدم در راه حل مشکلات می‌گذارد. هم از این رو خداوند تعالی امر فرمود: «فَاذا عَزمتَ فَتَوکَّلَ علی الله» هرگاه تصمیم گرفتی و برای کاری اقدام کردی به خدا توکل کن.
توکل یعنی پیوند توانایی محدود انسان به توانایی نامحدود الهی و در نتیجه برخورداری از توانایی نامحدود. حضرت علی (علیه السلام) فرمود «مَن تَوکَّل علی الله تَسهَّلت له الصِّعابُ» کسی که بر خدا توکل کند سختی‌ها برایش آسان می‌شود.
توکل به خدا نه فقط سختی بلکه اندوه‌ها را هم از بین می‌برد «مَن توکَّل لَم یهتَمّ» کسی که توکل دارد غصه نمی‌خورد. «لَیسَ لمُتوکَّلَ عَناءُ» توکل کننده دشواری در پیش ندارد.
4-2-3. امید به گشایش و پرهیز از یأس و ناامیدی
فردی که تزکیه اخلاقی یافته است قلبش آکنده از آرامش و امیدی است که به واسطه حضور خدا در قلبش وجود دارد؛ نه پیروزی او را مغرور می‌کند و نه شکست او را ناامید می‌سازد. چنین کسی همیشه شمع امید در دلش روشن است و هرگز از فضل و رحمت خدا ناامید نمی‌شود چرا که ناامیدی از سوی شیطان است و در قلب این انسان، شیطان راه ندارد. امیرالمؤمنین ( علیه السلام) از داشتن روحیه یأس و ناامیدی به شدت انتقاد می‌کنند و می‌فرمایند: «از کسانی مباش که در سلامتی مغرور و در گرفتاری ناامیدند» . همچنین قرآن کریم ناامیدی را نشانه کفر و ناسپاسی می‌داند و می‌فرماید: «یَابَنِیَّ اذهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِن یُوسُفَ وَ أخِیهِ وَ لَا تَایئَسُوا مِن رَّوحِ اللهِ إِنَّهُ لَا یَایئَسُ مِن رَّوحِ اللهِ إِلَّا القَومُ الَکَافِرُون» ، ای فرزندان من، بروید( به ملک مصر) و از حال یوسف و برادرش تحقیق کرده و جویا شوید و از رحمت خدا نومید مباشید که هرگز جز کافران هیچ کس از رحمت خدا نومید نیست. در سوره طلاق خداوند در آخر آیه می‌فرماید: «سَیَجعَلُ اللهُ بَعدَ عُسرٍ یُسراً» ، و خدا به زودی بعد هر سختی آسانی قرار دهد. این آیه برای توجه دادن به کسانی است که ظرفیتشان اندک است و وقتی با سختی و گرفتاری مواجه می‌شوند ناامید می‌گردند و خیال می‌کند همه چیز تمام شده است. حتی به دعا و توسل به اولیای خدا و درخواست از خداوند نیز روی نمی‌آورند و همه درها را به روی خود بسته می‌بینند. مؤمن نباید در برابر گرفتاری‌ها خود را ببازد. بلکه باید آرامش خود را حفظ کند و بداند که از پی هر سختی آسانی است .
انسان مزکّی یأس و ناامیدی در قلبش راه ندارد و همیشه به فضل خدا امیدوار است. او خدا را در وعده‌هایش صادق می‌داند وبه حتمی بودن وقوع وعده‌های الهی باور دارد. او مطمئن است که هیچ سختی همیشگی نیست، آن‌چنان که خدای متعال در قرآن فرموده است: «انَّ مَع العُسر یسرا» با هر سختی گشایش و آسانی است.
حضرت علی (علیه السلام) فرمود: «أَضیقُ ما یکونَ الحَرَجُ أقرَبُ ما یکون الفَرجُ» تنگ ترین سختی‌ها نزدیک‌ترین آن‌ها به گشایش است.
«عِندَ تَضایقُ حِلَقِ البَلاء یکون الرَّخاءُ» در تنگنای مشکلات راحتی و خوشی فرا می‌رسد. کسی که در سختی‌ها و مشکلات رنج می‌برد با این امید راستین و توان بخش گره‌های درونی را می‌گشاید و از درون به آرامش و راحتی می‌رسد و می‌تواند تا وقت رفع گرفتاری‌اش با آسودگی بگذراند. و عطر نزدیکی فرج را زودتر احساس کند.

                                                    .