پایان نامه محیط زیست، قرآن کریم

دانلود پایان نامه

4-1-13. خالی کردن دل از حب به دنیا و شوق دیدار خداوند
وقتی دل و جان از تعلقات دنیوی خالی گشت نفس را جز حب خدا باقی نمی‌ماند و هر عاشقی را آرزوی شوق دیدار محبوب است. پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «هَبَط اِلَی جِبرئیلُ فی اَحسَنِ صُورَهٍ فَقال: یا مُحمد الحَقُّ یقرَئُکَ السّلامَ وَ یقولُ لَکَ: اِنّی اَوحَیتُ اِلی الدُّنیا اَن تَمَرّری و تَکَدَّری و تَضَیقی وَ تَشَدَّدی عَلی اولیایی حتّی یحِبّوا لِقایی…»
جبرییل در نیکوترین چهره بر من فرود آمد و گفت: ای محمد! حق تو را درود می‌فرستد و می‌فرماید: من به دنیا وحی کردم که برای دوستان من تلخ و ناگوار و تنگ و سخت باش تا عاشق دیدار من شوند…
بلا‌ها و رنج‌ها و مصیبت‌های هدیه الهی است که خدای متعال از سر مهرورزی به بنده اش عطا می‌کند تا ریسمان حب دنیا را از گردن دل رها کند. تا این ریسمان بر گردن دل است انسان را راهی به بندگی نیست. تزکیه کردن د از حب دنیا جا را برای حضور خدا در قلب باز می‌کند؛ وقتی قلب آکنده از خدا شد، تنها خدا محبوب می‌شود و دل را همیشه آرزوی وصال و شوق دیدار محبوب است.
4-1-14. از بین رفتن کینه‌ها
قلبی که در آن کینه باشد جایی برای ورود خدا ندارد؛ چگونه می‌توان پا در رسیدن به عبودیت و قرب الهی نهاد در حالیکه قلب آکنده از دشمنی است؟ یکی از آثار ابتلا‌ها که در شمار فضایل و از آثار تزکیه اخلاقی نیز هست، فرو نشاندن آتش کینه و دشمنی‌هاست. «عِندَ الشَدائِدِ تَذهَبُ الاحقاد» در سختی‌ها، دشمنی‌ها از میان می‌رود.
زیرا در گرفتاری انسان‌ها به هم احتیاج پیدا می‌کنند و تکبر و کینه را رها کرده و از هم کمک می‌جویند و می‌کوشند با روابط خوب یاوری برای تنگناهای یکدیگر باشند.
4-1-15. افزایش یاد مرگ و کاهش طول امل
یاد مرگ، قلب را زنده نگه می‌دارد. زیادی یاد مرگ باعث می‌گردد آدمی قلبش را به گناه نیالاید و عمر کوته دنیا را به خوش گذرانی در دنیا و دویدن به دنبال آرزوهای دور و دراز در زندگی دنیا، تلف نکند. قلبی که یاد مرگ در آن خاموش است، به طمع عمر جاوید هر آن چه که نفس می‌خواهد، می‌کند و کاملاً از خدا غافل می‌شود و آخرت خود را تباه می‌سازد.
مرگ موجب جدایی انسان از دنیاست. انسانی که در لذت‌های دنیا غوطه ور است و به آن دلبستگی پیدا کرده، دوری از دنیا را دشوار می‌انگارد، مرگ را دوست ندارد و از اندیشیدن درباره آن سرباز می‌زند. انسان همیشه آنچه را دوست ندارد دور می‌انگارد و خود را با خیال چیزهایی که دوست دارد، سرگرم می‌کند. مرگ را از نظر دور می‌دارد، زیرا بساط لذتش را به هم می‌زند و عمر طولانی، ثروت، خانواده، دوستان و مقام را پیوسته نصب عین خود می‌کند و به خیال آن‌ها دل خوش می‌دارد. درحالی که طبیعت هر لحظه ممکن است گوشه‌ای از زمین و ساکنان آن را درگیر خود کند. «وقوع بلایایی همچون سیل، طوفان، آتشفشان، زمین لرزه و محیط زیست زمین را تنها در چند ثانیه آن‌چنان دستخوش تغییرات و به هم ریختگی می‌کند که به طور ناگهانی انسان‌هایی در سطح وسیعی دستخوش مرگ می‌گردند» .
بنابراین شایسته است انسان از فکر آن غافل نشود قرآن کریم می‌فرماید: «کلُ نَفسٍ ذَائِقَهُ المَوتِ» ، هرکسی مرگ را می‌چشد همچنین می‌فرماید: «قُل إِنَّ المَوتَ الَّذِی تَفِرُّونَ مِنهُ فَإِنَّهُ مُلَاقِیکُم» ، بگو مرگی را که از آن می‌گریزید، شما را در می‌یابد. یاد مرگ کردن از خواسته‌های مهم دین اسلام است و غفلت زیادی می‌خواهد که کسی از این حادثه عظیم و زیر و رو کننده زندگی درس نگیرد و درگیر و دار حوادث دنیا زندگی کند. از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)پرسیدند: زیرک ترین مردم کیست؟ حضرت فرمودند: «أکثَرُهُم ذِکراً لِلمَوتِ وَ أشَدُّهُم استِعدَاداً لَهُ أولَئِکَ هُمُ الأکیَاسُ ذَهَبُوا بِشَرَفِ الدُّنیا وَ کَرَامَهِ الآخِرَه» ، آنان که بیشتر مرگ را یاد می‌کنند و برای آن آماده‌ترند؛ آن‌ها زیرکانی هستند که شرف دنیا و احترام آخرت را از آن خود کرده‌اند. و فرمودند: «أکثروا ذکر الموت فأنه یمحص الذنوب و یزهد فی الدنیا، مرگ را فراوان به یاد آورید؛ زیرا یاد مرگ انسان را از گناه پاک و به دنیا بی‌رغبت می‌کند» .
یاد مرگ آن قدر شخصیت انسان را عوض می‌کند و ارتقاء می‌دهد و چنان نفس را دگرگون می‌کند و آن‌چنان تزکیه می‌دهد و او را به فضیلت‌های عالی می‌رساند رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)در پاسخ سوالی که عایشه از حضرت پرسیدند که آیا می‌شود کسی با شهداء محشر شود فرمودند: «نعم من یذکر الموت فی الیوم واللیله عشرین مره» ، بله اگر کسی در شبانه روز 20 بار یاد مرگ بیفتد با شهداء محشور می‌شود. یکی از اثرات یاد مرگ کاهش طول امل است. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم)فرمودند: «انّ اشد ما اخاف علیکم خصلتان اتباع الهوی و طول الامل فامّا اتباع الهوی فانه یعدل عن الحق و اما طول الامل فانه یجیب الدنیا» ، بیش از هر چیز از دو خصلت بر شما می‌ترسم پیروی هوی و آرزو بلند. پیروی هوی از حق منحرف می‌کند و آرزوی دراز دنیا را در نظر محبوب می‌سازد. یاد مرگ نفس سرکش آدمی را آرم و دل را به بندگی خدا می‌کشاند و انسانی که مرگ‎اندیش شد، دل به آرزوهای دراز و توهمات دنیایی نمی‌دهد.
یکی از اثرات مهم آزمایش‌های الهی این است که انسان با آزمایش شدن به مرگ عزیزان و به یاد آوردن لحظه رفتن خویش احساس مفارقت و جدایی از تعلقات دنیایی برایش حاصل می‌شود و خود را مسافری می‌بیند که جهان مسافرخانه او است که در آن ماندنی نیست. این‌ها همه موعظه‌هایی است برای افراد خدا جویی که با دیدن چنین بلایایی به تربیت نفس خویش بپردازند و دست از آرزوهای دراز بردارند و با دیدن مرگ دیگران، مرگ خود را متذکر شوند.
4-1-16. ازبین رفتن عُجب و تکبر
یکی از عوامل تزکیه اخلاقی از بین رفتن عُجب و تکبر است. عجب عبارت است از خودپسندی به سبب احساس کمالی در خویشتن؛ خواه در حقیقت آن صفت کمالی را دارا باشد یا نه و خواه آن وصف در حقیقت کمال باشد یا نه . در پاره‌ای از کتب اخلاقی در تعریف عُجب آمده است: بزرگ دانستن نعمت و تکیه بر آن و فراموش کردن نسبت آن با نعمت دهنده . قرآن کریم می‌فرماید: «الَّذِینَ ضَلَّ سَعیُهُم فیِ الحَیَوهِ الدُّنیَا وَ هُم یَحسَبُونَ أنَّهُم یُحسِنُونَ صُنعاً» ، همانا کسانی هستند که تلاش‌شان در زندگی دنیا گم شده است و گمان می‌کنند که کار خوب انجام می‌دهند.
کبر عبارت است از حالتی که آدمی خود را بالاتر از دیگری ببیند و اعتقاد برتری خود را بر غیر داشته باشد .
قرآن کریم می‌فرماید: «الَّذِینَ یُجادِلُونَ فیِ ءَایَاتِ اللهِ بِغَیرِ سُلطَانٍ أتَئهُم کَبرُ مَقتاً عِندَالله وَ عِندَ الَّذِینَ ءَامَنُوا کَذَالِکَ یَطبَعُ اللهُ عَلیَ کُلّ قَلبِ مُتَکَبِّرِ جَبَّار» ، آنان که در آیات خدا بی‌هیچ حجت و برهان به جدال و انکار برمی‌خیزند این کار، سخت خدا (و رسول) و اهل ایمان را به خشم و غضب آرد. بلی این گونه خدا بر دل هر متکبر خودکامه‌ای مهر(شقاوت) می‌زند(که با سعادت خود دشمن می‌شود).
عُجب و تکبر زمانی انسان را فرا می‌گیرد که جسم آدمی بسیار در رفاه و آسایش باشد. کسی که درد و رنج را نشناسد نه لذّت شفقت را می‌داند و نه حالات ترحم را، قلب چنین فردی از هیچ چیزی متأثر نخواهد شد و طعم مطبوع مواهب الهی را احساس نخواهد کرد. چرا که او همیشه در ناز و نعمت و آسایش و رفاه زندگی کرده و فراز و نشیب زندگی را تجربه ننموده است. بنابراین روبه رو شدن و مواجهه با دشواری‌ها و سختی‌های روزگار سبب می‌شود تکبر و عُجب آدمی از بین برود. چرا که سختی‌ها چونان زنگ بیدارباش و زنجیر نجات می‌مانند که بسیاری از انسان‌های خودپسند را در سراشیبی سقوط بیدار می‌کند و از هلاکت حتمی نجات می‌بخشد تا هرگز رو به نسیان عصیان نروند. حضرت علی (علیه السلام) در این زمینه می‌فرماید:
«ولکن الله یختبر عباده بأنواع شدائد و یتعبدهم بأنواع المجاهد و یبتلیهم بضروب المکاره اخراجاً للتکبر من قلوبهم و اسکاناً للتذلل فی نفوسهم و لیجعل ذلک ابواباً فتحاً الی فضله و اسباباً ذللاً الی عفوه، اما خداوند بندگانش را به انواع آزمون‌ها می‌آزماید و به شیوه‌های گوناگون تعبدشان را می‌طلبد و به انواع ناخوشی‌ها مبتلاشان می‌سازد تا بدین وسیله تکبر را از قلب‌هایشان براند و فروتنی را درعمق جانشان بنشاند و این‌ها وسیله‌ای است برای این که درهای فضل و رحمت برروی آن‌ها گشوده شود و اسباب و زمینه عفوش گردند» .
عصیان از کبر و استکبار ریشه گرفته و ابتلاهای الهی به ویژه ابتلا به رنج و گرفتاری این مرض را درمان کرده و مانع بزرگ و بنیادین تزکیه اخلاقی را برطرف می‌سازد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «لَولا ثَلاثَهَ فی ابنِ آدَمِ ما طَأ طَأَ رأسَهُ لِشَیءٍ: المَرَضُ وَ المَوتُ وَ الفَقرُ وَ کُلُهُنَِ فیه و اِنَّهُ لَمَعَهُنَّ لوثّابٌ» اگر سه چیز در فرزندان آدم نبود برای چیزی سرفرو نمی‌آوردند: بیماری، مرگ و نداری و با این‌ها بسیار سرکش و ستمکار است.
حضرت علی (علیه السلام) «… لکِنَّ الله یختَبَِر عِبادَه بِانواعِ الشَّدائِدِ وَ یتَعَبَّدَهُم بِأَنواعِ المَجاهِدِ وَ یبتَلیهِم بِضُرُوبِ المَکارِه اِخراجاً لِلتَّکَبُّرِ مِن قلوبِهِم وَ اِسکاناً لِلتَّذَلُلِ فی نُفُوسِهِم…»