پایان نامه معنای لغوی، معنای اصلی

5) فلسفه و اهداف ابتلاء
6)اسباب و ابزار ابتلاء
7)آفات ابتلاء
2-1. تعریف ابتلاء
ابتلاء درقرآن با واژه‌هایی از قبیل بلاء، فتنه و امتحان بیان شده است که بیشترین کاربرد به واژه‌ی ابتلاء وفتنه اختصاص دارد. واژه‌های دیگری نیز وجود دارند که اختصاص به ابتلاء ندارد لکن در اهداف، مترادف واژه ابتلاء می‌باشند.
2-1-1. معنای لغوی ابتلاء
ریشه‌ی این کلمه «بلو» در اصل به معنی کهنگی و فرسودگی است. «بلی الثوبُ بلی وبلاءً به معنای لباس وجامه کهنه وفرسوده شده می‌باشد» به کسی که مسافرت او را خسته وفرسوده کرده باشد می‌گویند: «أبلاهُ السفر» ، «بلاء» به معنی آزمودن وامتحان کردن هم به کار می‌رود. «بَلَوته؛یعنی او را آزمودم ومثل این که از زیادی آزمایش او را خسته وفرسوده کردم.» درزبان عربی گاه از غم واندوه ونعمت نیز به بلاء تعبیرشده ودرعلّت این نام گذاری گفته‌اند: «سمی الغم بلاءً من حیث انه یبلی الجسم» ، غم از آن جهت که جسم را فرسایش می‌دهد بلاء نامیده می‌شود.
مرحوم طبرسی در این زمینه می‌نویسد:
«به نعمت ویا خسارت وزیان از آن جهت بلاء می‌گویند که در اصل، بلاء آن چیزی است که به وسیله‌ی آن حالات انسان از صبر وشکر ظاهر می‌شود پس به این جهت خداوند انسان‌ها را با نعمت‌ها امتحان می‌کند تا شکر آن‌ها را ظاهر سازد و همچنین آنان را با شدائد وسختی‌ها می‌آزماید تا صبر آنان پدیدار گردد و از این راه به ثوابی نائل آیند.»
ابن فارس می‌نویسد: «بلوی: البلاء واللام والواو والیاء، أصلان؛ أحدهما: إخلاق الشیء والثانی: نوعٌ من الاختبار» ، بلوی: با، لام، واو دارای دو معنای اصلی است؛ نخست به معنای فرسوده شدن چیزی و دوم به معنای اختیار وآزمایش است، معنای اخیر درکتب لغوی دیگر نیز آورده شده است.
تکالیف و مسئولیت‌ها هم بلاء نام دارند، «البلاء:التکلیف لانه شاق البدن». چرا که اولاً بدن به راحتی تمایل دارد و تمام تکالیف برای تن وجسم سخت و مشکل است. ثانیاً آن‌ها آزمون‌هایی از طرف خداوند است «وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ حَتَّی نَعْلَمَ الْمُجاهِدینَ مِنْکُمْ وَالصَّابِرینَ وَ نَبْلُوَا أخْبارکُم». والبته ما شما را در مقام امتحان می‌آوریم تا آن‌که در راه خدا جهاد وکوشش دارد وصبر می‌کند مقامش معلوم سازیم واخبار و اظهارات شما نیز (به مقام عمل) بیازماییم. برخی از لغویون بلاء را به معنی ایجاد ودگرگونی وتحول نیز می‌دانند. «ان الاصل الواحد فیها هو ایجاد التحول، ای التقلب و التحویل وهذا المعنی ینطبق بجمیع مواردها ومصادیق‌ها من دون ای تجوز او یتکلف فیها واما الامتحان والاختبار والابتلاء… فکل هذه من معانی مجازیه ومن لوازم الاصل وآثاره بحسب الموارد». اصل درواژه‌ی بلاء ایجاد تحول و دگرگونی، به معنی تبدیل شدن وتغییر کردن می‌باشد و این معنی مطابق است باتمام موارد آن و مثال‌های غیر از معنی دچار شدن و کلماتی نظیر امتحان، اختبار و ابتلاء تمام این معانی، مجازی(معناهای ثانوی کلمه) هستند و از لوازم اصل معنا وآثار(کارکردهای فعل) آن هستند که بنا به موارد (درجملات مختلف) به کار می‌روند. «وَ لَنَبْلُوَنَّکُم بِشیءٍ مِّنَ الخُوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِّنَ الْأمْوالِ وَ الْأنفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ الصَّابِرین»، و البته شما را به پاره‌ای از سختی‌ها چون ترس وگرسنگی و نقصان اموال و نفوس و آفات زراعت بیازماییم، و صابران را بشارت و مژده بده. «أی نجد تحولاً فی حالاتهم و اختلالاً فی امور معاشهم بعوارض الخوف أوالجوع أو غیرهما». تحول و دگرگونی در حالاتشان و تغییر و پریشانی در کارهای زندگیشان به دلیل ترس، گرسنگی یا غیر این دو ایجاد می‌کنیم.
گروهی معنای اصلی آن را آزمایش و اختیار (آزمایش کردن) در نظر گرفته‌اند و گروهی دیگر معانی اصلی آن را دگرگونی و کهنه شدن می‌دانند. لذا در معنای اصلی آن اختلاف است.
«ابتلاء» مصدر ثلاثی مزید از باب افتعال از ماده «بلو» است. این واژه و مشتقات آن در قرآن 37 بار در ضمن 34 آیه به کار رفته است. واژه ابتلاء نیز در قرآن در دو معنا به کار رفته است که عبارتند از:
1-کهنه شدن و زایل شدن «یَئادَمُ هَل أدُلُّکَ عَلیَ شَجَرَهِ الخُلدِ وَ مُلکٍ لَّا یَبلی». آیا تو را به درخت جاویدانی و مُلکی زوال ناپذیر راه بنمایم؟ «ملکٌ لایبلی ای لایزول و لایضعف». منظور از ملک زوال ناپذیر زائل نشدن و ضعیف نشدن است.
2-امتحان و آزمایش «فَأمَّا الانسَانُ إِذَا مَا ابتَلَئهُ ربُِّه». امّا انسان، هنگامی که پروردگارش وی را می‌آزماید، «ای امتحنه». ابتلاء در این آیه شریفه به معنای امتحان و آزمایش کردن است.
می‌توان ابتلاء و بلاء را از یک ماده دانست و به آزمایش کردن معنا نمود. امّا تفاوتی که بلاء و ابتلاء دارند این است که «فی الإبلاء توجّه مخصوص الی جهه صدور التحویل من الفاعل و نظر خاصّ الی قیامه به-وفی الابتلاء توجّه مخصوص الی صدور الفعل بالطّوع و الرغبه و الاراده الخاصه». در بلاء توجه به جهت انجام دهنده دگرگونی معطوف است و به برپا کننده آن توجه می‌شود ولی در ابتلاء توجه به این جهت است که جریان فعل با رضایت و میل و اختیار می‌باشد.
2-1-2. واژه‌های مرتبط با ابتلاء
خداوند در قرآن موضوع ابتلاء را با تعابیر دیگری هم آورده است و فرهنگ‌های لغت نیز درباره واژه‌های مترادف ابتلاء تعاریفی را بیان کرده‌اند از جمله مهم‌ترین واژه‌های مترادف با ابتلاء عبارتند از:
2-1-2-1. فتنه
فتنه از ریشه فَتَنَ می‌باشد که در کتب لغت معانی متعددی دارد و در قرآن نیز در پانزده معنا به کار رفته است اما ما معنایی را که مترادف با ابتلاء می‌باشد را ذکر می‌کنیم. طریحی در کتاب مجمع البحرین می‌نویسد: «الفتنه؛ الابتلاء و الامتحان»، فتنه به معنای ابتلاء و امتحان است. «أحَسِبَ النَّاسُ أن یُترکُوا أن یَقُولُوا ءَامَنَّا وَ هُم لَا یُفتَنُون»، آیا مردم پنداشته‌اند که چون بگویند: ایمان آوردیم، رها شوند و دیگر آزمایش نشوند؟ این معنای فتنه از جمله «فَتنتّ الفِضَه والذهب» گرفته شده است. برای جدا نمودن ناخالصی‌های طلا و نقره این دو را در آتش می‌گدازند تا سره از ناسره تفکیک شود و چون آزمودن هم ملازم با گداخته شدن در سختی‌ها است، به این مناسبت این کلمه در این معنی استعمال شده است. ابن ابی الحدید می‌نویسد:«فتنه گاهی بر مصیبت و بلاء که به انسان می‌رسد اطلاق می‌شود و گاهی بر اختیار و امتحان و گاهی هم بر سوزاندن و زمانی بر گمراهی و ضلالت، اما اصل کلمه فتنه به معنی اختیار و امتحان است و اعتبارات دیگر به آن برمی گردد». أزهری و غیر او از لغویون نیز گفته‌اند که جامع و ماحصل معنای فتنه ابتلاء و امتحان می‌باشد. «جِماع معنی الفتنه فی کلام العرب الابتلاء و الامتحان». صاحب تفسیر المنار می‌نویسد: «از زمان‌های دور مشهور شد که فتنه به معنای پراکنده کردن شر درمیان مردم است و بنابراین استعمالات غریبی هم پیدا کرده بود. این کلمه زمانی به جنگ و گاهی به شیطان نسبت داده می‌شد و لذا شیطان را به فنّان توصیف نموده بودند لکن این‌ها معانی فرعی کلمه بوده و معنای اصلی کلمه امتحان و آزمایش است».
در روایتی از ابن زید در تفسیر آیه«وَاعلَمُوا أنَّمَا أموَالُکُم و أولَادُکُم فِتنَه» آمده است: «قال فتنه، الاختیار و قرأ قول الله تعالی «وَ نَبلُوکُم بِالشَّرِّ وَالخَیرِ فِتنَهً» ». فتنه به معنای اختیار است، و به این آیه استناد کرد؛«شما را با شر و خیر امتحان می‌کنیم».

                                                    .