پایان نامه گروه های اجتماعی، حفظ کرامت انسانی

– افزایش رفتارهای متعارض
– مخالفت های کمتر در مورد محتوا
– تنش بیشتر
• فقدان همبستگی سبب کاهش موارد زیر می شود:
– نظریات معتبر
– حصول توافق
– اجماع در مورد تصمیمات
– اقدام مؤثر
• گروه ها می توانند:
– کارایی کمتری داشته باشند
– اثر بخشی کمتری داشته باشند
بهره وری کمتری داشته باشند
2-2-7- رویکردها و نظریه های تنوع فرهنگی
نکته مهم در مقوله تنوع به طور عام و در تنوع فرهنگی به صورت خاص این است که اصل تنوع واقعیت انسانی است. بنابراین تصور اجتماعی که در آن همه مردم یک الگوی رفتاری، یک سنت و رسم و یا یک لهجه و زبان داشته باشند چندان با واقعیت های اجتماع انسانی سازگار نیست. تجربه همسان سازی های فرهنگی حتی در اشکال حاد و خشونت آمیز آن همچون فرآیند روسی سازی و کمونیست گردانی مردم در اتحاد شوروی سابق و یا پاک سازی فرهنگی- نژادی مردم آلمان در زمان نازی ها و … چنین نشان داد که ایدئولوژی های همسان ساز چه فجایعی برای انسان می تواند پدید آورد.
سازمان ملل متحد نیز در اعلامیه ژوهانسبرگ در سپتامبر سال 2002 که مربوط به توسعه پایدار است، تنوع فرهنگی را به عنوان یکی از امتیازات و نقاط مثبت اجتماع انسانی دانسته که باید در توسعه پایدار مورد توجه قرار گیرد. علاوه بر این، سازمان یونسکو در کنوانسیون مصوب در 21 اکتبر سال 2005 در حمایت از تنوع فرهنگی ضمن ابراز اینکه تنوع فرهنگی به مثابه میراث مشترک بشریت است و “دفاع از آن به مثابه الزامی اخلاقی و جدایی ناپذیر از حفظ کرامت انسانی انسان” است. در ماده یک، بر ارتباط میان فرهنگ و توسعه و گفتگو برای ایجاد یک برنامه عمل ابداعی برای همکاری های بین المللی فرهنگی برای رسیدن به این مقصود تاکید گذارده و از دولت های امضا کننده خواسته است مطابق با قوانین و دیدگاه های مورد قبول خود اقدامات تشویقی و حمایتی لازم از ابزار تنوع فرهنگی را پیگیری کنند(یونسکو، 1384).
رهیافت و یا رویکرد مدیریتی به تنوع بسیار حائز اهمیت است. در مدیریت تنوع، تنها مسئله برخورداری از فرصت های برابر نیست که باید مورد توجه قرار گیرد، بلکه این برخورداری نباید به ایجاد چالش در همبستگی و انسجام جاافتاده فرهنگی در کشور منجر شود. بنابراین مدیریت تنوع فرهنگی، تنها ناظر بر تحلیل روابط و مناسبات و ویژگی های فرهنگی اجتماعات و گروه های شکل دهنده یک جامعه و آثار و تبعات ناشی از این تنوع نیست، بلکه بر عمل در چنین چارچوبی و پیش بردن جامعه به سوی توسعه و پیشرفت و شکوفایی استعدادهای افراد و گروه ها در شرایط متحول و متغیر فرهنگی نیز دلالت دارد(هاروای ،2006). از الزامات چنین مدیریتی، ایجاد چنان فضایی است که همه خرده فرهنگ ها احساس ارزشمندی و مشارکت در فرآیند عمومی پیشرفت کشور و جامعه را داشته باشند. در مقوله نگرش به تنوع ، رویکردهای متعددی مورد توجه قرار گرفته است، از جمله:
رویکرد نفی تبعیض و عمل به انصاف
مفروض اصلی این رویکرد این است که پیش داوری و تبعیض در مورد دیگر فرهنگ ها و اجتماعات از منظر اجتماع و فرهنگی که مدیران و برنامه ریزان به آن تعلق دارند، فرصت شکوفایی و مشارکت آن ها را در فرآیند توسعه ملی و هم چنین رشد و توسعه اجتماعی در سطوح مادون ملی را مانع می شود. بنابراین رعایت انصاف از طریق تصویب قوانین و مقرراتی که فرصت ها و عرصه های عمل و مشارکت را برای این گروه ها و اجتماعات ایجاد کند، تدریجاً زمینه تلاش و مشارکت آن ها را برای خودشکوفایی و پرورش استعدادهای فردی و محلی و همچنین مشارکت در فرآیند پیشرفت و توسعه ملی ایجاد خواهد کرد. از الزامات این رویکرد، علاوه بر تصویب قوانین و مقررات، اصلاح نگرش و ایجاد تغییراتی در فرآیندهای مدیریتی است، به نحوی که همه آحاد جامعه از فرصت های برابر برخوردار گردند. بدون آن که گروهی از امتیازات ویژه نسبت به گروه های دیگر بهره مند باشند(تریکانگاس و هاوک ،2002).
رویکرد پذیرش و مطلوب دانستن تنوع
مفروض بنیادین این رویکرد این است که هر کدام از گروه ها، خرده فرهنگ ها و حتی فرهنگ ملی، تنوع موجود را امری مفید می داند و آن را لازمه بقا، تداوم و پیشرفت و شکوفایی خود می داند. پذیرش تنوع به عنوان امری مطلوب از این حیث قابل توجه است که هیچ یک از گروه های اجتماعی و خرده فرهنگ ها، احساس تهدید و هضم شدن در فرهنگ و هویتی دیگر را ندارند و همچنین امکان تبادل، گفتگو و ارتباط متقابل با یکدیگر و فرهنگ کلان ملی را نیز دارند. در چنین فضایی است که زمینه برای رشد و شکوفایی، هم در سطح محلی و هم در سطح ملی، ناشی از مشارکت تعامل گونه گروه های اجتماعی و خرده فرهنگ ها و سطوح کلان تر ملی پدیدار می گردد(قیصری،1386).
رویکرد فراگیری از تنوع
در این رویکرد، تمایزات که منشأ تنوع هستند، عاملی برای شناخت و افزایش آگاهی متقابل تلقی می شوند. بنابراین علاوه بر اینکه ارزش های فرهنگی افراد، اجتماعات و گروه های اجتماعی که شکل دهنده جامعه ملی هستند، ارزشمند تلقی می شوند و برابری فرصت ها برای همگان ملحوظ دانسته می شود، بر تشویق و ترغیب فرآیندهایی تأکید می شود که نتیجه فراگیری و آموختن از تنوعات موجود است. الزامات عملی این رویکرد عبارت است از:
اجازه دادن و پذیرش شیوه های متعدد زندگی، ارزش های فرهنگی، الگوهای رفتاری در جامعه برای رسیدن به اهداف مشترک اجتماعی. مفروض این قاعده آن است که تعقیب و رسیدن به اهداف مشترک در توسعه و پیشرفت اجتماعی و حتی همبستگی، وفاق و تعقیب آرمان های ملی، از طرق و شیوه های مختلف امکان پذیر است. هر یک از گروه های اجتماعی و خرده فرهنگ های شکل دهنده به محیط فرهنگی جامعه با روش و شیوه آشنا و مأنوس خود می تواند در این فرآیند مشارکت کند.
وجود یک فرهنگ کلان اجتماعی که در آن بحث سازنده و آزاد درباره موضوعات اجتماعی با تساهل صورت پذیرد و منازعات به شیوه های مسالمت آمیز و سازنده حل و فصل گردد (صالحی امیری،1389).
با توجه به رویکردهای مطرح شده، نظریه های تنوع فرهنگی را می توان در دو دسته جای داد: نظریه هایی که تنوع فرهنگی را به عنوان یک واقعیت می پذیرند و نظریه هایی دیگر که تنوع فرهنگی را ارزشمند می دانند.
نظریه های مربوط به سیاست شناسایی

                                                    .