پایههای روانشناختی صبر

عنوان و شماره صفحه
جدول(4-10)نتایج آزمونMANOVA مربوط به مؤلفههای صبر…………………….102
جدول(4-11)نتایج آزمون تحلیل واریانس تفاوت مؤلفههای صبر بین گروههای افسرده، مضطرب و بهنجار…………………………………………………………………………………..103
جدول(4-12)نتایج آزمون توکی مربوط به مؤلفه شکیبایی……………………………….103
جدول(4-13)نتایج آزمون توکی مربوط به مؤلفه رضایت…………………………………..104
جدول(4-14)نتایج آزمون توکی مربوط به مؤلفه استقامت………………………………..104
جدول(4-15)نتایج آزمون توکی مربوط به مؤلفه درنگ…………………………………….105
جدول(4-16)نتایج آزمون توکی مربوط به مؤلفه متعالی شدن………………………….106
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار(2-1)پایههای روانشناختی صبر…………………………………………………………….74
فصل اول
کلیات پژوهش

1-کلیات
1-1-مقدمه
اضطراب و افسردگی از رایج ترین پدیده های هیجانی هستند که انسان از آنها رنج میبرد (لطفی افشار، قاسم زاده، عشایری و گیلانی،1377). آنچه انسان را در درک و برخورد بهتر با این پدیده ها با مشکلات بیشتری روبرو میسازد، همبودی این پدیده هاست. همبودی اضطراب و افسردگی در موقعیت های بالینی به تردیدهای بحث برانگیزی منجر شده است(تارسیا، پاور و ساناویو،2003). در بیست و پنج سال گذشته پژوهش های مختلف از روش های مختلفی استفاده کردهاند تا تعیین کنند که اضطراب و افسردگی چه تفاوتهای زیربنایی با یکدیگر دارند. از طرفی با توجه به شیوع بالای این دو اختلال در جامعه و تاثیر منفی آنها بر سلامت روان و کیفیت زندگی افراد جامعه، شناخت عوامل موثر بر شکلگیری این اختلالات، امری ضروری تلقی می شود.
یکی از مفاهیمی که اخیرا توجه زیادی را به خود جلب کرده و به نظر میرسد که نقش مهمی در اختلالات یاد شده دارد، ذهنآگاهی است. ذهنآگاهی به زبان ساده به معنای آگاه بودن از افکار، اعمال، هیجانات و احساسات است و شکل خاصی از توجه محسوب میشود؛ به عبارت دیگر، ذهنآگاهی به معنای توجه کردن به شیوهای خاص است؛ یعنی توجه و تمرکزی که دارای این ویژگیها باشد: بودن درحال حاضر، هدفمند و بدون قضاوت. این نوع توجه موجب افزایش آگاهی، شفافیت و وضوح و پذیرش واقعیت حال حاضر می شود. ذهنآگاهی بدان معناست که شخص، آگاهی خود را از گذشته و آینده به حال حاضر معطوف کند. زمانی که فرد در حال حاضر حضور داشته باشد، واقعیت را با تمام جنبههای درونی و بیرونیاش میبیند و درمییابد که ذهن به دلیل قضاوت و تعبیر و تفسیرهایی که انجام میدهد دائما درحال نشخوار و گفتگوی درونی است.
گرچه ذهنآگاهی از تعلیمات قدیمی شرقی نشأت گرفته است، ولی امروزه در غرب جایگاه ویژهای دارد. پژوهش های انجام شده، نشان دهندهی این نکته هستند که ذهنآگاهی قویاَ در اختلالات افسردگی و اضطراب تاثیرگذار است و از این رو لازم و ضروری به نظر می رسد که نقش مؤلفههای ذهنآگاهی در این اختلالات مورد بررسی قرار گیرد و تفاوتهای این مؤلفهها در افراد مضطرب، افسرده و بهنجار معین گردد.
از طرفی ما در جامعه ای زندگی میکنیم که دین، نقش مهم و غیرقابلانکاری در زندگی افراد آن ایفا مینماید و مفاهیم دینی، پیوند گسترده و همه جانبهای با زندگی مردم دارد. یکی از مفاهیمی که در دین مطرح شده و مورد تأکید قرار گرفته، مفهوم صبر است. بشر امروز در دنیایی به سر میبرد که از رویدادهای استرسزای گوناگون اجتماعی، محیطی، شغلی، خانوادگی و . . . رنج میبرد؛ این در حالی است که رفاه حاصل از پیشرفت فناوری، افزایش روحیهی راحتطلبی و کاهش ظرفیت تحمل را در او موجب شده است. در چنین شرایطی، برخورداری از ویژگی صبر، توان درونی انسان را ارتقاء میبخشد؛ زیرا خویشتن داری مستلزم مدیریت و مهار احساسات است و افراد خویشتندار از ثبات هیجانی بیشتری برخوردار خواهند بود. این امر، کارایی آنان را در حیطههای گوناگون زندگی افزایش میدهد (نوری،1387). در دین، فرد صبور، فردی است اهل گذشت که در هنگام مصایب و مشکلات خداوند را به یاد میآورد، در کارها مقاومت بیشتری دارد، هنگام بیماری خویشتنداری خود را از دست نمیدهد و در برابر نیازهای فیزیولوژیک، خودکنترلی بیشتری نشان میدهد.
با توجه به تعاریفی که در متون دینی برای مفهوم صبر مطرح شده، جالب به نظر میرسد که مؤلفههای این مفهوم را در افراد مضطرب و افسرده مورد مقایسه قرار دهیم و تفاوت آن با افراد بهنجار را بررسی نماییم.
1-2- بیان مسأله
قرن هاست که افسردگی به عنوان یک مشکل روانی در زندگی افراد شناخته شده است (کاپلان و سادوک،2003). این اختلال یکی از شایعترین بیماریهای ناتوانکننده در کشورهای مختلف است (نوحی،1998؛ به نقل از فلاح و همکاران، 1386). اختلال افسردگی در واقع بیماری گسترده و آسیبزایی است که میتواند هر فردی از هر نژاد و قشری را مبتلا سازد (کاپلان و سادوک،2003) و از جمله شایعترین اختلالات روانی است و به عنوان یک مشکل بهداشتی و جهانی در تمامی فرهنگها خودنمایی میکند (فلاح و همکاران،1386).
همچنین اضطراب نیز یکی از شایعترین اختلالات روانی محسوب میشود. اگرچه عقیده بر این است که اضطراب کم برای حیات و زندگی روزمره لازم است، اما اضطراب زیاد نیز زیانهای جدی بر جسم، روان، روابط اجتماعی، حرفه و تحصیلات وارد میآورد و فرد را از دارا بودن یک سلامت کیفی قابل قبول در زندگی محروم مینماید (کاتزلینک و کنت،2001).
با توجه به شیوع بالای این دو اختلال واثرات منفی آن بر افراد و جامعه، پژوهش در زمینهی علل و عوامل دخیل در آنها ضروری به نظر میرسد.
یکی از مفاهیمی که امروزه، پژوهشهای زیادی دربارهی آن صورت میپذیرد، مفهوم ذهنآگاهی است. ذهنآگاهی به معنای توجه کردن به شیوهای خاص، هدفمند و خالی از قضاوت است (کابات زین،1990). ذهنآگاهی یعنی بودن در لحظه با هر آنچه اکنون هست، بدون قضاوت و بدون اظهارنظر دربارهی آنچه اتفاق میافتد؛ یعنی تجربهی واقعیت محض بدون توضیح (سگال، تیزدیل و ویلیامز،2002). اساس ذهنآگاهی از تمرینهای مراقبهی شرقی گرفته شده است که ظرفیت توجه و آگاهی پیگیر و هوشمندانه را (که فراتر از فکر است) افزایش میدهد. ذهنآگاهی را میتوان به عنوان یک شیوه « بودن» یا یک شیوه «فهمیدن» توصیف کرد که مستلزم درک احساسات شخصی است (بائر،2003؛ به نقل از کاویانی،1387).

                                                    .