۷- نتیجه گیری(۳): پایان قطعی داستان است و بازگشت به چارچوب زمانی راوی و روایت شنو است. “( رک. صالحی نیا،۱۳۸۸ :۲۳-۲۱) [در این بخش رخداد های گذشته به زمان حال پیوند می خورد.]
(شکل ۱: هرم فریتاگ)
نمی توان ادعا کرد که هرم فریتاگ به ساختار کلاسیکی در سیر فراز و فرود داستان تبدیل شده است ولی در حال حاضر صبغه ی کلاسیکی پیدا کرده است. به هر صورت در حال حاضر این هرم طرفداران زیادی دارد که از آن پیروی می کنند. در این نمودار«الف – ب» نشان دهنده مقدمه چینی، «ب» آغاز کشمکش، «ب – ج» پیچیدگی یا پرداخت کشمکش یا «کنش تصاعدی»، «ج» نقطه اوج یا نقطه برگشت کنش، و «ج – د» فرود یا باز گشایی کشمکش است. با وجود اینکه دلیلی ندارد این نمودار را ضروری بپنداریم ولی چون در سیر زمان افراد زیادی با آزمون و خطاهای بسیار به کارایی آن پی برده اند، تبدیل به قاعده ای در خور نگرش شده است.
لیویا پُلانی(۴)ساختار کلی روایت و چگونگی ارتباط میان بخش های مختلف آن را بر پایه نظریه لباو در نموداری این گونه نشان داده است.(شکل ۲: نمودار پُلانی)
Evaluation (1)
Resolution (2)
Code (3)
Livia Polany (4)
(شکل ۲: نمودار پُلانی)
۳-۱۰ زاویه دید/ نظرگاه
زاویه دید یکی از عناصر اصلی داستان و در حقیقت یکی از معیارهای اساسی نقد و بررسی آثار داستانی است، به طوری که میزان موفقیت یا عدم موفقیت یک اثر داستانی تا حد زیادی به چگونگی انتخاب این عنصر وابسته است. زاویه دید، پنجره ای است که از سوی نویسنده رو به روی خواننده گشوده می شود تا خواننده تمام حوادث، اعمال، صحنه و رفتارها و سکنات اشخاص داستان را مشاهده کند. زاویه دیدی که نویسنده انتخاب می کند، بر عناصر دیگر داستان تاثیر می گذارد و چون سازمان بندی داستان به آن وابسته است، از این رو انتخاب زاویه دید مناسب اهمیت بسیاری دارد. پایان بخش این فصل دو مبحث بسیار مهم زاویه دید و کانون سازی در روایت است که به دلیل اهمیت آن در آخر فصل گنجانده شده است. زاویه دید و به دنبال آن کانون سازی از جمله مباحثی است که تعاریف و تقسیم بندی های گوناگونی را به دنبال داشت. سعی بر آن بوده است آنچه در ذیل می آید – علی الخصوص در ارتباط با زاویه دید – برآیند نظریات مهم در ارتباط با زاویه دید باشد.
زاویه دید دانای کل(۱):
” در این شیوه گویش، داستان به وسیله نویسنده و از دید سوم شخص نقل می شود.
Omniscient poin of view (1)
نویسنده«دانای کل» است. او آزاد است به هر جا دلش می خواهد سربکشد، هر گاه اراده کرد از نیات و افکار و احساسات شخصیت هایش آگاه شده ما را در جریان بگذارد. “( لارنس، ۱۳۶۲ :۷۶ )و (براهنی، ۱۳۶۲: ۷-۱۹۶) در واقع می توان این زاویه دید را منعطف ترین شیوه در روایت داستان عنوان کرد، شیوه ای که وسیع ترین عرصه را در برابر نویسنده قرار می دهد.
زاویه دید دانای کل محدود (۱):
” در این گروه داستان ها، گاه نویسنده همه ی داستان را از زاویه دید یکی از شخصیت ها ی داستان نقل می کند و از زاویه ی دید همین شخصیت به شخصیت های دیگر داستان نگاه می کند و اعمال و رفتار آن ها را مورد قضاوت و داوری قرار می دهد. ” (میر صادقی۱۳۷۶: ۳۸۵) داستان هایی که به این شیوه روایت می شوند به دو دلیل نسبت به زاویه دید دانای کل به واقعیت نزدیک تر است. نخست اینکه در این روش فقط از دریچه ی افکار و احساسات یک نفر به جهان نگریسته می شود و بالطبع این شیوه با شرایط زندگی عادتی همخوانی بیشتری دارد و دوم اینکه چون تمام جزئیات اتفاق افتاده نتیجه تجربیات یک نفر است پس داستان خود به خود یکدست می شود.
زاویه دید نمایشی(۲):
” در زاویه دید نمایشی یا زاویه دید عینی (۳)، داستان تقریبا یک پارچه گفت و گو و نشان دهنده ی اعمال و رفتار قابل رویت شخصیت هاست؛ درست همانطور که بر صحنه تئاتر مشاهده می کنیم.” (همان :۴۰۴) یکی از اشکالات این روش در این است که نویسنده قادر نخواهد بود که نشان دهد شخصیت های داستانش به چه چیزی فکر می کنند و نسبت به دیگر حوادث و شخصیت های داستان چه طرز تلقی و تفکری دارند. از دیگر انواع زاویه های دید می توان اشکال زیر را نام برد:
الف) زاویه دید روایت نامه ای (۴):
” در زاویه دید روایت نامه ای یا مکاتبه ای، داستان بر اساس مجموعه ای از نامه ها تدوین و تکوین یافته است. این شیوه ی بیان داستان انواع گوناگونی دارد. نامه ها گاه یک طرفه یا دو طرفه است و یا چند نفر با هم نامه می نویسند و مجموعه ی نامه های آن ها قالب و محتوای داستان را پدید می آورد. “( همان :۴۰۶)
Limited Omniscient point of view (1)
Dramatic point of view (2)
Objective point of view (3)
Letter narration or Epistolary point of view (4)
امروزه این شیوه به صورت دیگری در آمده است و نویسنده بدون آن که داستان را بر اساس مجموعه ی نامه ها تنظیم و تکوین کند ، با همان زاویه ی دید یعنی زاویه ی دید دوم شخص مستقیما شخصیت یا شخصیت های داستانش را مورد خطاب قرار می دهد و داستان را روایت می کند. در این گونه داستان ها، گاه زاویه دید دوم شخص به زاویه دید اول شخص تبدیل می شود. در واقع شیوه بازگویی داستان همچون نامه، تلفیقی از دو زاویه ی دید است.
ب) زاویه دید روایت یادداشت گونه(۱) :
” در این شیوه داستان بر اساس مجموعه ی یادداشت های روزانه یا هفتگی یا … تکوین می یابد. این یادداشت ها ممکن است با تاریخ یا بدون تاریخ باشد. ” (همان :۴۰۸) در این روش مخاطب خواننده است و فرد یا افراد خاصی مد نظر نویسنده نیست. نگارش در این شیوه در زاویه دید اول شخص صورت می پذ
یرد.
ج) زاویه دید[اول شخص] تک گویی(۲):
تک گویی صحبت یک نفره ی است که ممکن است با مخاطب یا بدون مخاطب باشد و این مخاطب ممکن است خواننده باشد. به عبارتی نویسنده، خواننده را به طور مستقیم مورد خطاب قرار می دهد و از حادثه و یا وضعیت و یا موقعیتی با او سخن می گوید . تک گویی انواع گوناگونی دارد که عبارتند از:
ج- الف) تک گویی درونی(۳) :
” تک گویی درونی یکی از شیوه های ارائه ی جریان سیال ذهن(۴) است. تک گویی درونی، بیان اندیشه هنگام بروز آن در ذهن است؛ پیش از آنکه پرداخت شود و شکل بگیرد.” (همان :۴۰۶) در این شیوه خواننده به طور غیر مستقیم در جریان افکار شخصیت داستان و واکنش های او نسبت به محیط اطرافش قرا می گیرد و سیر اندیشه های او را دنبال می کند.
ج- ب)تک گویی نمایشی(۵):
” در این شیوه بر خلاف تک گویی درونی کسی مخاطب قرار می گیرد، گویی کسی بلند بلند حرف می زند
Diary Narration Or Epistolary Point Of View (1)
Monologue Point Of View (2)