سند بینالمللی رهکردهای راجع به عدالت برای کودکان بزهدیده و شاهد جرم کودکان و نوجوانان کمتر از هجده سال را که علیه آنان جرمی به وقوع پیوسته ، صرف نظر از نقش آنان در ارتکاب جرم و یا تعقیب متهم و یا متهمان ، بزهدیده تلقی کرده است[۸۶]کنوانسیون حقوق کودک فرد زیر هجده سال را کودک تلقی کرده است هر چند این تعریف را مطلق ندانسته و تعیین آن را به قانونگذاران ملی واگذار کرده و از این طریق حقوق داخلی دولتهای عضو را محترم شمرده است. حقوق کودک در این کنوانسیون شامل حقوق اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی ، مدنی و کیفری است و بنابراین تعریف ارائه شده به طور مشخص مربوط به کودکان بزهدیده نیست[۸۷]مطابق با قوانین و مقررات ایران کودک کسی است که به حد بلوغ شرعی نرسیده باشد و بر اساس ماده ۱۲۱۰ قانون مدنی سن بلوغ در دختران نُه سال و در پسران پانزده سال تمام است ولی مطابق با قانون حمایت از کودکان و نوجوانان مصوب۱۳۸۱ افراد زیر هجده سال از حمایتهای مندرج در قانون مذکور بهرهمند میشوند[۸۸].
ب: انواع کودک بزهدیده
کودک بزهدیده در معنای عام: در این مفهوم کودکان نیز همانند بزرگسالان قربانی جرائم گوناگون عمدی و غیرعمدی واقع میشوند. اینگونه جرائم مخصوص کودکان نبوده و نسبت به همه اقشار جامعه متصور است. مانند قتل ، سرقت ، ضرب وجرح
کودک بزهدیده در معنای خاص: کودکان به لحاظ دارا بودن ویژگیهای خاص جسمی و روحی نسبت به بزرگسالان و به این جهت که در مرحله رشد و تکامل و نیازمند حمایت از سوی والدین ، سرپرستان و مراقبان خود هستند. قانونگذار بر این اندیشه است که پیشگیری از بزهکاری نوجوانان نه فقط بر عهده برخی افراد ، صاحبان مشاغل و حرف خاص ، بلکه بر عهده کل افراد یک جامعه است و به نوعی یک مسئولیت همگانی است کودکان و نوجوانان باید این فرصت را داشته باشند تا عقاید خود را ابراز و دیگران به عقاید و نظرات آنها توجه کنند[۸۹].
ت-اقدامات پلیس برای کودکان بزهدیده: پلیس که وظیفه سنتی کشف جرم را برعهده دارد به عنوان اولین نهاد با کودک بزهدیده مواجه میشود و اگر بدون در نظر گرفتن آسیبپذیری کودک در این مرحله ، تنها در مقام کشف جرم انجام وظیفه کند منافع اصلی کودکان نادیده گرفته میشود. مداخله پلیس آموزش دیده به ویژه استفاده از پلیس زن در برخی از موارد به جهت نوع ارتباط عاطفی که با کودک دارد اولین گام جهت اجرای عدالت و حمایت از کودک بزهدیده است. مطالعات صورت گرفته در این زمینه نشان میدهد که هرگونه برخورد غیرتخصصی و غیرمنطقی در قبال کودک بزهدیده میتواند عواقبی را پیشرو داشته باشد که گاهی غیرقابل جبران است. قربانی شدن دوباره و بزهدیده واقع شدن مکرر کودک پس از مواجهه وی با نهادهای رسمی رسیدگی به جرم یکی از همین پیامدهای منفی است. امروزه در این راستا اتخاذ معیارهای پیشگیری از تکرار بزهدیدگی کودکان مورد توجه نهاد پلیس قرار گرفته است تا جایی که برای رسیدن به این مقصود آموزش نیروی پلیس و به ویژه تربیت نیروی متخصص در برنامهها و اولویتهای این نهاد به ویژه در نظامهای پیشرفته قرار دارد[۹۰]
اقداماتی که از سوی پلیس در قبال کودکان بزهدیده میتواند صورت گیرد:
استفاده از پلیس مخصوص کودکان یا پلیس زن جهت برقراری ارتباط با کودک بزهدیده
اطلاع رسانی به والدین یا سرپرستان کودکان بزهدیده از وجود خدمات قابل دسترسی و امکان جبران خسارت
ارائه خدمات مشاورهای و حقوقی به خانواده کودک بزهدیده و راهنمایی آنها برای دریافت خدمات بهداشتی و اجتماعی از سوی سازمانهای ذیربط
ابراز همدردی با کودک بزهدیده در هرگونه برخورد و مواجهه با او در فرآیند تحقیقات و رسیدگیها
رعایت دقت در تعداد و نوع مصاحبهها ، بازجوییها ، تحقیقات و تماسهای بزهدیده با نظام عدالت کیفری به منظور کاهش آسیبهای وارد بر کودک
جلوگیری از مراجعه کودک بزهدیده با مرتکب جرم در فرآیند رسیدگی به منظور تضمین امنیت وی
اتخاذ تدابیر پیشگیرانه خاص برای جلوگیری از بزهدیدگی مکرر کودک بزهدیده
حفظ و رعایت حریم خصوصی کودک بزهدیده و پرهیز از مداخلات بیش از حد لازم در زندگی او در فرآیند رسیدگیها
جلوگیری از افشای اطلاعات محرمانه پرونده کودک بزهدیده[۹۱]
ج- نقش مددکاری اجتماعی پلیس در حمایت از کودکان بزهدیده: در صورت بزهدیدگی کودکان مسئولیت رسیدگی به پرونده در تمامی مراحل عدالت کیفری باید به افراد متخصص واگذار شود. در مرحلهای نیز که به پلیس مربوط است باید افرادی متخصص برای رسیدگی پیشبینی شوند. استفاده از پلیس کودکان نیز در راستای همین منظور است. علاوه بر آن از نقش قابل توجه مددکاران اجتماعی حاضر در کلانتریها نباید غافل بود. به ویژه مددکاران اجتماعی و مشاوران زن میتوانند نقش مهمی در حمایت از کودکان بزهدیده داشته باشند. مشارکت به این معنی است که مشاوران و مددکاران اجتماعی زن شاغل در کلانتریها هم در زمینه حمایت از کودکان بزهدیده و تأمین نیازهای اولیه آنان و هم در زمینه پیشگیری از بزهدیدگی ثانویه ، به ویژه مشارکت ، میتوانند نقش مهمی ایفا کرده و به کودکان بزهدیده فرصت بدهند تا بتوانند دردها و رنجها و نیز حالات روحی و روانی خود را برای آنان بیان کرده و از کمکها و حمایتهای لازم بهرهمند شوند. از جمله وظایف مددکار اجتماعی و مشاور در این شرایط میتوان به تدابیری مانند ارزیابی موقعیت کودک بزهدیده و سایر اعضای تأثیرپذی

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

ر خانواده ، ارائه خدمات فوری درمانی ، جداسازی طرفین ، ارجاع به سایر نهادها در صورت نیاز ، ارائه خدمات موقت و مقدماتی ، آسیب جسمانی ، روانی ، عاطفی و اخلاقی میشود و یا وضعیت اجتماعی و رشد وی را به مخاطره میاندازد تحت عنوان سوءاستفاده از کودک و بیتوجهی نسبت به وی یا همان کودک آزاری را که غالباً توسط والدین ، سرپرستان قانونی و یا کسانی که تربیت و نگهداری کودکان به آنها محول شده ارتکاب مییابد. جرم انگاری کرده و از این طریق کودکان را از حمایتهای ویژه بهرهمند میسازد. نوع و ماهیت ارتکاب این جرم که بیشتر با تکرار و استمرار همراه است نحوه ارتباط کودک با مرتکب و از همه مهمتر تبعات منفی این نوع جرم علیه کودک که موجب پدید آمدن آسیبهای مخرب و پایدار در او میشود بزهدیدگی خاص کودک را به وجود میآورد. در بزهدیدگی خاص کودکان ، اصولاً جرائم غیرعمدی و مالی مستثنی هستند و بیشتر سوءرفتارهای عمدی و بیتوجهیهای غیرمتعارف مورد توجه است[۹۲]در کنوانسیون حقوق کودک و سایر اسناد بینالمللی به چهار موضوع مهم در مورد کودکان اشاره شده است. این چهار موضوع که با عنوان چهار P شناخته میشوند عبارت است از:
نیازهای اولیه کودکان
حمایت
پیشگیری
۴- مشارکت
کنوانسیون خواستار تدوین مقرراتی است که بر اساس آن نیازهای اساسی یک کودک مانند حق زندگی ، بهداشت ، تحصیل و… تأمین شود. نیازهای کودکان نیز به این معنی است که در برابر برخی حمایت از مددجویان نیازمند غذا و پوشاک ، همراهی مددجو در جریان دادگاه و پیگیری مسائل آنها به صورت متناوب و صحبت با بزهدیدگان اشاره کرد[۹۳]
گفتار دوم : تعامل پلیس با زنان بزهدیده
زنان یکی از مهمترین گروههای بزهدیدگان آسیبپذیر هستند و جوامع بشری خود را نگران خشونتهای روا شده به زنان بزهدیده نشان میدهند. تلاش برای تقلیل این پدیده و حمایت از زنان بزهدیده ، نهتنها به دل مشغولی مدافعان سرسخت حقوق زنان ، بلکه به نگرانی جامعه جهانی تبدیل شده و همگان در پی یافتن راه حلی مشترک به تکاپو افتادهاند. آسیبپذیری زنان که بیش از هر چیز در بزهدیدگی آنان نقش دارد ، زنان بزهدیده را شایسته حمایتهای ویژهای میسازد. این حمایتها با توجه به ماهیت خاص جرمهای ارتکابی نسبت به زنان ویژگیهایی دارد که بیشتر در پرتو کمکهای روانی-عاطفی نمود پیدا میکند. رفتار و عملکرد پلیس ، به عنوان نخستین مرجع رسمی حمایت از زنان بزهدیده ، تأثیر بسزایی در شکلگیری برداشت بزهدیده از دستگاه عدالت کیفری دارد. برخورد مناسب مأموران پلیس میتواند در ایجاد احساس امنیت و رضایت خاطر بزهدیده تأثیر چشمگیری داشته باشد و در مقابل رفتار سنجیده آنها ممکن است حس ترس ، ناامنی و پشیمانی از مراجعه به دستگاه عدالت کیفری را به دنبال آورد. برخی زنان بزهدیده از بیم رفتار غیرمنطقی مأموران پلیس از گزارش وقوع خشونت یا درخواست تعقیب متهم سرباز میزنند. رفتار مناسب و سنجیده مأموران پلیس به طوری که پاسخگوی شرایط روحی و روانی ویژه زنان بزهدیده باشد یکی از مهمترین وظایف پلیس محسوب میشود. برخورد با زن بزهدیده باید همراه با همدردی ، درک دقیق احساسات و برقراری ارتباط مناسب با وی صورت گیرد. همراهی بزهدیده با مراکز درمانی میتواند احساس تنهایی در مواجهه با جرم را تعدیل کند و تأثیر مثبتی در روحیه وی داشته باشد. همچنین مأمور پلیس میتواند با دادن شماره تلفن ایستگاه پلیس ، کلانتری یا پاسگاه ، یا مأمور مسئول پرونده به زن ، به وی اطمینان دهد که هرگاه نیاز به کمک داشته باشد پلیس آماده خدمات رسانی به او باشد.
زنان بزهدیده بالقوه عبارتند از:
زنان مهاجر
زنانی که به دلیل نژادی یا زبانی در جامعه محدود و منزوی میشوند
زنان دارای ناتوانی خاص جسمانی که توان دفاع از خود را در برابر تهاجمات و تعدیات ندارند
زنان باردار
زنانی که با حرکات و نوع راه رفتنشان ، خود را در معرض شکار مردها قرار میدهند
زنانی که به جهت نژادی ، سنی یا وضعیت اجتماعی در معرض تهاجمات جنسی قرار میگیرند
زنان تنها
زنانی که توسط شوهرانشان مکرر مورد خشونت خانگی قرار گرفتهاند
در مورد بند اخیر برای مداخله پلیس و ورود به منزل و بازداشت بزهکار باید به پلیس اختیارات قانونی بیشتری داده شود تا جلوی بزهدیدگی یا توسعه آن را بگیرد. در مورد خشونتهای جنسی بهترین اقدام پلیس از بین بردن فرصتهای ارتکاب خشونت جنسی است.
حمایت پلیس از زنان در خیابانها ، اتومبیلها و هنگامی که مورد حمله قرار میگیرند از جمله این موارد است. ارائه بروشورها و برگههایی توسط پلیس حاوی اطلاعات و روشهایی در مورد این که چگونه زنان از تعرض و تجاوز جنسی جلوگیری کنند از دیگر اقدامات پلیس در این زمینه است. به علاوه پلیس با خودروها و ایستگاههای گوش به زنگ تماس و درخواست کمک مردم تلاش میکند مجرمان را کنترل کرده یا از ارتکاب جرم بترساند و بدینوسیله از زنان در معرض خطر و آسیب حمایت کند. در هند پلیس زن در فرودگاهها ، ایستگاههای قطار ، نزدیک مدارس و دانشکدههای دخترانه ، ایستگاهها و مقرهایی برای حمایت از زنان و کودکان دارد[۹۴].
جامعه امروزی بیش از پیش نیازمند حمایت و اعتمادسازی پلیس است. یکی از راهکارهای مهم در این راستا ارتباط مفید و مؤثر پلیس با بزهدیدگان است و از آنجا که یکی از مصادیق بارز بزهدیدگان ، زنان هستند باید جنبههای ارتباط و تعامل سازنده پلیس با این قشر تشریح و تبیین شود.
بنابراین مرتباً مورد خشو
نت و آزارهای جسمی و جنسی قرار می گیرند[۹۵]. حمایت از این قشر امری لازم و ضروری است. پلیس به عنوان نماینده دولت و یکی از بازوان اجرایی میتواند به بسیاری از جنبههای حمایتی جامه عمل بپوشاند. که این امر مستلزم آگاهی و تخصص است. پلیس در هنگام برقراری ارتباط با زن بزهدیده باید جنبههای خاص جنسی و جنسیتی را در نظر بگیرد تا بتواند به نحو مطلوب از عهده وظایف خود برآید.
بند اول: زنان بزهدیده در محیط خانه
با توجه به مراجعه ابتدایی زن خشونتدیده به پلیس مأموران ذیربط موظفند که به ویژه در خشونتهای خانگی بلافاصله وارد عمل شده و کنترل اوضاع را در دست گیرند و عامل خشونت را متوقف ساخته و دسترسی او را به بزهدیده محدود کنند. همچنین اگر امنیت جانی زن به شدت در معرض خطر باشد اختیار تام داشتن ضابطان در امر توقیف این مرتکبان امری لازم و ضروری است[۹۶] یکی از دلایل مهم عدم گزارش خشونتهای خانگی علیه زنان ، نداشتن تأمین جانی است. آنها از بیم انتقام جویی مرتکب ، از شکایت صرف نظر میکنند. دلیل دیگر فضای فرهنگی جامعه ایران است که به سرپوش گذاشتن بر مشکلات خانوادگی تمایل دارد و این نگاه ممکن است بر نحوه پاسخگویی به بزهدیده تأثیر مستقیم بگذارد. خشونت خانگی از زمره جرائمی است که بزهدیده آن در معرض بیشترین سرزنشها و ترغیب به پس گرفتن شکایت از سوی خانواده و دستاندرکاران دستگاه عدالت کیفری قرار دارد. بنابراین میتوان گفت که پلیس به عنوان بخشی از نظام عدالت کیفری ، وظیفه ویژهای را در قبال حمایت از این بزهدیدگان بر عهده دارد. وظیفه دیگر پلیس در واکنش به خشونت خانگی علیه زنان توجه به نیازهای زنان بزهدیده است. در بیشتر موارد زنان خواهان دور شدن سریع شوهر هستند و از پلیس میخواهند تا صرفاً به خشونت خاتمه دهد. حتی برای بسیاری از آنان مهم نیست که شوهرشان بازداشت یا به محل دیگری منتقل شود. برخی از آنان فقط به چند روز دور بودن از شوهر نیاز داشته حتی قصد تعقیب کیفری را هم ندارند. در این موارد ، اگر شوهر پیش از رسیدن پلیس محل را ترک کرده باشد زن دیگر نیازی به مداخله پلیس نخواهد داشت. در برخی موارد زنان فقط برای ترساندن شوهر با پلیس تماس میگیرند. همه این موارد حاکی از آن هستند که وظیفه پلیس در خشونت خانگی ، گاه تنها آرام کردن اوضاع و متقاعد کردن مرد است. به همین دلیل افسران پلیس باید در این زمینه آموزشهای لازم را ببینند. درخواست کمک زن و حضور پلیس ممکن است شوهر را عصبی کند. محل زندگی مشترک زن و شوهر نیز همواره زن را در معرض خطر خشونت مجدد شوهر عصبانی قرار میدهد. به همین دلیل پلیس باید از این مسئله که زن در فضای ایمنی اسکان یافته و خطری از جانب شوهر وی را تهدید نمیکند اطمینان پیدا کرده و سپس محل را ترک کند. گاه شوهر اقدام زن را در دادخواهی از پلیس به معنای عدم تمایل به ادامه زندگی مشترک تلقی کرده به تهدید و انتقام جویی متوسل میشود. افسران پلیس باید نسبت به چنین تهدیدهایی آگاه بوده و تدابیر لازم را بیندیشند[۹۷].

یک مطلب دیگر:
مقاله دانشگاهی - پژوهشی در ساختار روایی آثار نمایشی فتحعلی آخوندزاده با تاکید بر ...