کنوانسیون حقوق کودک، شخصیت و سلامت روانی

دانلود پایان نامه

از دیگر عوامل که در افزایش یا کاهش بزه‌دیدگی اطفال نقش دارد مذهب است. برخی معتقدند مذهب مانعی در جهت اعمال آزار نسبت به کودکان است. به عنوان مثال، دکتر توفیقی رئیس سازمان پزشکی قانونی معتقد است کودک‌آزاری در خانواده‌ها‌ی مذهبی کمتر رخ می‌دهد و یا عده‌ای معتقدند در جامعه ما به دلیل پایبندی به اصول و معتقدات مذهبی سوءاستفاده جنسی کمتر از جوامع دیگر به چشم می‌خورد.
2-3-1-12- منطقه محل سکونت خانواده
منطقه زندگی افراد در پیدایش یا نوع آزار‌هایی که به کودک وارد می‌شود رابطه دارد. این رابطه از این‌جا ناشی می‌شود که اولا، مجموعه افرادی که در‌یک منطقه زندگی می‌کنند، از جهاتی (فرهنگ، ارزش‌ها، باورها و..)به هم شبیه هستند و از‌ یکدیگر تأثیر می پذیرند و از سوی دیگر آزار‌هایی که خارج از خانه به کودک وارد می‌شود نیز تابعی از محل زندگی فرد و متغیر‌های محیطی پیرامون او می‌باشد. مثلاً طبق تحقیقات انجام شده در سال 1378 شایع‌ترین محل ارجاع موارد کودک‌ آزاری جنسی، ناحیه‌ی جنوب شهر تهران با 28/9 درصد بوده است پس از جنوب به ترتیب مناطق شرق، شمال، اسلام شهر و غرب تهران قرار داشتند و چون مناطق جنوب از لحاظ اقتصادی و اجتماعی و جمعیت در سطح پایینی قرار دارد، لذا شیوع کودک‌آزاری بیشتر است. نکته جالب این که در مناطق حاشیه که از وضعیت اجتماعی و اقتصادی نامطلوبی برخوردارند (مثل اسلامشهر) شیوع تجاوز به پسران بیشتر از تجاوز به دختران بوده است. وضعیت مسکن افراد و نوع منزل آنها ارتباط مستقیمی با وضعیت خانوادگی دارد. در‌ یک تحقیق انجام شده ارتباط منزل مسکونی با کودک‌آزار‌ی بررسی شده و نتیجه حاکی از این است که شیوع کودک‌آزاری جسمانی در منازل استیجاری بیشتر از منازل شخصی یا سازمانی بوده است و بعد از استیجاری، سازمانی در رتبه دوم قرار دارد. (مهدیخانی، 1380، ص 76).
2-3-1-13- اشتغال کودکان خانواده
در بررسی سابقه کار کودکان آزاردیده‌ای که با صدای مشاور تماس گرفته بودند مشخص شد که از میان 357 کودک‌آزار دیده، 84 نفر شاغل بوده‌اند که نسبت به حجم نمونه آمار قابل ملاحظه‌ای است. کار کودک به خودی خود زیان آور نیست، اما اگر باعث شود که کودک به اجبار از تحصیل محروم شود و یا نوع کار به نحوی باشد که حقوق کودک را ضایع کند می‌تواند به انواع آزار منجر شود. صندوق ‌یونیسف سازمان ملل کار کودک را درصورتی استثمار می‌داند که شرایط زیر را دارا باشد: 1- کار تمام وقت در سن بسیار کم 2- ساعت‌های بسیار زیادی صرف کار کردن شود 3- مزد ناچیز 4- مسئولیت بیش از حد 5 – کاری که مانع تحصیل شود 6- کار و زندگی در خیابان در شرایط نامطلوب 7 – کاری که شرف و عزت نفس کودکان را نابود کند مثل بهره‌کشی جنسی. بعضی از کودکان نیز در جهت برآورده ساختن اهداف اقتصادی سود جویان به کارهای نامناسب مثل گدایی واداشته می‌شوند. کودکان خیابانی بیشتر از سایر کودکان در معرض این چنین سوءاستفاده‌های قرار دارد و به علت شرایط خاص خودشان ممکن است مورد انواع آزار‌ها نیز واقع شوند. با وجود قوانینی مبنی بر منع کار کودکان زیر 15 سال (ماده 79 قانون کار در ایران) و یا قوانین دفاع از حقوق کودک با مسئله نقض حقوق کودک در بازار کار و نادیده گرفتن این قوانین روبه رو هستیم (ملکی، 1384، ص 58).
2-3-2- علل سیاسی و فرهنگی
کودکان قربانیان بی‌دفاع نظام‌های سیاسی هستند. مجازات اعدام برای کودکان کم سن – هم سلول شدن با افراد بزرگ سال – حبس مجرد- طولانی شدن دوره بازداشت موقت – و به‌طور کلی شرایط اسف‌بار کودکان زندانی از جمله اشکال ایذاء کودکان است. ماده 37 پیمان‌نامه‌ی حقوق کودک تصریح می‌دارد:« دولت‌ها‌ی عضو تضمین خواهند کرد که هیچ کودکی مورد شکنجه و یا دیگر اعمال یا تنبیه‌های بی‌رحمانه غیر انسانی یا تحقیر قرار نگیرد، مجازات اعدام‌ یا حبس ابد، بدون بخشودگی، هیچ‌یک در مورد جرم‌هایی که اشخاص زیر 18 سال انجام می‌دهند اعمال نگردد. اگر چه، سیستم‌ها‌ی اجتماعی و خط مشی مؤسسات مربوط به نگهداری کودکان به منظور کمک در مراقبت‌گاههای روزانه، پژوهشگاهها و.. .. سوء رفتار یا کودک‌آزاری در این مؤسسات به دلیل کمبود امکانات که مهم‌ترین آن نیروی انسانی برای ارائه خدمات به کودکان است افزایش می‌یابد»(پورناجی، پیشین، ص 201)
از سوی دیگر سیاست‌های اتخاذ شده توسط مؤسسات، خواه دولتی و خواه خصوصی که منافع مؤسسه را بر مصالح افراد مرجح می‌داند، گاه سبب زیان‌های جبران ناپذیری بر افراد می‌شود. در مواقعی کودکان مشمول سیاست‌های مؤسسات می‌شوند. بدرفتاری با کودکان و بی‌توجهی به آنها در مهد کودک‌ها، کانون‌های شبانه‌روزی‌ها و مؤسسات مربوط به نگه داری کودکان مانند خوراندن داروهای خواب آور یا آرام‌بخش به کودکان برای جلوگیری از بازی و سر و صدای آنان، بی‌توجهی و نظافت و آموزش این قبیل کودکان از جمله موارد بدرفتاری است(زینالی، 1382، ص 110)
بر اساس مندرجات ماده 37 کنوانسیون حقوق کودک، دولت‌های عضو متعهد خواهند شدکه:
1. هیچ کودکی مورد شکنجه ودیگر اعمال یا تنبیه‌ها‌ی بی‌رحمانه، غیر انسانی یا تحقیرآمیز قرار نگیرد. مجازات اعدام، حبس ابد بدون امکان بخشودگی، هیچ‌یک در مورد جرم‌هایی که اشخاص زیر 18 سال مرتکب می‌شوند اعمال نگردد.
2. هیچ کودکی به‌طور غیر قانونی یا خود سرانه از آزادی محروم نشود و دستگیری یا بازداشت یا زندان نمودن کودکان باید بر اساس قانون یا به عنوان آخرین راه چاره و برای کوتاه‌ترین مدت زمانی ممکن صورت گیرد.
3. با هر کودکی که محروم از آزادی است باید به خاطر مقام ذاتی انسان رفتار انسانی و توأم با احترام داشت، به نحوی که نیازهای به خصوص سنی وی در نظر گرفته شود. کودکان زندانی باید از افراد بزرگ‌سال جدا شوند، مگر اینکه مغایر با مصالح کودک باشد. در موارد دیگری که در این قسمت می‌توان اشاره کرد جنگ است. جنگ بزرگ‌ترین اثر اقتصادی و سیاسی و فرهنگی را در برداشته و مطالعات نشان می‌دهد که جنگ باعث افزایش بیکاری، فحشاء، بزه‌کاری، عدم تعادل روحی کودکان پدر از دست داده و زنان شوهر مرده، تورم و افسردگی و.. . محصول جنگ هستند. نقش کودکان بی‌سرپرست در میان جمعیت کیفری بسیار قابل توجه و معنادار است. نابسامانی اجتماعی جامعه در این حالت امکان بزه‌دیدگی و بزه‌کاری کودکان را افزایش داده و آنها را درآستانه‌ی جرم قرار می‌دهد. در همایش بین‌المللی خشونت علیه کودکان در والنسیای اسپانیا((1998 اعلام شد که در دهه‌ی گذشته بیش از‌یک میلیون و پانصد هزار کودک در جنگ‌ها به قتل رسیده‌اند. صندوق سازمان ملل متحد در سال 1998 در مراسم روز جهانی کودک اعلام داشت بیش از سه هزار کودک سر باز زیر 18 سال به‌طور مستقیم و غیر مستقیم در درگیری‌های نظامی مورد سوءاستفاده قرار گرفته و وادار به آدم کشی شده‌اند. براساس این گزارش، از سال 1998 دو میلیون نفر در درگیری مسلحانه جان خود را از دست داده اند و شش نفر دچار نقص عضو شده‌اند. کودکان دختر و پسر در محدوده‌ی سنی 12 و 20 سال با شرکت در جنگ، آشپزی، جاسوسی، خنثی کردن مین و بمب‌گذاری در عملیات انتحاری در خط مقدم مورد سوءاستفاده قرار گرفته‌اند. (نگهی، 1381، ص90).
گزارش‌های موجود فقر و گرسنگی را علت اصلی گرایش کودکان برای پیوستن به گروه جنگی‌ یا ارتش می‌دانند. تمامی اینها در حالی رخ می‌دهد که دولت‌های عضو کنوانسیون در ماده 27 متعهد شده‌اند که حق همه کودکان را در برخورداری از سطح زندگی مناسب برای رشد جسمانی، ذهنی، معنوی و اخلاقی را به رسمیت بشناسند. براساس ماده 38 کنوانسیون مقرر شده است که دولت‌های عضو متعهد می‌شوند هنگام برخورد مسلحانه که به کودکان مربوط می‌شود به مقررات و قوانین بشر دوستانه‌ی بین‌المللی قابل اجرا احترام بگذارند و احترام به آنها را تضمین کنند. دولت‌ها‌ی عضو همه اقدامات امکان پذیر را به عمل خواهند آورد تا تضمین کنند اشخاصی که به سن 15 سالگی نرسیده‌اند در مخاصمات شرکت مستقیم نداشته باشند. دولت‌های عضو از پذیرش اشخاصی که به سن 15 سالگی نرسیده اند در نیروهای مسلح خود ممانعت به عمل آورند. دولت‌های عضو بر طبق تعهدات مذکور تلاش خواهند کرد که در پذیرش اشخاص بین 15 تا 18سال اولویت را به آنهایی بدهند که سن بیشتری دارند. دولت‌های عضو بر طبق تعهدات مذکور در قوانین بشر دوستانه بین‌المللی مربوط به حفاظت از مردم غیر نظامی و برخورد‌های مسلحانه همه اقدامات امکان پذیر را برای تضمین محافظت از کودکانی که در برخورد مسلحانه آسیب دیده اند، به عمل خواهند درآورد.
2-3-3- علل آموزشی
کودک‌آزاری طیف وسیعی از رفتارها را شامل می‌شود که هر‌یک معنای خاص خود رادارند و مهم‌ترین آنها به شرح زیر است:
بی‌توجهی به کودک، بدرفتاری کلامی، آزارهای عاطفی و روانی، بدرفتاری جسمی با کودک سوءاستفاده از کودک در زمینه‌های مختلف، استثمار کودک در زمینه‌های مختلف، بدرفتاری تحصیلی و بدرفتاری تحصیلی از شایع‌ترین می‌باشد. ماده 28 پیمان‌نامه حقوق کودک مقرر می‌دارد «دولت‌های عضو همه اقدام‌های مناسب را برای تضمین این که اداره امور انضباطی در مدارس مطابق با شأن انسانی کودک و بر طبق پیمان‌نامه حاضر باشد، معمول خواهند داشت. بدرفتاری تحصیلی شامل رفتار‌هایی است که به‌طور غیر مستقیم درمحیط مدرسه توط کارکنان آنان)مدیر- معلم(انجام می‌گیرد و موجب آسیب رسیدن به سلامت جسمی، روانی و ذهنی کودک می‌گردد‌ یا شامل آسیب‌هایی است که به صورت غیر مستقیم از طریق آموزشی و پرورش در جامعه به کودکان وارد می‌شود. بدرفتاری تحصیلی از دو نظر اهمیت دارد. اول اینکه، در هر جامعه گروه فراوانی از کودکان زیر پوشش آموزش و پرورش قرار دارند و در نتیجه بدرفتاری با آنان سلامت روان و جسمی کودکان بسیاری را در معرض خطر قرار می‌دهد. دوم اینکه، دوران کودکی و نوجوانی در رشد کودکان اهمیت فراوانی دارد، بدون تردید بدرفتاری با آنها به عنوان مانعی در راه رشد شخصیت و سلامت روانی آنان دانست. بدرفتاری تحصیلی و همچنین فرهنگ آموزشی رایج در مدارس که در بزه‌دیدگی اطفال مؤثر است می‌تواند اشکال مختلفی داشته باشد:
1. تنبیه: با وجود بخش نامه‌های مبنی بر ممنوعیت تنبیه در مدارس که هر سال نیز به مدارس ارسال می‌شود تنبیه به‌ویژه در مدارس پسرانه از شیوه‌های رایج است و حتی در مواردی به آسیب جدی منجر شده است و این نشان می‌دهد که برای منع رفتار بد با کودکان تدوین قوانین کافی نیست بلکه، نظارت بر اجرای قوانین ضروری است. عدم آموزش معلمان در برخورد صحیح با کودک و نوجوان نوع نگرش تنبیه در مدارس و عدم تعیین حدود آن، عدم آشنایی با روحیات کو دکان و عدم آموزش صحیح کودکان در رفتار خود در مدرسه و کلاس می‌تواند از عوامل تنبیه کودکان باشد.
2. ایجاد ترس و اضطراب: رفتن به مدرسه برای کودکان نه ‌تنها ناخوشایند است، بلکه با ترس و اضطراب همراه است به خصوص هنگام امتحانات گاه آن‌چنان شدید است که آنها را مجبور به مراجعه به مشاوره برای روان‌شناسی می‌کند.
3. نحوه‌ی برخورد معلمان: و خصوصاً والدین باعث می‌شود که کودک با مؤاخذه روبه‌رو شود. فشار مضاعف از سوی والدین در چنین شرایطی مشکلات روحی و روانی کودکان را افزایش داده و آرامش روانی کودک را به مخاطره می‌اندازد.