کودک و نوجوان، نوجوان و جوان

دانلود پایان نامه

مرکز توجه آنان
روش‌هایی که بکار می‌برند
هدف‌های رفتاری آنان
افرادی که محرکشان احساس مسئولیت است
تأیید خویش و نظر مثبت خویش به خود، بالا بودن عزت نفس
زمان حال یا آینده، لذت بردن از حال، جستجوی هدف‌های تازه، یادآوری تجربیات موفق در گذشته
عدم وابستگی، انعطاف‌پذیری، رک‌گویی
افرادی که محرکشان احساس مسئولیت است
افرادی که محرکشان احساس گناه
است
متهم ساختن خود، نگرانی، ترس و پایین بودن عزت نفس
زمان گذشته، خاطره دردها یا انتقادها، موقعیت‌هایی که در آن احساس ایمنی می‌کنند
آشتی کردن، وابسته بودن به دیگران، انعطاف‌ناپذیر بودن نسبت به موقعیت‌های جدید
پرهیز از درد، انتقاد و یا عدم تأیید
‌زمانی که بدانیم که همه افراد در تمام سطوح زندگیشان مسئول هستند و همیشه باید مسئولیت آنچه را که می‌گویند و انجام می‌دهند، بر عهده بگیرند. این را نیز بدانیم که مسئول بودن به معنی گناه‌کار بودن نیست وبدانیم حس مسئولیت هنگامی در افراد بوجود می‌آید که به آن‌ها مسئولیت داده شود. در عین حال در مورد اثربخشی پاسخ‌هایمان، بازخورد دریافت کنیم و در مورد راه‌های گوناگونی که در سایر موقعیت‌ها مناسب هستند، اطلاعاتی داشته باشیم. اگر از اشتباهات خویش درس بگیریم، عملکرد بهتری در آنچه انجام می‌دهیم، خواهیم داشت (طباطبایی و همکاران ،1390).
مسئولیت‌پذیری‌ یکی‌ از اساسی‌ترین‌ ابزار موفقیت‌ است‌. در واقع‌ قبول‌ مسئولیت‌ زندگی‌، نقطه‌ آغاز تمام‌ دستاوردهای‌ بزرگ‌ است‌؛ زیرا آدمی‌ بدون‌ پذیرش‌ مسئولیت‌ از تعیین‌ اهداف ‌زندگی‌اش‌ نیز اجتناب‌ می‌کند و به‌ فرض‌ اینکه‌، اهدافی‌ را هم‌ تعیین‌ کند، از پیگیری‌ آن‌ عاجز خواهد بود. شما معمار زندگی‌ خویشید و مقدرات ‌و سرنوشت‌ خود را رقم‌ می‌زنید. هر جا که‌ هستید و هر کاری‌ که‌ می‌کنید، عمدتاً نتیجه‌ انتخاب‌، رفتار و جهت‌گیری‌ آزادانه‌ خودتان‌ است‌. شما تبدیل ‌به‌ همان‌ می‌شوید که‌ اغلب‌ اوقات‌ به‌ آن‌ فکر می‌کنید و فقط خودتان‌ می‌توانید تصمیم‌ بگیرید که‌ در چه‌ موردی‌ و چگونه‌ فکر کنید. توجه‌ داشته‌ باشید که‌ هیچ‌کس‌ نمی‌تواند به‌ جای‌ شما تصمیم ‌بگیرد و یا به‌ اندازه‌ خودتان‌ مراقب‌ و دلسوز زندگی‌ شما باشد، پس‌ اگر مایلید با اوضاع و شرایط متفاوتی‌ در زندگی‌ خود رو به‌ رو شوید، ابزار تغییر و تحول‌ را در وجود خود جستجو کنید (به نقل از غفوری،1387).
اندیشیدن‌، سخن‌گفتن‌، عمل‌ کردن‌ و راه‌ رفتن ‌همانند فردی‌ کاملا ًمسئول‌، احساسی‌ سرشار از آرامش‌ و اعتماد به‌ نفس‌ در شما می‌آفریند. طبیعی‌ است‌ که‌ هر چه‌ بیشتر سرنخ‌های‌ زندگیتان‌ را دراختیار بگیرید،خود را دوست‌ داشتنی‌تر خواهید یافت‌، همچنین‌ هر گاه‌ مسئولیت‌ پذیری ‌به‌ ذهن‌ ناهوشیارتان‌ راه‌ پیدا کند و پس‌ از تأیید، در آن‌ جایگزین‌ گردد و به‌ صورت‌ عادت‌ روزمره ‌در آید، از آزادی‌ عمل‌ بیشتری‌ برخوردار خواهید شد(همان).
امرسون‌ گفته‌ است‌: (برای‌ شناخت‌ عظمت‌ و بزرگی‌ افراد، مسئولیت‌های‌ آنان‌ را کانون‌ توجه‌قرار دهید.) همواره‌ یک‌ تفاوت‌ عمده‌ بین‌ پیروزمندان‌ و بازندگان‌ حاکم‌ است‌، اینکه‌ بازندگان‌ همواره‌ از قبول‌ مسئولیت‌ها امتناع‌ می‌کنند، اوضاع‌ و شرایط دلخواه‌ و مساعد را به‌ بخت‌ و اقبال‌ خود نسبت ‌می‌دهند و وضعیت‌ نامطلوب‌ را ناشی‌ از دوست‌، والدین‌، مدیر و… می‌دانند. حال‌ آنکه‌ افراد برجسته‌ بر این‌ باورند که‌ هر موضوع‌، هر فرآیند و هر فعالیت‌ از بطن‌ (من‌) قدرتمند ناشی‌ می‌شود. به‌ علاوه‌ خوب‌ می‌دانند که‌ دستیابی‌ به‌ خواسته‌ها بدون‌ پرداخت‌ بها و قیمت‌ مناسب‌ میسر و ممکن‌ نیست‌ و پرداخت‌ بها در وهله‌ نخست‌، مستلزم ‌پذیرش‌ مسئولیت‌ است‌. تمام‌ افراد موفق‌ صرف نظر از رده‌ شغلی‌ و موقعیتی‌ که‌ دارند، به‌ گونه‌ای‌ کارمی‌کنند که‌ گویی‌ کارفرمای‌ خویشند و این‌ رمز موفقیت‌ آن‌هاست ( طباطبایی و همکاران،1390).
2-1-1-8 نقش والدین در مسئولیت پذیری نوجوانان : جامعه شناسان بر این باورند، واگذاری مسئولیت به فرزندان و شرکت دادن آنان در دوره نوجوانی در بده بستان های اجتماعی برای تسهیل رشد انسانی و ورود به دوره جوانی و بزرگسالی ضرورتی انکار ناپذیر است. کارکردن نیاز هر انسان سالم و درمان گر احساسی نگری و خیال پردازی نوجوانان است. نوجوانی که به دنیای کار وارد می شود؛ فشارهای ناشی از هیجانات نوجوانی را بهتر تحمل کرده و رشد اجتماعی، فکری و عاطفی وی تسریع می شود، مهمتر این که به نوجوانان فرصت داده می شود، ایده های خود را در جریان کار به مرحله آزمایش گذاشته و از این راه رشد خود را به تدریج گسترش دهد، طرح مناسبی برای ایفای نقش های شغلی و اجتماعی خود ریخته و برنامه زندگی خویش را تعیین کنند (طباطبایی و همکاران،1390).
محققین معتقدند اگر همه افراد به مسئولیت های خود عمل کنند و خود را متعهد به انجام آن بدانندجامعه با پیشرفت بیشتری روبه رو بوده و از بسیاری جرم و جنایت ها کاسته خواهد شد. در این میان خانواده به عنوان اولین نهادی که فرد از بدو تولد بسیاری ابعاد شخصیتی خود را از آن می گیرد، نقش مهمی در ایجاد مسئولیت پذیری افراد دارد. در یک سال اول تولد می بایستی سرویس بی قید و شرط به کودک داده شود اما پس از آن یعنی از یک سالگی به بعد بایستی کم کم برخی کارها را به خود کودک واگذار کرد (کردلو،1387).
به عنوان نمونه شیشه شیر را برای خوردن، خودش نگه دارد و غیره. چون فرد در ۶ سال اول زندگی به قدری هوشیار و حساس است که هر حرف و عملی را از سوی افراد به خاطر سپرده و در زندگی آینده اش به کار خواهد برد. کودک به دلایلی مانند غذا، پوشاک و غیره به والدین خود وابستگی زیادی دارد، بنابراین آن‌ها را الگوی کارهای خود قرار می دهد و از آن‌ها تقلید می کند و بسیاری از عادت‌ها، گفتار و کردار (پوشیدن لباس آنان و روشی که در گفت وشنود دارند) را تکرار می کند. برای ایجاد مسئولیت پذیری در کودک و نوجوان بایستی وظیفه ای به آنان واگذار کرد تا آن را تجربه کرده و اشتباه های خود را در حین آن متوجه شوند و باید خاطرنشان کرد بیشترین میزان اعتماد به نفس در نوجوانان و جوانانی دیده می شود که والدین آن‌ها توجه و علاقه مندی بیشتری به عقاید و فعالیت های فرزندانشان نشان داده و آن‌ها را تشویق کرده تا رفتاری استقلال طلبانه داشته باشند و در امور زندگی خانوادگی فعالانه شرکت کنند(همان).
فردیت یکی از اصول سازمان دهنده رشد انسان و شامل کوشش مستمر شخص برای شناخت خود و هویت خود در ارتباط با سایر افراد است. برای آن که فرد بتواند از دوره کودکی به دوره بزرگسالی برسد نیازمند برعهده گرفتن درجه معینی از مسئولیت ها و وظیفه ها است تا از خودمختاری و استقلال در جامعه برخوردارشود. نوجوان و جوانی که استقلال ندارد نمی تواند رابطه رضایت بخشی را با همسالان خود ایجاد کند و از پس وظایف خودبرآید. روانشناسان بر این باورند اگر والدین به فرزندشان مسئولیتی واگذار می کنند باید متناسب با سن، توانایی و استعداد او باشد چون اگر وظیفه ای که به فرد محول می شود مقتضای توانایی او نباشد، از عهده آن کار به خوبی برنیامده و از آن گریزان خواهد شد (به نقل از یونسی،1388).
از سوی دیگر مسئولیتی که به فرزند داده می شود نباید جنبه زور و اجبار داشته باشد چون موجب صدمه جسمی و روحی وی خواهد شد. به عنوان نمونه وقتی والدین به فرزندشان می گویند فلان کار را انجام بده و فرزند می پرسد چرا؟ می گویند چون من می گویم و توضیحی برای آن کار ارائه نمی دهند. نوع مسئولیتی که به کودک داده می شود باید زود به نتیجه برسد چون در مراحل اولیه واگذاری مسئولیت به کودک یا نوجوان باید وظایفی از سوی خانواده به آنان محول شود تا شخص از آن لذت برده و برای او خسته کننده نشود، از سوی دیگر چنانچه مسئولیت های واگذار شده به نوجوان تمام وقت او را پر کند و فرصتی برای کارهای دیگر نداشته باشد خیلی زود از آن دلسرد و دل زده خواهد شد.جامعه شناسان معتقدند یکی از راههای مهم ایجاد مسئولیت پذیری در نوجوان و جوان درونی کردن آن در ذهن فرد است(همان).
خدابخشی(1388) چنین می گوید، شخص اگر انجام وظیفه را جزیی از خود بداند، بدون این که کسی را ناظر بر اعمال خود بداند آن را انجام می دهد نه از روی ترس والدین، معلم و دیگران. برای این کار لازم است والدین از کودکی مسئولیت های مربوط به هر سن را به شخص القاء کنند. باید خاطرنشان کرد مدرسه یکی از عوامل مهم ایجاد احساس مسئولیت در فرد است. به عنوان نمونه گاه معلمی می خواهد کارهای شاگردانش را به نمایش بگذارد، ممکن است برای بهتر جلوه دادن کار شاگردانش بسیاری از کارها را خود، انجام دهد در نتیجه کاری که به نمایش درآمده است پیش از آن که نماینده واقعی کار شاگردان باشد، گویای فعالیت های معلم است اما چون والدین بیشتر با وضعیت کارهای فرزند خود آشنایی دارند، بعید است که متوجه دخالت های معلم در کار نشوند، نتیجه دیگر این کار این است که شاگردان می دانند که کارها متعلق به آن‌ها نیست، بنابراین تمجید دیگران سبب تقویت کوشش آن‌ها نخواهد شد.
باقری(1374) یکی دیگر از راه‌های ایجاد مسئولیت پذیری در افراد عدم دخالت های بیش از حد والدین در کارهای فرزندان می داند. برخی والدین در وظایف فرزندان به آن‌ها کمک کرده تا کارها سریع تر و بهتر انجام شود اما نباید فراموش کرد با این صرفه جویی در وقت، فرزندان غفلت کردن و مسئولیت نپذیرفتن را آموخته و برای کاری که انجام نداده اند امتیاز می گیرند. به عنوان نمونه اگر کسی به خانه آن‌ها بیاید و اتاق بچه ها را مرتب و تمیز ببیند آن‌ها را مورد تحسین و تشویق قرار می دهد در صورتی که آن کار را بچه ها انجام نداده اند، در نتیجه در رفتار آینده آن‌ها اثری سوء خواهد گذاشت که از نمونه های آشکار آن عدم احساس مسئولیت پذیری در زندگی زناشویی آن‌ها خواهد بود؛ به دلیل این که زندگی زناشویی بر پایه مشارکت استوار است. چنانچه یکی از طرفین از مسئولیت خود شانه خالی کند اختلاف‌های عمیقی در خانواده به وجود خواهد آمد.پس برای تربیت و پرورش افرادی مستقل و خودمختار، خانواده و مدرسه نقشی اساسی ایفاء می کنند که توجه به آن از ضروریات به شمار می آید.