منابع و ماخذ تحقیق: حمایت خانواده

دانلود پایان نامه

در مقدمه بحث پیرامون موضوع تحقیق و ضرورت انجام آن مطالبی را معروض داشته و سپس به بیان سوالاتی که درارتباط با موضوع تحقیق ذهن را به خود مشغول می دارد می پردازیم، بعد فرضیاتی را که در پاسخ به آن سوالات از ذهن نگارنده گذشته است را ارائه و سپس به وجود یا عدم وجود سوابق تحقیقات انجام گرفته می پردازیم و در انتهای مقدمه نیز روش تحقیق و سازماندهی مطالب را معرفی
می نماییم، باشد که مقبول افتد.
یک: طرح مطلب
ویلدورانت مورخ شهیر، معتقد است آنگونه که “گرسنگی و عشق” نیازهای اصلی انسان است حفظ نوع نیز به تعبیری از احتیاجات اساسی یک سازمان اجتماعی است ؛ و به همین جهت است که در جوامع مقرراتی پدید می آید که هدف آنها بقای نسل است ، در این راستا تا قبل از اینکه دولت در جوامع بشری بوجود بیاید، تنظیم روابط مرد و زن با قبیله بود و حتی پس از پیدایش دولت ، این عمل به طور کلی به دولت واگذار نشد بلکه “خانواده” نیز در این خصوص نقش اساسی ایفاء می کرد؛ احتمال داده

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

می شود حتی در دوران قبل از تشکیل قبیله یا شکارورزی ، انسانها در قالب خانواده هایی پراکنده زندگی نکرده اند چون در آنصورت با توجه به نداشتن “آلات دفاع طبیعی” مناسب ، طعمه دیگر جانوران شدند فلذا قبل از تشکیل قبیله نیز انسان در “اجتماع شکارورزی” زندگی می کرده است که آن اجتماعات به نوعی روابط بین زن ومرد را تنظیم می کرده اند.
به لحاظ تاریخی مقبول تر اینست که پیدایش قبیله را پیش از بوجود آمدن خانواده بدانیم؛ درخصوص بوجود آمدن قبلیه دو نظریه می تواند مطرح گردد، براساس یک نظریه از تجزیه گروههای انسانی بوجود آمده است و براساس نظریه دیگر از ترکیب گروههای مختلف بوجود آمده است؛ به عقیده برخی هر دونظریه صحیح است، سیر تکاملی جامعه انسانی از خانوار اولیه تا قبیله به صورت ذیل نظریه پردازی شده است. 1-خانوار اولیه که یک واحد اجتماعی مادر تبار بوده و از برادران و خواهران تشکیل می‌شده است. 2-کلان: این نیز یک واحد مادر تباری است که از بهم پیوستن خانوارها به صورت شبکه‌ای تشکیل یک واحد احتماعی مشخص را می‌دادند. 3- فراتری یا دودمان: این گروه از به هم پیوستن کلان‌ها تشکیل می‌شده است، دودمان در قبیله یک دودمان مکمل را هم در کنار داشته است. 4- قبیله که معمولاً از دو دودمان تشکیل می‌شده است. وقتی صحبت از خانوار مادر تبار می‌شود منظور آن دوران مادرسالاری مصطلح نیست بلکه منظور این است که فرزند از آن مادر محسوب می‌شد، و با خانوار و برادرها و خواهرهای مادر زندگی می‌کرده است و اغلب پدر خود را نمی‌شناخته است.
برخی محققان معتقدند یکی از عوامل پیدایش قبیله استقرار نظام تبادل است به این صورت که در خانوارهای بدوی انواعی از اغذیه یا ارتباطات جنسی را توتمیکمی‌دانستند و استفاده از این توتمیک‌ها برای خود آن افراد تابو بوده است و این مربوط به زمانی است که همنوع خواری برای بشر عملی ناپسند تلقی نمی شده است، از طرفی فرقی بین خوردن و ارتباط جنسی قائل نبوده‌اند و اغلب هر دو عمل را با یک لفظ مورد اشاره قرار می‌دادند بنابراین آثار سویی که انجام هر دو عمل نسبت به نزدیکان به دنبال داشته نظام تبادل را برقرار ساخته‌است به این صورت که غذاهایی اعم از گیاه و حیوان که برای یک خانواده توتمیک و تابو بوده است برای خانوار دیگر اینچنین نبوده و به این ترتیب نظام تبادل مستقر و موجب جلوگیری از جنگ و خشونت و تعمیق ارتباط گردیده و قبیله شکل گرفته است.
برخی از تحقیقات نشان می دهد که در جوامع اولیه نمی‌دانسته‌اند علت آبستن شدن زنان نزدیکی با مردان است و هر قومی اغلب به گونه‌ای این امر را توجیه می‌کرده است و به این واسطه فرزند صرفاً فرزند مادر شناخته می‌شده و اغلب مادر در قبیله خودش زندگی می‌کرده و در بسیاری موارد پدر طفل از قبیله ای دیگر بوده است؛ روابط جنسی پریشان و بی‌قاعده بوده و شخص به عنوان پدر یک خانواده ارزش چندانی نداشته است در عوض به عنوان مرد یک قبیله دارای هویت بوده است، بنابراین، ساده‌ترین صورت خانواده تشکیل می شده از زنی که با فرزندان خویش در قبیله اصلی خود، با مادر وبرادرانش به سر می‌برد؛ این نوع خانواده، به نوعی نتیجه جهل به نقش مرد در عمل تولید مثل بوده است؛ نوعی دیگر از ازدواج هم در جوامع اولیه وجود داشته به اینصورت که مرد قبیله خود را ترک و به خاندان یا قبیله زن ملحق می‌شده و برای قبیله او کار می کرده است، و البته این نوع زندگی با آنچه از آن به مادرسالاری تعبیر می‌شود متفاوت است چرا که در نوع مورد بحث زن فقط ارتباط مرد با قبیله را تسهیل می‌کرد، ولی در نوع اخیر زن جایگاه ویژه‌ای در خانواده داشته است.
معذالک باید بین ارتباط بر پایه نیاز جنسی محض و ارتباط بواسطه ازدواج تفاوت قائل شد اولی از مشترک بین انسان و حیوان و دومی صرفا مخصوص انسانها و لحظه تشکیل خانواده است، در برخی دوران ها صرفاً از ازدواج ارتباط جنسی منظور بود و حتی زوجین با یکدیگر زیر یک سقف زندگی نمی‌کرده‌اند در واقع تعیین مرز بین مزاوجت صرفا جنسی و مزاوجت با مفهوم تشکیل خانواده به مفهوم امروزی بسیار دشوار بود؛ علی ایحال حتی در آن هنگام دورانی شبیه به نامزدی هم بوجود آمده است و گویا در همین هنگام مرد برای خانوار زن مشغول باغبانی می‌شده تا بتواند لیاقت خود را به اثبات برساند؛ در هنگام ورود به نظام اقتصادی کشاورزی ، قبیله به نهایت تکامل خویش نائل آمده و سپس اندک اندک رو به افول گذاشته و از دل آن خانواده نزدیک به مفهوم امروزی بیرون می‌آید، و جالب اینکه خانواده‌های کوچک که در قبایل بوجود آمدند در ابتدا مادرسالار و بسیار متزلزل و منتج به جدایی بوده‌اند.
باتوسعه کشاورزی و صنعت ، مرد نقش موثرتری را در تولید ایفاء کرده و علاوه بر آن به نوعی چیرگی در روابط بین زن و مرد دست می یابد ظاهرا در این دوره زندگانی از نظم وثبات بیشتری برخوردار بوده است، در واقع روابط سیاسی و یا اقتصادی جایگزین روابط خویشاوندی شده و موجب می شود “قبیله” جایگاه اجتماعی خود را به “خانواده” بدهد.
علی‌ ای حال بتدریج از خانواده‌های مادرسامان که در آن مرد تحقیر می‌شده و خانواده وضعیت بسیار متزلزلی را داشته است گرایش جوامع بدوی به سمت خانواده‌های پدرسامان بیشتر می‌شود و با توجه به مشکلات خاص این نوع زندگی توام با نگاه بدبینانه و تحقیرکننده به زن بیگانه، یک نظام دوگانه بوجود می‌آید و سپس بتدریج زوجین صاحب کاشانه‌ مخصوص خود شدند. این روند در سالهای بسیار طولانی طی شده است و در این گذار طولانی بشر به این حقیقت پی برده است که زندگی مسالمت آمیز ابناء بشر در کنار یکدیگر در قالب خانواده بیش از هر نحو دیگری نیازهای او را برآورده و خوشبختی او را تضمین می کند؛ از این مختصر دریافتیم که ارتباط خانواده با جامعه چه در قالب قبیله چه در قالب دولت به چه زمان طولانی بر می گردد و همواره به نوعی جامعه سعی کرده نسبت به موضوعات مربوط به خانواده واکنش نشان دهد، امروزه هم جامعه بواسطه تصویب قوانین خاص در ارتباط با روابط خانوادگی و تخصیص مراجع ویژه برای رسیدگی به امورخانوادگی از این نهاد صیانت می نماید.
در جامعه ما هم همواره توجه به مسائل مربوط به خانواده مورد توجه بوده است، در کتب فقهی ابوابی را به مباحث مربوط به نکاح و طلاق اختصاص می داده اند، از زمان آغاز عصر قانون گذاری هم قوانینی مرتبط با موضوعات خانوادگی به تصویب قانون گذار ایرانی رسیده است از جمله این قوانین
می توان به قانون ازدواج مصوب 1310، قانون لزوم ارائه گواهینامه پزشکی قبلاز وقوع ازدواج مصوب 13/9/1317، قانون الزام تزریق واکسن ضدکزاز برای بانوان قبل از ازدواج مصوب 23/1/1367، قانون راجع به انکار زوجیت مصوب 20/2/1311، قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب 21/12/1370، قانون تعیین مدت اعتبار گواهی عدم امکان سازش مصوب 11/8/1376، قانون منع ازدواج کارمندان وزارت امور خارجه با اتباع بیگانه مصوب 25/10/1345، قانون تنظیم خانواده و جمعیت مصوب 26/2/1372، قانون رسیدگی به دعاوی مطروحه راجع به احوال شخصیه و تعلیمات دینی ایرانیان زرتشتی کلیمی و مسیحی مصوب 3/4/1372، قانون رعایت احوال شخصیه ایرانیان غیرشیعه در محاکم مصوب 10/5/1312، لایحه قانونی تشکیل دادگاه مدنی خاص مصوب 1/7/1358، قانون اختصاص تعدادی از دادگاههای موجود به دادگاههای موضوع اصل 21 قانون اساسی مصوب 1376، قانون راجع به رشد متعاملین مصوب 13/6/1313، قانون اجازه الحاق دولت جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون حقوق کودک مصوب 1/12/1372، قانون حمایت از کودکان بدون سرپرست مصوب 29/12/1353، قانون حمایت از کودکان و نوجوانان مصوب 25/9/1381، قانون تأمین زنان و کودکان بی‌سرپرست مصوب 24/8/1371، قانون ترویج تغذیه با شیرمادر مصوب 22/12/1374، قانون راجع به خیانت ولی قهری، قانون مربوط به حق حضانت، قانون حق حضانت فرزندان صغیر یا محجور به مادران آنها، قانون راجع به تعیین قیم اتفاقی، جرایم بر ضد حقوق و تکالیف خانوادگی از کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده، قانون نحوه اهداء جنین به زوجین نابارور و قانون ثبت احوال اشاره داشت، افزون بر اینها در قانون اساسی هم نهاد خانواده مورد توجه قرارگرفته است.
علی رغم اینکه قوانین نسبتا زیادی در رابطه با موضوعات خانوادگی به تصویب رسیده است،
هیچ گاه یک قانون جامع و کامل که در بردارنده کلیه مقررات ماهوی و شکلی مربوط به امور خانواده باشد تدوین نگردیده است، در صورتی که وجود قوانینی پراکنده برای یک موضوع خاص موجب ایجاد ابهامات فراوان در نحوه اجرای مقررات و قواعد ناظر بر آن موضوع می شود؛ برپایه احساس همین ضرورت مسئولین برآن شدند که با تدوین قانونی جامع، لااقل کلیه مقررات شکلی مربوط به خانواده را در قالب یک قانون مشخص گردآورند و به تصویب برسانند لذا با تدوین لایحه حمایت خانواده اقدامات عملی را در راه رسیدن به این هدف آغاز کردند، لایحه مزبور بعد از تغییرات فراوان در مورخه 1/12/1391 در 58 ماده به تصویب مجلس شورای اسلامی می رسد، این قانون ضمن نسخ برخی از قوانین قبلی بعضاً قواعد آن قوانین را بدون تغییر یا ضمن اعمال تغییراتی مختصر تکرار نموده است، در برخی موارد هم خود مقررات نوینی را عرضه داشته است، لذا ضرورت دارد که مقررات شکلی قانون جدید حمایت مورد مداقه و بررسی قرار گیرد، تا ضمن مقایسه اجمالی آن ها با قوانین قبلی، و توصیف و تحلیل این مقررات جدید مشخص گردد که آیا قانون گذار با تصویب قانون مزبور یه اهدافی که می خواسته دست یافته یا خیر؟ وهمچنین مشخص گردد از مقررات شکلی مرتبط با امور خانوادگی رفع ابهام گردیده است یا همچنان در این بخش از قوانین با مقرراتی مبهم روبرو هستیم؟
دو: سوالات تحقیق
سوالات متعددی در مواجهه با موضوع تحقیق ذهن شخص را به خود معطوف می دارد به این شرح که:
(سوال اصلی) آیا در قانون جدید حمایت خانواده، از مقررات شکلی رسیدگی به دعاوی مربوط به خانواده مانند لزوم یا عدم لزوم تشکیل دادگاه خانواده، نحوه اجرای حکم طلاق توافقی، نحوه دخالت قاضی مشاور زن، ضمانت اجرای مؤثر برای اجرای احکام یا تصمیماتی همچون حق ملاقات و یا عدم استرداد طفل، نحوه رسیدگی به دعاوی اهدای جنین، لقاح مصنوعی و یا تغییر جنسیت و غیره، رفع ابهام گردیده و قواعدی منقح وصریح پیس بینی شده است؟
(سوالات فرعی1) آیا از نقطه نظر شکلی در قانون جدید حمایت خانواده، نسبت به قواعد قبلی تمهیدات مؤثرتری به جهت حمایت مالی، جسمی و روانی افراد از قبیل حمایت مادی از زنان و کودکان در موارد ترک انفاق و یا حفظ امنیت جسمی و روانی کودکان در مدت زمان رسیدگی به اموری همچون طلاق اندیشیده شده است؟
(سوال فرعی 2) ایا در قانون جدید حمایت خانواده در رسیدگی به دعاوی خانوادگی تخصص مداری، مانند بررسی سلامت روانی زوجین حین تصمیم گیری در مورد اعطای حضانت و یا بررسی علمی وضعیت جنسی، جسمی و روانی افراد هنگام درخواست تغییر جنسیت و غیره مدنظر قرار گرفته شده است؟
سه: فرضیات تحقیق

در پاسخ به سوالات فوق چند فرضیه را به شرح ذیل در نظرگرفته تا درستی یا نادرستی آن ها را درطول زمان تحقیق بسنجیم:
(فرضیه اصلی) علی رغم اینکه در قانون جدیدحمایت خانواده تلاشی به جهت رفع ابهام از مقررات شکلی در رسیدگی به دعاوی خانوادگی همانند الزامی شدن تشکیل دادگاه خانواده و یا تعیین موضوعات داخل در صلاحیت آن، صورت گرفته ولی هنوز ابهامات و پیچیدگی های فراوانی از جمله جایگاه قضایی قاضی زن، ضمانت اجراها، نحوه رسیدگی به دعاوی اهداء جنین، لقاح مصنوعی و یا تغییرجنسیت و غیره وجود دارد.
(فرضیه فرعی1) با وجود این که در قانون جدید حمایت خانواده در برخی موارد به منظور امنیت مالی، جسمی، و روانی افراد راهکارهایی همانند اینکه زوجه حق داشته باشد در دادگاه محل اقامت خود طرح دعوا کند، ارائه شده است، تمهیدات پیش بینی شده در این قانون نمی تواند انتظارات امروز جامعه از جمله حق مصون ماندن کودکان از آسیب های احتمالی اینگونه دعاوی و یا حمایت از زنانی که در معرض خشونت واقع می شوندو محلی را برای زندگی به جزء منزل مشترک ندارند، برآورده نماید.
(فرضیه فرعی 2) درقانون جدید سعی شده گام هایی در جهت تخصصی کردن رسیدگی به موضوعات خانوادگی برداشته شود و از آن جمله می توان به تشکیل مراکز مشاور خانوادگی اشاره کرد ولی به نظر می رسد تمهیدات اندیشیده شده در این قانون، در عمل تأثیر چندانی در راستای نیل به این هدف نخواهد داشت.
چهار: سوابق مربوط
در خصوص مسائل کلی حقوق خانواده می توان به کتب و مقالاتی که در این باره منتشر شده ازجمله کتاب دوره مقدماتی حقوق مدنی (خانواده) اثر دکترناصر کاتوزیان و همچنین مختصر حقوق خانواده دکتر سیدحسین صفایی و دکتر اسدالله امامی رجوع کرد؛ اما به طور کلی درخصوص آورده های شکلی قانون جدید حمایت خانواده با توجه با اینکه خود قانون اخیرا تصویب شده است کار چندانی صورت نگرفته است.
پنج-اهداف تحقیق
از آنجا که خانواده نهادی است که حمایت از آن موجب توسعه، سلامت وپیشرفت جامعه است و کم توجهی وبی احتیاطی در برخورد با مسائل مربوط به آن پیامدهایی بسیار زیانبار در برخواهد داشت و همچنین با عنایت به نقش اساسی که مقنن در صیانت از این نهاد دارد، وضع قوانینی منقح درحمایت از این نهاد ضروری است، لذا هدف از این تحقیق تحلیل قانون جدیدحمایت خانواده از نقطه نظر شکلی و شناسایی نقاط قوت وضعف آن و بحث پیرامون ابهامات احتمالی برخی از مقررات شکلی مقرر در قانون مذکور است.

شش:روش تحقیق وسازماندهی مطالب
روش گردآوری اطلاعات و داده ها، کتابخانه ای و نوع روش تحقیق توصیفی، تحلیلی می باشد.
سازماندهی مطالب با توجه به این موضوع صورت گرفته است که مقررات شکلی مصرحه در قانون جدید حمایت خانواده عموما پیرامون دو موضوع تشریع گردیده اند، نخست مقرراتی که در ارتباط با دادرسی خانوادگی وضع شده و دوم مقررات شکلی که ناظر بر وقایع خانوادگی هستند، منظور از وقایع خانوادگی آن دسته از وقایع چهارگانه است که هم به تشکیل خانواده و انحلال آن مربوط می شود و هم مورد عنایت قانون جدیدحمایت خانواده قرار گرفته است؛ مقررات مربوط به دادرسی خانوادگی شامل مقرراتی پیرامون دادگاه خانواده، صلاحیت آن و آیین دادرسی خانوادگی به مقهوم اخص آن می شود و مقررات شکلی مربوط به وقایع خانوادگی هم دربردارنده احکامی شکلی پیرامون نکاح و موارد انحلال وبطلان آن است؛ لذا با توجه به کمیت موضوعات مزبور، در این نوشتار، آورده های شکلی قانون جدیدحمایت خانواده را در چهار فصل تحت عناوین ” تشکیل دادگاه خانواده در پرتو آورده های قانون جدید حمایت خانواده” و “بررسی صلاحیت دادگاه خانواده” و ” آیین دادرسی در دادگاه خانواده” و ” آورده های شکلی قانون جدیدحمایت خانواده درارتباط با وقایع خانوادگی” مورد بررسی و بحث

دیدگاهتان را بنویسید