پایان نامه رایگان درمورد افغانستان، آداب و رسوم، جهان اسلام

دانلود پایان نامه

ابهی دلایل اهمیت پاکستان در فرآیند مبارزه با تروریسم اشاره نموده است.
1-6-7- قربانعلی محبوبی و همکاران که در سال 1392 در دانشگاه امام حسین علیه السلام تحت عنوان «حضورنیروهای نظامی خارجی در افغانستان و گسترش افراطگرایی فرقهای در پاکستان (2001 تا 2011)» صورت گرفته و در فصلنامه شماره1 مطالعات جهان اسلام که در بهار 1392 به چاپ رسیده آورده است: سالهای 2002 تا 2004 در واقع، مرحله اولیه طغیان طالبان بود. آنها در سالهای2002 تا 2003 روی بقا تمرکز داشتند و پایگاههای جدید در پاکستان، بویژه در کویته بلوچستان تأسیس کردند. حمله به نیروهای آمریکایی، نیروهای ائتلاف و حکومت افغانستان در اواخر سال 2002و اویل 2003 فزونی گرفت. تجدید حیات و توانایی طالبان در سال 2004 مشهود بود. حضور و فعالیت طالبان و دیگر نیروهای ستیزهگر در مناطق قبیلهای پاکستان به انتشار ایدئولوژی آنها و پاگرفتن گروههایی منجر شد که با الگوبرداری از نظام سیاسی، قوانین مذهبی و سبک زندگی طالبانی و با توسل به شیوه ستیزهگری به تسخیر این مناطق و تأسیس امارتهای کوچک اسلامی دست زدند، این فرآیند سیاسی، نظامی و اجتماعی طالبانیسم نام گرفت. حضور ستیزهگران خارجی در مناطق قبایلی پاکستان، باعث رویارویی دولت و قبایل شد. در زمان لشکرکشی نیروهای ائتلاف به افغانستان در سال2001، متحدان و هواداران پاکستانی طالبان افغان، خود را طالبان معرفی میکردند، آنها گروههای کوچک نا متشکلی بودند که با وجود گروههای فرقههای، سازمانهای کشمیری و طالبان افغان و القاعده در پاکستان چندان اهمیت نداشتند. گذار از هواداری و حمایت از نیروی طالبان در مناطق قبایلی از زمانی آغاز شد که بسیاری ازاین گروههای کوچک ستیزهگر که در آن مناطق بهطور مستقل عمل میکردند، شروع کردند به شبکهسازی با یکدیگر؛ این شبکه سازیها به تشکیل تحریک طالبان پاکستان در دسامبر 2007 منجر شدند؛ تشکیلاتی جدید که خود، محصول طالبانی شدن مناطق قبایلی بود و به مهمترین پیش برندهی آن نیز تبدیل شدند. فرآیندطالبانی شدن مناطق قبایلی، تدریجی بود. طالبان پاکستان، طی این فرآیند هیچگاه در ساختار سازمانی طالبان افغان به رهبری ملاعمراد غام نشدند، بلکه هویتی مجزا به خود گرفتند.
آنها به نحوی زیرکانه با انجام اقدامهای نظامی برای خودشان در پاکستان جایی باز کردند و بدون هیچگونه مخالفتی در مناطق قبایلی پذیرفته شدند.
1-6-8 سانا جمال و ام احسن در پژوهشی که در ژانویه 2015 تحت عنوان: «تحریک طالبان پاکستان- تجزیه و تحلیل شبکه ترور» که در مؤسسه تحقیقاتی روابط بینالملل IRIA چاپ گردیده است آوردهاند: تحریک طالبان پاکستان در سال 2007م با اهداف، به اجرا درآوردن شریعت، اتحاد علیه نیروهای ناتو در افغانستان و انجام جهاد دفاعی در برابر ارتش پاکستان به وجود آمد. این جنبش با جنبش طالبان افغانستان، ویژگیهای مشترکی دارند از جمله آن ویژگیها عبارتنند از: غالب پشتون بودن، رعایت آداب و رسوم اسلامی و مجازاتهای سخت در مناطق کنترل شده، دارای دشمن مشترک (آمریکا، اسراییل، شیعه و…). طالبان در مناطق قبیلهای پاکستان که شامل هفت منطقه میباشندحضوردارند.

1-7- تعاریف مفهومی و عملیاتی تحقیق:
افراط گرایی: افراطگرا لقبی است که به آن دسته از افراد یا گروههایی میدهند که عموماً به منظور تحمیل باورها، ایدئولوژی یا ارزشهای اخلاقی خود به دیگران به خشونت متوسل میشوند (عطایی،1391 (.
طالبان: به معنای طلبهها (جمع طلاب) است. تقریباً همه پشتون و سنی مذهبند و به هنگام تحصیل در مدارس دینی علاوه بر پرورشهای مذهبی و عمومی، امور نظامی را نیزفرا میگیرند )رشیدی، 1391).
مکتب بریلوی: مکتب بریلوی در اواخر قرن 19 تشکیل شد. هدف از آن روشنگری بین مسلمانان و تبلیغ علیه مکتب دیوبندی بود که از نظر احمد رضا خان، بنیانگذار مکتب بریلوی، گرایش به وهابیت پیدا کرده بود (ملازهی،1386).
پشتون: قومیتی که در مناطق شمال و شمال غربی پاکستان خواهان استقلال و تشکیل پشتونستان بزرگ است (رشیدی، 1391).
قوم: اصطلاحی است که برای تعیین حدود هر بخش از جامعه که افراد آن از طریق پیوندها و همبستگیهایی به یکدیگر متعهدند به کار میرود، این اصطلاح ممکن است در ارجاع به خانوادهای گسترش یافته، یک طایفه، گروه شغلی یا یک روستا و امثال آن به کارگرفته میشود، هم براساس رابطه خویشاوندی و هم ارباب و رعیتی مبتنی است (اسپوزیتو، 1392).
ژئوپولیتیک: معنای لغوی آن سیاست زمین است (عزتی، 1371). علمی که دربارهی اوضاع جغرافیایی و سیاسی کشورها و خصوصیات ارضی و سوق الجیشی آنها بحث میکند. (عمید،1377).
مکتب دیوبندیه: دیوبندیه نماینده نوعی تفکر کلامی و فقهی – در چهارچوب فقه حنفی و کلام ماتریدی- متأثر از بیشترگرایشهای تصوف شبه قاره هند و منسوب به مدرسه دارالعلوم دیوبند است (رفیعی، 1390).
وهابیت: این جنبش، اعتقاد به بازگشت به روشهای صدر اسلام دارد و مخالف با عقل، فلسفه، اجتهاد، تفسیر قرآن، تصوف و عرفان و هرگونه نوآوری میباشد. از نظر مذهب جزو حنبلیان هستند. محمد بن عبدالوهاب (1703-1792م) بنیانگذار جنبش بوده است (موثقی،1389).
جنبش: به معنی هیجان، حرکت مردمی، نا آرامی، کوشش جمعی برای رسیدن به هدفی روشن و بویژه دگرگونی در بعضی نهادهای اجتماعی است که در برابر حزب یا گروه فشار قرار گرفته است. (موثقی، 1389) به عبارت دیگر جنبش مفهومی است که نسبت به سایر مفاهیم از حیث معنایی با انقلاب نزدیک است ( عیوضی وهراتی، 1392).
بنیادگرایی: اصطلاح بنیادگرایی در اصل مربو
ط به جنبشهای قشری در تاریخ مسیحیت و کاتولیکها بود و در اصطلاح پروتستانها بیشتر به مفهوم کهنهپرست به کار برده میشد، به معنای حفظ عقاید سنتی مذهب مسیحی، و در تضاد و مخالفت با بیشتر امور و پدیدههای جدید است. به طور کلی بنیادگرایی خواهان بازگشت به اصول و بنیادهای اولیه با همان سادگی و خلوص نخستین آن است و فاقد دیدی مثبت، اجتهادی، انقلابی، نوگرا و آینده نگراست (موثقی، 1389).
سلفیه: سلف در لغت به معنی وابستگان و خویشانی است که پیشتر از شخص در گذشتهاند. و در اصطلاح فقهی نیز مقصود از سلف، نوعی داد و ستداست که در آن خریدار، ثمن را قبلاً میپردازد تا جنس مورد معامله را در وقت معین دریافت کند و در عصر حاضر به پیروان احمد بن حنبل (186-241) گفته میشود، از آن نظر که وی در عقیده و شریعت، از روش صحابه و تابعان، پیروی میکرد (سبحانی، 1392). به عبارتی بر کسانی اطلاق شده است که در فهم و تفسیر آموزههای دینی تنها به سنت پیامبر و اقوال صحابه و علمای سلف (تابعین وتابع تابعین) تکیه دارند (رفیعی: 1390).

1-8- روش تحقیق:
تحقیق حاضر سعی دارد از روش شناسی فرا ثباتگرا و نظریه جامعهشناسی تاریخی استفاده کند و روش تحقیق آن روش تبیینی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای و اینترنتی است.

1-9- متغیرهای تحقیق:
متغیر مستقل: شرایط اجتماعی جامعهی پاکستان
متغیر وابسته: ظهور طالبان در پاکستان

1-10- روش گردآوری اطلاعات:
شیوهی گردآوری اطلاعات موردنظر این رساله بر پایه استفاده از روش کتابخانهای است که از کتابها و مجلات معتبر و همچنین مقالات علمی و پژوهشی در سایتهای معتبر علمی استفاده گردیده است. در این پژوهش که یک موضوع نظری را در دست بررسی دارد سعی شده از طریق کتابخانهای، دادهها جمعآوری و سپس تحلیل و تدوین شوند.

1-11- روش تجزیه وتحلیل اطلاعات:
روشی که با استعانت از آن به تحقیق پیرامون هدفهای فوق پرداختهایم، روش تبیینی- تحلیلی است زیرا در پی گردآوری اطلاعات و بیان روندها و برقرارکردن ارتباط بین متغیرها است؛ یعنی ارتباط علّی و علت و معلولی بین عوامل متداخل در موضوع را بررسی و تحلیل میکند.

1-12- سازماندهی تحقیق:
این پژوهش دارای ساختاری شکلی به شرح ذیل است:
فصل اول، کلیات
فصل دوم، چارچوب نظری
فصل سوم، تاریخچه شکل گیری طالبان پاکستان
فصل چهارم، علل و عوامل موثر بر شکل گری طالبان پاکستان
فصل پنجم، نتیجه گیری وارایه ی پیشنهادات

فصل دوم

چارچوب نظری

2-1- چارچوب نظری تحقیق:
هر عنوان تحقیقی در حوزهی علوم انسانی برای درک بیشتر، نیازمند قالببندی در نظریههایی است. درحوزه جنبشهای اسلامی معاصر نیز ما باید به رعایت این اصل مهم بپردازیم. بنابراین، توجه به نظریهها در این حوزه برای فهم و درک بیشتر مطالب مهمترمینماید. با توجه به اینکه جنبشهای اسلامی همگی در واکنش به بسترتاریخی و دینی- بومی خود بوجود آمدهاند و از پویایی خاصی برخوردارند، میتوان آنها را جنبشهای اجتماعی تعبیر کرد. از همینرو چارچوب نظری این پژوهش، بر مبنای جامعهشناسی تاریخی قرار گرفته است. در این فصل، نخست آشنایی با نظریه جامعهشناسی تاریخی، تعاریف، سطوح، اهداف و الگوی موردنظر پژوهش و همچنین بحث نظری و آراء متفکران حوزه جامعهشناسی تاریخی مطرح میشود و سپس در حوزههای جنبشهای اسلامی و بنیادگرایی اشاره خواهد گردید و سرانجام، تمام سعیمان بر این است از سنتزاین دو مقوله چارچوب مناسبی را ارایه نماییم.

2-2- آشنایی با نظریهی جامعهشناسی تاریخی:
جامعهشناسی تاریخی1 به عنوان یک حوزهی فرعی جامعهشناسی و محصول تلفیق این رشته با تاریخ، علیرغم تواناییها و امکانات فراوان برای پاسخگویی به بسیاری از مسایل جامعهشناسی در میان جامعهشناسان کمتر شناخته شده و مهجور باقی مانده است. این گمنامی و عدم شناخت، میراث به جای مانده از دوران شکوفایی این رشته در میان علوم اجتماعی مدرن است. گرایش جامعهشناسی به تاریخ، به عنوان یک رویکرد جدید در حوزه جامعهشناسی، با عنوان جامعهشناسی تاریخی نامگذاری شد. جامعهشناسی تاریخی، به عنوان یک شاخهی ترکیبی و حوزهی میان رشتهای، نقطه تلاقی دو علم تاریخ و جامعهشناسی محسوب میشود. جامعهشناسی تاریخی از یک سو بر پدیدهها و ساختارها تأکید دارد و از سوی دیگر حوادث و وقایع را موضوع تحقیق قرار میدهد. اما در هر حال، بررسی روندها و ریشههای تاریخی و فرآیندهای تحول و یا کشف علّیتهای تاریخی وقایع، موضوع جامعهشناسی تاریخی است. اساساٌ وجه مشخصهی جامعهشناسی تاریخی تأکید بر زمان و بررسی پویای موضوع و عدم بررسی ایستای آن است (سام ودلیری، 1392 57و58و82و83). جامعهشناسی تاریخی در جوامع غربی سه مرحله تاریخی را پشت سر گذاشته است: مرحلهی اول آن تا قبل از دههی شصت در چالش با توتالیتریسم و با تأکید بر دموکراسی و لیبرالیسم راست و برای حل مشکلات جامعه بوجود آمد. جامعهشناسی تاریخی در این مرحله بدون نیاز به تغییرات بنیادی در جامعه با تأثیراز پارسنز2 و توسط مارشال3، اسملسر4، آیزنشتات5، مارتین لیپست6 و بندیکس7 دنبال شد (فخرایی و سلطانی ،1383: 3). اسمیت8 در اثرش تحت عنوان بر آمدن جامعهشناسی تاریخی بر این باوراست که اولین موج جامعهشناسی تاریخی در انگلستان و خصوصاً در فرانسه آغاز شده است. این موج نخست به دنبال ضرورت و نیاز فهم و دریافت تحولات دوران ساز اروپا شکل گرفت. مسایلی از قبیل انقلاب ا
نگلستان، صنعتی شدن انگلستان، انقلاب فرانسه، ملت سازی آلمان، نیاز به تأملات مفهومی و نظری داشتند. به اعتقاد اسمیت موج نخست در اواخر دههی 1920 به دلیل سلطهی توتالیتاریسم و تمامیت خواهی راست و چپ تضعیف شد، اما دغدغههای مربوط به جامعه شناسی تاریخی هیچگاه از بین نرفت. مرحلهی دوم از ابتدای دههی شصت و با کشف نابرابریها و جنبشهای مقاومت اجتماعی بوجود آمد. این مرحله با آثار مارک بلوخ و نورت الیاس آغاز و توسط برینگتون مور و تامسون9 و دردههی هفتاد توسط چارلزتیلی10 و تدااسکاچپول11 پیگیری شد. عامل پیوند دهنده از مرحلهی دوم به مرحلهی سوم آثار اسکاچپول و تیلی میباشند؛ اسکاچپول رویکردی ساختارگرا به انقلابات داشت، تیلی نیز به تضاد و کنش جمعی، به ویژه در ارتباط با دو فرآیند بزرگ توجه دارد، این دو فرآیند گسترش سرمایهداری در رشد دولتهای ملی و نظام دولتها میباشند (اکبری، اردشیریان، 1393: 14 و 15 و 16). سرانجام جامعهشناسی تاریخی در مرحلهی سوم همزمان با اضمحلال جهان دو قطبی و جنگ سرد و عقبنشینی شوروی از افغانستان به

دیدگاهتان را بنویسید