تخصیص منابع چیه و چیجوری انجام می شه؟ 

 

انجام پروژه های هر شرکت (چه پروژه های کوچیک و چه بزرگ) نیازمند منابع انسانی و غیرانسانیه. ولی چیجوری باید میزان منابع اختصاص یافته واسه انجام هر کدوم از وظایف مربوط به یک پرو ژه رو تعیین کنیم؟ تخصیص منابع، کار خیلی سخت و حساسیه که می تونه باعث موفقیت یا شکست پروژه شه، پس باید اونو به دقت و با رعایت اصول و نکات مهمی بکنیم. در این مقاله اول میگیم که تخصیص منابع چیه و بعد، راهنماییا و نکات لازم واسه انجام درست اونو توضیح میدیم.

در برنامه ریزی پروژه، تخصیص منابع کار دشواریه، حتی سخت تر از روبرو شدن با تاریخای سررسید اتمام کار، که از اون ترس داریم. اگه منابع محدود ما به درستی پخش نشه، این احتمال هست که انجام تک تک وظایفِ تحت پروژه اصلی به تعویق بیفته یا حتی به طور کامل پریشون شه. در مرحله راحت ی مدیریت پروژه که راه رو واسه رسیدن به اهداف پروژه صاف می کنه، تخصیص منابع باید در اولویت بگیره و به درستی انجام شه.

ولی اول اجازه بدین به این مسئله بدیم که معنای دقیق تخصیص منابع چیه. تخصیص منابع، هنر و علمِ اختصاص دادن منابع موجود واسه استفادهای گوناگونه. در مدیریت پروژه، تخصیص منابع به معنیِ پخش کردن منابع موجود در شرکت (لوازم، نیروی کار، بودجه، امکانات و غیره)، به خاطر انجام وظایفِ مربوط به پروژه. ولی در زمان تخصیص این منابع در شرکت، چقدر باید دقیق باشین؟ جواب اینه که باید خیلی دقیق باشین! اما نگران نشید، چون راهنماییای ارائه شده در این مقاله به شما کمک می کنه تا همه کارا رو به درستی انجام بدین.

۱. دامنه ی پروژه رو مشخص کنین

پروژه شما ممکنه در چند روز یا چند سال انجام شه. ولی در هر حال، اول باید دامنه ی پروژه رو مشخص کنین و بعد، به تخصیص منابع بدین. دامنه ی پروژه، نوع وظایف و میزان منایع مورد نیاز واسه رسیدن به هدف پروژه رو مشخص می کنه. پس رسیدن به تصویر روشنی در مورد دامنه ی پروژه، اولین قدم در جهت تخصیص منابع درسته.

۲. منابع مورد نیاز رو شناسایی کنین

پس از تعیین دامنه ی پروژه، می تونین به درک معقولی از اهداف اصلی، وظایف، منابع، مهلتا، موارد قابل تحویل و غیره برسین. حالا که میدونید واسه انجام هر وظیفه، به چه منابعی نیاز دارین، باید نگاه دقیق تری به موجودی منابع شرکت بندازین. این کار به شما کمک می کنه تا موارد زیر رو شناسایی کنین:

  • الان کی واسه بر عهده گرفتن پروژه، در دسترسه (حتما واسه این کار از چارت سازمانی استفاده کنین؛ واسه فهمیدن نحوه ی انجام این کار، مرحله بعدی رو بررسی کنین).
  • لوازم مورد نیاز (رایانه، ماشین آلات و غیره) رو دارین یا باید اونا رو بخرین.
  • کدوم جایا اشغال میشه و کدوم یک در دسترس هستش.

فهرست کاملی از منابع انسانی و غیرانسانی به شما کمک می کنه تا به مرحله بعدی برید.

۳. منابع انسانی رو آزمایش کنین

واسه انجام این کار، به چارت سازمانی نیاز دارین. چارت سازمانی، نموداریه که در اون عنوان و مسئولیتای کارکنان نشون داده شده. البته می تونین جزئیات بیشتری رو به این نمودار اضافه کنین. مثلا می تونین جزئیاتی رو در مورد پروژه هایی که هر کدوم از کارکنان قبلا روی اون کار کرده یا الان مشغول کار روی اون هستن، اضافه کنین.

استفاده از اینجور چارتی در تخصیص منابع انسانی، خیلی ارزشمنده، چون با نگاه کردن به اون می تونین بفهمین که کی واسه برعهده گرفتن وظایف اصلی و فرعی پروژه مناسبه.

توجه: استفاده از چارت سازمانی دیجیتال که میشه با استفاده از وسیله آنلاینِ تولید چارت سازمانی درست کرد، به شما کمک می کنه تا به سرعت چارت خود رو به روزرسانی کنین و اطلاعات جمع آوری شده در مورد هر کدوم از کارکنان رو در اون وارد کنین.

۴. مشخص کنین که کدوم پروژه باید در اولویت قرار بگیره

اگه شرکت شما از اون دسته شرکت هاییه که هر بار روی یک پروژه تمرکز می کنه، شما باید فقط روی یک پروژه تمرکز کنین و این عالیه! ولی اگه شرکت شما چندین پروژه رو با استفاده از چندین تیم و گروه و به طور هم زمان انجام می ده، لازمه که پروژه ها رو اولویت بندی کنین.

در بعضی از پروژه ها، زمان اهمیت زیادی داره و بی شک این پروژه ها باید در اولویت قرار بگیرن. در مقابل، پروژه هایی هم هست که میشه صبر کرد و اونا رو در اولویتای بعدی قرار داد. پس، در زمان تخصیص منابع واسه چند پروژه، حتما باید منابع بیشتری رو به پروژه هایی اختصاص بدین که از اولویت بالایی برخوردارن تا بتونین اونا رو هرچه زودتر به اتمام برسونین.

نکته: باتجربه ترین کارکنان رو واسه انجام این پروژه ها مشخص کنین، چون اونا می تونن پروژه رو سریع تر از بقیه کارکنان، به اتمام برسانند.

البته توجه داشته باشین که نباید به پروژه هایی که از اولویت بالایی بهره مند نیستن، بی توجهی کنین. باید در زمان تخصیص منابع، تعادل رو برقرار کنین تا هر روز، شاهد میزانی از پیشرفت در هر کدوم از پروژه ها باشین.

۵. طرحی واسه تخصیص منابع تهیه کنین

طرح تخصیص منابع، باید شامل تموم اطلاعاتی باشه که در بالا به اون اشاره شده؛ یعنی فهرستی از منابع (انسانی و غیرانسانی)، مدت زمانی که در اون هر کدوم از منابع باید مورد استفاده قرار بگیره و وظیفه یا وظایفی که از اون منابع، واسه انجام اون استفاده می شه. حتما منابع انسانی و غیرانسانی رو به شکل جداگونه فهرست کنین. هر یک از آدما، مسئولیتا، مهارت ها و تاریخی رو که باید در اون، انجام اون وظیفه رو شروع کنه و تموم کنه، اشاره کنین. زیر هر یک از وسیله هم، مشخصات اون، هدف از استفاده از اون و تاریخی که باید مورد استفاده بگیره و تاریخ برگرداندن اون به موجودی رو اشاره کنین. حتما باید طرح تخصیص منابع رو بارها بررسی کنین تا از بروز هرگونه خطر در بین انجام پروژه جلوگیری به عمل بیارین.

نکته: خیلی آسون می تونین با استفاده از صفحه گسترده ی گوگل (Google Spreadsheet)، طرح تخصیص منابع رو تنظیم کنین.

۶. واسه شرایط لازم، آمادگی داشته باشین

مهم ترین منابع در هر پروژه، سرمایه انسانی اینه و افراد هم ممکنه بعضی وقتا مریض شن، دچار استرس شن، شرکت رو ترک کنن یا اصلا ازدواج کنن! به همین ترتیب، ممکنه که لوازم موجود هم محدود باشه یا در نیمه ی راه، خراب شن و همه این مسائل می تونه در راه انجام پروژه، رقابت بزرگی رو به ما مجبور کنه. پس، شما باید واسه رویارویی و اداره کردن اینجور شرایطی آمادگی کامل داشته باشین و این همون جاییه که «تسطیح منابع» به کمک شما میاد. تسطیح منابع، در اصل به تخصیص موثر منابع مربوط می شه، یعنی تخصیص منابع موجود به صورتی نباشه که منابع اختصاص داده شده، بیشتر از حد لازم یا کمتر از میزان مورد نیاز باشه.

همونجوریکه در بالا هم اشاره شد، وقتی چند پروژه هست، باید پروژه هایی رو در اولویت قرار بدین که در اونا زمان،اهمیت بیشتری داره. یعنی تموم منابع موجود رو واسه انجام این پروژه ها به کار بگیرین. با این کار می تونین پروژه هایی رو که در درجه دومِ اهمیت قرار دارن، واسه یک دوره زمانی (تا وقتی که منابع، دوباره در دسترس قرار بگیرن) تمدید کنین.

اینطوری، مثلا اگه یکی از اعضای تیم تصمیم بگیره که در طول مرحله مهمی از پروژه ای که در اولویت قرار گرفته، ازدواج کنه، شخصی (که اونم باید در همون بخش ی کاری، تجربه داشته باشه) از پروژه دیگری که در اولویت قرار نداره، جانشین اون می شه.

۷. تیم باید بدونه که شما چه برنامه ای دارین

شما مدیر پروژه، رهبر تیم یا رئیس هستین و همه این رو میدونن، ولی این به اون معنا نیس که می تونین تخصیص منابع رو طبق میل و خوب خودتون انجام بدین (با اینکه اونا زیر دست شما کار می کنن و شمام واسه همین به اونا حقوق میدید!). مسئله اینجاست که تخصیص منابع، باید به صورتی انجام شه که از منابع موجود در اختیار شما، به بهترین راه استفاده شه.

وقتی فرد ماهری رو واسه انجام وظیفه ای انتخاب کردین، بشینین و با اون صحبت کنین. از اون بپرسید که الان روی چه چیزی کار می کنه (حتی اگه خودتون این مسئله رو میدونید). در مورد پروژه آینده ای که باید روی اون کار کنه، با اون صحبت کنین و بفهمین که واسه به پایان رساندن اون، چقدر زمان نیاز داره. باید از اون بپرسید که به چه تجهیزاتی نیاز داره و اطمینان یابید که این لوازم رو در زمان مناسب، دریافت می کنن.

وارد کردن اعضای تیم در طرح تخصیص منابع، راه خوبی واسه اطمینان از این بابته که در زمان اجرای پروژه، هیچ مشکلی پیش نمیاد. این کار به شما کمک می کنه تا برنامه ریزی پروژه و تخصیص منابع رو به شکل بهتری انجام بدین.

تخصیص منابع، کاری رقابت برانگیزه و فرقی نمی کنه که اونو واسه کسب و کاری کوچیک یا شرکتی بزرگ انجام بدین. واسه همین، برنامه ریزی مناسب اهمیت زیادی داره. فراموش نکنین که از نظرات و اطلاعات اعضای تیم خود هم در زمان تنظیم طرح تخصیص منابع استفاده کنین. طرحی کامل (که در صورت به دقت دنبال کردن نکات گفته شده در بالا، به اون دست پیدا می کنین) به شما کمک می کنه تا مثل رئیسی کاردان، با تموم رقابتایی که ممکنه به طور یهویی پیش آید، روبه رو شید (یا از اونا جلوگیری کنین).

برگرفته از: smallbusinessbonfire.com


خراب کردن خلاق چیه و چه تاثیری روی اقتصاد جامعه می ذاره؟ 

 

خراب کردن خلاق به فرایندی گفته می شه که نشون می ده چیجوری نظام سرمایه داری به تغییر همیشگی ساختار اقتصاد میرسه. صنایع و شرکتای قدیمی که مثل گذشته سود نمی دن، تعطیل می شن و اینطوری سرمایه و نیروی کارشون به کسب وکارهای تولیدی سودآور منتقل می شه. بر این پایه، تعطیلی شرکتا و از بین رفتن بعضی مشاغل در درازمدت به نفع اقتصاد جامعه تموم می شه.

 

خراب کردن خلاق و مارکسیسم

کارل مارکس (فیلسوف و اقتصاددان آلمانی) بر این باور بود که وجود نظام سرمایه داری (کاپیتالیسم) تمایل ذاتی به خودتخریبی داره و باعث نابودی خود می شه. به باور ی مارکس، جنگا و بحرانا عواملی واسه از بین بردن استفاده هستن و باعث می شن نظام سرمایه داری، دور جدیدی از ثروت رو واسه صاحبانش به ارمغان بیاره. مارکس می دید که نظام سرمایه داری می تونه خود رو زنده کنه، اما باور داشت میل باطنی این نظام به نابودی، در آخر به پایان یافتن اون میرسه.

مارکس در رساله ی مشهورش به نام بیانیه ی کمونیست گفت: «در این بحران، بخش بزرگی از استفاده فعلی و حتی نیروهای تولیدکننده ی قبلی به طور دوره ای از بین می رن».

خراب کردن خلاق و شومپیتر

معنی خراب کردن خلاق رو واسه اولین بار جوزف شومپیتر (Joseph Schumpeter) (اقتصاددان اتریشی- آمریکایی) در کتاب خود، «کاپیتالیسم، سوسیالیسم و دموکراسی» (Capitalism, Socialism and Democracy) معرفی کرد. اون در این کتاب عبارت «توفان خراب کردن خلاق» رو استفاده کرد که بعضی وقتا از اون با نام توفان شومپیتر یاد می کنن. اندیشه های شومپیتر طبق خوانش دقیق باور ها مارکس بود. مارکس باور داشت بحران سرمایه داری و خراب کردن به نابودی اون منجر می شه اما شومپیتر خراب کردن خلاق رو روشی لازم و طبیعی واسه ایجاد و رشد بازار جدید می دونست.

شومپیتر در کتاب کاپیتالیسم، سوسیالیسم و دموکراسی (۱۹۴۲) می گه: «نظام سرمایه داری بنا به وجود خود شکل یا روشی از تغییر اقتصادیه و هیچوقت نمیتونه پایدار باشه. چیزی که باعث سرپا نگه داشتن نظام سرمایه داری می شه، جنسای مصرفی جدید، روشای جدید تولید یا حمل ونقل، بازارهای جدید و شکلای جدید سازمانای صنعتی هستن که شرکتای سرمایه داری ایجاد می کنن».

خراب کردن خلاق و سیاست اقتصاد آزاد

اقتصاددانان بازار آزاد، خراب کردن خلاق رو فرایندی لازم و دوری ناپذیر میدونن و کلا مخالف سعیای دولت واسه متوقف کردن مراحل نابودی و نوسازی هستن. بعضی اقتصاددانان به این نتیجه رسیدن که اگه بانکی در کارکرد خود با شکست روبرو شه، دولت نباید دخالت کنه. چون بانکی که نمیتونه از عهده ی وظایف خود بربیاد، همون بهتر که تعطیل شه و دولت باید از سرپا نگه داشتن این سیستم پولی بد خودداری کنه.

توجیهات بازار آزاد واسه خراب کردن خلاق

  • اگه یک شرکت به جایی برسه که دیگر سودآور نباشه، باید تعطیل شه تا سرمایه و نیروی کار اون بتونن به شرکتا و صنایعی که سودآور هستن منتقل شن. اگه این تمایل به تغییر در ما نباشه، بازم گرفتار استانداردهای زندگی قرن نوزدهم می مانیم.
  • خطر تعطیلی شرکتا اونا رو وامی داره در جهت جریان تغییرات بازار حرکت کنن و خود رو با شرایط جدید وفق دن. مثلا، در عصر الکترونیک روزنامهای کاغذی باید به فکر حضور آنلاین هم باشن.
  • نابودی مشاغل معمولا اتفاق خوشایندی نیس. درسته که خراب کردن خلاق خیلی از مشاغل رو از بین می بره، اما در طول تغییرات اقتصادی، مشاغل جدیدی ایجاد می شه که کمتر کسی به اونا توجه می کنه. دوره های تغییر بازار کار در درازمدت، باعث افزایش دستمزدها هم می شه.
  • در سال ۱۹۲۰، بیشتر از یک میلیون نفر در صنعت ذغال سنگ بریتانیا کار می کردن. الان از اون تعداد فقط چند هزار نفر باقی مونده ان. این تغییر نیروی کار باعث رشد صنایع و شرکتای جدید در بخش خدمات شده که شرایط و استانداردهای بهتری واسه زندگی به ارمغان میاره.

مثالایی از خراب کردن خلاق

ماشین آلات نساجی

اختراع ماشین آلات نساجی که با نیروی بخار کار می کردن، باعث شد هزینه های تولید پوشاک تا حد زیادی کم بشه. با روی کار اومدن این ماشین آلات، صنعت تولید پوشاک به شکل ی سنتی منسوخ شد و جای خود رو به صنعت جدید تولید پوشاک داد. این تغییر بزرگ باعث ایجاد مشاغل جدیدی واسه کارگران شد. (البته در این مورد خاص، خراب کردن خلاق به جنبش لودیتا رسید. پیروان این جنبش نسبت به این تغییرات اعتراض داشتن و می گفتن امرار معاش اونا با مشکل روبه رو شده.)

کارخانه های بزرگ که بعدا در شهرهای شمال انگلستان بنا شدن، الان به دلیل واردات ارزون تر این جنسا از آسیا بسته شدن. با تعطیل شدن این کارخانه ها، اقتصاد محلی بیشتر به بخش خدمات تمایل یافته و تولید خیلی کمتر شده.

موسیقی

صنعت موسیقی از زمانای قدیم با تغییرات فناوری دچار تغییرات زیاد شده. در طول این تغییرات خیلی از شرکتای فعال در میدون ی موسیقی جای خود رو به شرکتای دیگر دادن.

  • اول ده ۱۹۸۰، نوار کاست جای صفحه گرامافون رو گرفت و به شرکتای تولیدکننده ی اون ضرر وارد کرد. اول ده ۱۹۹۰، دیسکا و سی دی روی کار اومدن و کاست رو از دور خارج کردن. در زمان کوتاهی، دیسک فشرده واسه شرکتایی مثل فیلیپس و سونی خیلی سودآور بود.
  • با این حال از اول ده ۲۰۰۰، مراحل دانلود باعث کاهش سود تولیدکنندها و فروشندگان دیسکا شد. شرکتایی مثل ناپستر و اپل تغییرات خیلی در عرضه موسیقی به وجود آوردن. اینطوری دنیا موسیقی و شرکتای سنتی پخش موسیقی به کلی به خاطر این به اونو شدن.

مشکلات خراب کردن خلاق

در اقتصاد بازار آزاد، هر شرکتی که دیگر سود نمی ده (بی توجه به نتیجه های تعطیل شدن اون) باید از دور خارج شه. واسه همین، بعضی دلیل می کنن مراحل خراب کردن خلاق ممکنه در درازمدت به آسیبایی بینجامد، پس باید به دقت مدیریت شه. مهم ترین مشکلات به دلیل خراب کردن خلاق به توضیح زیره:

۱. بیکاری

با تعطیل شدن هر صنعت یا شرکت، نیروی کار اونا هم شغل شون رو از دست میدن. هیچ تضمینی وجود نداره که کارگران بیکارشده، واسه تغییر شغل مهارت کافی داشته باشن. لازمه دولت تا اونجا که ممکنه واسه رسیدگی به شرایط بیکاران دخالت کنه.

۲. امتیازات اضافی

بعضی صنایع علاوه بر خدماتی که ارائه میدن، ممکنه امتیازات دیگری هم واسه جامعه داشته باشن. مثلا، در ده ۱۹۹۰ خیلی از شرکتای ساخت راه آهن در انگلستان تعطیل شدن و سرمایه گذاران به ساخت جاده روی آوردن. چون در خیلی از موارد، اتومبیل مفیدتر از قطار بود. با این حال، ۴۰ سال بعد ممکنه تعطیلی راه آهنا به ضرر مردم باشه؛ چون راه آهن می تونه به کاهش تراکم جادها و آلودگی هوا کمک کنه.

۳. بیکاری منطقه ای

در اقتصاد تغییر یافته، رکود منطقه ای ممکنه اونقدر خرابی به بار آورد که مدتای طولانی ادامه داشته باشه. ممکنه بعضی مناطق نتونن با تعطیلی صنایع و نابودی مشاغل در اندازه بزرگ مقابله کنن. ممکنه مشاغل جدید که در اقتصاد جدید ظهور می کنن واسه مناطقی با سطح بیکاری خیلی بالا جوابگو نباشه. در این صورت احتمال داره یه مدت طولانی شاهد رشد و استفاده کم و بیکاری منطقه ای باشیم.

۴. برنده و بازنده

مراحل خراب کردن خلاق، ممکنه واسه یه سری از آدما منافع زیادی به همراه داشته باشه و در مقابل، بعضی دیگر در این بین بدبخت شن. پس احتمال داره این مراحل به جای بهبود شرایط جامعه، به پخش نامناسب درآمد افراد بینجامد.

۵. موفق نبودن

تعطیلی یک صنعت بعضی وقتا می تونه خود باعث موفق نبودن شه. اگه شرکتی با تجربه و دارای سرمایه انسانی و کاری بسته شه، ممکنه مدت زیادی طول بکشه تا این منابع به طور مؤثر پخش شن. نظریه ی برگشت ناپذیری نشون می ده بیکاری کوتاه مدت می تونه از میزان طبیعی خود بالاتر برود.

عوامل مؤثر بر نبود سوددهی شرکتا

دلایل زیادی واسه نبود سوددهی یک شرکت هست. اما نبود سوددهی، حتما معنیش این نیس که شرکت باید واسه همیشه بسته شه. بعضی وقتا ممکنه ضررای به دلیل تعطیلی کامل یک شرکت جبران ناپذیر باشه. عوامل کوتاه مدت زیر ممکنه سوددهی یک شرکت رو با مشکل روبرو کنن:

  • تعرفهای سنگین که واسه صادرات تعیین می شه؛
  • رکود کوتاه مدت که بر بازدهی شرکت اثر منفی می ذاره؛
  • معطلیای کوتاه مدت در بازار کار به دلایلی مثل اعتصابات؛
  • اشباع موقت بازار به خاطر واردات اون محصول از خارج از کشور.

در این موارد، از دست دادن سوددهی شرکت به معنای موفق نبودن اون نیس. ممکنه با حمایت دولت به شکل موقت، شرکت از پس مشکلات خود بربیاد و دوباره سرپا بایستد. حتی ممکنه واسه یک شرکت امکان بازسازی و تغییر ساختار سازمانی وجود داشته باشه. در این حالت، نجات شرکت سودمندتر از تعطیلی اون هستش.



تحمل شرایط سخت با ۱۴ راه حل هوشمندانه 

 

در همین اول توجه تون رو به گوشه ای از سرگذشت پرماجرای یک روان شناس بالینی جلب می کنیم که اتفاقات ناگواری رو در زندگی متحمل شده. «کریستینا هیبِرت» (Christina Hibbert) خواهر کوچیک ترش رو که فقط ۸ سال داشت، بر اثر مریضی سرطان ازدست داد. در سال ۲۰۰۷، خواهر دیگش و شوهرخواهرش هم به فاصله فقط دو ماه از همدیگه فوت کردن. «هیبِرت» در اون زمان در هفته های آخر بارداری بود و انتظار تولد چهارمین فرزندش رو می کشین. اما یهو شرایط طوری شد که سرپرستی خواهرزاده هاش رو هم قبول کرد و مادر شش بچه شد. ولی «هیبِرت» که سرتاسر عمرش با غصه آغشته شده بود، آخرش تونست با شکست دادن تجربه های تلخ زندگی روحیه ی بهتری پیدا کنه. توضیح حال «هیبِرت» رو می تونین در کتاب خاطراتش با عنوان «این جور که رشد می کنیم» بخونین. شاید شمام مثل «کریستینا» و میلیونا آدم دیگر به هر دلیلی از غصه و فشار زندگی به تنگ اومدید و خودتون رو درمونده و مستأصل حس می کنین. اگه این طوره، پس درادامه با ما همراه باشین تا با ۱۴ راه حلی که تحمل شرایط سخت زندگی رو آسون تر می کنن، بیشتر آشنا شید.

 

۱. احساسات تون رو گرچه منفی رد نکنین

به گفته «جون دافی» (John Duffy)، روان شناس بالینی و نویسنده ی کتاب «والدین حاضر: خوش بینی بیشتر از اندازه در پرورش نوجوانان»، «رد احساسات منفی درست مثل یک چاره ی موقتیه که درواقع فقط جمله احساسات منفی رو به تعویق میندازه و چه بسا که این طغیان احساسی رو زیاد و متشنج تر کنه». «هیبِرت» در این باره باور داره که «وقتی احساسات تون رو رد می کنین، مثل اینه که بخواهید از چیزی که درست جلوی روی تونه، فرار کنین. تنها راه واقعی آزادی تون اینه که بایستید و با احساسات تون روبرو شید». گفتنیه که «هیبِرت» در مورد ی سلامت روانی زنان، مشکلات پس از زایمون و موضوعات پرورش بچه هم فعالیت داره.

همیشه این احتمال هست که حتی درصورت رویارویی با احساسات منفی نتونین این احساسات رو اون گونه که باید لمس کنین. به گفته «هیبِرت»، «اینجور افرادی فقط در اندیشه تلخیا و سختیا دست وپا میزنن و وقایع رو تو ذهن شون مرور می کنن، اما هیچوقت به خودشون اجازه نمی دن که رنج، از دست دادن، ناراحتی، خشم یا هرآنچه رو در درون شونه، واقعا احساس کنن.»

«هیبِرت» موفق به طراحی روشی شده که تحمل احساساتی مثل غم وغصه رو آسون تر می کنه. این روش «تییِرز» (TEARS) نام داره و از پنج مؤلفه تشکیل می شه: صحبت، ورزش، بیان هنری، ضبط شفاهی یا نوشته شده تجربه ها و گریه. به باور «هیبِرت»، «این پنج مؤلفه می تونن زمانی که از فشارهای زندگی به تنگ اومدیم، یک جورهایی به کمک مون بیان». «هیبِرت» به مراجعه کنندگانش پیشنهاد می کنه که هرروز کمه کم ۱۵ دقیقه وقت بذارن و احساسات خود رو پردازش کنن.

«جویس مارتِر» (Joyce Marter)، مشاور بالینی و صاحب مرکز مشاوره ی «اِربِن بَلِنس» (Urban Balance)، می گه: «احساسات تون رو قضاوت یا توجیه نکنین، بلکه این احساسات رو به عنوان بخشی از راه سفرتون قبول کنین». «مارتِر» در وبلاگ سایک سِنترال (Psych Central) هم مطالب زیادی با موضوع روانشناسی موفقیت داره.

۲. درباره مشکلات تون با کسی حرف بزنین

به گفته «رایان هاوز» (Ryan Howes)، روان شناس بالینی و از نویسندگان سایت psychologytoday: «وقتی مردم احساسات شون رو درباره رقابتای زندگی به درون خود می ریزند، مشکلات شون بزرگ تر می شه و به استرس و نگرانیایی وحشتناک تغییر پیدا می کنن». این درحالیه که اگه درباره مشکلات تون حرف بزنین، می تونین ترسای داخلی تون رو بهتر بفهمین و از بقیه هم بازخوردهای با ارزشی دریافت کنین. به پیشنهاد ی «هاوز»، «حرف زدن با کسائی که سختیایی با شدت مثل رو تجربه کردن، کمک تون می کنه تا دورنمایی رو که نیاز دارین، به دست بیارین».

۳. سعی کنین سختیای گذشته تون رو ببینین

وقتی درگیر موقعیتی بحرانی هستین، شاید سخت تونه که بتونین کورسوی امیدی پیدا کنین. اما اگه بتونین کمی با از بالا به قضیه نگاه کنین، شاید شرایط رو از چشم دیگری ببینین. «هاوز» در این باره می گه: «شغل تون رو از دست دادین؟ ، قبلا هم چندبار از کار بی کار شده بودین، اما هیچ وقت بی کار نماندید. با همسرتون جروبحث داشته اید؟ ، سابقه نشون می ده که دوباره روحیه تون رو بازخواهید پیدا. دچار حمله های عصبی (حملات پانیک) شدین؟ در بیشتر زندگی تون خبری از حملات عصبی نبوده، پس در آینده هم به احتمال زیاد حملات عصبی زیادی نخواهید داشت. بعضی وقتا اگه شغل تون رو از دست میدید، همین اتفاق باعث می شه که شغل بهتری پیدا کنین. بعضی وقتا اگه در رابطه ای شکست می خورید، بعد از اون زمینه تشکیل رابطه ای مناسب تر واسه تون فراهم می شه و بعضی وقتا هم اگه دچار حمله عصبی میشید، این اتفاق می تونه بهونه ای باشه تا آخرش به دنبال درمان باشین.»

۴. به خودمراقبتی اهمیت بدین

«مارتِر» باور داره که «خودمراقبتی در گذار از شرایط سخت لازم حساب می شه». به باور «هاوز» هم «اگه خودتون ضعیف و درمونده باشین، هیچ کمکی واسه بقیه از دست تون ساخته نمیشه».

«مارتِر» می گه: «شاید وقت کافی واسه پیگیری عادات عادی سلامتی نداشته باشین، اما بازم می تونین تا حد معقولی از خودتون مراقبت کنین. مثلا، اگه فرصت تهیه ی غذاهای مغذی واسه تون فراهم نیس، درعوض می تونین خوراکیای پروتئینی آماده، اما مقوی، در کیف تون بذارین. اگه فرصت ورزش یک ساعته در باشگاه رو ندارین، درعوض می تونین ۱۰ تا ۱۵ دقیقه دور ساختمان تون پیاده روی کنین تا هم از نا آرومیای جسمی خلاص شید و هم تار عنکبوتایی رو که تو ذهن تون بسته ان، پاک سازی کنین».

۵. ببینین که مشکل تون واقعا فاجعهه یا فقط یک دردسر کوچیک

خیلی از آدما عادت دارن که مشکلات شون رو بزرگ کنن و از نگرانیای قابل حل فاجعه بسازند. «جِفری سامبِر» (Jeffrey Sumber)، روان دکتر، نویسنده و مدرس، به یک درس ی خانوادگی در مورد ی نگاه به مشکلات اشاره می کنه: «مادر مادربزرگم به خونواده مون درس خیلی مهمی درباره تحمل شرایط سخت زندگی داد. اون می گفت: اگه چیزی با پول قابل حل باشه، پس واقعا مشکل خاصی نیس. این قانون در زندگی ام خیلی بااهمیت بوده و همیشه به من یادآوری کرده که بیشتر وقتا این خود ما هستیم که دردسرهای کوچیک رو تبدیل به فاجعه می کنیم».

۶. قبول کنین که نمی تونین روی همه چیز کنترل داشته باشین

۷. خواسته کمک کنین

خیلی از مردم وقتی با رقابتای زندگی روبرو می شن، پیش خودشون تصور می کنن که حتما باید به تنهایی وارد عمل شن و شک نداشته باشین قدرت این روبرو شدن ی سرسختانه رو هم دارن. اما «دافی» می گه که بیشتر مراجعه کنندگانش بر این باورند که بقیه هیچوقت نمی تونن رقابتای مثل رو بی کمک حل کنن. به پیشنهاد ی «دافی»، «بعضی وقتا باید دست از کنترل بکشیم و خواسته کمک کنیم و کمک بقیه رو هم با لطف و توجه قبول کنیم».

«دِبورا سِرانی» (Deborah Serani)، روان شناس بالینی و نویسنده ی کتاب «زندگی با افسردگی»، باور داره که وقتی خواسته کمک می کنین، باید خواسته تون رو روشن و مستقیم بگید تا بقیه از نیاز واقعی تون مطلع شن و بدونن که مثلا «حمایت و همدردی» می خواید و درعوض هیچ احتیاجی به «انتقاد از روند تدریجی بهبودتان» ندارین.

خواسته کمک از عزیزان تون حتی می تونه باعث تحکیم روابط تون شه. «هیبِرت» در این باره می گه: «کسائی از خونواده و دوستان که رسیدن به طرف همدیگه دراز می کنن، شنونده ی خوبی هستن، از مسائل و مشکلات حرف میزنن و با همدیگه هم دلی دارن، نه تنها به بهتر شدن طرف مقابل شون کمک می کنن، بلکه رابطه شون با همدیگه رو هم که معمولا در بین نا آرومیای زندگی ندیده گرفته می شه، محافظت و تقویت می کنن».

به خاطر داشته باشین که کمک می تونه اشکال خیلی متنوعی داشته باشه و از طرف منابع مختلفی تأمین شه. به گفته «مارتِر»، «حمایت می تونه به شکل کمکای خونواده، دوستان، همکاران، دکتر، دکتر، گروه های حمایت کننده یا حتی به کمک قدرت برتر تأمین شه».

۸. با افراد سمی کمتر وقت بگذرونین

سِرانی پیشنهاد می کنه که تاحدامکان با افراد سمی کمتر وقت بگذرونین. افراد سمی کسائی هستن که نمی تونین روی حمایت شون حساب کنین. اینا افراد قابل اعتماد و خیرخواهی نیستن. افراد سمی نه تنها پای درددل تون نمی شینن، بلکه به احتمال زیاد مورد سرزنش و انتقاد قرارتان میدن و شاید خواستهایی هم داشته باشن. هربار که با امثال این افراد وقت بگذرونین، احساس می کنین که بررسی رفته و خالی شدین. یعنی، دوستی با افراد سمی فقط باعث می شه که حال ناخوشایندتری پیدا کنین.

۹. از زمان حال جدا نشید

واسه اینکه بتونین در زمان حال زندگی کنین، «مارتِر» پیشنهاد اش اینه که «تمرینات ذهن آگاهی مثل تنفس عمیق، مراقبه و یوگا بکنین. این تمرینات به ویژه درمواقع بحرانی واسه ذهن و جسم خیلی مفیدند».

۱۰. به بحران پایان بدین

«دافی» باور داره که «ما در خیلی از مواقع اجازه میدیم که تا مدتای خیلی زیادی زندگی و طرز فکرمون طبق بحران پیش اومده تعریف شه». این جور که بررسی میریم، مضطرب تر و افسرده تر میشیم و همه تمرکز و انرژی مون رو ازدست میدیم و قادر به راه حل یابی نخواهیم بود. این درحالیه که اگه به بحران، مُهر پایان بزنیم، آسون تر می تونیم ذهن مون رو روی کشف راه حل متمرکز کنیم.

مثلا، «دافی» مراجعه کننده ای داشت که به خاطر ازهم پاشیدگی ازدواجش خیلی غصه دار بود و در کشاکش مراحل طولانی طلاق قرار داشت. «یک روز باهم توافق کردیم با اینکه پایان ی سریع ازدواجش از قدرت اون خارج بود، اما کمه کم می تونست انتخاب کنه که دیگر به بحرانی که زجرش می داد، ادامه نده». این خانوم هنوز مجبور بود که تا خیلی وقت درگیر دادگاه و کاغذبازی باشه، اما آخرش یاد گرفت که برخلاف این موضوع در بحران زندگی نکنه و از این وضع دربیاد.

۱۱. از خارج گود به قضیه نگاه کنین

«دافی» می گه: «درحین تجربه بحران به خودتون یک معطلی بدین تا هم استراحت کنین و هم بتونین موقعیت رو از خارج گود نظاره کنین و مثلا ببینین که دوستان یا همکاران تون درباره شرایط چه میگن». چند نفس عمیق بکشین و روی بینش شهودی خود تمرکز کنین. «دافی» اضافه می کنه که با این کار «به احتمال خیلی زیاد می تونین در میونه ی وضعیت اضطرابی خود به راه حلای مفیدی برسین که قبلا به ذهن تون خطور نکرده بودن».

۱۲. دست به کار شید

«هاوز» باور داره که «حتی اگه نمی دونین چیکار کنین، بازم کاری بکنین. مثلا فهرست بنویسین، به کسی زنگ بزنین یا اطلاعات جمع کنین». پرهیز از روبرو شدن فقط به استرس تون دامن می زنه و باعث می شه که همیشه با خودتون بگید اگه این طور یا اون طور می شد چه می شد؟ همین دست به کارشدنا خودش قدرت بخشه.

۱۳. خودتون رو فقط با مشکلات تون تعریف نکنین

به باور «مارتِر»، «شما مشکلات و بحران هاتون نیستین. شما طلاق تون یا مریضی تون نیستین. شما آسیبای روحی یا حتی حساب بانکی تون هم نیستین. خود واقعی شما اون نهاد ریشه دارتریه که در درون تون برخلاف سختیایی که تجربه می کنین، همیشه کامل و سالم باقی می مونه».

۱۴. روش درمان هر کسی متفاوته

«سِرانی» یادآوری می کنه که «هرکسی مشکلات رو به شکل متفاوتی احساس می کنه و درنتیجه به شکل متفاوتی هم بهبود پیدا میکنه». درسته که سختیای زندگی بعضی وقتا طاقت فرسا و بررسی برنده می شن، اما با ترفندهایی می تونین تحمل این سختیا رو بر خودتون هموارتر کنین. ضمنا، اگه درحال حاضر در بحران نیستین، اما درگیریایی دارین، چه بهتر که از یک کاربلد مشورت و کمک بگیرین. به قول «هاوز»، «بهتره تا وقتی هوا آفتابیه، سقف رو تعمیر کنین. «هاوز» باور داره که «حل کردن مشکلات برجای مونده از کودکی، مسائل رابطه ای یا هر چیز دیگری در زمانی که دارای آرامش نسبی هستین، بهترین سرمایه گذاری ایه که می تونین روی وقت و سعی تون بکنین».

همونجوریکه «مارتِر» به درستی اشاره می کنه، «سختیا فرصتایی جهت رشد و یادگیری هستن که درک مون رو از خودمون، بقیه و دنیا دور و بر مون عمیق تر می کنن. هر سختی ای موهبتایی مخفی با خودش به همراه میاره، مثل توانمندی، دانایی، همدلی و آمادگی واسه دریافت آگاهی الهی عمیق تر».



 



۶۰۰۰تومن