استرس ادراک شده

عمومی بزرگسال(18 تا 65 سال) از 9 تا 21 درصد گزارش کرده اند(عسگری و همکاران، 2002؛ غفاری و همکاران، 2006). گزارش کرده است. درد مزمن اغلب در توانایی شخص برای انجام فعالیت های گوناگون زندگی تداخل ایجاد می کند. بر طبق بررسی های انجام شده توسط انجمن جهانی مطالعه درد(2003)، بین 33 تا 50 درصد از مبتلایان به درد مزمن، برای انجام فعالیت های معمول روزانه کم توان یا ناتوان می شوند، بنابراین انجام مداخله ای برای کاهش عوارض حاصل از درد مزمن لازم و ضروری است همچنین می توان یافته های بدست آمده از این پژوهش را در اختیار روانشناسان و مشاوران قرار دارد تا برای ارتقای کیفیت زندگی و کاهش خستگی درد، استرس ادراک شده و عاطفه منفی بیماران مبتلا به درد مزمن استفاده کنند.
علاوه بر مورد ذکر شده، درمان شناختی رفتاری و استرس زدایی مبتنی حضور ذهن به عنوان یک مداخله غیر فیزیکی و فاقد عوارض برای درد مزمن، توجه پژوهش‌های مختلفی را به سوی خود جلب کرده، که همگی نشان از اثر بخشی این درمان ها بر کاهش درد مزمن و یا حتی سایر نشانگان و عوارض درد مزمن را داشته‌اند. اما به دلیل نوپایی تحقیقات و نیز عدم وجود طرح درمان واحد برای درد مزمن ، پژوهشگران از روش‌ها و تکنیک‌های متفاوتی در مطالعات خویش استفاده نموده که میزان اثر بخشی درمان شناختی رفتاری(گیون و همکاران، 2004؛ جلیسن ، ورهاگن و بلیجنبرگ ، 2007؛ کوکبوم ، آبوت و وانتا ، 2010؛ هیجانگ ، یونجانگ ، سوک و یونگسوک ، 2011؛ وان و همکاران، 2012) و استرس زدایی مبتنی حضور ذهن در آنها متفاوت ذکر شده است. عدم استفاده از تکنیک‌های کارآمد این دو روش برای درمان خستگی، باعث کاهش اثر بخشی این درمان ها می‌شود. همچنین طبق جستجوی انجام شده در این پژوهش، در ایران مطالعه‌ای مبنی بر تاثیر مداخلات شناختی رفتاری و استرس زدایی مبتنی حضور ذهن انجام نشده است. در یک جمع بندی کلی می‌توان چالش‌هایی که ضرورت این پژوهش را بیان می‌کند این‌گونه نام برد: 1- تکرر کم پژوهش‌ها در زمینه اثر بخشی درمان شناختی رفتاری و استرس زدایی مبتنی حضور ذهن بر خستگی درد، استرس ادراک شده و عاطفه منفی بیماران مبتلا به درد مزمن و نیاز به تایید بیشتر، 2- نوپایی تحقیقات و عدم شناخت تکنیک‌های کارآمد و نامشخص بودن تعداد جلسات مناسب برای درمان، 3- عدم وجود پژوهش بومی (که در تناسبات نژادی و فرهنگی کشور مورد تایید قرار گرفته باشد) و 4- بررسی اثربخشی درمان شناختی رفتاری و استرس زدایی مبتنی حضور ذهن در خستگی درد، استرس ادراک شده و عاطفه منفی بیماران مورد نظر.

۱-۴- اهداف پژوهش

پژوهش حاضر به منظور دستیابی به دو هدف اصلی زیر طرح گردید:
– ارزیابی اثربخشی آموزش رفتار درمانی شناختی در خستگی درد، استرس ادراک شده و عاطفه منفی بیماران مبتلا به درد مزمن
– ارزیابی اثربخشی درمان استرس زدایی مبتنی حضور ذهن در خستگی درد، استرس ادراک شده و عاطفه منفی بیماران مبتلا به درد مزمن
۱-۵- فرضیه های پژوهش
فرضیه اول:‌ آموزش رفتار درمانی شناختی خستگی درد، استرس ادراک شده و عاطفه منفی بیماران مبتلا به درد مزمن را کاهش می دهد.
فرضیه دوم:‌ درمان استرس زدایی مبتنی حضور ذهن خستگی درد، استرس ادراک شده و عاطفه منفی بیماران مبتلا به درد مزمن را کاهش می دهد.
۱-۶- تعاریف نظری و عملیاتی متغیرهای پژوهش
آموزش رفتار درمانی شناختی
نظری: آموزش رفتار درمانی شناختی (CBT) تلفیقی از رویکردهای شناختی و رفتاری است. در این روش به بیمار کمک می‌شود تا الگوهای تفکر تحریف شده و رفتار ناکارآمد خود را تشخیص دهد. برای این که فرد بتواند این افکار تحریف شده و ناکارامد خود را تغییر دهد،از بحث‌های منظم و تکالیف رفتاری دقیقاً سازمان یافته استفاده می‌شود.در جنبه‌هایی از درمان، تاکید عمدتاً رفتاری و در جنبه‌های دیگر عمدتا شناختی است (ﺳﺎﻟﮑﻮوﺳﮑﯿﺲ ، 1989).
عملیاتی: درمان در 12 جلسه درمانی انجام می‌شود و از تکنیک‌های آموزش حل‌مسئله، بازسازی ش‍ناختی، ورزش، برنامه‌ریزی فعالیت و استراحت، آموزش مسائل خستگی و مشاوره حمایتی استفاده می‌شود.
درمان استرس زدایی مبتنی حضور ذهن
نظری: عبارت است از شکلی از کنترل توجه که از طریق تمرین های فکری رشد کرده است. حضور ذهن روش خاصی از توجه است که بوسیله کابات-زین به عنوان ” آگاهی ای که از توجه به خواست و هدف و توجه غیر قضاوتی در گشودگی به تجربه در لحظه ی حال نشات می گیرد” توصیف می شود. چناچه کابات زین می گوید توجه به طریق خاص ، معطوف به هدف و بدون داوری است. در حضور ذهن فرد می آموزد که در هر لحظه از حالت ذهنی خود آگاهی داشته باشد و توجه خود را به شیوه های مختلف ذهنی خود متمرکز کند.
عملیاتی: درمانی است که طی یک دوره 12 جلسه ای به آزمودن ها آموزش داده می شود تا آنها بتوانند با بهره گرفتن از روش های مقابله ای به طریق ذهن آگاهی و تنش زدایی عضلانی و مراقبه، به مهارتهای لازم جهت مواجهه با استرس دست یابند. برای تهیه برنامه از بسته ی درمانی استرس زدایی مبتنی بر ذهن آگاهی کابات زین 1990 استفاده خواهد شد.
خستگی درد
نظری: خستگی درد به یک حالت پایدار که حاصل درد و یا حاصل درمان است، نسبت داده می شود(بارناسون و همکاران، 2008).
عملیاتی: خستگی درد در این پژوهش بر اساس پرسشنامه خستگی ناشی از درد مزمن بدست می آید.
استرس ادراک شده
نظری: به باور فرد در زمینه میزان استرس خود، استرس ادراک شده می گویند. استرس تحت عنوان پاسخ هیجانی و رفتاری شخصی به برخی از رویداد های ناخوشایند تعریف شده است. جایی که سطح استرس بصورت منفی روی رفتار و اعمال فرد اثر می گذارد )کرنیک ، ولو ،2002، به نقل از مادزلی، 2010).
عملیاتی: استرس ادراک شده در این پژوهش توسط مقیاس 14 ماده ای استرس ادراک شده کوهن و همکاران(1983)، سنجیده می شود.
عاطفه منفی
نظری: عاطفه منفی منعکس کننده آن است که فرد تا چه اندازه احساس درماندگی ، خشم ، تحریک پذیری و روان آزردگی می کند(تسائوسیس و همکاران، 2007).
عملیاتی: عاطفه منفی در این پژوهش بر اساس مقیاس کوتاه شده عاطفه مثبت و منفی پاناس(واتسون، کلارک و تلگرن، 1988)، سنجیده می شود.
۱-۷- متغیرهای پژوهش
متغیر مستقل: آموزش رفتار درمانی شناختی و استرس زدایی مبتنی حضور ذهن و ترکیب این دو مداخله
متغیر وابسته: خستگی درد، استرس ادراک شده و عاطفه منفی
متغیرهای کنترل:‌ دامنه سنی، سطح تحصیلات و مدت زمان ابتلا به درد مزمن

فصل دوم:مبانی نظری و پیشینهی پژوهش

در این فصل مبانی نظری و تجربی پژوهش ارائه می‌شود به گونه ای که ابتدا به بررسی استرس زدایی مبتنی حضور ذهن و آموزش رفتار درمانی شناختی پرداخته شده است. سپس نظریه‌های موجود در زمینه خستگی درد، استرس ادراک شده و عاطفه منفی بیماران مبتلا به درد مزمن ارائه شده است.
بخش اول: مبانی نظری پژوهش
۲-۱- خستگی درد
در مورد روش‌شناسی خستگی درد چالش‌های بسیاری وجود دارد اما شاید بزرگترین چالش آن عدم توافق در مورد تعریف خستگی باشد (جاکوبسن ، 2004). خستگی مربوط به درد و به خصوص سرطان از شایعترین علائم ناتوان کننده در افراد است. اگر چه گاهی بیماران واژه خستگی را برای بیان احساس خواب آلودگی، افسردگی، ضعف و درماندگی استفاده می‌کنند، اما به طور کلی خستگی را می‌توان به عنوان یک فقدان انرژی فیزیکی یا ذهنی که منجر به افت فعالیت‌های فرد می‌شود، تعریف کرد (برون و کرونک، 2010). خستگی مرتبط با بیماری های مثل میگرن ، ام اس و سرطان دارای ابعاد چند مفهومی است که از جنبه‌های جسمانی، روانشناختی و اجتماعی قابل بررسی است (ون، کانگ، کارپنتر، 2008).
بیماران مبتلا به سرطان معمولا خستگی را به عنوان مانعی برای عملکرد طبیعی و کیفیت زندگی‌ می‌دانند (موستین و همکاران، 2007). شبکه ملی جامع سرطان (2007) خستگی سرطان را به این شرح تعریف می کند: خستگی مرتبط با سرطان یک ناراحتی پایدار است، خستگی یا احساس ذهنی از خستگی، به علت سرطان یا حاصل درمان سرطان است و ارتباطی به فعالیت‌های معمول اخیر ندارد.
تعریف ارائه شده توسط سلا و همکاران (2001) ویژگی‌های مختلف خستگی را در بر میگیرد: خستگی حالت ذهنی فراگیر، پایدار و کاهش ظرفیت جسمی و ذهنی است که با استراحت برطرف نمی‌شود. این تعریف دارای سه ویژگی شایان ذکر است. اول، مشخصه خستگی به عنوان یک پدیده ذهنی، که بر این اساس‌ می‌تواند از روش خودگزارش‌دهی اندازه‌گیری شود. دوم، ارائه راه‌های مختلفی که در آن خستگی از خستگی عادی مشخص شود، که عبارتند از: شدت و مزمن بودن (خستگی شدید و پایدار) و نفوذ ناپذیری آن که با اقدامات معمول، رهایی از خستگی ندارد (برطرف نشدن با استراحت). سوم، اهمیت بالینی این پدیده و ویژگی‌های چند بعدی آن (کاهش ظرفیت کار فیزیکی و روانی) (جاکوبسن، 2004).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   منابع و ماخذ تحقیق رضایت از زندگی

۲-۲- ملاک‌های تشخیصی
به طور معمول، یک بیمار که فقط‌ می‌گوید در حال تجربه خستگی است به عنوان داشتن CRFدر نظر گرفته می‌شود. اما اغلب پزشکان موافقند که مجموعه‌ای از معیارهای تشخیصی، جهت پژوهش و برنامه ریزی درمان ضرورت دارد (سلا و همکاران، 2001). از طرفی چون تعاریف خستگی متفاوتند، برای روش بهینه ارزیابی خستگی، در این بیماران اتفاق نظری وجود ندارد. از این رو اهمیت به دست آوردن خودگزارش‌دهی به طور گسترده‌ای به رسمیت شناخته شده است و انواع ابزار خود گزارش‌دهی در حال حاضر استفاده‌ می‌شود (جاکوبسن، 2004). با یک رویکرد جامع تر، چندین محقق اندازه گیری‌های چند بعدی خستگی برای بیماران مبتلا به سرطان را توسعه و اعتبار داده‌اند. این اقدامات عبارتند از: پرسشنامه کوتاه خستگی (مندوزا و همکاران، 1999)، مقیاس تجدید نظر پیپر خستگی (پیپر و همکاران، 1998)، پرسشنامه علائم چند بعدی خستگی (استین، مارتین، هان و جاکوبسن، 1998 به نقل از جاکوبسن، 2004)، مقیاس خستگی در سرطان (اکویاما و همکاران، 2000)، مقیاس تجدید نظر خستگی سرطان شوارتز (شوارتز و میک ، 1999)، پرسشنامه چند بعدی خستگی (اسمتس ، گارسن ، بنک ، هاس ، 1995).

جدول 1-2
نمونه‌هایی از مقیاس‌های چند بعدی اندازه‌گیری خستگی (به نقل از جاکوبسن، 2004)
مقیاس ابعاد منبع
پرسشنامه کوتاه خستگی شدت دخالت مندوزا و همکاران (1999)
مقیاس خستگی سرطان فیزیکی شناختی عاطفی اکویاما و همکاران (2000)
پرسشنامه نشانگان خستگی شدت فرکانس تنوع روزانه دخالت هان و همکاران (1998)
پرسشنامه چند بعدی خستگی کلی فیزیکی روانی کاهش فعالیت کاهش انگیزه اسمتس، گارسن، بنک، هاس (1995)
پرسشنامه علائم چند بعدی خستگی کلی فیزیکی عاطفی روانی انرژی استین، مارتین، هان و جاکوبسن (1998)
مقیاس خستگی پیپر تجدید نظر شدت / رفتاری معنای عاطفی حسی شناختی / خلق پیپر و همکاران (1998)
مقیاس تجدید نظر خستگی سرطان شوارتز فیزیکی ادراکی شوارتز و مک (1999)

۲-۳- بروز، شدت و روند خستگی

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

بروز و شدت CRF تحت تاثیر عوامل زیادی، از جمله نوع و میزان درمان، تکنیک‌های اندازه گیری، و جمعیت بیماران مورد مطالعه قرار‌ می‌گیرد (جین پیر و همکاران، 2006). بیماران مبتلا به سرطان پروستات حداقل شدت خستگی را گزارش کرده و بیماران مبتلا به سرطان ریه، گوارش، سر و گردن بیشترین شدت خستگی را گزارش دادند. جنس، سن، و مقدار کل رادیوتراپی، پیش بینی واریانس قابل توجهی را در شدت خستگی نداشت (هیکوک و همکاران، 2005). در ارتباط با پرتو درمانی، خستگی سرطان برای هفته‌های سوم تا پنجم درمان به میزان بالایی و بیش از سه چهارم از بیماران آن را گزارش کردند. در دو مطالعه نیز تشخیص نوع سرطان را تنها عامل قابل توجه مربوط به شدت خستگی را گزارش دادند (هیکوک، مورو، روسکو، موستین و اکونیف، 2005؛ هیکوک، مورو، روسکو، موستین، اکونیف و بول، 2005). در مطالعه دیگری نیز بیش از 5 هفته پرتو درمانی، بالاترین علائم ثانوی افزایش میزان CRF و مشکلات پوستی گزارش شده را نشان‌ می‌دهد (جین پیر و همکاران، 2006). همچنین در ارتباط با شیمی درمانی در عرض 4 تا 5 روز از اتمام شیمی درمانی، خستگی به شدید‌ترین مقدار رسیده و به تدریج در طول یک دوره چرخه کامل درمان کاهش‌ می‌یابد (بک ، دادلی ، 2005). به غیر از دوره درمان سرطان، 30٪ تا 40٪ از بیماران یک خستگی مداوم و طولانی مدت را تجربه شده می‌نمایند (جلیسن و همکاران، 2006) که این برای ماه‌ها و حتی سال‌ها پس از اتمام درمان ادامه‌ می‌یابد (هافمن ، ریان ، جین ، کلمار و مورو ، 2007).
CRF به عنوان یک نتیجه خود به خودی سرطان و به عنوان یک عارضه جانبی درمان سرطان رخ‌ می‌دهد، اگرچه پاتوفیزیولوژی زمینه‌ای دقیق آن تا حد زیادی ناشناخته است. احتمال خستگی، تقریبا برای تمام بیماران در درمان سرطان وجود دارد. تا 90٪ از بیماران تحت درمان با اشعه و تا 80٪ از کسانی که تحت شیمی درمانی قرار گرفته‌اند، خستگی را تجربه کرده‌اند. تاثیر CRF بر کیفیت زندگی بیمار، به خصوص در ارتباط با عملکرد فیزیکی و توانایی انجام فعالیت‌های روزمره زندگی، عمیق و فراگیر است. (هافمن و همکاران، 2007).
۲-۴- عوامل موثر در خستگی
۲-۴-۱- عوامل فیزیولوژیکی
مکانیسم آسیب شناسی فیزیولوژیکی در خستگی سرطان به طور کامل مشخص نشده است (گوتستین ، 2001). به احتمال زیاد اختلال در نظم سیستم‌های مختلف بیوشیمیایی و فیزیولوژیکی در CRF درگیر است و شامل مکانیسم‌های محیطی و مرکزی می‌باشد. خستگی محیطی سرچشمه در عضلات و بافت‌های مرتبط، در حالی که خستگی مرکزی از سیستم عصبی مرکزی نشات میگیرد و نتیجه آن در ناتوانی انتقال تکانه‌های تحریک عصبی است(ریان و همکاران، 2007). مکانیسم‌های مطرح در CRF شامل‌ بی‌نظمی در سیتوکین‌ها ، اختلال عملکرد محور هیپوتالاموس- هیپوفیز- آدرنال (HPA)، بی‌نظمی در انتقال دهنده پنج هیدروکسی تریپتوفان (5-HT)، اختلال ریتم شبانه روزی، تغییرات در آدنوزین تری فسفات (ATP)، تغیرات متابولیسم عضله و ​​فعال شدن عصب واگ آوران است (بارسویک، زویندرمن و هالیارد، 2010؛ ریان و همکاران، 2007).
۲-۴-۲- بی نظمی سیتوکین‌ها
سیتوکین‌های پیش التهابی (مانند اینترلوکین ، فاکتور نکروز تومور (TNF)) به عنوان نشانگر خستگی مرتبط با سرطان مورد ارزیابی قرار گرفتند. بازماندگان سرطان پستان با 2 سال یا بیشتر از 2 سال خستگی مداوم پس از درمان، افزایش سطوح مارکرهای ایمنی مرتبط با فعالیت سیتوکین پیش التهابی داشتند (بوور و همکاران، 2003). دیگر تغییرات در سیستم ایمنی افراد CRF شامل سطوح پایین‌تر تعداد سلول‌های طبیعی کشنده و همراه با افزایش فعالیت سلول‌های طبیعی کشنده بود (باور، جانز، عزیز و فاهی، 2002).
سرطان و درمان آن با افزایش سیتوکین‌های پلاسمای

دیدگاهتان را بنویسید