الگوهای شخصیتی متقاضیان جراحی زیبایی بینی

الگوهای شخصیتی متقاضیان جراحی زیبایی بینی

هر سال ده­ها هزار نفر عمل جراحی زیبایی انجام می­دهند تا نمای اندام­های خود را زیباتر کنند. برای نمونه در سال 1994 انجمن جراحی پلاستیک و ترمیمی آمریکا[1] گزارش داد که اعضای آن بیش از 390000 جراحی زیبایی از جمله لیپوساکشن[2] (برداشتن چربی از نواحی مختلف بدن )، بزرگ کردن پستان، جراحی بینی و کشیدن صورت انجام داده­اند. این جراحی­ها بیشتر برای از میان، بردن ناخشنودی افراد از ظاهر خود و گاهی افزایش عزت نفس[3] انجام می­شود. برخی از دانشمندان علوم اجتماعی در سه­دهه­ی اخیر دریافته­اند که مردم جذابیت ظاهری را با ویژگی­های شخصیتی پسندیده که شامل هوش، لیاقت و پذیرش اجتماعی می­شود همراه می دانند (Smith and Mackie, 2000).

ارزش­یابی­های روانپزشکی بر روی کسانی که خواهان جراحی زیبایی بودند نخستین بار در دهه­های 1940 و 1950 گزارش شدند. این گزارش­ها بیشتر بازتاب دهنده­ی گرایش­های روانکاوی در روانپزشکی آمریکا بودند و این افراد را روان­نژند و یا خودشیفته می­پنداشتند (Hill and Silver, 1950).

در دهه­های 1970 و 1980 ارزیابی­های روان­شناختی پیش از جراحی زیبایی بیماران و پس از آن مورد توجه قرار گرفت. پژوهش­هایی که به بررسی وضعیت روان شناختی پیش از جراحی زیبایی پرداخته­اند، یا به مصاحبه­ی بالینی بسنده کرده و یا از مقیاس­های روان شناختی برای ارزیابی آسیب شناسی روانی بهره برده­اند. بیشتر بررسی­هایی که به مصاحبه­ی بالینی بسنده کرده­اند آسیب شناسی روانی چشمگیری را در بیماران جراحی زیبایی گزارش نموده­اند. در یکی از این بررسی­ها 70% افراد دارای یک اختلال روانپزشکی تشخیص داده شده بودند که متداول­ترین آنها افسردگی روان­نژند و شخصیت پرخاشگر-منفعل بود (Edgerton et al., 1960).

در گروهی از افراد داوطلب کشیدن صورت، درخواست کننده­ی جراحی بینی، داوطلب بزرگ کردن پستان، و داوطلب جراحی تغییر اندازه­ی صورت و شکل جمجمه، ویژگی­های آسیب شناختی، یکسانی همچون افسردگی روان نژند و شخصیت پرخاشگر-منفعل گزارش شده است (Sarwer et al., 1988).

Napoleon (1993)، گزارش داد که 70 % از بیماران جراحی زیبایی یک اختلال شخصیت در محور II داشتند و 5/19 % آنها یک اختلال در محور I داشتند. اگرچه تحقیق ناپلئون دارای ملاک­های تشخیصی کاملاً پذیرفته شده و بهتر از بررسی­های اولیه بود، به کارگرفتن مصاحبه­ی بالینی غیراختصاصی و نبود پایایی تشخیصی بین مصاحبه کنندگان، می­توانست علت شیوع بالای اختلال های محور II در این نمونه باشد. پژوهش­هایی که آزمون­های استاندارد شده را برای ارزیابی آسیب­شناسی روانی در داوطلبان جراحی زیبایی به کار برده­اند، در مقایسه با یافته­های سایرین، آسیب شناسی روانی کمتری را گزارش نموده­اند.

پرکاربردترین مقیاس آسیب شناسی روانی پرسش­نامه­ی ام ام پی آی[4] بوده است. در یک بررسی با استفاده از ام ام پی آی هیچ آسیب شناسی روانی معنی داری برای 50 بیمار داوطلب کشیدن صورت پیش از عمل گزارش نشد، همچنین نیمرخ­های بالینی ام ام پی آی 10 داوطلب بزرگ کردن پستان  و یافته­های دو  بررسی درباره­ی داوطلبان جراحی بینی با، یافته­ی بالا هم سو بود.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   مدیریت مشارکتی و مزایای آن

در دو بررسی که به کمک مجموعه­ای از آزمون­ها از جمله پرسش­نامه­ی شخصیتی آیسنک داوطلبان جراحی بینی و یک گروه گواه مورد ارزیابی قرار گرفتند، گروه نخست بیش از گروه گواه علایم روان­نژندی و وسواسی از خود نشان دادند (Phillips et al., 1997).

نارسایی مهم این بررسی­ها به کار بردن آزمون­هایی بود که برای ارزیابی این افراد ساخته نشده بودند. این بررسی­ها نشان می­دهند که بیشتر افراد داوطلب جراحی زیبایی دچار اختلال روانپزشکی جدی در در محور I (در اس ام[5]) نمی باشند.

علمدارساروی، (1382)، متقاضیان جراحی زیبایی با بهره­گیری از مقیاس­های اختلال شخصیت ام ام پی آی

را مورد بررسی قرار داد، نتایج پژوهش نشان داد که الگوهای شخصیتی وسواسی-­خودشیفته فراوان ترین

الگوی شخصیتی درخواست کنندگان جراحی زیبایی بینی می­باشد.

Andreasen and Bardach (1977) نیز به همراهی ویژگی­های خودشیفتگی با کمال گرایی وسواسی در این افراد اشاره کرده­اند. به باور آنها کمال گرایی این افراد متمرکز بر خود و با هدف افزایش زیبایی یا هوش است . برخی از پژوهشگران بر این باورند که این بیماران بیشتر عزت نفس­شان را از ظاهر خود به دست می­آورند و هنگامی که عزت نفس آنها پایین بیاید درصدد جراحی بر می­آیند (Rosen et al., 1995).

Cash and Labarge، (1996) مدلی شناختی رفتاری از ارتباط بین تصویر بدنی و عزت نفس ارایه کرده­اند که نظریه­ی «طرحواره شناختی[6]» نامیده می­شود. در این مدل عزت نفس با احساسات درباره­ی ظاهر جسمانی دارای ارتباط تنگاتنگی دانسته شده و اهمیت طرحواره­ی تصویر بدنی با کل عزت نفس در خودپنداره[7] زنان مهم­تر از مردان گزارش شده است که موجب می­شود زنان بیشتر از مردان خو اهان جراحی زیبایی باشند (زنان چهاربرابر مردان). شاید بتوان گفت که دلیل این امر پذیرش تغییرات ظاهر در زنان از نظر فرهنگی باشد، زیرا جراحی زیبایی در زنان عادی و بهنجار و در مردان نوعی ”تحقق نیافتن جنسیت“ و اختلال شمرده می­شود.

 

[1] . American Society of Plastic and Reconstructive Surgery

[2] . liposuction

[3] . self-esteem

[4] . Minnesota Multiphasic Personality Inventory (MMPI)

[5] . Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders

[6] . cognitive schema

[7] . self-concept