«این شخص را نام انس و در خانه طفلی داشت که موسوم به سنان بود و او بود که پس از چندی در کربلا حسین بن علی را شهید ساخت، آن هنگام سنان طفل بود و زیادتر از هشت سال نداشت.»

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سلونی که گفتم زبعد رسول
از این جمله برخاست یکی حسود
قوی کردی دعوی در ین انجمن
علی گفت این سهل باشد بگوم
علی گفت محاسنش را بر کنید
بکندند در حال آن موی روی
نمودم بخلقان فروع اصول
زبغض علی بود همچون جهود
بگو چند مویست براندام من
مراد ترا اندرین جاه بجوم
برین انجمن یکسره بشمرید
بماند آن لعین جمع زرد روی
( ربیع، ۱۳۸۸: ۶۰پ)

 

«امیرالمؤمنین از شهادت فرزند خود حسین بن علی در کربلا قبلاً سخن راند. از حکومت معاویه مردم را آگاه فرمود و هم چنین از آخرالزمان مردم را آگاه کرد و از انواع عجایب و غرایب محیرالعقولی که در آخر الزمان در جهان پدید خواهد شد،به تفصیل بر مردمان شرح داد که از هر گوشۀ ای بانک ناله و ندبه مردم بلند شد و آواز گریه از اطراف شنیده می گردید و مردمان به کمال علم و فضل امیرالمؤمنین علی ثناها گفتند. آنگاه علی فرمود: این منذر گیتی، جایگاه حوادث است و از پس این زمان آن مقدار حوادث عجیب و غریب در آن اتفاق افتد که اگر شمه ای از آنچه در این شهر تنها به وقوع خواهد پیوست، گفته شود عقول شما از شدت تحیّر منجمد گردد.» ( خدیور محسنی، ۱۳۶۶: ج۳،۲۷۱ )
در توصیفی که گوینده از خطبۀ امام علیبنابیطالب در بصره پس از پیروزی بر ناکثین دارد، چنین می‌گوید:

 

 

 

 

 

 

 

 

غرائب سخن گفت پس مرتضی
از اوّل بگفت الامان الامان
نشان قیامت هویدا شود
ز کین کیمیاها بیامیختند
ایا اهل بصره هم اکنون بود
بخیزند از این جایگه سگ زیان
بجنبید ز آل نبی سرکشان
شود ترک بر بربری سخت چیر
ببغداد سنگ آید از آسمان
ببارید براهل همدان عذاب
شما را بود ویل وای آن زمان
کشد بیش سیصد هزار از شما
جهانرا کند خُرم از عدل وداد
بران منبر از گفتۀ مصطفی
ایا مردم از حال آخر الزمان
علم های بدعت مسّما شود
سر فتنه ها را برانگیختند
که بصره چو جیحون پر خون بود
شود عالم از تیغشان پرزیان
کند تیغشان بر عدو سرفشان
شود کار رومی ز بالا به زیر
در ارمن بود صاعقه بی گمان
چو مسخی شوند آن شیوخ و شباب
چو چیره شود حیدری در جهان
خداوند شمشیر اندر وغا 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *