منابع و ماخذ تحقیق رضایت از زندگی

درآمد مناسب است . اگر موارد بسیار شدید و افراطی فقر را کنار بگذاریم خشنودی و رضایت از زندگی در تمام سطوح درآمدی مشاهده میشود به طوری که حتی بالا بودن میزان برخورداری احتمال ایجاد پریشانی و عدم رضایت از زندگی را موجب میشود.
رضایت ناشی از ارتباط
دومین نوع رضایت به رابطه اجتماعی بستگی دارد . رابطه اجتماعی بر حسب نوع ، شدت و درگیری عاطفی بر رضایت از زندگی اثر میگذارد. میزان رابطه اجتماعی بر رضایت فرد مؤثر است و اساس رابطه اجتماعی منبع مهم رضایت از زندگی محسوب میشود.
رضایت ناشی از بودن
این که ما هستیم ، در قضاوت ما از کیفیت زندگی مؤثر است . کمبل دریافت که رضایت از خود با مقولات اجتماعی متفاوت مثل سواد ، درآمد پایین ارتباط ندارد . بلکه این رضایت بیشتر با احساس کنترل بر زندگی خود ، در مقابل این احساس که زندگی ما توسط نیروهای بیرون از ما کنترل میشود ، مرتبط است . این احساس که زندگی چقدر دارای معنا و جهت است بر رضایت مؤثر است این مسأله که جامعه شناسان آن را بیگانگی میخوانند بر افراد مؤثر است . ( باقری ، 1385 :49)
2-4 –3) رضایت از زندگی خانوادگی
خانواده واحد اساسی جامعه است که در تمام مدت باقی میماند، خانواده سازمانی برای تعلیم و تربیت فرزندان است و به دلیل نیازهای اقتصادی و اجتماعی اعضا را به هم وابسته و محدود میکند. خانواده های مستحکم عنصر کلیدی برای ایجاد جامعهی قویتر هستند. ( Johnson & al: 2006 ، 74 ) وجود خانواده آنقدر اهمیت دارد که لازم است جامعه راههایی که از طریق آن واحد خانواده بتواند حمایت شود و در نهایت موجب استحکام خانواده شود ایجاد کند. بوون(1988)اظهار کرد که طرفداران حقوق خانواده ها از طریق ترویج و بسط خطمشیها ، برنامهها و خدماتی که زندگی خانوادگی را حمایت میکنند مدافع خانواده ها هستند.و بیان میکند که آنها قادر خواهند بود که به خانواده ها کمک کنند تا رضایت از زندگی خانوادگی آنها افزایش یابد محققان میتوانند به این مدافعان در این وظیفه به وسیلهی تشخیص عواملی که به رضایت از زندگی خانوادگی مربوط میشوند کمک نماید . رضایت از زندگی پدیدهای است که بسیاری از تجارب زندگی را میطلبد. (Toth et al :2002 ، 198) و آن شاخص مهم کیفیت زندگی است ون هوون (1996) بحث فراگیری از این قبیل تجارب ارائه داد و لیستی از عواملی که به رضایت از زندگی مربوط هستند، فراهم کرد. وی این عوامل را در شش طبقه جای داد:
فرصتهای زندگی شامل تصور عمومی از فرصتهای اجتماعی
کیفیت جامعه در زنده بودن شخص که شامل عواملی از قبیل موفقیت اقتصادی ، حقوق بشر ، آزادیهای سیاسی و دسترسی به دانش است .
موفقیتهای شخص در جامعه که به وسیلهی سن ، جنس، درآمد و تحصیلات مشخص میشود.
مشارکت در اجتماع شامل عواملی از قبیل کار کردن، دوستیابی و ازدواج.
خوب زندگی کردن که شامل سلامتی جسمی و روانی است.
رویدادهای زندگی باعث ایجاد آن میشود و آن شامل ترکیب رضایت از زندگی با رضایت از زندگی خانوادگی است.( Veenhoven: 1996، 10)
2-4- 4 ) عوامل مربوط به رضایت از زندگی خانوادگی
رضایت از زندگی خانوادگی بخش مهمی از رضایت از زندگی است. اما گروهی از محققان عواملی را که فقط مربوط به رضایت از زندگی خانوادگی هستند را طبقهبندی کردهاند برای مثال یکی از عواملی که محققان به عنوان شاخص مهم رضایت از زندگی خانوادگی نام میبرند . وجود تفاوتهایی در زندگی خانواده های روستایی و شهری است وآنها نشان دادند که اجتماعی که افراد در آن زندگی میکنند به عنوان عامل مربوط به رضایت از زندگی خانوادگی است. (Toth et al :2002 ، 188). دریک مطالعهی طولی از افراد با استعداد محققان نشان دادند که : دوران بچگی عالی ، شرایط اجتماعی مناسب ، سلامتی روحی عالی و نگرشهای مثبت به سمت خانواده پدری در اصل شاخصهای مهم رضایت از زندگی خانوادگی است. این شاخصها شبیه یافتههایکاپرارا ( 2005 ) است که نشان داد نگرشهای مثبت در مورد والدین، شرایط اجتماعی مناسب مخصوصاً در سنین اولیه نقش تأثیرگذاری در رضایت از زندگی خانوادگی دارند. Caprara) : 2005، 80) علاوه بر این بوون نشان داد که توانایی زندگی کردن براساس ارزشهای خانوادگی رابطهای با رضایت از زندگی خانوادگی دارد وی همچنین بیان کرد که سطح سایر محققان اوقات فراغت خانواده را به عنوان یک شاخص مرتبط با رضایت از زندگی خانوادگی دریافتند. شوو و داوسوننشان دادند که اوقات فراغت خانواده برای ایجاد یک زندگی سالم و رضایتمنداز سوی والدین ضرورت دارد آنها برنامه ریزی میکنند که زمان آزادشان را با بچهها در فعالیتهای فراغتی خانواده صرف کنند. محققان همواره رابطه مثبتی بین اوقات فراغت خانواده و رضایت از زندگی خانوادگی گزارش کردهاند. (Shaw , & Dawson,: 2001 ، 222 )
2-4–5 ) دیدگاه های روانشناسی و جامعه شناسی در مورد رضایت
الف . دیدگاه های روانشناسان
1 . نظریه سلسله مراتب نیازها:
آبراهام مازلو که بسیاری او را بنیان گذار روانشناسی انسان گرایانه می دانند طراح یک نظریه انگیزشی است که مشهورترین طبقه بندی نیاز های انسانی است. نظریه او مبتنی بر این مفهوم است که ارضای نیازها “مهمترین اصل زیر بنای رشد است” به نظر مازلو جوهر حیات انسانی نیاز های اوست. به طوریکه تکامل انسانی با ارضای این نیازها صورت می گیرد. برای دست یابی به آن نیاز برایش امری مادی تلقی می شود. بعد از این مرحله است که ارضای نیازی دیگر برای او مطرح می کند. نیاز، انگیزش و شخصیت انسان از عناصر اصلی نظریه تحلیلی او به شمار می روند. از نظر مازلو مهمترین خصوصیت انگیزش “تنها اصل کلی که علایق متنوع انسان را به یک دیگر پیوند می دهد” گرایش به نیاز جدید و بالاتر است که با ارضای نیاز های پایین تر ظهور می کند. وقتینیازهای اولیه مانند نیاز ایمنی ارضا شد نیازهای دیگر همچون نیروهای انگیزاننده جای گزین آنها می شود.
انگیزه افراد مستقیما برخاسته از نیازهای آنهاست و لذا انسان در رفتار خویش به ارضای نیازهایش گرایش دارد. مازلو هفت سطح اصلی نیاز به شرح زیر را در نظر گرفت: جسمانی، ایمنی، تعلق و عشق احترام، خودشکوفایی، دانستن و درک کردن، زیبایی شناسی. مازلو چهار نیاز اولیه را نیازهای کمبودی نامید، زیرا وقتی در انسانها کمبود پدید می آید-کمبود غذا- برانگیخته می شود تا او نیاز خود را تامین کند. مازلو می گفت مردم زمانی برای ارضا سه نیاز دیگر که آنها را نیازهای وجود می نامند برانگیخته می شوند که به نیازهای کمبودی ایشان پاسخ گفته شده باشد نیازهای وجودی نه دلیل کمبودبلکه علت علاقه اساسی انسانها به خود شکوفایی، دانش و زیبایی برانگیخته می شود. در نظام پیشنهادی مازلو نیازها مراحلی هستند که باید در مسیر حرکت به سمت رشد خود از آنها گذر کرد. این مراحل شکل سلسله مراتبی دارند یعنی هر مرحله از نیاز قبل از اینکه نیاز مرحله بعد برانگیخته شود باید ارضا شده باشد: 1- نیاز به خود شکوفایی 2- نیازهای ذوقی 3- نیاز به دانستن 4- نیاز به احترام 5- نیاز به عشق و تعلق 6- نیاز به ایمنی 7- نیازهای جسمانی
اما آنچه که مازلو بیش از هرچیز از لحاظ نظری بدان توجه داشت طرح کلی مسئله بود. در ابتدا نیازهایی در زندگی افراد انگیزاننده است که جزء نیازهای کمبودی باشد پس از آنکه نیازهای کمبودی ارضا شد نیازهایی که بازتاب علایق درونی انسان برای خودشکوفایی دانش و زیبایی است بروز می کند چنان که از این نظریه استنباط می شود در انسان یک تمایل ذاتی برای ارتقا دادن خود و پیشرفت وجود دارد اغلب نیازهای مطرح شده توسط مازلو باید در یک ارتباط عاطفی سالم و رشد یافته برآورده شوند و اصولا برحسب اغلب نیازهای مطرح شده گرایش به برقراری روابط در بطن نیازها نهفته است بطور کلی مازلو در یک تقسیم بندی نیازهای انسانی را به دو دسته تقسیم کرده است
1- انگیزه های اولیه: نیازهای فیزیولوژیک که برای ما بسیار مهمند و جنبه بسیار عمومی تری دارند،

2- انگیزه های ثانویه یا فرهنگی: انگیزه هایی که ما می توانیم با فرو رفتن در خود و ذهن خود آنها را بیابیم این تمایلات عبارتند از: تمایل به لباس، اتومبیل دولتی، معاشرت، تحسین، حیثیت، اعتبار و نظایر آنها.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

نکته دیگر در مورد ویژگی خاسته ها و نیازها این است که این خاسته ها یک ویژگی دارند و آن این است که معمولا وسیله ای برای رسیدن به هدف به شمار می روند و خود ذاتا هدف نیستند. ( مازلو ، 1997: 85 ، به نقل از رفیعپور: 1387«الف»)
2 . نظریه مک کله لند و نیاز به موفقیت:
یکی از نیازهایی که توسط هنری مورسی مطرح شد نیاز به پیشرفت بود که وی آن را به صورت نیاز غلبه کردن بر موانع ممتاز بودن و زندگی کردن طبق معیاری عالی تعریف کرد.به نظر او نیاز پیشرفت مسافتی است که می تواند رفتار را تقریبا در تمام موقعیتها نیرومند ساخته و هدایت کند.
مک کله لند نیازها را به سه دسته ی : نیاز به کسب موفقیت، نیاز به وابستگی، نیاز به قدرت طبقه بندی کرده است. گرچه تحقیقات گسترده ای درباره ی روش های آزمون انسانها با توجه به این سه نیاز انجام شده ولی پژوهشهای مک کله لند درباره ی کسب موفقیت از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
نیاز به کسب موفقیت عبارت است از خواسته فرد برای رسیدن به هدف خود و انجام کاری موثرتر قبل از رسیدن به هدف، این نیاز در دو سطح فرد و جامعه مورد مطالعه قرار می گیرد. هدف اصلی مطالعات فرد، دست یابی به ویژگی های افراد است. یعنی شناخت کسانیکه دارای نیاز به کسب موفقیت بالایی هستند و کشف پیامدهای مربوط به کسب موفقیت و یافتن روش های افزایش کسب موفقیت(مورهد گریفین، 1377: 102)
از نظر مک کله لند کسانیکه انگیزه کسب موفقیت دارند ویژگی هایی دارند که او این ویژگی ها را این گونه توصیف می کند: افراد جویای موفقیت تمایل به انتخاب هدفهایی نسبتا مشکل و تصمیمات خطر آفرین دارند. افراد موفقیت طلب بیش از این که به پاداشهای حاصل از موفقیت توجه نمایند به نفس و پیشرفت و پیروزی می اندیشند. آنان همیشه در پی آن هستند که کارها را به صورت بهتر و یا با بازدهی بیشتر از آنچه انجام شده است، انجام دهند.
مک کله لند دریافت کسانیکه به شدت چنین احساس نیازی می کنند خود را از دیگران متمایز می دانند و همواره تمایل دارند کارها را به شیوه بهتری انجام دهند. آنان همیشه در پی موقعیتها و شرایطی بر می آیند که بتوانند مسئولیت حل مسائل را بر عهده بگیرند(استیفن رانینز، 1374: 330) شواهد تحقیقاتی نشان داده است که بین انگیزه کسب موفقیت و عملکرد بالا رابطه مستقیم وجود دارد. با این ترتیب افرادی که موفقیتهایی ممتازی داشته اند در انگیزه کسب موفقیت بالاتر از متوسط قرار داشته اند(همان: 399) نیاز پیشرفت توسط مک کله لند با بهره گرفتن از آزمون T.A.T مورد بررسی قرار گرفته است. اتکیسنون در مجموعه ای از آزمایشهایی که یادآور تحقیقات بود نشان داد که کسانی که به موفقیت گرایش دارند اهدافی را با دشواری متوسط انتخاب می کنند، در حالی که افراد که از شکست نگرانی زیاد دارند اغلب اهدافی را برمی گزینند که بسیار کوچک است.
مک کله لند برای باروری و ایجاد این نیاز (کسب موفقیت) یادگیری و انگیزه دهی را پیشنهاد می کنند. به گمان او فقط ده درصد مردم یک جامعه دارای این نیازها هستند اما عقیده دارد که آموزش مناسب می تواند نیاز به کسب موفقیت را به سطح بالایی ارتقاء دهد. در برنامه ریزی های آموزشی که بوسیله او و همکارانش طراحی شد سعی کردند به اشخاص یاد دهند که مانند افرادی فکر کنند که نیاز شدیدی به کسب موفقیت دارند(مورهدگریفین1377: 104)
دومین نیازی که مک کله لند از آن نام می برد نیاز به تعلق یا وابستگی است.
افراد احساس نیاز به همجواری و رابطه با همنوع دارند. کسانیکه دارای این نیاز هستند خواهان گرفتن قوت قلب و حمایت دیگران بوده و بطور معمول به احساسات دیگران توجه می کنند. آنها براساس خواسته دیگران، بخصوص اگر خواسته از طرف کسانی باشد که مورد احترام آنها هستند، دست به عمل می زنند. اشخاصی که دارای این نیاز هستند به انجام وظیفه در مکانهایی مبادرت می ورزند که نیاز به تماسهای زیاد داشته باشد(همان)
سومین نیازی که مک کله لند از آن نام می برد نیاز به قدرت است. فردی که انگیزه اعمال قدرت دارد سعی می کند در جهت مشخص بر دیگران اثر بگذارد.
به نظر او قدرت در دو جهت ممکن است اعمال شود، یکی در جهت منفی به معنای تسلط یافتن بر دیگران به شیوه ی استبدادی و دیگری در جهت مثبت یعنی هدایت رفتار دیگران با تشویق و ترغیب. توانایی تحت تاثیر قرار دادن و هدایت دیگران به نحو موثر رمز موفقیت فرد به شمار می آید(همان: 105)
3 . تئوری مقایسه اجتماعی:
مسئله رضایت و نارضایتی می تواند ریشه در تطبیق و مقایسه شرایط خود با دیگری داشته باشد. و این مسئله مورد تاکید تئوری مقایسه اجتماعی است. افراد در همه جا در فرآیند مقایسه اجتماعی شرکت می کنند. راجع به خود و سایرین به قضاوت می پردازند و به این نتیجه می رسند که آیا در اعمالشان برابری رعایت می شود یا خیر. این تئوری را برای اولین بار فستینگر ارائه داده است.
اصول اساسی این تئوری بر نکته تاکید دارد: فرآیند تاثیر اجتماعی و انواع مشخص رفتار مستقیما از نیاز به ارزیابی از خود نشات می گیرد و اصول ضروری برای این ارزیابی ریشه در مقایسه با دیگران دارد و ارزیابی از خود در دو وجه کلی تعمیم مییابد: 1- ارزیابی از عقاید 2- ارزیابی از توانایی
اصول کلی این تئوری فرایندهای مقایسه اجتماعی فستینگر به شکل فرضیات مشتقات و استنتاجات ارائه شده است که اهم آنها در موضوعاتی مثل نیاز به ارزیابی و انتخاب افراد برای مقایسه و غیره متمرکز گردیده است.
قضیه نخستین این تئوری آن است که، ارزیابی دقیق از توانایی هر فرد برای او یک نیاز تلقی می شود. یعنی مردم نیاز دارند که ارزیابی از توانایی و عقاید خود داشته باشند. این ارزیابی از توانایی های خود تعیین کنند. مهم در رفتار آنها می باشد. یعنی مردم در تعامل با دیگران همیشه بنا به تعریفی که از خود و توانایی خود و همچنین از توانایی ها و شایستگی های دیگران دارند رفتار می کنند.
آنچه در این مقایسه اهمیت دارد ارزیابی فرد از توانایی و عقاید خود نسبت به دیگران است. به عقیده فستینگر هیچ پایه و اساس عینی برای مقایسه اجتماعی وجود ندارد مردم از طریق مقایسه وجوه و ابعاد مختلف زندگی خود با دیگران به وضعیت خود می رسند و متوجه جایگاه خود در نظام اجتماعی می شوند.
باید متذکر شد که مقایسه اجتماعی خود شروطی دارد و هر کسی خود را با هر کسی مقایسه نمی کند. اگر فرد در نتیجه ی مقایسه با دیگران به نتایج نامطلوبی برسد یعنی احساس عقب ماندگی می کند. فرد دچار نارضایتی خواهد شد زیرا ارزیابی منفی و نتیجه ی نامطلوب خود مقدمه نارضایتی است. مقایسه اجتماعی مهمترین شرط پیدایش احساس نارضایتی و احساس

                                                    .

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *