پایان نامه رایگان حقوق : جنگ جهانی اول

دانلود پایان نامه

اروپا به آن جا روند و بدین ترتیب انگلستان یک حکومت دست نشانده و حافظ منافع خود را در کنار مصر و کانال سوئز ایجاد کرد و نقطه حساسی را در دست خواهد داشت .
جمعی از رهبران یهود در مورد تشکیل این دولت ، با مقامات مربوط انگیلیسی مشغول مذاکره شدند و از طرفی برای جلب موافقت فرانسه و آمریکا ( که دولت انگلستان همراهی آن ها را لازم می دانست ) فعالیت های زیادی صورت گرفت .
به همین منظور ، لرد بالفور در آوریل 1917 ، طی سفری به آمریکا مسئله انتقال یهودیان به فلسطین را با مقامات رسمی این کشور مورد تبادل نظر قرار داد و رسما قول تشکیل دولت یهودی را به آن ها داد .
اعلامیه بالفور قبل از اینکه بطور رسمی اعلام شود به یلسون رئیس جمهور آمریکا عرضه شده و موافقت وی با این اعلامیه کسب شده است . سپس در تاریخ چهاردهم فوریه 1918 م فرانسه ، و در تاریخ نهم می 1918 م ، ایتالیا موافقت خود را با اعلامیه مزبور اعلام کردند . پس از صدور بیانیه بالفور در دوم نوامبر 1917 م ، جرقه های شروع مبارزه علیه استعمار انگلیس روشن شد .
« در یک جمله می توان گفت که اعلامیهی بالفور یکی از عجیبترین اسناد بین المللی تاریخ است ، چرا که به موجب آن ، یک دولت استعمار گر سرزمین « فلسطین » را که مالک آن نبود ، به حساب کسانی که مالکش بودند « فلسطینیان » و استحقاقش را داشتند ، به کسانی بخشیدند که استحقاقش را نداشتند « صهیونیست ها » . چیزی که به اشغال یک میهن و آواره شدن یک ملت ، به تمامی و به نحو بی سابقه ای در تاریخ ، منجر شد » . نکته مهم در این میان این است که انگلیس زمانی به این جنایت دست یازید که ارتش آن هنوز به بیت المقدس نرسیده بود ، و به برکت متحدان عرب خود و از پرتو جانبازی های ملت فلسطین که برای آزادی وطن و استقلال خویش مبارزه می کرد ، به سوی اهداف خود در حال پیشروی بود .
اهداف انگلیس و سیاست از پیش تعیین شده و استعماری آن ، و همدستی با صهیونیست ها برای نابودی مسأله فلسطین ، و جلوگیری از شکل گیری آن ، از زمان جنگ جهانی اول ( 1918 -1914م ) آشکار شد . بدین سبب هست که اسرائیل را فرزند نامشروع انگلیس لقب می دهند .
انتشار خبر وعده های بالفور ، ناراحتی بسیار شدیدی در جامعه عربی ایجاد کرد ، شریف حسین فورا دولت انگلیس را زیر سوال برد و در این وعده توضیح خواست و انگلستان نماینده رسمی ، پیش حسین فرستاد و با تاکیدات فراوان به او اطمینان داد ، به هیچ وجه اجازه نخواهد داد که یهود در فلسطین مزاحم حقوق عرب شوند و تا آنجا به یهودیان اجازهی مهاجرت و سکونت در فلسطین می دهد که با آزادی سیاسی و اقتصادی عرب سازگار باشد و به حقوق آنان لطمه ای وارد نکند .
صدور اعلامیه بالفور از سوی بزرگترین قدرت استعماری وقت ، موجب جرأت و جسارت هر چه بیشتر صهیونیست ها برای عملی ساختن اهدافشان در اهدافشان در فلسطین گردید و آنها از آن پس ، به گونه ای روز افزون بر مطالبات خود افزوده و درجهت زیر پا گذاشتن هر چه بیشتر حقوق ساکنان اصلی و بومیان فلسطین گام برداشتند . تا حدی که حتی « لرد کرزن » سیاستمدار سرشناس انگلیسی ، در یکی از جلساتی که به منظور تعیین سیاست های انگلیس در کنفرانس صلح پاریس برگزار می شد ، اعلام خطر کرده و می گوید :
« یکی از مشکلات مهم که فعلا در فلسطین خود نمایی می کند ، امتیاز خواهی صهیونیست ها و کوشش فراوان آنها برای دستیابی به امتیازاتی به مراتب بیشتر از آن است که تا کنون در اختیارشان قرار گرفته … صهیونیست ها خواسته های خویش را روز به روز اضافه تر می کنند و به جایی رسیده اند که امروز دم از تشکیل « دولت یهود » می زنند . اعراب ساکن فلسطین به کلی فراموش شده اند و گویی اصلا قابل اعتنا نیستند… » .
جنگ جهانی اول به پایان رسید و ژانویه 1919 کنگره صلح در شهر ورسای تشکیل گردید . از همان ابتدا ، اعراب با سلطهی بریتانیا و برنامه های مستعمره سازی صهیونیست ها ، که به درستی معتقد بودند سر انجام به پیدایش یک دولت یهود و سلب مالکیت از آن ها منتهی می شود ، به شدت مخالف بودند . در طول دوران قیومیت ، اعراب از عدم توانایی خود در کنترل وقایع اظهار عجز کردند . ترس آنها از این بود که بریتانیا زمانی از حکومت دست بردارد که یهودیان با ایجاد اکثریت بتوانند دولت خود را بوجود آوردند . این بیم و هراس بی مورد هم نبود چون وایزمن خود گفته بود که صهیونیست ها قصد دارند فلسطین را آن قدر یهودی کنند که انگلستان انگلیسی است . در حالی که به گفته حقوقدان بر جسته انگلیسی « راپورت امرسون » اگر قرار بود اصل حق تعیین سرنوشت را به طور معمول ، یعنی کسب اطلاع از نظرات مردم فلسطین به کار بست ، به آسانی روشن می شد که اکثریت این مردم بدون کمترین تردیدی ، اعلامیه بالفور و طرح قیومیت را رد می کردند . در این باره آژانس یهود با کمک دولت های وقت بریتانیا یهودیان جهان را به مهاجرت به فلسطین تشویق می کرد تا جمعیت یهودی فلسطین را به منظور کشور سازی جعلی ، به اکثریت برساند .
در تابستان 1929 نخستین برخورد خونین میان فلسطینی ها و صهیونیست های مهاجر در گرفت . در این درگیری صیونیست ها و سربازان انگلیسی با آتش گشودن بر روی فلسطینی ها حدود 351 تن را شهید و عده ای را مجروح و دست گیر کردند . در اواخر دهه 1920 تا 1936 قیام مسلحانه شیخ عز الدین قسام به وقوع پیوست اما وی و یارانش به شهادت رسیدند . انقلاب شیخ عز الدین قسام و همرزمان وی ، نقطهی عطفی در تاریخ جنبش ملی فلسطین به شمار می رود ، زیرا اولین انقلاب مسلحانه سازمان یافته ای بود که با تکیه بر نیروی نظامی ، به آزادی فلسطین از دست استعمار انگلیس و صهیونیسم شتافت ، و رهبر آن به تشکیل گروه ها و هسته های انقلابی اقدام کرد . قسام در تشکیلات خود ، بیش از آن که بر طبقه روشنفکر تکیه داشته باشد ، بر طبقهی کارگر وکشاورز تکیه داشت . با وجود این که سازمان انقلابی قسام تنها 200 رزمنده و800 هوادار داشت ، ولی اهمیت تاریخی آن بسیار شایان توجه است ، زیرا این سازمان در واقع مقدمه و مقتدای انقلابی شد که چند ماه پس از شهادت قسام ، سراسر فلسطین را فرا گرفت و جالب این است که انگلیسی ها برای از بین بردن این گروه کوچک با انواع زره پوش ، تانک و هواپیما به نیروهای قسام یورش بردند . و در تاریخ 20 نوامبر 1935 م ، طی درگیری سختی بین مبارزان و نیروهای دولتی به وقوع پیوست ، که ضمن آن عده زیادی از افراد دشمن کشته شدند ، و شماری از مبارزین به شهادت رسیدند و جمع دیگری زخمی شدند . در عصر همان روز نیز درگیری دیگری شروع شد و طی آن شیخ عزالدین قسام شهید شد و عده دیگری از هم رزمانش زخمی شدند .
عبدالقادر حسینی رهبری مبارزات را در دست گرفت اما او نیز پس از نبرد های زیادی علیه سلطه گران انگلیسی ، صهیونیست ها همراه با یارانش به شهادت رسید . در سال 1944 حسن سلامه فرماندهی جنگ با نیروی مشترک صهونیستی ، انگلیسی را بر عهده گرفت ولی او نیز به شهادت رسید . از دهه 40 قمری ، مساله فلسطین به یک مسأله عربی تبدیل شد و در رأس مسائل بین المللی قرار گرفت .

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پایان نامه رایگان حقوق : رژیم صهیونیستی

2-4-تولد اسرائیل
در شرف جنگ جهانی دوم ، سیاست بریتانیا باز تغییر جهت یافت . انگلیسی ها با به خاطر آوردن اینکه چگونه اعراب را به انگیزه وعده های استقلال در جنگ جهانی اول علیه عثمانی ها شورانده بودند ، نگران بودند که مبدأ دولتهای محور هم نیرنگ مشابهی را در مورد آنها به کار برند و در نتیجه آنها سلطه خود را بر کانال سوئز و دسترسی به نفت منطقه از دست بدهند . در نتیجه ، آنها به فکر طرفداری ازاعراب افتادند . کتاب سفید 1939 این تغییر رویه را منعکس ساخت . بریتانیا به طور واضح و روشن اعلام کرد که قصد ندارد فلسطین را یک دولت یهودی کند و اعراب را نباید برخلاف میلشان تابع چنین دولتی کرد . به طور اصولی بریتانیا اکنون طرفدار راه حل یک دولت دو ملیتی شده بود . فلسطین باید استقلال خود را در عرض 10 سال به دست آورد و اعراب و یهودیان در قدرت سهیم شوند . مهم این بود که مهاجرت یهودیان به داخل فلسطین باید به 75 هزار نفر در عرض سال بعد محدود شود ، و در نتیجه جمعیت یهود به یک سوم کل خواهد رسید . بعد از آن ، مهاجرت فقط در صورت موافقت اعراب مجاز خواهد بود ، که در آن صورت به معنای انجام نشدن مهاجرت بود .
جنگ جهانی دوم یک نیروی محرکهی تغییر ناپذیر برای پیدایش دولت یهود بود . نکته ای که صهیونیست ها همیشه برآن تاکید می کردند که یهودیان تحت آزار باقی خواهند ماند مگر این که سرزمینی متعلق به خود داشته باشند .
قتل عام فجیع 6 میلیون یهودی در زمان نازی ها این نکته را تاکید می کرد . وسعت و حجم این ژنوساید تقریبا غیر قابل درک بود . موج عظیم همدردی برای آرمان صهیونیست سراسر اروپا و آمریکا را فرا گرفت . صدای فریاد اعراب فلسطین که چرا آنها باید بهای گناهان اروپاییان را بپردازند ، به جایی نرسید ، و یا با توجه به آنچه بر سر یهودیان آمده بود نامربوط به حساب می آمد .
صهیونیست ها دستگاه های تبلیغاتی دنیا را به استخدام خود در آورده و صفحات روزنامه ها و رادیو ها را آکنده از بیان صحنه های غم انگیز جنایات نازی ها نسبت به یهودیان نمودند .
در چنین فضای خشم آلودی ، بریتانیا با تردید سعی کرد مسئولیتی که در قبال اعراب فلسطین داشت را به انجام رساند ، و این کار را با ایجاد سهمیه بندی برای مهاجرت یهودیان و خنثی کردن تلاشهایی که برای تشکیل فوری دولت یهود صورت می گرفت ، به ثمر رساند . در نتیجه ، با حملات تروریستی فزاینده ای ابتدا توسط سازمان صهیونیستی افراطی ، مانند اشتون وایرگون ، و سرانجام نیز از طرف گروهای اصلی که برای استقلال و تشکیل دولت می جنگیدند ، روبرو شد . بریتانیا که خود را قادر به حل مسئله نمی دید ، در 1947 تصمیم گرفت تا کل مسئله را به سازمان جدیدالتأسیس ملل متحد بسپارد .
2-5-جنگهای بین اعراب و اسرائیل
2-5-1-جنگ 1948
بعد از اعلام استقلال نیروهای کشورهای عربی از شمال و شرق و جنوب به اسرائیل حمله کردند و نیز بیانیه ای منتشر کردند که در آن عوامل اعزام نیرو به این جنگ صحبت شده بود در قسمتی از این بیانیه آمده بود : « حکومت عرب اعلان می دارند که بر طبق منشور ملل متحد که مورد پذیرش کشورهای جهان است حق تعین سرنوشت فلسطین به خود مردم می رسد » . در این جنگ پنج کشور عربی « مصر ، سوریه ، اردن ، لبنان و عراق » شرکت داشتند . در ابتدا هواپیمای مصری به تل آیو حمله کردند و ارتش این پنج کشور نیز با حرکت به سوی تل آویو ، ساحل غربی رود اردن و اورشلیم جنگ با اسرائیل را شدت بخشیدند . بعد از مدتی ارتش عربی مناطقی چون اورشلیم ، شعرهاگولان و مالکیا را به تصرف در آوردند حتی سربازان مصری خود را به 35 کیلومتری تل آویو رساندند .
دولت های عربی که رسما محاصره اسرائیل را اعلام کرده بودند تمام محموله های کشتی ها را بازرسی و تمام محموله های مربوط به یهودیان را مصادره می کردند . در چنین وضعیتی که کشورهای عربی تقریبا تمام مناطقی که در قطعنامه تقسیم به عرب ها واگذار شده بود را به تصرف خود درآورده بودند آمریکا از شورای امنیت تقاضا کرد که به هر شکل ممکن آتش بس و آرامش را در فلسطین برقرار کند . شورای امنیت در تاریخ 22 مه 1948 پیامی مبنی بر خاتمه جنگ ظرف مدت 36 ساعت برای طرفین فرستاد . دبیر کل اتحادیه عرب به نمایندگی از کشورهای عربی این دستور شورای امنیت را رد کرد . بعد از این بود که انگلستان پیشنهاد صلح 4 هفته ای میان اعراب و اسرائیل را بیان کرد ، به این شرط که هیچیک از دو طرف به منطقه درگیری سلاح و نفرات نظامی وارد نکنند و هرکس از این دستور متعابعت نکند مشمول مجازات های نظامی و اقتصادی شورای امنیت قرار می گیرد . شورای امنیت این پیشنهاد را پذیرفت و در نتیجه کشورهای عربی و اسرائیل قطعنامه شماره 50 شورای امنیت سازمان ملل مورخ 20 مه 1948 که در آن بر آتش بس 4 هفته ای اشاره شده بود را پذیرفتند تا در این مدت بتوانند از طریق حل مسالمت آمیز مناقشات بین اللملی راه حلی نیز برای این بحران بیابند .
اما جنگ در 10

دیدگاهتان را بنویسید