منابع تحقیق درباره دسترسی به منابع، منابع اطلاعاتی

1-1-3-7- قصور در مشارکت
قصور در مشارکت گرفتن امتیاز و نمره برای مشارکت در یک پروژه مشترک علمی، درحالی‌که برای انجام سهم عادلانه خود کوتاهی شده است. بسیاری از دانشجویان ممکن است که در کارهای مشترک مانند آزمایشها و پروژهها شرکت نکنند یا در کار گروهی داخل کلاس مشارکت نکنند، اما امتیاز آن را دریافت کنند.
1-1-3-8- کارشکنی (علمی)
کارشکنی را جلوگیری کردن از اتمام کار دیگران، به‌عنوان‌مثال، اخلال در آزمایش آزمایشگاه یا از بین بردن اسناد از روی یک فایل به طوری که دیگران نتوانند آن را استفاده کنند. کار شکنی در مطالعات کلزبلیکر(2007) وایتلی و اسپیگل(2002: 17-16) به کار رفته است. اما با توجه به قرابت آن با مفهوم وندالیسم به سختی بتوان آن را در دستهبندی عدم صداقت علمی قرار داد از این جهت در پژوهش حاضر مد نظر قرار نگرفته است.
در نهایت آنچه با تکیه بر نوعشناسی و دستهبندی مطالعات پیشینِ تقلب علمی حاصل شد، در جدول (1-1) انعکاس یافتهاست که نشان میدهد، تمامی تقسیمبندیهایی که با توجه به تعاریف عملکردی ارائه شده می‌تواند در تقلب در آزمون و تقلب در وظایف پژوهشی قرار بگیرند.
جدول 1-1- نوعشناسی و دستهبندی تقلب علم
تقلب در امتحان تقلب در وظایف پژوهشی
تقلب (استفاده از مواد و کمک‌های غیرمجاز در هنگام گرفتن امتحان)
تسهیل تقلب امتحانی
ارائه نادرست (ارائه بهانههای دروغین)
سوء رفتارهای علمی
تقلب (همکاری غیرمجاز، به‌عنوان نمونه انجام تکالیفی که انفرادی بوده است)
سرقت علمی
جعل
تحریف
تسهیل تقلب در مطالب پژوهشی برای دیگران
ارائه نادرست علمی
قصور در مشارکت علمی
کارشکنی علمی
سوء رفتارهای علمی
1-1-4- تکنولوژیهای نوین ارتباطی و ظهور انواع جدید از تقلب علمی
تکنولوژیهای نوین ارتباطی و فضای مجازی باعث شدهاند تقلب علمی بسیار بیشتر از گذشته شیوع پیدا کرده و انواع جدیدی از تقلب را وارد این حوزه کنند. به عنوان مثال تقلب قراردادی یا پیمانی یکی از انواع تقلب است که در سال‌های اخیر پدیده آمده است (والکر و تونلی ، 2012) دانشجویان با پرداختن پول به بنگاه‌هایی خاص یا از طریق سایتهای موجود در فضای مجازی که چنین خدماتی را ارائه می‌دهند، تکالیف خود را کامل می‌کنند. یافتههای مطالعات اخیر نشان میدهد که استفاده از کامپیوتر و اینترنت عدم صداقت علمی را تسهیل و گسترش میدهد. اگر اخلاق در علوم کامپیوتری یکی از مسائلی است که با تکنولوژی کامپیوتر پدیدآمده، اخلاق اینترنت ممکن است به صورت زیر مجموعهای از اخلاق کامپیوتری و یا یک حوزه جدید از اخلاق که با پیشرفت اینترنت پدید آمدهاست؛ در نظر گرفتهشود (آکبولوت و همکاران، 2008: 464). در واقع استفاده از تکنولوژیهای اطلاعاتی و ارتباطی رفتارهای غیراخلاقی را از چندین طریق سادهتر ساختهاند است. اول اینکه استفادهی دانشجویان از اطلاعات اینترنتیای که در اسناد سنتی غیرقابل دسترسی هستند اثبات عدم صداقتعلمی را برای مربیان دشوار میسازد. دوم اینکه برنامههای رایانهای، تقلب علمی را برای دانشجویانی که اطلاعات را از منابع الکترونیکی در کار خودشان بدون اسناد دادن؛ کپی-پیست میکنند، راحتتر میسازد. چهارم دانشجویان بهراحتی میتوانند به پایگاههای داده مقالات دوره تحصیلی دسترسی داشته باشند و مقالات تحقیقی اصیل را بخرند یا دانلود کنند. پنجم آنها میتوانند در فرومهای گفتوگوی آنلاین شرکت کنند و از شاگردان مسلط کمک بخواهند و پاسخهای آنان را در تکالیفشان کپی- پیست کنند، بدون ذکر و قدردانی از اینکه آن‌ها کمکی دریافت کردهاند. رابطه بین سهولت دسترسی به منابع اطلاعاتی از طریق اینترنت و مواردی از سرقتعلمی قابل انتظار است. از آنجا که تکنولوژی کامپیوتر یک پدیده پویا است، مسائل اخلاقی در مورد این فنآوری باید در یک حوزه پژوهشی جدا قابل بررسی باشد که به طور مداوم روابط بین واقعیتها، مفاهیم، ​​مفهومسازی و خطیمشیهای مربوط به این فنآوری را بررسی کند. در واقع مطالعاتی که به بررسی ماهیت و وسعت رفتارهای غیراخلاقی در مورد این تکنولوژی بپردازند، به شدت مورد نیاز است (آکبولوت و همکاران، 2008: 465-464).

منابع تحقیق درباره استفاده از اینترنت، دانشجویان پزشکی

1-1- بیان مساله
تقلبعلمی پیآمدهای جدی دارد و این وظیفه آموزشدهندگان است که نادرستیها را نشان دهند، پیش از آن که «دانشجویان امروز»، « مجرمان فردا» شوند (شاو ، 2004).
تشخیص تاریخ سوءرفتار علمی حداقل به قرن هفدهم بازمی‌گردد. مدتی پیش از آنکه جوامع علمی سلطنتی در انگلستان و فرانسه ایجاد شوند، اختلافاتی در مورد حقوق تالیف و اختراع شکل گرفته بود. پس از آن بهتدریج مفاهیمی همچون مالکیتفکری ، کپیرایت، حقثبت و علامتتجاری در جهان غرب پذیرفته و بوسیلهی سیستمهای قانونی پشتیبانی شدند. تاریخ تحقیق و اکتشاف، همواره مملوء است از مناقشههای چشمگیری که «چه کسی اولین نفر است؟» و همراه با این مناقشهها اتهاماتی از قبیل مفاهیم دزدیدهشده ، دادهای جعل شده ، متون سرقت شده ، خرابکاری کار تحقیقی و حتی کردارهای تنفر برانگیزتر از این، مطرح شدهاست (دکو ، 2002: 2). با ظهور نهادهای جدید آموزشعالی به شکل کنونی و سیستم آزمونها و ظهور تکنولوژیهای نوین ارتباطی، رفتارهای متقلبانه علمی شکل جدیدتر و پیچیدهتری را به خود گرفتهاست. از آنجا که در جامعهی امروز بخش مهمی از موفقیت زندگی اجتماعی افراد در گرو موفقیت آنها در دانشگاه است، تلاش برای رسیدن به مدرک دانشگاهی جهت دستیابی به سرمایههای فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی به مسالهی مهمی تبدیل شده و در این مسیر ممکن است ارزشها و اخلاقیات علمی زیرپا گذاشته شوند.
تحقیقات انجام گرفته در زمینهی عدم صداقت دانشگاهی درصد بسیار بالایی از شیوع تقلب علمی را در نهادهای آموزشی گزارش داده‌اند. خدایی (2011) با توجه به نتایج تحقیق خود بیان می‌کند که 95 درصد از دانش آموزان به تقلب در طول سال تحصیلی اعتراف کرده‌اند و موفقیت 75 درصد آنان در تقلب گزارش شدهاست. نخعی و سیدحسینی (1384) گزارش می‌دهند از دیدگاه تعداد قابل توجهی از دانشجویان پزشکی که جمعیت مورد تحقیق را تشکیل میدادهاند، برخی از انواع تقلب مورد تأیید آن‌ها بوده و فراوانی نسبی آن‌ها تا 50 درصد بوده است. در پژوهش بورآسا (2011) به طور کلی 77 درصد از نمونه تحقیق بر اساس پاسخ به 24 رفتار تقلبی، تقلب خود را گزارش داده‌اند. مونیکا و دیگران (2010) اظهار کرده‌اند 61 درصد از افراد تحقیق، از میان شش نوع رفتار تقلبی‌ای که در تحقیق بیان شده، دو نوع از این رفتارها را به صورت جدی انجام داده‌اند و 70 درصد آنان حداقل یک بار مرتکب رفتارهای تقلب شده‌اند. علیوردینیا و صالح نژاد (1392) در تحقیق اخیر خود گزارش دادهاند که حدود 9/31 درصد از دانشجویان در حد متوسط به بالا، در جلسات امتحانی تقلب کردهاند. میزان تقلب در سی سال گذشته به‌طور منظم در حال افزایش بوده و با پیشرفت فنآوریهای جدید به حدی شایع شده که می‌توان آن را معضلی همهگیر در مراکز آموزشی دانست (مرداک، 2006، به نقل از خامسان، 1390). آنچنان که زابو و آندروود (2004) بیان میکنند در حدود 32 درصد از دانشآموزان به سرقت علمی با استفاده از اینترنت، به منظور تحقق اهداف آکادمیک خود اعتراف کردهاند.
1-1-1- تعاریف تقلب علمی
یک مسئله‌ی جدّی در تحقیقات مربوط به عدم صداقتعلمی، توافق اندکی است که بر روی تعریف عدم صداقتعلمی و تقلب وجود دارد (بویسِن ، 2007: 5). با وجود مطالعات منتشرشدهی متعدد از رفتارهای متقلبانه علمی، هنوز هیچ اجماعی در مورد یک تعریف استاندارد از این اصطلاح وجود ندارد (مارسدن ، 2008؛ موهنی ، 2007). تمامیِ پژوهشهایی که در حوزه رفتارهای مربوط به تقلب علمی انجام‌گرفته به ابهام بر سر تعریف و نوعشناسی این رفتارها اذعان داشتهاند. تعریف تقلب علمی یا عدم صداقتعلمی گسترده است؛ اصطلاح مبهمی که بسیاری از اشکال متفاوت و رفتارهای مختلف را در بردارد (موهنی ، 2007). قوانین اجتماعی معمولاً صریح هستند، درحالی‌که اغلب درجهای از ابهام در باب رفتارهای مربوط به تقلب علمی وجود دارد. در تلاش برای روشن کردن آنچه به‌منزله‌ی تقلب علمی است، مؤسسات آموزشی اغلب آیین‌نامه‌ها و مقرراتی را برای رفتارهای متقلبانه علمی ارائه میکنند که تعاریف خاصی را شامل میشود (بوراس و همکاران، 2007). از آنجا که تفاوتهای روششناختی و مفهومی موجب میشود بر سر نرخ رفتارهای متقلبانه علمی اختلافنظر پیش بیاید (علیوردینیا و صالحنژاد، 1392) و از طرفی تغییر تعاریف و اختلافات جزئیِ ذهنی ممکن است به شیوع رفتارهای متقلبانه کمک کند (رولیاس، 2004؛ به نقل از مارسدن، 2008). در این بخش از پژوهش با تکیه بر پیشینهی پژوهشی تلاش میشود که به نوعشناسی عدم صداقتعلمی و تفاوتها و همپوشانیهای آن پرداخته شود.
برای ورود به تعریف عدم صداقت علمی باید از اصطلاح صداقت آغاز کرد. روشن کردن تعریف صداقت، ما را در فهم عدم صداقت علمی و تقلب علمی یاری خواهد داد. ریشه صداقت «integrity» به زبان انگلیسی مشتق شده از کلمات لاتین «integer» و «integrates» به معنی کامل و یا کل ، تمامیت قسمتهای مختلف از خود واقعی فرد است. در فلسفه اخلاق کلمه «integrity» به ‌طور نزدیکی با فضایلی که یک فرد «خوب » را تشکیل میدهند، مرتبط است (مک فارلن و همکاران، 2012: 2). با توجه به تعریف صداقت میتوان صداقت علمی را بینقصی و بیعیبی در کارهای علمی تعریف کرد که با نوعی فضایل اخلاقی همراه است. مرکز صداقت علمی اصطلاح صداقت علمی را اینگونه تعریف کردهاست:
«صداقت علمی، ولو در مواجهه با سختی، یک تعهد نسبت به پنج ارزش اساسیِ درستکاری ، اعتماد، بیطرفی ، احترام و مسئولیتپذیری است. از این ارزشها اصول رفتاری جریان مییابد که قادر میسازد جوامع دانشگاهی آرمانهای خود را به عمل تبدیل سازند» (مرکز صداقت علمی، اکتبر 1999: 4).
این مرکز، صداقت علمی را اساس تدریس، یادگیری، تحقیق و خدمت و پیشنیازی برای تحققِ اعتماد کامل، احترام و مسئولیتپذیری میداند (همان، 1999). اجتماع آموزشی ای که صداقت علمی را حفظ میکند در حال نشان دادن احترام به ارزشهای اجتماعای است که پایه و اساسی را برای آموزشعالی و کل جامعه فراهم میکند (سادلمایر ، 2005: 2). هنگامی که از این ارزشها و به عبارت دیگر از اصول صداقتعلمی تخطی میشود؛ آنگاه آن را به‌عنوان عدم صداقتعلمی یا تقلبعلمی میشناسند. کریستنسن ، 2011: 10؛ هاگس و مککیب ، 2006) تقلبعلمی و عدم صداقتعلمی در برخی پژوهشهای مربوط به این حوزه، در یک معنی و به صورت مترادف به کار برده شدهاند (نگاه کنید به؛ بایسِن، 2007؛ مارسدن، 2008). با این حال در برخی دیگر از مطالعات، عدم صداقتعلمی را مفهومی وسیعتر از تقلب در نظر گرفتهاند و تقلب را یکی از انواع عدم صداقتعلمی میدانند (نگاه کنید به: سادلمایر، 2005؛ کلُزبلیکر ، 2007: 26-27؛ وایتلی و اسپیگل ، 2002: 17-16؛ آکبولوت و همکاران، 2008: 464). در همهی انواع رفتارهای مربوط به عدم صداقت علمی که در پژوهشها، آییننامهها و مقررات دانشگاهها از آن نام برده شده و یا نزد اعضای هیأت علمی، پژوهشگران و دانشجویان ارائه میشود و یا جامعه آن را خلاف ارزشهای اخلاقی میداند، عمل «تقلبکردن » را ذیل مفهوم و تعریفی که لغتنامهها عرضه میکنند، میتوان مشاهده کرد. به عنوان نمونه در فرهنگ آنلاین مریام- وبستر تقلبکردن تحت عنوان: «شکستن یک قاعده یا قانون که معمولا برای به دستآوردن چیزی انجام میشود»، «نقض قوانین از روی بیصداقتی» تعریف شدهاست (وبستر، 2014). در همه رفتارهای مربوط به تقلبعلمی، افراد به گونهای از فریب و نیرنگ متوسل میشوند. با این اوصاف، دو اصطلاح عدم صداقت علمی و تقلب علمی میتوانند به یک معنی به کار برده شوند . علاوه بر این هاگس و مککیب (2006: 50) از یک اصطلاح سوم یعنی سوء رفتار علمی نیز نام میبرند و اظهار میکنند که اصطلاحات عدمصداقت علمی و سوءرفتار علمی در اشاره به طیف وسیعی از رفتارهای غیر اخلاقی است که برخی از دانشجویان برای کامل کردن کار علمیشان در آن درگیر می شوند و این دو اصطلاح غالبا به جای یکدیگر به کار میروند.
هدف از تقلب به دستآوردن یک مزیت شخصی در یک موقعیت خاص است. بیشتر مطالعات دربارهی اعمال غیرصادقانه در محیط علمی، تعریف تقلب را مطابق به دست آوردن یک مزیت غیرمنصفانه به وسیلهی فریب یا سرپیچی از قانون و تخطی از سیاستهای نهادی درصداقت و تخطی از قوانین و مقررات در یک محیط دانشگاهی تعریف کردهاند (بلُدگود و همکاران ، 2008؛ تورن-فیگوئروا ، 2010: 26). برخی از نویسندگان تقلب را به عنوان تخطی از نقشها یا انتظارات برای اعمال یا وظایف علمی خاصی تعریف میکنند (مارسدن، 2008: 9). همچنین تقلب را به عنوان اعمال یا تلاشهای فریبآمیز ِ یک دانشجو برای استفاده از وسایل ممنوعه یا غیر قابل قبول در هر کار علمی تعریف کردهاند (تورن-فیگوئروا، 2010). به نظر تاس (2010: 441) تقلب میتواند شامل ارائه نادرست افراد از دانش خودشان یا نشاندادنِ خود به عنوان یک فرد دارایِ دانش به گونهای فریبکارانه، تعریف شود.
در بسیاری از پژوهشهای انجام شده، تقلب به عنوان رفتاری غیراخلاقی همراه با قصد و نیت قبلی تعریف شدهاست (تورنفیگوئروا، 2010). طبق نظر کلنرود (2009: 507) «تقلب بدون شک یک پدیده وابسته به اخلاق است»؛ از اینرو دستهای از تعاریف در عدم صداقت علمی بر بعد اخلاقی متمرکز شدهاند. در وسیعترین سطح، عدم صداقت علمی به عنوان یک «رفتار غیر اخلاقی » تعریف میشود (مارسدن، 2008). تقلب رفتاری را نشان میدهد که از «هنجارهای اخلاقی» دور میشود و بطور فریبآمیزی در تلاش برای به دستآوردن چیزهای با ارزش، از قوانین تخلف میشود (بلُدگود و همکاران، 2008). مطالعات دیگر، پدیده تقلب علمی را به عنوان یک تضاد بین فرهنگ جوانان و هنجارهای سیستم آموزشی یا به عنوان نشانهای از فرهنگهای متفاوت در برنامههای آموزشی متفاوت تلقی میکنند (کلنرود، 2009: 507). با توجه به توضیحات فوق میتوان گفت رفتارهای غیراخلاقی، فریبکارانه و خلافقانون در یک محیط آموزشی محور تعریف تقلب علمی را تشکیل می‌دهند.
1-1-2- نوعشناسی تقلب علمی
تقلب علمی طیف وسیعی از رفتارها را در برمیگیرد. بسیاری از تحقیقات عدم صداقت علمی را شامل همهی رفتارهای نادرستی که در فضای آموزشی رخ میدهند، دانستهاند؛ رفتارهایی که دامنهی آن، استفاده از یادداشتهای پنهانی (برگه تقلب) تا وانمودکردن به بیماری را در بر میگیرد. برخی دیگر از تحقیقات نیز فهم عدم صداقت علمی را به تقلب در امتحان، کپی کردن تکالیف یا کارهای کلاسی از روی دانشجویان دیگر و سرقت علمی محدود کردهاند. مساله تعریف رفتارهای مربوط به عدم صداقت علمی هنگامی گیجکننده میشود که استادان و دانشجویان وقتی دربارهی عدم صداقت علمی صحبت میکنند، معانی متفاوتی را از آن مراد میکنند. اگر چه دانشجویان و استادان اذعان دارند که تقلب علمی یک مشکل اساسی در نهادهای آموزشی است؛ اما در اینکه چه چیزی تقلب است و چه چیزی تقلب نیست، توافق نظر ندارند (بُیسِن، 2007: 5). گاهی ممکن است دانشجویان درستکار درباره چیزی که عمل نادرستی هست یا نه، دچار سردرگمی شوند و سهوا پا را از حدود خود فراتر نهاده و مرتکب رفتارهای متقلبانه شوند (مارسدن، 2008). مککیب و همکاران (2006: 181)، مارسدن و همکاران (2005: 2) عدمصداقت یا تقلبعلمی را شامل رفتارهای مختلفی دانستهاند و آن را به دو دستهی تقلب مربوط به آزمونها و تقلب در کارهای مکتوب تقسیم کردهاند.
1-1-2-1- تقلب در آزمونها
اگر چه سیزک (1999) تقلب امتحانی را به عنوان تخطی از قانون تعریف میکند (به نقل از مارسدن، 2008: 12)، معمولاً تقلب امتحانی در مطالعات تعریف نمیشود؛ بلکه بیشتر بر اساس رفتارهای خاصی که به‌وسیله‌ی محققان بررسی شدهاست توصیف می‌شود؛ همانطور که بسیاری از مطالعات گویههایی را در ارتباط با استفاده نابهجای تکنولوژی در هنگام برگزاری امتحان به کار بردهاند. برای مثال، هاردینگ (2000) گویههای مککیب و باورس را درباره یادداشتهای پنهانی، با پرسیدن این سؤال که « آیا به منظور تقلب در امتحان، اطلاعاتی را در یک ماشین‌حساب یا پی دی ای ذخیره کردهاند؟» به کار بردهاست (به نقل از مارسدن، 2008: 13-12). مککیب و همکاران (2006: 181) رفتارهای متقلبانهای را که مربوط به امتحانات و آزمونها میباشند، شامل این موارد ذکر کردهاند: 1- کپی کردن از اوراق امتحانی دانشجویانِ دیگر در طول یک امتحان؛ با اجازه یا بدون اجازه آنها. 2- استفاده از یادداشتهای پنهانی. 3- کمک کردن به شخص دیگری برای تقلب کردن در امتحان.
1-1-2-2- تقلب در تکالیف درسی و پژوهشی
به منظور استمرار فرایند آموزش در خارج از محیط علمیِ دانشگاه، دانشجویان موظفاند که فعالیتهایی را به عنوان وظایف پژوهشی شامل کارنوشتهای درسی، پاسخ به یک سؤال مشخص، ارائه گزارش یک تحقیق یا آزمایش، انجام داده و نتایج آن را به کلاس ارائه کنند. دانشجویان نیاز دارند آنچه را خواندهاند یاد بگیرند و تحلیل کنند و به روشنی آن را توضیح دهند. وظایف پژوهشی به دانشجویان کمک میکند که یک مسئله را تدوین نموده، اطلاعات مورد نیاز خود را بشناسند و اطلاعات مربوطه را ارزیابی و سازماندهی کنند. در نهایت اینکه آنها باید روند پژوهش و آنچه را که آموختهاند منعکس کنند (لاثراپ و فاس ، 2005: 164). بسیاری از دانشجویان تکالیف درسی و پژوهشی خود را مطابق با آنچه از آنها خواسته شده انجام نمیدهند و در انجام آن مرتکب تقلب میشوند. اصطلاح تقلب در تکالیف درسی و سرقت علمی اغلب به جای یکدیگر استفاده میشوند؛ اما با وجود ارتباط بین آنها این دو سازه همیشه مترادف هم نیستند. کپیکردن کار از دانشجویان دیگر باید فراتر از همکاریهای غیرمجاز، به عنوان سرقت ادبی بازتعریف شوند. اصطلاح تقلب در وظایف درسی، طیف وسیعی از رفتارها از مستندسازی و بازخوانیهای درهم ریخته تا فریبکاری عمدی و آشکار را در بر میگیرد ( مارسدن: 2008). تقلب در تکالیف درسی میتواند سرقت ادبی باشد و سرقت ادبی هم نیز میتواند تقلب در تکالیف محسوب شود؛ البته نه همیشه. گرایش به تعریف همهی اشکالِ تقلب در تکالیف درسی، به عنوان سرقت ادبی، میتواند مشکلات بزرگی را برای دانشگاهیان و سیاستگذاران که نقششان نشاندادن مشکلات علمی در دانشگاههاست، ایجاد کند (همان: 2008). تقلب درمطالب پژوهشی و تکالیف درسی علاوه بر سرقتعلمی، اعمال متقلبانهی دیگری را نیز در برمیگیرد. مککیب و همکاران ( 2006: 181) رفتارهای مربوط به کارنوشت درسی را شامل 1- سرقتعلمی، 2- همکاری در تکالیفی که به طور خاص برای کار انفرادی خواسته شده باشد، 3- کپی کردن یا چسباندن چند جمله از یک منبع مکتوب یا اینترنتی بدون استناد به آن منبع 4- جعل یا تحریف منابع و مراجع، 5- ارائه کاری که به ‌وسیله‌ی شخص دیگری انجام گرفته است، 5- ارائه کمکهای غیر مجاز به کسی روی تکالیف درسی و 6. ارائه یک مقاله دانلود شده از یک وب‌سایت؛ میباشند.
1-1-2-3- سوءرفتارهای علمی
مارسدن (2008) در رساله دکتری خود علاوه بر تقلب امتحانی و تقلب در تکالیف درسی، سوءرفتارهای علمی را نیز بر این تقسیمبندی افزوده است. مارسدن سوءرفتارهای علمی را آن دسته از رفتارهای غیرصادقانه علمی میداند که بهطور مستقیم با تقلب در امتحان و تقلب در تکالیف درسی مرتبط نیستند. با توجه به ارتباط امتحان دانشگاه و تقلب در تکالیف درسی، سوء رفتار علمی طیف وسیعی از فعالیتها را در بر میگیرد که این فعالیتها غالباً کمتر در ادبیات تحقیق مطرح شدهاند. پارهای از فعالیتهای مربوط به سوءرفتار علمی، برحسب ارائهی توجیهات واهی به منظور تأخیر یا عدم حضور در جلسهی امتحان و یا تحویل ندادن تکالیف درسی، مورد بررسی قرار گرفتهاند. همچنین سوءرفتار علمی میتواند شامل تغییر یا تخریب بخشهایی از اسناد مرجع مانند از بین بردن صفحات ارزشمندِ کتب در کتابخانه، یا پنهانکردن یک کتاب در قفسهای متفاوت از جای اصلی آن، برای جلوگیری از دسترسی دیگران به آن کتاب، باشد. انواع جعل علمی که فعالیتهای غیر قانونی در برخی حوزههای قضایی ، شامل استفاده از اسناد جعلی و جانشینسازیشخص را نشان میدهد، در این دستهبندی قرار گرفتهاند. مدارک جعلی میتوانند برای ایجاد گواهینامههای قلابی به منظور ورود به یک دوره تحصیلی خاص که شخص بطور قانونی واجد شرایط آن نمیباشد، استفاده شوند. جانشینسازیشخص به عمل دانشجویانی اشاره داردکه شخصی دیگری را -اغلب با ویژگیهای فیزیکی مشابه- وادار میکنند تا به جای آنها در جلسهی آزمون حاضر شود و به سوالات آزمون پاسخ دهد. چمبری ( 1385) سوءرفتار علمی را در دستهبندی کجروی در محیط علمی، در کنار جعل، سرقت ادبی، تقلب و… آورده و سوءرفتار علمی را تخطی عمدی از سیاستهای دانشگاه میداند. دستبردن در نمرات یا مشارکت در خرید یا توزیع سوالاتِ امتحانی که هنور برگزار نشده، تلاش برای تغییر یا اصلاح یک نمره در یک دفتر نمره، وارد شدن به یک ساختمان به منظور به دستآوردنِ برگه و سوالات امتحاناتی که برگزار نشده؛ نمونههایی از سوءرفتار علمی هستند (چمبری، 1385: 7).
1-1-3- نوعشناسی تقلب علمی بر اساس تعاریف عملی

منابع تحقیق درباره نظریه یادگیری اجتماعی، مدل معادلات ساختاری

جدول 6-11- شاخصهای برازندگی مدل تحقیق در کل نمونه 148
جدول 6-12- مقادیر برآورد شده مدل معادلات ساختاری در کل نمونه 149
جدول 6-13- شاخصهای برازندگی دو مدل گروه دانشجویان پسر و گروه دانشجویان دختر 152
جدول 6-14- مقادیر برآورد شده مدل معادلات ساختاری برای دو گروه دانشجویان پسر و دانشجویان دختر 153

فهرست اشکال و نمودار
عنوان صفحه
شکل 3-1- چهار روش تأثیر پاداش و تنبیه روی رفتار 61
شکل3-2- فرایند نظریه یادگیری اجتماعی 65
نمودار 4-1- تحلیل عاملی مرتبه اول پیوند افتراقی 75
نمودار 4-2- تحلیل عاملی تاییدی مرتبه اول تعاریف 76
نمودار 4-3- تحلیل عاملی تاییدی مرتبه اول ابعاد تقویت افتراقی 77
نمودار 4-4- تحلیل عاملی تاییدی مرتبه اول تقلید 79
نمودار 6-1- مدل معادلات ساختاری یادگیری اجتماعی در کل نمونه با ضرایب استاندارد 151
نمودار6- 2- مدل معادلات ساختاری یادگیری اجتماعی دانشجویان پسر با ضرایب استاندارد 155
نمودار 6-3- مدل معادلات ساختاری یادگیری اجتماعی دانشجویان دختر با ضرایب استاندارد 156
مقدمه
ظهور دانشگاه و مراکز آموزشعالی به شکل کنونی، پدیدهی دورهی مدرنیته است. دانشگاهها به روایت فیلسوفان روشنگری حلقه اتصال ضروری بین عقل و پیشرفت شناخته میشوند که به‌عنوان بخشی جداییناپذیر از پروژهی بزرگ مدرنیته، دانش را برای منافع جامعه، تولید و بازتولید میکنند (مکلین ، 2006: 26). دانشگاه در فراهم آوردن دو پیششرط زندگی اجتماعی نقش مهمی دارد که این پیش‌شرط‌ها عبارتاند از: 1- تعهد اخلاقی برای مشارکت و همکاری اجتماعی در جهت تحقق جامعه‌ی قانونمند مدنی و دفاع از ارزشهای والای حیاتی مانند گفت وگو، همفهمی، دیگرپذیری، انساندوستی و عدالتخواهی؛ 2- دانایی و فنآوری، تولید دانش فنی و کاربردی، نوآوری و روزآمد و کارآمد کردن علم و فن و هنر برای پاسخگویی به نیازهای متنوع جانشینناپذیر و پایانناپذیر (موسسه پژوهش‌های اجتماعی، 1377؛ به نقل از فاضلی، 1387: 201). با توجه به کارکردها و اهداف بیان‌شده و ضرورت وجود دانشگاهها و مراکز آموزشعالی، یکی از مسائلی که می‌تواند در کارکردهای این نهادهای آموزشی اختلال ایجاد کند و مانع رسیدن این نهادها به اهدافشان باشد، پدیده تقلبعلمی و یا عدم صداقتعلمی است.
تقلب علمی را به ‌عنوان امری غیراخلاقی، فریبکارانه و خلاف قوانین آموزشی تعریف کردهاند که در آن ارزشها و هنجارهای یک محیط علمی زیر پا گذاشته میشوند. با رشد نهادهای آموزشی و حجم انبوه ورودی به دانشگاهها، شیوع این مسئله در سالهای اخیر نهادهای آموزشی را با مشکلات فراوانی روبه‌رو کرده است و بخشی از سیاستگذاریها در حوزه آموزشعالی، به مبارزه با این پدیده اختصاص یافتهاست. رسانه‌های عمومی و ادبیات حرفه‌ای تقلب علمی را به سبب وقوع بالای اعمال فریبکارانه در میان دانشجویان و اختلالهای مربوط به آموزش و فرایند ارزیابی در کلاس درس (لرش ، 1999: 103) و همچنین تأثیرات منفی که تقلب علمی بر کل جامعه به‌جای میگذارد، به‌عنوان یک مشکل بسیار بزرگ شناختهاند. با وجود اینکه تقلب علمی در بلندمدت میتواند اثرات زیانباری را حتی به‌مراتب شدیدتر از سایر رفتارهای انحرافی برای جامعه به همراه داشته باشد؛ اما به تأسف باید گفت، به تقلب علمی در کشور ما هنوز به‌عنوان شکلی جزئی از رفتار انحرافی نگریسته میشود و حتی گاهی سادهتر از این.
افرادی که رفتارهای متقلبانه علمی را ساده انگاشتهاند، این نکته را فراموش کردهاند که فساد اداری، اختلاس، جرائم یقهسفید و …که در رسانهها و محافل عمومی بازتاب مییابند، ممکن است ریشه در رفتارهای متقلبانه علمی و جامعهپذیری مجرمانه آن‌ها در دوران تحصیل داشته باشد؛ چنان‌که بسیاری از پژوهشهای خارجی بر این ارتباط مهر تأیید نهادهاند.
مسیر توسعهی همهجانبه در یک جامعه بر محور تولید علم است، فارغالتحصیلانی که با ارزیابی نادرست به دلیل تقلب در آزمونها، دانشگاه را به اتمام رساندهاند؛ پژوهشهایی که بر پایه سرقت علمی، دادههای نادرست، جعل و تحریف بودهاند؛ به‌هیچ‌وجه نخواهند توانست جامعه را با تولید علم همراه کنند. بلکه دیری نخواهد پایید که جامعه از مدار تولید علم خارج میشود. علیرغم دغدغهی جهانی نهادهای آموزشی همانند تأسیس نهادهای بین‌المللی مرتبط برای جلوگیری از تقلب علمی و ترویج اخلاق علمی، تنظیم مقررات و قواعد اخلاقی در هر دانشگاه و تحقیقات فراوان در خارج از کشور، مسئله تقلب علمی در کشور ما، نه به گونه‌ی جدی در نهادهای آموزشی جهت تنظیم مقررات و قواعد اخلاقی به آن پرداخته‌شده و نه‌چندان جایی در پژوهشهای اجتماعی دارد. با توجه به خلاء پژوهشی موجود در بررسی تقلب علمی از دیدگاه جامعه‌شناختی، پژوهش حاضر به بررسی نقش یادگیری اجتماعی در تقلب علمی میان دانشجویان دانشگاه هرمزگان میپردازد.
این پژوهش به روش قیاسی و در هفت فصل سامان یافتهاست. در فصل اول به بررسی تعاریف، نوعشناسی و بیان پیآمدهای تقلب علمی پرداختهایم. فصل دوم به بررسی مطالعات پیشین و دستهبندی آنها اختصاص یافت. در فصل سوم چهارچوب نظری تحقیق و در فصل چهارم روش، مورد بحث واقع‌شده است. فصل پنجم به توصیف دادهها اختصاص دارد. در فصل ششم با استفاده از آزمونهای تفاوت معنیداری و مدل معادلات ساختاری به تحلیل متغیرهای تحقیق پرداختهایم و فصل هفتم این مجموعه به نتیجهگیری و بحث اختصاص یافت.

منابع تحقیق درباره قابلیت مقایسه، یونان باستان

پرداختن به سیاست علم:
سیاست علمی رابط میان علم و جامعه است و شامل، تصمیم‌های بزرگ و کوچک درباره تحقیقات، و هر برنامه و عملی چه موارد خردمندانه و چه آن‌هایی که اشتباه هستند در باره علم می‌شود.
گزارشگری مناقشات علم:
هر دیدگاه جدیدی که مفاهیم رایج و یا یک اعتقاد جزمی رایج را با نظریه و یا آزمایش و روشی جدید به چالش بکشد یک مناقشه علمی را در دل خود دارد.
انواع مناقشات علم:
گزارشگری منفعل از مناقشات: که به معنی مطرح کردن نظرات مختلف گروه‌های متضاد در مورد موضوعی است که ماهیت مناقشه‌انگیزش پیش‌تر مطرح و شناخته شده است.
نوع فعال مناقشه توسط روزنامه‌نگار: این گزارش‌ها به مواردی اطلاق می‌شود که ماهیت مناقشه برای نخستین بار توسط خود گزارشگر و بر اساس اطلاعاتی که وی در فرآیند تحقیقات خود به دست آورده است مطرح می‌شود.
دستکاری در داده‌ها و آمار و ارقام: دست‌کاری داده‌ها، تقلب و بقیه مواردی که مربوط به روش‌های اشتباه و نادرست در تحقیق علمی است به حوزه‌ای از مناقشات مربوط است که معمولاً از سوی ژورنال‌های تخصصی علمی، دانشمندان رقیب و یا منابع داخلی آشکار می‌شوند. به غیر از انتشار و گزارش دادن این اتفاقات معمولاً نقش خبرنگار در این موارد به دنبال کردن موضوع و بررسی و تحلیل تأثیرات چنین تقلب هایی محدود می‌شود.
مناقشات با موضوع امنیت ملی:گونه دیگری از موضوعات مناقشه برانگیز به مواردی از تحقیقات علمی مربوط می شود که جنبه امنیت ملی و یا دفاعی پیدا می‌کند. این موضوع بهانه خوبی برای روزنامه‌نگاران محقق به شمار می‌رود اما اطلاعات مربوط به این حوزه‌ها را نمی‌توان از مقام‌های رسمی دریافت کرد و پرداختن به آنها نیازمند حساسیت‌های ویژه‌ای است که این موضوعات با خود به همراه دارند.
مناقشات مربوط به دانشمندان: این مناقشات پروژه‌های علمی و تحقیقی را در بر نمی‌گیرد و شخص دانشمندی را که تحقیقی را پیش می برد هدف می‌گیرد. ترجیحاً باید از این نوع گزارش‌ها دوری کرد مگر این که ذات و ماهیت آن مناقشه به گونه‌ای باشد که کلیت پروژه و یا موسسه‌ای عمومی را در معرض خطر و تحت تأثیر قرار دهد.
مناقشات مربوط به سوانح طبیعی: نوع دیگر از این موارد به مناقشاتی بر می‌گردد که در پی بروز حوادث و سوانح طبیعی رخ می‌دهد. مواردی مانند رویدادهای پس از یک سونامی یا زلزله و یا سقوط هواپیما و یا سیل، جایی که وظیفه روزنامه‌نگار تنها دنبال کردن مناقشه نیست بلکه باید به آرام کردن و مدیریت بحران کمک کند. در اینجا نقش روزنامه‌نگار شاید درک نیازهای مردم، جلب اعتماد آنها، ارائه پیش زمینه و توصیه‌های عملی و همچنین اطلاع دادن مواردی به مردم باشد که از آن خبر ندارند. .مناقشات علم و نظام‌های عقیدتی سیاسی: برخی از مناقشات وجود دارند که اساساً علم از سوی رویکردهای دیگر، نظام‌های عقیدتی و یا ایدئولوژی‌ها (از چهارچوب‌های مذهبی گرفته تا مثلاً اعتقادات مربوط به طب سنتی) به چالش کشیده می‌شود و یا به طور معکوس علم آنها را به چالش می‌کشد .
2-3 رو‌ شناسی بخش دوم تحقیق (مصاحبه عمیق)
مصاحبه یا به بیان عمومی‌تر مکالمه، یکی از شیوه‌های قدیمی دستیابی به معرفت نظام‌مند است و سابقه پیدایش آن به یونان باستان بر می‌گردد. با وجود این خاستگاه اخیر کاربردهای این واژه را باید در قرن هفدهم جستجو کرد. از آن زمان به بعدف مصاحبه به شیوه‌های کمّی و کیفی در علوم اجتماعی مورد استفاده قرار گرفته است. هم‌گام با نگارش آثار متعدد در حوزه مصاحبه، این فن امروزه به طور فزاینده در حال گسترش و تخصصی شدن است (محمدپور، 142:1392).
قابلیتی که مصاحبه به لحاظ نفوذ عمیق و گسترده در واقعیت‌های ذهنی مصاحبه شونده دارد، آن را به روشی برتر در مطالعات ارتباطی و دیگر علوم اجتماعی تبدیل کرده است (لیندلف، 224:1388).
گرچه مصاحبه مبتنی بر تعامل نیت‌مند بین مصاحبه‌گر و مصاحبه شونده است، اما هر نوع محاوره ای را نمی‌توان نوعی مصاحبه به معنای خاص علمی آن تلقی کرد. با اینکه مصاحبه پژوهشی بر مکالمه درباره زندگی روزمره استوار است، اما نوعی مکالمه حرفه‌ای نیز به شمار می‌رود که در خلال آن معرفت در خلال کنش‌ها و واکنش‌های مصاحبه‌گر و مصاحبه‌شونده ساخته می‌شود(محمدپور، 146:1392).
در میان انواع مصاحبه می‌توان به مصاحبه عمیق به عنوان یک روش کارآمد برای «فهم تجربه و دیدگاه کنشگر اجتماعی» نگریست. لیندلف، مصاحبه کیفی را رویدادی می‌داند که در آن یک شخص (مصاحبه‌گر) دیگران را تشویق می‌کند تا آزادانه علایق و تجربیات خود را واگو کنند. لیندلف معتقد است در مصاحبه عمیق، پاسخ‌های داده شده همواره به غنای اطلاعاتی گفتگویی که مدام در حال تغییر و تحول است، می‌افزاید. در این میان مصاحبه عمیق نیمه‌ساخت‌یافته به دلیل قابلیتی که در مشخص کردن مسئله و افزایش دقت پاسخ‌ها برای رسیدن به هدف مورد نظر محقق دارد، از کارآمدی بالایی برخوردار است، چرا که در این نوع مصاحبه، ابتدا مسئله مشخصی تعریف می‌شود و در ادامه، پاسخگو در جواب دادن به آن آزاد گذاشته می‌شود (لیندلف، 226:1388).
در میان انواع مصاحبه می توان به مصاحبه عمیق به عنوان یک روش کارآمد برای «فهم تجربه و دیدگاه کنشگر اجتماعی» نگریست. لیندلف، مصاحبه کیفی را رویدادی می‌داند که در آن یک شخص (مصاحبه‌گر) دیگران را تشویق می‌کند تا آزادانه علایق و تجربیات خود را واگو کنند. لیندلف معتقد است در مصاحبه عمیق، پاسخ‌های داده شده همواره به غنای اطلاعاتی گفتگویی که مدام در حال تغییر و تحول است، می‌افزاید. در این میان مصاحبه عمیق نیمه‌ساخت‌یافته به دلیل قابلیتی که در مشخص کردن مسئله و افزایش دقت پاسخ‌ها برای رسیدن به هدف مورد نظر محقق دارد، از کارآمدی بالایی برخوردار است، چرا که در این نوع مصاحبه، ابتدا مسئله مشخصی تعریف می‌شود و در ادامه، پاسخگو در جواب دادن به آن آزاد گذاشته می‌شود (لیندلف، 226:1388).
مصاحبه عمقی یکی از روش‌های مطرح در گونه روش‌های توصیفی (کیفی) است که در رویکرد روش به لحاظ مفهوم ممکن است با تعبیر و مفهوم سایر گونه‌های مصاحبه نزدیک باشد؛ یعنی گفتگویی که مصاحبه‌کننده با مصاحبه‌شونده انجام می‌دهد؛ اما به لحاظ ماهیت مصاحبه عمقی به عنوان یک روش تحقیق دارای ساخت روشی، همانند سایر روش‌های تحقیق است. در این روش محقق با هدف‌گذاری تحقیق مراحل جمع‌آوری اطلاعات را همانند گونه‌های دیگر پژوهش دنبال می‌کند، فقط شیوه بررسی اطلاعات در قالب توصیفی و مبتنی بر شیوه ثبت اطلاعات از جانب محقق است(نقیب السادات،75:1391).
رفیع‌پور در “کند و کاوها و پنداشته‌ها” آن را مصاحبه کیفی می‌نامد و می‌نویسد: در اینجا پی بردن به عمق مسئله مهم است و نه کمیت، نظم و ترتیب و قابلیت مقایسه آن. لذا دست پژوهشگر باز است که آنقدر کنجکاوی نماید و عمق را دنبال کند که به نظرش لازم است(رفیع پور، 205:1380) .
مصاحبه‌های پژوهشی از نوع مصاحبه‌های نیمه‌ساختارمند هستند؛ این گونه مصاحبه‌ها در عین اینکه ساختارمند هستند، از سبکی بسیار باز پیروی می‌کنند.( نقیب السادات به نقل از گیلهام،42:1391)
1-2-3 روش نمونه‌گیری و حجم نمونه
جامعه آماری این بخش شامل همه روزنامه‌نگاران علم و همه افرادی است که در توانایی پاسخ به پرسش‌های پزوهش صاحب نظر هستند. در بخش مصاحبه از نمونه‌گیری هدفمند استفاده می‌شود، این نمونه‌گیری با در نظر داشتن توانایی افراد در پاسخ‌گویی به پرسش‌های پژوهشگر و اهداف پژوهش صورت می‌گیرد. بنابراین در برخی شرایط ضرورت ایجاب می‌کند که انتخاب نمونه تنها بر اساس شتاخت فرد از جامعه و اهداف پژوهش انجام گیرد(پاول، 1379:111).
پس از انتخاب جامعه آماری به روش هدفمند، جهت شناسایی سایر افراد، ادامه روش به صورت نمونه‌گیری”گلوله برفی” صورت می‌گیرد. نمونه‌گیری گلوله برفی یا افزایشی تکنیکی برای شناخت نمونه پژوهش در زمان‌هایی است که آزمودنی‌هایی فراتر از آزمودنی‌های آشنا نیاز است(میرزایی،1380:180). حجم نمونه مطلوب در روند کار و با رسید به “اشباع نظری” مشخص می‌شود. در این پژوهش، مصاحبه‌شونده‌ها به گونه‌ای انتخاب شدند که در میان آنها، روزنامه‌نگار‌ علم، سردبیر نشریه علمی عمومی، دبیر سرویس علم، جامعه‌شناس علم، پژوهشگر ارتباطات علم و استاد دانشگاه حضور داشتند.
3-2-3 نحوه تجزیه و تحلیل داده‌ها و واحد تحلیل
در بخش مصاحبه، داده‌های به دست آمده از مصاحبه عمقی در زمره داده‌های کیفی قرار می‌گیرند و مشابه داده‌های کیفی تحلیل می‌شوند. ابتدا از طریق شباهت‌ها الگوهایی در پلسخ‌های پاسخگو و پاسخگویان کشف می‌شود، سپس با یافتن نمونه‌هایی که این الگوها را نقض می‌کند یا زمان‌هایی که پاسخگو به طور متفاوتی عمل کرده است علت‌یابی می‌شود(نقیب السادات، 97:1391).
واحد تحلیل: واحد تحلیل در مصاحبه‌ها، مطلب تعریف شده است. منظور از مطلب در این بخش از تحقیق متن پیاده شده هر یک از مصاحبه‌هاست .
4-2-3 لیست افراد مصاحبه‌شونده:

منابع تحقیق درباره روش تحلیل محتوا، علم و فناوری

اطلاعات کدگذاری شده پس از ورود به نرم افزار spss تحلیل شد. یافته‌های این تحقیق از طریق جداول و نمودارهای توزیع فراوانی توصیف و با استفاده از آزمون آماری کای اسکوئر تحلیل شده‌اند.
6-1-3 پایایی تحقیق
محاسبه پایایی از رعایت اصل عینیت در تحقیق نشات می گیرد. یکی از ویژگی‌های روش علمی و ازجمله روش تحلیل محتوا، رعایت اصل عینیت است، یعنی تکرار تحقیق، همان نتیج را به دست دهد. بر این اساس پایایی این گونه تعریف شده است: «مقصود از پایایی آن است که اگر خصیصه مورد سنجش را با همان وسیله یا وسیله مشابه، تحت شرایط مشابه دوباره اندازه گیری کنیم، نتایج حاصله تا چه حد مشابه، دقیق و قابل اعتماد است. (ترابی، 58:1393 به نقل از هومن، 116:1371).
در محاسبه پایایی پزوهش حاضر، در مورد متغیرهایی که امکان دخل و تصرف ذهنیات کدگذار وجود داشت، کدگذاری مجدد به عمل آمد. در مورد متغیرهای ارزش خبری، موضوع مطلب، پرداختن به سیاستها و مناقشه های علمی، کدگذاری مجدد توسط محقق با فاصله زمانی یک ماهه به عمل آمد. داده‌ها از طریق آزمون اسکات، در فرمول مربوطه گذاشته شد.
( 1-3)
حاصل آنکه برای متغیر ارزش خبری، ضریب پایایی معادل 0.76 برای متغیر موضوع مطلب 0.81 برای دومتغیر بعدی 0.79 و 0.83 به دست آمد. به این ترتیب می توان گفت که کدگذاری اولیه با تعاریف عملیاتی منطبق است.
7-1-3 اعتبار (روایی) تحقیق
اعتبار در پژوهش‌های کمّی، بدین معناست که آیا روند طی شده در پژوهش، بدان گونه است که بتواند محقق را به پاسخ سوالات پژوهش رهنمون سازد. اعتبار را می توان به دو دسته اعتبار درونی و اعتبار بیرونی تقسیم کرد. اعتبار بیرونی به این سوال پاسخ می‌دهد که آیا می توان نتایج پژوهش را به جمعیت مورد مطالعه تعمیم داد و یا خیر. بنابر آنچه رایف و همکارانش معتقدند تحلیل محتوا از نظر اعتبار بیرونی یا توان تعمیم نتایج پژوهش روشی بسیار قوی است(رایف و همکاران، 157:1388).
منظور از اعتبار درونی آن است که آیا پژوهش توان روشن کردن روابط علّی را دارد یا خیر؟ از آنجا که بخش اول این پژوهش به روش تحلیل محتوای کمّی انجام شده است و این روش بیشتر به دنبال توصیف بوده و نه روشن کردن روابط علّی به این ترتیب نمی ‌وان در این بخش از اعتبار درونی سخن گفت.
بر اساس گونه‌شناسی معروف هالستی به طور خاص چهار معیار را برای سنجش اعتبار معرفی می‌کند که اعتبار صوری، اعتبار موازی یا همراه، اعتبار پیش‌بینی‌کننده و اعتبار ساخت را شمال می‌شود. معمول‌ترین معیار برای سنجش اعتبار در تحلیل محتوا اعتبار صوری است. محقق اساسا این سوال را مطرح می‌کند که آیا سنجه خاص در «ظاهر قضیه» معنی دارد یا نه. به طور کلی محقق فرض را بر این می‌گذارد که کارایی یک سنجه برای همه امری بدیهی است و نیازمند توضیحات اضافی نیست. زمانی که بین محققان یک رشته در مورد یک سنجه توافق بالایی وجود دارد، تکیه بر اعتبار صوری کافی به نظر می‌رسد(رایف و همکاران، 163:1388). بنا بر آنچه گفته شد و با استناد به تایید دستورالعمل کدگذاری از سوی استادان راهنما و مشاور این پژوهش دارای اعتبار صوری می‌باشد.
8-1-3 تعریف عملیاتی متغیرهای بخش اول
از آنجا که مفاهیم معنای ثابتی ندارند لازم است مفاهیمی را که در پژوهش به کار می‌بریم تعریف کنیم و به این اشاره کنیم که چه معنایی از آنها برداشت می‌کنیم (دوواس، 56:1376). از این رو با دو سته از تعاریف مفهومی و عملیاتی در مواجهه با متغیرها روبرو هستیم؛ تعریف مفهومی و تعریف عملیاتی. تعریف اسمی یا مفهومی تعریفی است که طی آن معنای یک واژه به وسیله صفات مشخصی، به طور قراردادی تعیین می گردد. جریان برگرداندن واژه ها به امور واقع و قابل مشاهده و بررسی عملی را تعریف عملیاتی یا عملی کردن واژه‌ها می‌نامند (رفیع پور، 1370: 156-144).
سبک مطلب
خبر: خبر، گزارشی از وقایع عینی و دنیای خارجی است که اطلاعات لازم از طریق مشاهده و یا مصاحبه به دست آمده است و نظرات خبرنگاران در آن دخالت ندارد. خبر، دارای ارزش خبری است.
خبرکوتاه: خبر کوتاه، خبر پرداخته نشده‌ای است که در حداقل کلمات (یکی دو پاراگراف) سعی در انتقال گزارش وقایع دارد.
مصاحبه: مصاحبه یکی از شیوه‌های کسب خبر است که به منظور به دست آوردن خبرهای خاص، اطلاع از یک رویداد یا تحول در شرف وقوع یا ویژگی‌های یک حادثه و اتفاق و نیز آگاهی از نظرات یک شخص یا یک گروه و شناخت خود او یا آگاهی از نظرات شخص یا گروهی دیگر که مصاحبه شونده شناخت کافی در مورد آنها دارد، صورت می‌گیرد.
گزارش: شامل مطالبی است که با استفاده از منابع گوناگون به منظور روشن شدن و تفهیم بیشتر وقایع منتشر می‌شود و نظرات گزارشگر به طور مستقیم در آن انعکاس پیدا نمی‌کند.
مطلب آموزشی: در این پژوهش منظور، گونه‌ای از مطالب منتشر شده در صفحه علم و فناوری است که ارزش خبری خاصی ندارد، و جهت آموختن مطلبی به مخاطب به آن پرداخته می‌شود. (مثل: خواص سیر)
خبر منتج از مصاحبه: خبری که در پرداخت آن، از مصاحبه با افراد آگاه استفاده شده است و دارای ارزش‌های خبری می‌باشد.
وجود تیتر در صفحه اول روزنامه
تیتر هدایت‌گر خواننده به سوی خبر است؛ جمله یا عبارتی است که به خبر هویت بخشیده و خواننده را به خواندن مطلب ترغیب می‌کند و یا او را از خواندن باز می دارد. تیتر با حداقل واژه‌ها، حداکثر مفهوم و معنا را می‌رساند بی آنکه صورت یک پیام تلگرافی را به خود بگیرد (بدیعی و قندی، 108:1388) منظور از این گزینه داشتن تیتر مطلب منتشر شده در صفحه علم و فناوری، در صفحه اول روزنامه است.
نوع تیتر
هشدار‌‌دهنده: منظور از این تیتر، تیتری است که در آن در مورد نتایج یا عواقب پدیده‌ای هشدار داده می‌شود و یا در مورد مقوله‌ای، لحن برحذرداری استنباط می‌شود.
اطلاع رسان: منظور از این تیتر، تیتری است که لحن اطلاع‌رسانی در مورد یک پدیده یا واقعه عینی را در خود مستتر دارد.
ارزش‌های خبری :
شهرت: اشخاص حقیقی و حقوقی، نهادها و سازمان‌ها و حتی برخی از اشیا را شامل می‌شود.
برخورد: رویدادهایی که حاوی برخورد (اختلاف، کشمکش یا درگیری) میان افراد، گروه‌ها و اجتماعات است. دلیل اهمیت این ارزش خبری در این است که در برخوردها همواره احتمال برهم‌خوردن توازن موجود در جامعه می‌رود و این امر بر امنیت مادی و معنوی افراد تاثیر می‌گذارد.

منابع تحقیق درباره در داخل کشور، نیازمندی‌ها

سایر: عکس‌هایی که نمی‌توان در هیچ یک از دسته‌های مذکور، آنها را جا داد و یا نوع آنها مشخص نیست.
منبع عکس
عکاس یا طراح روزنامه: عکاس یا طراح روزنامه و یا وقتی کنار عکس از نام خود روزنامه به عنوان تولید کننده عکس نام برده شده است.
عکاس یا طراح خارجی: عکاس یا طراحی که در خارج از ایران است.
سایت‌های داخلی: سایت‌های مختلف داخلی که عکس یا طرح از آنها گرفته و یا اقتباس شده است.
سایت‌های خارجی: سایت‌های مختلف خارجی که عکس یا طرح از آنها گرفته و یا اقتباس شده است.
بدون منبع: عکسی که منبع آن ذکر نشده است.
منبع مطلب
تولیدی: مطلب تولید شده توسط خبرنگاران، روزنامه‌نگاران، گزارشگران و سردبیرانی که در روزنامه‌های مورد بررسی مشغول فعالیت هستند.
خبرگزاری داخلی: تمامی خبرگزاری‌هایی که در داخل کشور مشغول فعالیت خبری هستند.
خبرگزاری خارجی: تمامی خبرگزاری‌هایی که در اقصی نقاط جهان مشغول فعالیت خبری می‌باشند.
روابط عمومی ها: روابط عمومی سازمان‌ها، نهادها، ادارات، ارگان‌ها، شرکت‌های دولتی و خصوصی که به روزنامه‌ها و سایر سازمان‌های خبری در زمینه مسائل و موضوعات مربوط به دانش اطلاع‌رسانی می‌کنند.
روزنامه‌های دیگر: وقتی منبع مطلب ،یک روزنامه دیگر باشد.
دست سه: وقتی در منبع مطلب از یک منبع به نقل از منبع دیگری استفاده شده باشد مطلب دست سه است.
نوع مطلب:
بنیادی: مطالبی که در جستجوی کشف حقایق و شناخت پدیده‌ها هستند و مرزهای دانش عمومی بشر را توسعه می‌دهند.
کاربردی:مطالبی که برای رفع نیازمندی‌های بشر و بهبود و بهینه‌سازی ابزارها و روش‌ها در جهت توسعه رفاه و آسایش و ارتقای سطح زندگی مردم مورد استفاده قرار می‌گیرند.
حوزه تاثیر:
کشوری: مطالبی که حوزه تاثیرگذاری آنها از نظر ارزش خبری و نیز کاربرد و استفاده به طور خاص کشور خودمان است.
منطقه ای: مطالبی که حوزه تاثیرگذاری آنها از نظر ارزش خبری و نیز کاربرد و استفاده، منطقه خاورمیانه، و کشورهای همجوار است.
جهانی: مطالبی که حوزه تاثیرگذاری آنها از نظر ارزش خبری و نیز کاربرد و استفاده، محدودیتی ندارد و همه جای جهان را شامل می‌شود.
استفاده از آمار:
استفاده از اعداد، درصدها، میانگین‌ها، انحراف‌ها و معناداری آزمون‌ها، به منظور شرح و بسط هرچه بیشتر مطالب و تسهیل فرآیند ساده‌سازی آن.
استفاده از واژه‌های تخصصی:
استفاده از واژه‌های تخصصی مرتبط با موضوع منتشر شده، در خلال ارائه مطلب و توضیح دادن آن واژه تخصصی به صورت ساده.
ساده‌نویسی مطلب علمی:
ارائه مطلب علمی، به زبانی ساده و همه فهم به گونه ای که کج‌تابی و بدفهمی نداشته باشد و مخاطب با حداقل سواد درباره موضوع، از پس ادارک آن بربیاید.

منابع تحقیق درباره روزنامه‌نگاری، مربوط بودن

دربرگیری: رویدادی که بر تعداد فراوانی از افراد جامعه تاثیر گذار باشد.
مجاورت: مجاورت به لحاظ ارزش خبری در دو شکل جغرافیایی و معنوی مورد گزینش قرار می‌گیرد. مجاورت جغرافیایی مانند شهر، کشور ومنطقه مجاور است و مجاورت معنوی مشابهت ها و همگونی های فرهنگی، عقیدتی، قومی، اجتماعی و مانند آنها را شامل می‌شود.
تازگی: زمان یا دانستن اینکه رویداد در چه وقت و زمانی به وقوع پیوسته است.
فراوانی: این ارزش خبری به بالا بودن اعداد و آمار در مطالب علمی مربوط است.
علایق انسانی: موضوعاتی که به واسطه مربوط بودن به عواطف و احساسات انسان‌ها برای آنها مهم تلقی می‌شود.
نوع خبر
نرم‌خبر: نرم‌خبر، یکی از سبک‌های خبر‌نویسی است که ماهیتی گزارش‌گونه دارد و عمدتا برای پوشش موضوعات مورد علاقه انسان در حوزه عمومی به کار می‌رود. تمرکز نرم‌خبر بیشتر بر روی سرگرمی یا آموزش است و می‌تواند زبانی غیر رسمی داشته باشد.
سخت خبر: در سخت خبر، جزییات مهم رویداد، مانند چه اتفاقی افتاد؟ برای چه کسی اتفاق افتاد؟ چرا اتفاق افتاد؟ کجا اتفاق افتاد؟ کی اتفاق افتاد؟ در اسرع وقت و بدون مقدمه و حاشیه به مخاطب ارائه می‌شود. اطلاعات سخت خبر برای عده زیادی از مخاطبان مهم است و ممکن است زندگی آنها را تحت تاثیر قرار دهد.
خبر کوتاه: از آنجا که در خبر کوتاه، عموما خبر، پرداخت نمی‌شود و در پاراگراف کوتاهی به سرعت حداقل مطلب ارائه می‌شود، در این دسته‌بندی هم به صورت مجزا قرار گرفته است که اگر گونه‌ای از اخبار کوتاه که در دسته‌بندی نرم خبر و سخت خبر قرار نگرفتند، در این دسته قرار بگیرند.
نوع مصاحبه
شخصیتی یا کارنامه‌ای: در این نوع مصاحبه، سؤال‌های شخصی و صمیمانه می‌پرسند و نه تنها از خود دانشمند که از همکاران ، دوستان و خانواده او هم پرسش‌های خود را مطرح می‌کنند.
مصاحبه تحقیقاتی: در این نوع مصاحبه، پرسش‌ها بر روی نتایج یک تحقیق، دقت در روش انجام آن و تأثیرات تحقیق متمرکز می‌شود.
مصاحبه خبری: این مصاحبه شامل مصاحبه‌هایی کوتاه با افراد متعددی از جمله دانشمندان، سیاست‌گذاران، مدرسان و … است که چشم اندازی کامل و نقطه نظرات متفاوتی را در باره یک موضوع بیان می‌کند.
مصاحبه انتقادی: در این مصاحبه روزنامه‌نگار خود را در جایگاه منتقد قرار می دهد و سؤال هایی مانند این را مطرح می کند: چرا ما باید به این موضوع اهمیت بدهیم؟
مصاحبه انتقادی همراه با مطرح کردن نقد های دیگران: در این مصاحبه روزنامه‌نگار مسئولیت کس دیگری را بر عهده می گیرد. در این مصاحبه سؤال ها و نقدهایی که دیگران در باره یک موضع بیان کرده اند پرسش می شود.
استفاده از عکس
عکس مکمل و متمم روزنامه‌نگاری بوده و بهره گیری از آن به منظور عینیت بخشیدن به خبر و یا مطلب است. عکس ثبت یک واقعه و یا رخداد در لحظه است. در واقع ثبت لحظات جالبی از فعالیت های بشر است. عکس مطبوعاتی علاوه بر این باید به نحوی ارائه دهنده ارزش های خبری نیز باشد.
عکس های بزرگتر می توانند باعث برجسته تر شدن داستان های خبری همراه خود برای خوانندگان شوند. لذا هرچه درونمایه بصری موجود، با اضافات بیشتری همراه باشد، بیشتر توجه مخاطب را جلب می کند (fahmy,2010:699).
نوع عکس استفاده شده در مطلب
اینفوگرافی : اینفوگرافی یا گرافیک‌های اطلاع‌رسان، نمایشگران تصویری اطلاعات و داده‌ها هستند =. این تصاویر در جاهایی که نیاز به توضیح ساده‌سازی یا سریع داده‌ها وجود دارد به کار می‌روند.
عکس واقعی پدیده علمی: عکسی که به صورت واقعی توسط عکاس، از پدیده گرفته شده است.
عکس آرشیوی: عکس‌هایی که قبلا تهیه و در آرشیو عکس‌های روزنامه نگهداری می‌شوند تا در مواقع ضروری که امکان دسترسی به عکس و رویداد و یا شخصیت و یا مکان خاصی وجود ندارد و یا اساسا ضرورتی برای استفاده از عکس خبری رویداد نیست از آن بهره گرفته شود.
عکس تزیینی: عکسی که از نظر محتوایی به مطلب، مربوط می شود ولی لزوما عکس خود پدیده نیست.
طرح گرافیکی: گرافیک خبری در واقع تصویری از خبر است که قسمتی از رویداد یا تمام آن را نشان می‌دهد. این تصویر توسط گرافیست‌هایی که باد خبر و زبان خبری آشنایی دارند ترسیم می‌شود. گرافیک خبری در دو مورد اساسی به کار می‌رود:
عینیت بخشیدن به خبر در قالب تصویر به منظور ایجاز و جلوگیری ازتطویل خبر در مقابله با مشکل تراکم مطالب.
عینیت بخشیدن به خبر در قالب تصویر هنگامی که امکان ثبت رویداد توسط دوربین عکاسی و یا فیلمبرداری وجود ندارد.
همچنین باید به استفاده از ابزار گرافیکی در عکس‌ها توجه شود. پژوهشگران این دیدگاه را اثبات می‌کنند که جلوه‌های بصری گرافیکی توجه بیننده را جلب و بینندگان را به اتفاق نزدیکتر می‌کنند و رخدادها را واقعی تر جلوه می‌دهند (fahmy,2010:700).

منابع تحقیق درباره تعریف تحلیل محتوا، روش تحلیل محتوا

اشاره مهم دیگر این نظریه بر عدوم افتراق و جدایی میان علم و فناوری است، لذا در این نظریه از لغت تکنوساینس یا علم‌فناوری استفاده می‌شود. طبق این نظریه همه هستارها اهمیت خود را از ارتباط با دیگر هستارها کسب می‌کنند.
شبکه‌ها، فعالیت‌های فرآیندی و برساخته شده‌ای هستند که کنشگران آنها را ساخته‌اند، همان کنشگرانی که شبکه‌ها آنها را ساخته‌اند؛ به عبارت دیگر در این نظریه کنشگر و شبکه در پیوند با یکدیگر معنا می‌یابند و دوام هر شبکه به دوام پیوندهایی بستگی دارد که خود، آن را می‌سازد.
در این نظریه، ترجمه از اشاعه، منفک قلمداد می‌شود. در واقع ترجمه، انتقال همراه با تغییر شکل است، در‌حالیکه اشاعه، انتقال بدون تغییر شکل است. ترجمه هم به فرآیند دلالت دارد و هم نتیجه یا معلول علم و فرآورده2های علمی است. این فرآورده‌های علمی به نوبه خود به مثابه شبکه عمل می‌کنند و با از سرگیری‌های متوالی فراگیرتر می‌شوند.
مطابق این نظریه، علم و جامعه هستی‌هایی هستند که ملازم یکدیگرند؛ در فعالیت‌های علمی با هم در تعاملند و در تکوین همدیگر نقش پویایی عمل می‌کنند. علم در حالیکه جامعه را مخاطب قرار می‌دهد به گفتارهای جامعه نیز گوش فرا می‌دهد. در این برداشت، خطاها و حقایق هم به جامعه نسبت داده می‌شود و هم به علم. این امر به منزله آن است که علم‌فناوری مدرن، نمی‌تواند بدون توجه به افکار و نگرانی‌های عمومی و آنچه جامعه طلب می‌‌کند، یا نسبت به آن احساس خطر می‌کند، مسر موفقیت‌آمیزی طی کند. علم فناوری از جامعه جدا نیست، این دو در حال برساختن یکدیگر هستند. در چنین شرایطی هرگونه بی‌توجهی یا کم‌توجهی به طرفین می‌تواند توسعه علمی را با مخاطرات جدی همراه کند.
6-2 سوالات تحقیق
سوالات اصلی:
عملکرد روزنامه‌نگاران علم در روزنامه‌ها چگونه است؟
چه چالش‌ها و موانعی در مسیر توسعه روزنامه‌نگاری علم در ایران وجود دارد؟
سوالات فرعی:
آیا روزنامه‌نگاران علم اصول حرفه‌ای روزنامه‌نگاری را در فرآیند تولید محتوا رعایت می‌کنند؟
چه چالش‌های زمینه‌ای در مسیر توسعه روزنامه‌نگاری علم در ایران است؟
ضعف عمده عملکرد روزنامه‌نگاران علم در ایران در کجا ریشه دارد؟
فصل سوم:
روش شناسی تحقیق
مقدمه
این پژوهش، به دنبال بررسی عملکردهای روزنامه‌نگاران علم و نیز چالش‌های موجود در عرصه روزنامه‌نگاری علم در ایران است. بدین منظور، فصل حاضر که به مباحث روش‌شناختی این پژوهش اختصاص دارد، دستیابی به هدف مذکور را در دو بخش دنبال می‌کند: بررسی عملکردهای روزنامه‌نگاران علم، و بررسی چالش‌های موجود در عرصه روزنامه‌نگاری علم در ایران.
برای دستیابی به اهداف پژوهش، در بخش اول ، به منظور بررسی عملکردهای روزنامه‌نگاران علم، از روش «تحلیل محتوای کمّی» استفاده شده است و صفحات «علم و فناوری» چهار روزنامه مورد بررسی قرار گرفته است.
بخش دوم تحقیق، به بررسی چالش‌های روزنامه‌نگاری علم در ایران اختصاص دارد که از طریق «مصاحبه عمیق نیمه ساخت یافته» انجام شده است.
در این فصل، جزئیات مربوط به روش شناسی تحقیق شامل نحوه انتخاب نمونه‌ها، چگونگی گردآوری داده‌ها و روش تحلیل آنها، پایایی و روایی تحقیق و تعریف عملیاتی مفاهیم و متغیرها آمده است.
1-3 روش شناسی بخش اول تحقیق (تحلیل محتوای کمّی)
تحلیل محتوا به شیوه نوین را می توان در زمان جنگ جهانی دوم ریشه‌یابی کرد، یعنی زمانی که واحدهای جاسوسی متفقین با زحمت بسیار تعداد و نوع ترانه‌های محبوبی را که از ایستگاه‌های رادیویی اروپا پخش می‌شد، بررسی کردند. متفقین با مقایسه موسیقی پخش شده از ایستگاه‌های آلمانی با آنچه از ایستگاه‌های دیگر در اروپای اشغال شده، پخش می‌شد، می‌توانستند با میزانی از اطمینان تغییرات رخ داده در تمرکز نیروهای نظامی در سطح قاره را بسنجند. در حوزه اقیانوسیه، ارتباطات میان ژاپن و پایگاه‌های جزیره‌ای گوناگون به دقت ثبت و جدول بندی می‌شد؛ افزایش حجم پیام‌های رد و بدل شده با یک پایگاه نشانگر آن بود که عملیات جدیدی برای آن پایگاه در دست برنامه‌ریزی است. پس از جنگ، پژوهشگران از تحلیل محتوا برای مطالعه تبلیغات سیاسی در روزنامه‌ها و رادیو استفاده می‌کردند. در سال 1952، برنارد برلسون کتاب «تحلیل محتوا در پژوهش‌های ارتباطی» را منتشر ساخت. این کتاب نشان می‌داد که روش مذکور به عنوان ابزار پژوهشی دانش‌پژوهان رسانه‌ها شناخته شده است (ویمر و دومینیک، 215:1389).
کرلینجر (1986)، در تعریف تحلیل محتوا متذکر می‌شود که : تحلیل محتوا روشی برای مطالعه و تحلیل ارتباطات به شیوه‌ای نظام‌مند، عینی و کمّی با هدف اندازه‌گیری متغیرهاست (خوش نشین لنگرودی، 56:1381).
هولستی معتقد است که روش تحلیل محتوا غالبا برای توصیف ویژگی‌های پیام به کار می‌رود، بدون ارجاع به نیات فرستنده یا اثر پیام، بر کسانی که پیام خطاب به آنهاست و بخش اعظم این شیوه پژوهش متوجه تنوعی از سوال‌هایی است که با چه؟ عنوان می‌شود (هولستی، 49:1380).
در تعریفی دیگر، رایف، لیسی و فیکو می‌گویند: تحلیل محتوای کمّی، آزمون نظام‌مند (سیستماتیک) و تکرار‌پذیر نمادهای ارتباطی‌ای است که طی آن، ارزش‌های عددی بر اساس قوانین معتبر اندازه‌گیری، به متن نسبت داده می‌شود و سپس با استفاده از روش‌های آماری، روابط بین آن ارزش‌ها تحلیل می‌شود. این عمل به منظور توصیف محتوای ارتباطات، استخراج نتیجه درباره معنی آن یا پی‌بردن به بافت و زمینه ارتباط، هم در مرحله تولید و هم در مرحله مصرف صورت می‌گیرد(رایف و همکاران ، 25:1388).
ویمر و دومینیک کاربردهای تحلیل محتوا را چنین بر می‌شمرند:
توصیف محتوای ارتباطات : فهرست کردن ویژگی‌های مجموعه‌های خاصی با محتوای ارتباطاتی در یک یا چند مقطع زمانی، همچنین برای مطالعه دگرگونی‌های اجتماعی.
آزمون فرضیه‌های مربوط به خصوصیات پیام: در شماری از تحلیل‌ها تلاش می‌شود تا برخی خصوصیات منبع پیام‌های خاص به ویژگی‌های پیام‌هایی که تولید شده‌اند، ربط داده شود. این گونه تحلیل محتوا در بسیاری از مطالعاتی که به آزمون فرضیه‌هایی از نوع زیر می‌پردازند به کار می‌روند:«اگر منبع پیام ویژگی A را داشته باشد، پیام‌هایی شامل عناصر x و y تولید خواهد شد؛ اگر منبع پیام ویژگی B را داشته باشد، پیام‌هایی با عناصر w و z تولید خواهد شد»

منابع تحقیق درباره مراحل تحلیل محتوا، علم و فناوری

مقایسه محتوای رسانه‌ها با واقعیت‌های موجود در جهان واقعی: بسیاری از مطالعاتی که در قالب تحلیل محتوا صورت می‌گیرند نوعی بررسی واقعیت به شمار می روند، به این صورت که نمایش گروه، پدیده، صفت، یا ویژگی خاصی در قیاس با استانداردی که از زندگی واقعی به دست آمده است ارزیابی می‌شود ، سپس میزان هماهنگی نمایش رسانه‌ای با وضعیت واقعی بحث می‌شود.
ارزیابی تصویر گروه‌های خاص در جامعه : شمار روزافزونی از پژوهش‌های مبتنی بر تحلیل محتوا توجه خود را معطوف به کشش تصویر رسانه‌ای برخی گروه‌های اقلیت یا گروه‌های متمایز کرده‌اند. در بسیاری از موارد این مطالعات به منظور ارزیابی تغییر سیاست‌های رسانه‌ها نسبت به این گروه‌ها صورت گرفته است تا بتوان پاسخ‌گو بودن رسانه‌ها در برابر خواسته‌های مردم را استنباط کرد، یا روندهای‌اجتماعی را مستند ساخت(ویمر و دومینیک، 1389).
مراحل تحلیل محتوا را می‌توان به این صورت به عنوان یک شمای کلی مرتب کرد:
فرمول بندی پرسش یا فرضیه تحقیق
تعریف جامعه آماری مورد نظر
انتخاب نمونه مناسب از جمعیت آماری
انتخاب و تعریف واحد تحلیل
مشخص کردن مقوله‌هایی از محتوا که باید تحلیل شوند
تعیین نظام کمّی کردن و شمارش
کدگذاری محتوا بر اساس تعریف‌های تعیین شده
تحلیل داده‌های گردآوری شده
نتیجه‌گیری (ویمر و دومینیک، 1389، خوش نشین لنگرودی، 1381)
1-1-3 واحد تحلیل
واحد تحلیل، واحدی است که اطلاعات از آن گردآوری و خصوصیات آن توضیح داده می‌شود(دواس، 41:1376). از نظر کارنی در تحلیل محتوا، یک واحد، یک پیام قابل تشخیص، یک مولفه پیام است که:
به عنوان مبنایی برای تعیین جامعه آماری و نمونه گیری قرار می‌گیرد.
متغیرها بر اساس آن اندازه‌گیری می‌شوند.
به عنوان پایه‌ای برای گزارش تحلیل‌ها عمل می‌کند.
واحد می‌تواند کلمات، ارقام، مصنوعات، دوره‌های زمانی، تعاملات یا هرگونه درهم شکستن یک ارتباط به اجزایش باشد(ترابی، 39:1392، به نقل از carny,1971). در هر پژوهشی واحد تحلیل بنابر ماهیت مسئله مورد بررسی مشخص می2شود. بنابراین با توجه به مسئله این پژوهش، واحد تحلیل کلیه صفحه علم و فناوری روزنامه‌های مورد بررسی شامل متن، تیتر، لید و عکس است.
2-1-3 جامعه آماری
جامعه عبارت است از همه اعضای واقعی یا فرضی که علاقه‌مند هستیم یافته‌های تحقیق را به آنها تعمیم دهیم. به عبارت دیگر جامعه، شامل گروهی از افراد، اشیا یا حوادث است که حداقل دارای یک ویژگی مشترک هستند(دلاور، 120:1383). جامعه آماری نیز همان جامعه اصلی است که از آن نمونه‌ای نمایا یا معرف به دست آمده باشد (ساروخانی، 157:1384).
جامعه آماری این پژوهش شامل صفحات علم و فناوری در روزنامه‌های خراسان، کیهان، آفرینش و جام‌جم در سال 1392 می‌باشد.
لازم به توضیح است که محقق برای انتخاب جامعه آماری ابتدا به معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مراجعه کرده و لیست روزنامه‌های منتشر شده در سال 1392 را از آن مرکز اخذ نموده است. در این لیست، پس از جدا کردن روزنامه‌های ورزشی و اقتصادی، 43 روزنامه دیگر از لحاظ داشتن صفحه اختصاصی دانش (یا دانش و فناوری) مورد بررسی قرار گرفتند. از میان این روزنامه‌ها، فقط تعداد معدودی از آنها (خراسان، کیهان، آفرینش و جام جم، شرق، قدس، Iran daily,Tehran news) دارای صفحه مجزای دانش بودند که 4 روزنامه مذکور به دلیل دسترسی محقق به آرشیو آنها در سال 1392و نظم در انتشار صفحه دانش، انتخاب شدند.
3-1-3 روش نمونه‌گیری
در بخش تحلیل محتوا نمونه‌گیری در دو مرحله انجام می‌شود، در مرحله اول انتخاب روزنامه‌ها با مشورت روزنامه‌نگاران باسابقه و بر اساس داشتن صفحه دانش (یا دانش و فناوری) و نظم در انتشار آن به صورت هدفمند انجام می‌شود .( 4روزنامه کیهان، آفرینش، خراسان و جام‌جم بدین ترتیب انتخاب شدند)، در مرحله دوم از میان این روزنامه‌ها، از هر روزنامه 24 شماره در سال 92 به صورت تصادفی طبقه‌بندی‌شده انتخاب می‌شود. در مجموع 120 شماره از روزنامه‌ها مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
4-1-3 نحوه جمع‌آوری داده‌ها
برای انجام بخش اول این پژوهش که با هدف بررسی نحوه عملکرد روزنامه‌نگاران علم در صفحه علم و فناوری روزنامه‌های مورد بررسی صورت گرفته است، دستورالعملی حاوی 25 متغیر تهیه و مطالب مورد نظر با توجه به تعاریف عملیاتی مشخص و کدگذاری شدند. در مجموع 645 مطلب، در 4 روزنامه مورد بررسی، کدگذاری شدند.
5-1-3 فنون مورد استفاده در تجزیه و تحلیل داده‌ها

منابع تحقیق درباره کشورهای توسعه یافته، تحلیل محتوای کیفی

2-2-4-2 کندوکاوی در مفهوم علم برای عموم؛ با نگاهی ویژه به مجله دانشمند
در سال 1390، عبدالحسین رجبی فروتن پایان نامه‌اش را با عنوان « کندوکاوی در مفهوم علم برای عموم؛ با نگاهی ویژه به مجله دانشمند» در گروه فلسفه علم، دانشگاه خواجه نصیر دفاع می‌کند. فصول پایان‌نامه مورد بحث به ترتیب عبارتند از: کلیات؛ علم برای عموم، تاریخچه و نظریات ؛ارتباطات علم ؛ نگاهی به مجله دانشمند.
حجم قابل توجهی از این پایان نامه به موضوع ارتباطات علم و علم در رسانه‌ها اختصاص یافته، که در آن رویکرد نظری در این حیطه مورد توجه قرار داده شده است. همچنین انواع رسانه‌ها و نوع توجه آنها به موضوعات علمی مرور شده است. در فصل آخر، پس از مرور تحولات تاریخی در مورد مجله دانشمند، (به عنوان قدیمی ترین و باسابقه ترین نشریه عمومی علم کشور)، محتوای علمی مجله دانشمند از جهات گوناگون مورد ارزیابی قرار گرفته است.
محقق موارد گوناگونی را در بازه زمانی سال‌های 1358 تا 1367 مورد بررسی قرار داده است، از جمله: قیمت مجله، تعداد مطالب هر شماره، و سهم گروه‌های کلی مطالب که در این بازه زمانی ااز این قرار است: 19 درصد علوم محض، 48 درصد علوم کاربردی، 29 درصد سرگرمی، فرهنگ، سیاست و 4 درصد تبلیغات و متفرقه. رجبی فروتن در بخش آخر پایان نامه‌اش، نتایج نظرسنجی‌ای که ، در مورد ارزیابی مجله دانشمند از نظر خوانندگان آن، از طریق پرسشنامه برگزار کرده ، به تفصیل بیان کرده است. بنابه اظهار محقق در این نظرسنجی، مجله دانشمند به عنوان محبوب‌ترین مجله علمی عمومی کشور، قلمداد شده است(رجبی فروتن، 1390).
3-2-4-2 بررسی نحوه بازتاب مطالب توسعه علمی در مطبوعات کشور
جواد آزادی در سال 1390، پایان نامه کارشناسی ارشد علوم ارتباطات اجتماعی را با عنوان «بررسی نحوه بازتاب مطالب توسعه علمی در مطبوعات کشور؛ با تاکید بر روزنامه های (ایران، همشهری، اطلاعات، کیهان) در 6 ماهه دوم سال 1389» در دانشگاه علامه طباطبایی دفاع کرده است.
در این پژوهش که به روش تحلیل محتوای کمّی انجام شده است ، 100 شماره روزنامه در 6 ماه مورد بررسی قرار گرفته است. تمام مطالب روزنامه‌ها مطالعه و مطالب مربوط به توسعه علمی کدگذاری و تحلیل شده‌اند. نتایج این پژوهش نشان داده است که از 423 مطلب مربوط به توسعه علمی، روزنامه ایران حدود 36 درصد، بیشترین مطالب مربوط به توسعه علمی را نگارش کرده و روزنامه همشهری با حدود 16 درصد کمترین مطالب مربوط به توسعه علمی را نسبت به روزنامه‌های دیگر نوشته است. که البته بنابه قول محقق این روزنامه علیرغم کم بودن تعداد مطالبش نسبت به سایر روزنامه‌ها در برجسته‌سازی مطالب توسعه علمی (اختصاص عکس و سطح زیرچاپ بیشتر) موفق‌تر عمل کرده است.
محقق اذعان می‌دارد که روزنامه‌های مورد بررسی در این زمان بیشتر از همه به مسائل پژوهشی توسعه علمی پرداخته‌اند و اغلب مطالب دارای حجم پایین و بدون عکس هستند که این مطلب نشان می‌دهد که مطبوعات، مطالب توسعه علمی را در اولویت‌های رسانه‌ای خود قرار نداده و برجسته نکرده‌اند، همچنین روزنامه‌های مورد بررسی در رابطه با مطالب توسعه علمی بیشتر کارکرد آموزشی و پژوهشی دارند.(آزادی، 1390)
لازم به توضیح است که محقق، علیرغم بحث درباره مطالب توسعه علمی ، ویژگی‌هایی مطالب توسعه علمی را به خوبی توضیح نداده و رویکرد‌های مطلوب آن را تبیین نکرده است.
4-2-4-2 ارتباطات عمومی علم در ایران
رساله دکتری زهرا اجاق در سال 1391 با موضوع « ارتباطات عمومی علم در ایران: مطالعه ترکیبی نقش مجله‌های علمی ـ عمومی در بهبود فهم عامه از علم در دوره زمانی 1280 ـ 1390 »در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران دفاع شده است.
این پایاننامه به مسئله فقدان معیارهای علم عمومی برای بهبود فهم عامه از علم در انتقال علم میپردازد و تلاش میکند تا این معیارها را در دو سطح زبانی و سیاست زبانی شناسایی کند. ترکیب نظری این پایان‌نامه با تاکید بر نقش مجله‌ها در چگونگی شکل گرفتن روابط میان علم و عامه، هفت معیار را برای نگارش علم عمومی در اختیار نهاده است. هفت معیار علم عمومی نیز عبارتند از : ترجمه؛ بازنمایی فضای فرهنگی، فکری و اندیشهورزی ایران؛ بازنمایی فرهنگ حمایتگر علوم؛ بازنمایی موضوعات تاثیرگذار بر علم؛ بازنمایی دانش ضمنی؛ معرفی فرصتهای مشارکت در علم؛ سادهسازی. ترکیب نظری پایان‌نامه، چارچوب تحلیلی لازم برای مطالعه نقش این مجله‌ها در تغییر الگوهای رفتاری، شناختی و نگرش مخاطبان، و چگونگی ایفای نقش آنها در تغییر فضای اجتماعی فراهم آورده است. برای تحلیل حضور معیارهای علم عمومی در مجله های ایرانی، رابطه حضور آنها با سیاست‌های زبانی مجله و نشان دادن اهمیت این معیارها در بهبود فهم علمی مخاطبان با اتخاذ رویکرد ترکیبی در روش شناسی، مجموعهای از روش‌های کمّی (پیمایش و تحلیل محتوای کمّی و کیفی) و کیفی (تحلیل تاریخی، مشاهده مشارکتی و گروههای متمرکز) مورد استفاده قرار گرفته‌اند.
نتایج نشان دادند که مجله‌های علمی عمومی ایرانی، روابط بین علم و عامه را به شکل گرامیداشت علوم کاربردی و فنی هدایت کرده‌اند. از سوی دیگر این نتایج وجود ذهنیت نسلی در بین تولیدکنندگان علم عمومی در حوزه پزشکی و روانشناسی را نشان می‌دهند که چگونگی رابطه این علوم با عامه را متاثر ساخته است. همچنین نتایج تایید کردند که سبک غالب در نگارش محتوای علم عمومی اطلاعرسانی بوده که موجب رشد شناختی مخاطبان شده است. زبان نگارش متون علمی عمومی در نوع رابطه عامه با علم نیز نقش داشته و به این ترتیب این مجله‌ها عامل مهمی در چگونگی شکل گرفتن روابط بین عامه و علم هستند.
تحلیل نوع اثرگذاری این مجلهها به اذعان محقق نشان می‌دهد که اندازه اثر آنها تابع الگوی اثرهای متعادل بوده و کارکرد اصلی این مجلهها برآوردن نیازهای شناختی مخاطبانشان بوده است. بر اساس نتایج تحقیق، دو معیار”ساده سازی” و “ترجمه” بیشترین حضور را در سیاست زبانی و زبان مجله‌ها داشته‌اند و بیشترین نقش را در شکل دادن به فهم علمی مخاطبان ایفا کرده‌اند. این یافته نشان می‌دهد که مجله‌های علمی عمومی ایرانی، توجه زیادی به افزایش سواد علمی عملی مخاطب به ویژه در توانایی برای برقراری ارتباط با متون علمی داشته‌اند. (اجاق، 1391)
علیرغم مفصل بودن این پایان‌نامه، در بخش روش شناسی محقق اظهار می‌کند که از ترکیبی از روش‌های تحلیل محتوای کمّی و کیفی(آشکار و پنهان) استفاده می‌کند، که نتایج تحلیل محتوای کیفی در پژوهش آورده نشده است.
5-2-4-2 تحلیل‌محتوای سرویس دانش و فناوری سه خبرگزاری پرمخاطب ایرانی
پایان نامه محمد‌جواد ترابی در مقطع کارشناسی‌ارشد روزنامه‌نگاری با عنوان « تحلیل‌محتوای سرویس دانش و فناوری سه خبرگزاری پرمخاطب ایرانی (مهر و ایسنا و جام‌جم‌آنلاین) در شش ماه نخست سال 1390» در سال 1392 در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز دفاع شده است.
در این پایان‌نامه، اخبار سرویس‌های دانش و فناوری این سه خبرگزاری از نظر اصول حرفه‌ای خبرنگاری مورد بررسی قرار گرفته‌اند. بیشترین میزان اخبار مربوط به ایسنا و کمترین آن مربوط به جام‌جم‌آنلاین بوده است. بیشترین مقدار از این اخبار ترجمه بوده است، همین طور محل رویداد اکثریت آنها کشورهای توسعه یافته بوده است . ارزش‌های خبری شگفتی، برخورد و دربرگیری و مجاورت ، به ترتیب بیشترین سهم را در این اخبار به خود اختصاص داده‌اند. (ترابی، 1392).
لازم به توضیح است که در این پایان نامه، اصول مربوط به روزنامه‌نگاری علم، و ویژگی‌های علمی نویسی مورد بررسی قرار نگرفته است و صرفا اخبار سرویس های دانش و فناوری از لحاظ اصول حرفه ای خبرنگاری توصیف شده‌اند.
6-2-4-2 رسانه‌ای شدن فناوری‌های نو در ایران
این پژوهش، رساله دوره دکتری زرین زردار با عنوان «رسانه‌ای شدن فناوری‌های نو در ایران؛ شکاف‌های شناختی کنشگران اصلی در بازنمایی بیوتکنولوژی در برنامه‌های تلویزیونی» در سال 1393، در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی دفاع شده است.
این تحقیق به روش تحلیل کیفی چارچوب بندی و مصاحبه عمیق نیمه ساخت یافته انجام شده است و درصدد بررسی شکاف‌های شناختی کنشگران در فرایند رسانه‌ای شدن بیوتکنولوژی در متون تلویزیونی بوده است.
مطابق یافته‌های این پژوهش، تحلیل متون تلویزیونی حاکی از رسانه‌ای شدن ناقص بیوتکنولوژی است. همچنین شکاف شناختی میان کنشگران در مورد نحوه ترجمه علم برای عموم، اختلاف دیدگاه دانشمندان و روزنامه‌نگاران در زمینه وظایف هر یک در مورد ساده‌سازی بیوتکنولوژی، جدی گرفته نشدن عموم به عنوان مخاطبان برنامه‌های بیوتکنولوژی از دید سه کنشگر از مهمترین علل وضعیت کنونی رسانه‌ای شدن بیوتکنولوژی در ایران باشد.
همچنین یافته‌های این تحقیق، نشان می‌دهد که میان چارچوب‌های ذهنی عموم و چارچوب‌های ذهنی دو کنشگر دیگر(دانشمندان و روزنامه‌نگاران علم) و همین طور محتوای رسانه‌ای تفاوت‌های آشکاری وجود دارد. عموم برخلاف دو کنشگر دیگر، نگرانی‌هایی در مورد مخاطرات بیوتکنولوژی و انتقاداتی نسبت به جایگاه فرودست خود دارد اما دیدگاه دو کنشگر دیگر و نیز محتوای رسانه‌ای این جایگاه فرودست عموم و فرادست دانشمندان را تثبیت می‌کند. جایگاه نداشتن عموم در تعامل میان دانشمندان و روزنامه‌نگاران سبب شده این دو، بدون درک درست از مختصات عموم، دست به تولید محتوایی بزنند که در بسیاری از موارد حتی برای عموم قابل درک نیست. (زردار، 1393).
چارچوب نظری
نظریه‌ای که در این پژوهش به عنوان چارچوب نظری انتخاب شد، نظریه کنشگر-شبکه است. این نظریه بر مبنای آثار برنو لاتور و میشل کالون، پژوهشگران مطالعات علم و فناوری بسط و گسترش یافته است. کلیدی‌ترین مفهوم این نظریه، “ترجمه” است. ترجمه در این معنا، یعنی بازگرداندن اراده در حال مقاومت دیگران. در واقع برای پذیرش فناوری، باید بخشی از آن را به صورتی ترجمه کرد که بتواند پذیرفته شود. برای این کار می‌توان برخی از عناصر آن را انتخاب کرد و بقیه را وانهاد. نتیجه چیزی است که در نهایت با غلبه بر مقاومت‌ها پذیرفته می‌شود.
بنابر رویکرد نظریه کنشگر-شبکه، زندگی اجتماعی قابل تقلیل به عوامل انسانی یا غیر انسانی محض نیست. مشارکت هم در عوامل انسانی وجود دارد و هم در عوامل غیر انسانی. یعنی علاوه بر مشارکت افراد، اشیا و فضاها نیز در فضای متکثر تولید علم نقش دارند؛ هم اشیا و هم افراد، در شبکه فناوری کنشگر محسوب می‌شوند. در این نگاه، تعریف کنش نیز عوض می‌شود. در اینجا کنش، مداخله در جهان، متناسب با برخی مقاصد و نیات است و کنشگر نیز عنصری است که فضای پیرامونش را تغییر می‌دهد تا سایر عناصر را به خودش وابسته کند و اراده آنها را به زبان خودش ترجمه کند.