مقاله رایگان درمورد سازماندهی، اقتصاد باز، روابط اجتماعی، اقتصاد بازار

و غیره.۷۶
مسأله نظام اجتماعی تا آنجا یک مسأله اقتصادی است و نیز در قلمرو اقتصادی- تا حدی به منزله خرده سیستم جامعه است- که به نظام و هدایت نیاز دارد. از این لحاظ مسأله نظام اقتصادی و سیستم اجتماعی حاکم بر همه جا در الویت اقتصاد عمومی و قبل از همه در مباحث سیاست اقتصادی قرار دارد. با این کار مجدداً برخورد می کنیم به دو اصل محوری نظام و هدایت که بصورت بازار و برنامه تجلی می کند و هر کدام با امکانات و حدود خود هدایت خردباورانه را مدعی اند. اگر هیچ گونه شرایط چهارچوبی خارجی وجود نداشته باشد، اشکال نظام اقتصاد بازار نیز نمی تواند براساس و زمینه سودآوری و نفع طلبی کارآیی داشته باشد. از این لحاظ هنجارهای اجتماعی- آغاز شده از اصول صداقت و جوانمردی و انصاف و عدالت تعادل برانگیز تا دستورات قانونی و حقوقی- برای پدیده های اقتصادی فوق العاده مهمند- که داخل هنجارها همسو و همبستر می شوند. به علاوه به این موضوع بیندیشیم که عمل اقتصادی ما نیز فقط براساس محاسبه هدف- وسیله قرار ندارد، بلکه بطور تعیین کننده از سوی هنجارهای اجتماعی تحت تأثیر قرار می گیرند بیندیشیم به هنجارهای گروهی در کارخانه، به هنجارهای چرخش پولی، به هنجارهای استاندارد که رفتارهای معرفی را تحت تأثیر قرار می دهند، به هنجارهای مد و سلیقه و غیره.۷۷
فرض اساسی الگوی رفتاری مورد انتخاب «کونکل» (Kunkel) براساس نظریه آموزش خود این است که اغلب شیوه های رفتاری به وسیله تقویت و تحکیم در حد و اندازه متفاوت آموخته می شوند و با این کار آن شیوه رفتاری «مطلوب» در چهارچوب گروه یا جامعه ارزشمند است و مورد پاداش یا تشویق قرار می گیرد و برای گروه یا جامعه دیگر فاقد ارزش است و یا از سوی دیگران حتی مورد مجازات قرار می گیرد. به این ترتیب خصلت خاص ساختار اجتماعی برحسب این امر، متفاوت می شود که آیا این خصلت خاص- تا حدی به منزله انگیزه تبعیض آمیز احتمال بروز وقوع یک رفتار را تقویت می کند یا نه؟ الگوی انتخابی در اینجا اینگونه به پایان می رسد که اگر رفتار قابل تغییر باشد، تغییرات ابتدائاً می باید در نتایج رفتاری چهره بندند و بروز کنند. به این ترتیب یک نوآوری وقتی پذیرفته و سپس نگهداری می شود که آن نوآوری نتایج تقویت کننده به بار آورد. اگر فی المثل انسان بخواهد در سیستم اجتماعی نوآوری ها را وارد کار کند، در این صورت می تواند ابتدا پاداشهایی بر فعالیت های نوآور به رهبران و برگزیدگان واگذار و بین آنان توزیع کند که مجدداً قدرت پاداش دهی را در اختیار دارند و با آن قدرت، رفتارهای نوآور اعضای دیگر سیستم اجتماعی را مورد پاداش قرار می دهند. فی المثل اگر کوششهایی درباره موفقیت و اعطای امتیازات در چهارچوب فرایندهای اجتماعی شده هرگز تقویت نشود، در این صورت نمی توان هیچ انگیزه برجسته و ممتازی را برای رفتار تلاشگرانه ایجاد و استنتاج کرد. همچنین به عنوان مثال کار غیرماهرانه از طرف هیچ کس مورد ارزیابی مثبت واقع نمی شود و به عنوان امری ارزشمند تلقی نخواهد شد اگر آن کار با انگیزه ای نفرت بار و بیزار کننده، همراه باشد و مثلاً با تمسخر دیگران همراه شود و زمانی که تجربه نشان داد آن اشخاصی که با شدت و سرسختی کار می کنند و ثمرات کار را تا حد زیادی از دست می دهند، نتیجه همان خواهد بود که اشاره شد. کارهای دستی در نتیجه تنها وقتی به طور زیاد بروز خواهد کرد که شرایط انجام آنها تغییر کند و تحت آن شرایط کار صورت پذیرد.۷۸
به نظر «ماکس وبر» تأثیر عیارهای ارزشی و ارزش داوری ها (بویژه ارزشهایی که از طرق گوناگون از جمله باورهای مذهبی نشأت می گیرند) بر توسعه فرایندهای اقتصادی مهمند و بر شیوه های سازماندهی خردمندانه صوری کار آزاد را در بنگاههای اقتصادی می بینید که مقدمات ضروری و شرایط لازم برای آن عبارتند از: در سطوح عملی، درونی کردن اصول «عمل خردمندانه هدفمند» و در سطوح نهادینه شده، توسعه عقلایی «حقوق و اداره به شیوه خردمندانه». در نتیجه سرمایه داری جدید، فرهنگی را بیان می کند که در تصورات ارزشی و انگیزشهای عمل محکم جا گرفته و به وسیله سازماندهی های خردمندانه تقویت شده است. این نوع «توصیه و تفسیر فرهنگی» مفاهیم اقتصاد و جامعه را به هم پیوند می دهد و در نتیجه برای «وبر» سرمایه داری بیشتر از یک سیستم اقتصادی یا جلوه ها و تجلیات منافع طبقاتی بورژوازی معنی می دهد.۷۹
وبر در تعریف سرمایه داری به موارد زیر توجه دارد: ۱- در اختیار گرفتن و تصرف وسایل مادی، ایجاد و خلق تولید (مثل زمین، ماشین آلات، وسایل و ابزارها و غیره) آن هم به عنوان مالکیت آزاد در بنگاههای اکتسابی مستقل و خصوصی. ۲- سازماندهی مدیریتی سرمایه و محاسبات عقلایی سرمایه. ۳-آزادی عمل در بازار یعنی آزاد ساختن بازار از محدودیت های غیرعقلانی (فی المثل شیوه- آزادی عمل در بازار یعنی آزاد ساختن بازار از محدودیت های غیرعقلانی (فی المثل شیوه های محافظه کارانه صنفی) بطوری که سنتها، ارزشها، و قیمتها را تعیین نمی کنند، بلکه این عرضه و تقاضا هستند که این کار را انجام می دهند. ۴- تکنیک عقلایی تولید و تحرک کالاها و خدمات که قابل محاسبه به شیوه مکانیستی باشد. ۵-کار آزاد یعنی وجود نیروهای کاری که در عین حال بصورت صوری و داوطلبانه و اقتصادی ضروری است تا نیروی کار خود را آزادانه در بازار برحسب نیاز خود عرضه کنند.۸۰
مشخصات و عوامل تعیین کننده جدید مناسبات اقتصاد و اجتماع، اقتصاد را به عنوان بخش مهم جامعه دربرمی گیرند. این دیدگاه به «پولانی» (۱۹۷۸، اولین بار ۱۹۴۴) برمی گردد که تفاوت گذاری و تمایز اقتصاد را از مجموعه عمومی روابط اجتماعی به منزله فرایند تاریخی درک می‎کند. ما در داخل ساختارهای سنتی جامعه نوعی «اقتصاد بسته و جاگرفته و محدود» را درمی‎یابیم که با طلوع اقتصاد بازار سرمایه داری بورژوازی بطور روزافزون از به هم پیوستگی خارج می شود و بصورت جدا شده مستقل درمی آید. پس از حصول تمایزگذاری اقتصاد به منزله یک سیستم مستقل، حالا نوعی «استعمار زدگی برعکس» جامعه به وسیله سیستم فوق العاده مقتدر و قدرت طلب اقتصاد انجام می گیرد. جامعه ما نیز خود را براساس الگوی شبکه ساختارهای اقتصادی، ساخته میشود.سابقاً مناسبات اجتماعی در شبکه روابط اجتماعی جای گرفته و اجتماع را بستر رشد و بالندگی ادغام شده اند. (ر.ک. پولانی، ۱۹۷۸). این مداخله و نفوذ امپریالیستی در بعد اجتماعی، در نزد پولانی که مشابه آن در نظریه بکار رفته توسط «هابرماس» تحت عنوان استعمار زدگی دنیای زندگی بوسیله سیستمهای قدرتمند عقلانی مطرح شده جریانات انتقادی اجتماعی ایجاد می کند، مانند تغییر شکل جامعه برحسب معیار قوانین بازار، راحت سازی کالاها یعنی تحول کالاها به دنیای کالاهای بازاری، نفوذ هجوم آمیز برداشتها و نظر گزینیها و ارزش گذاری های اقتصادی بر تمام قلمروهای زندگی (و این امر در سطح فراتر البته نشانه و دلیل تجربی و عملی پسندیده برای ورود مبنای اقتصادی به جامعه شناسی است که به همین نحو هم ادعاهای امپریالیستی یاد شده را معتبر و صادق می سازد.۸۱
به نظر «لومان» اقتصاد، یک سیستم اجتماعی است و این اقتصاد از ارتباطات به منزله عناصر مرکب مرکزی تشکیل شده است. با وجود این ارتباطات بویژه بوسیله ابزار ارتباطی پول آماده و القاء شده اند و دیگر اینکه این سیستم بوسیله پول یعنی پرداخت کردن نوع خاصی از عمل ارتباطی را بطور منظم انجام می دهد. سیستم اقتصادی متمایز شده کارکردی وقتی وجود دارد که رفتارهای اقتصادی خود در جهت پرداخت ها تطبیق دهند. در نتیجه به نظر «لومان» تنها ابزار درونی اقتصادی پول است و پرداخت کردن تطابق بر سطح اصلی عمل است و از آنجا که این سیستم نیز محور و خوداتکا و خودکار دیده می شود، لذا بعداً پرداختها بصورت آن نوع عناصر سیستمی اقتصاد در می آیند که باید سبب تولید مداوم و باز تولید مکرر آن سیستم بشوند.۸۲
«مک کله لند» تأکید می کند که نه فقط شیوه های رفتاری سو گرفته پروتستانی به موفقیت اقتصادی کمک می کند، بلکه همچنین شرایط اولیه متعددی می توانند سبب افزایش انگیزه ها شوند. نظریه اصلی او عبارت است از اینکه باور داشت پروتستانی فقط وقتی سبب ایجاد سرمایه داری می شود که این اعتقاد سبب استقرار شیوه های تربیتی معینی شود و اگر این تکنیک های اجتماعی، سبب انگیزش فعالیت بیشتر شوند، در نتیجه موجب افزایش رشد اقتصادی خواهند شد. بر این اساس شیوه های تربیتی انگیزش دار و برانگیزنده فعالیت و تلاش نقش تعیین کننده دارند که با وجود این آنها غیر از آنچه ممکن است از طریق ارزش های پروتستانی راهگشا و القاء کننده هستند. به عنوان عامل تکمیل کننده، به این امر اشاره شده است که شرایط و اوضاع هم نقشی بازی می کنند، بدین صورت که آیا و تا چه اندازه افراد عمل کننده بتوانند نتایج معینی را به تلاش های خاص خود نسبت دهند (به صورت مجموعه مهارتها یا اعتقاد بر اینکه بتوانند محیط را به طور فعال به مسئولیت خود تغییر دهند) و یا اینکه آیا آنان می پذیرند که نتوانند محیط خالی خود را مورد نظارت قرار دهند؟۸۳
جامعه ما اغلب به عنوان جامعه شایسته سالار مشخص شده است و اغلب نشان داده شده که چه خطوط توسعه ای تحول را از جامعه سنتی ایستا به سوی جامعه پویای مبتنی بر فعالیت و تلاش باز، و مشخص می کند (ر.ک: مک کله لند، ۱۹۶۶). در حالی که چند سال قبل جامعه شایسته سالار با تأکید خود بر اصل فعالیت و لیاقت تقریباً – در معنای فعالیت پرستی- به شدت مورد انتقاد واقع شد، امروزه بیشتر ادعای سقوط و اضمحلال لیاقت و فعالیت کلی در الویت قرار دارد. دلایل این کار گوناگونند: ساختارهای اجتماعی موجود به طور کلی قادر نیستند توزیع عادلانه را برحسب معیار شایستگی و لیاقت تضمین کنند، دولت های رفاه افراط گر، افراد فاقد فعالیت و تنبل را نیز پاداش می دهند (فی المثل از طریق سوبسیدها، از طریق تأمین افراطی و مبالغه آمیز بیمه های اجتماعی) و گرایش دارند تا فعالیت و تلاش را مجازات کنند. (تقریباً از طریق مالیاتهای تصاعدی)، زوال و اضمحلال بازار به شکل ساختارهای کارخانه ای بزرگ یا مجتمع های به هم پیوسته و در نتیجه محدود شدنهای رقابتی و نیز دیوانسالاری رو به افزایش و تشریفات اجرایی کارها مانع از پیشرفت کامل اصل لیاقت و شایستگی و غیره می شود. بر این نکته ها مشکلاتی افزوده می شود که به هنگام ارزیابی فعالیت ها و شایستگی ها یک بار از لحاظ معیارهای تعریف کننده هدف و بار دیگر در ارتباط با به حساب آوردن نتایج پیش می‎آیند (مثلاً این کار در قلمرو سوم فعالیت های اقتصادی یعنی بخش خدمات بسیار مشکل است)۸۴
روشی که بر طبق آن نهادهای سیاسی و مذهبی نیازهای خود را تأمین می کنند، تأثیر بسزایی بر ساختار فعالیت اقتصادی خصوصی دارد. اگر تأمین مالی دولت متکی بر مالیات

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   مقاله رایگان درموردبازپرداخت، سرمایه گذاران، نرخ بهره، سرمایه گذاری

دیدگاهتان را بنویسید