منابع تحقیق درباره زبان معیار، متن ادبی، زبان ادبی، مطالعات ادبی

دانلود پایان نامه

پاراگراف پزشکی و یک قطعه شعر همگی از حروف و کلمات ساخته شده‌اند، پس آن، چه چیز است که می‌تواند در یک قطعه شعر، تولید جوهر ادبیت کند و آن را از سایر نظایر کلامی خود مجزا ساخته و برجسته کند. این پرسش عالی‌ترین و مهم‌ترین دغدغه‌ی فرمالیسم در باب زبان بود. قطعاً یک سری تغییر و تحولات در مکانیسم زبان شعری اتفاق می‌افتاد که آن را از زبان معیار جدا می‌ساخت. فرمالیست‌ها در اینجا توجه خود را به فرایند گذار از زبان معیار به سمت زبان ادبی معطوف ساختند.
«فرمالیست‌ها می‌گفتند زبان ادبی عدول از زبان معیار است. لذا سبک را بر حسب عدول و خروج از معیارها مطالعه می‌کردند و می‌گفتند این عدول قابل بررسی و سنجش است… کمتر متن ادبی و زبان هنری است که در هر بند یا حتی جمله آن عدول و خروجی از زبان متعارف نباشد» (شمیسا،157:1383)
حال، آن متنی که فرمالیست‌ها می‌توانستند فرضیات خود را به مدد آن متون تبدیل به یک نظریه قوی کنند، بیش از هرگونه ادبی می‌تواند شعر باشد. شعر بارز‌ترین صورت یک متن بود که به هیچ تعریف یا نظریه‌ای، تنها به واسطه خروج از نُرم زبان معیار می‌توانست موجودیت بیابد.
«فرمالیست‌ها بر این باور بودند که موضوع مطالعات ادبی، کلیت ادبیات نیست، بلکه ادبیت وجه ممیزه ی ادبیات است، به گفته‌یاکوبسن، موضوع علم ادبی ادبیات نیست بلکه ادبیت است، عاملی که یک اثر شخصی را به یک اثر ادبی بدل می‌کند» (مکاریک:199:1384).
«آنان که در نخستین کوشش‌های خود برای تعریف ادبیت به شعر روی می‌آورند و توجه خود را به تفاوت‌های میان زبان روزمره معطوف ساختند یاکوبسن در مقاله “شعر نو روسی” 1921 به شیوه یا مشابه میان زبان شعر و زبان روزمره تمایز قائل شد. هدف زبان روز‌مره برقرار کردن ارتباط موثر از طریق ارجاع به اندیشه‌ها و چیزهاست، اما زبان شعر به جای اشیا یا مفاهیمی که کلمات باز می‌نمایند، توجه را به سوی بافتار خود جلب می‌کند.» (همان:200).
با این تفاسیر در می‌یابیم که زبان نه به عنوان پدیده‌ای که زبان شناسان با آن سروکار دارند، بلکه به عنوان عنصری که برای فرمالیست‌ها هم زمان؛ هم عرصه است و هم هدف، تعریف می‌شود.
از آن رو عرصه است که تمامی شگردهایی که باعث افتراق یک قطعه ادبی از یک جمله عادی زبانی می شود، روی آن پیاده می‌کند، و از سوی دیگر هدف است که نهایتاً تمامی عوامل بیرونی، جنبی و ضمنی در تقابل با آن از اعتبار ساقط می‌شوند.
در همین‌جا می‌باید به نکته مهمی توجه داشته باشیم که در ادامه کار پایان‌نامه حاضر، موثر است و آن اینکه فرمالیست‌ها با قاطعیت منکر اهمیت عناصر بیرونی نبودند. در نظر آنان نه شرایط و طبقه اجتماعی و نه عوامل سیاسی- تاریخی- اقتصادی یا روانی خارج از اهمیت قرار نداشتند و چه بسا همانطور که در ادامه خواهیم دید بنای برخی از تمهیدات و شگردهایی که وجه تمایز زبان ادبی و غیر ادبی از هم هستند بر پایه التزام تاریخی- اجتماعی بنا شده‌اند، بلکه در نظر آنان این عوامل در قیاس با آنچه جوهر ادبیت متن را رقم می‌زند فاقد هویت اصلی یا همان اصالت ادبی هستند. نکته مهمی که در خلال بحث اخیر مطرح شد و هنوز چندان مورد بررسی دقیق قرار نگرفته است، مسئله تمهید یا شگرد هست. تمهید یا شگرد دقیقاً همان عنصری است که خلاء بزرگ نظری فرمالیست‌های اولیه را پوشش داد. فرمالیست‌ها همواره این دغدغه برایشان مطرح بود که در صورت پذیرش این نکته که “ادبیت”یا همان”جوهر ادبی” دقیقاً همان عنصر مطلوبی هست که بدل ساختن زبان روزمره و عادی را به یک زبان یا متن ادبی ممکن می‌سازد، آن‌گاه سیر این گذار چگونه و با چه واسطه‌هایی صورت می‌گیرد؟
به زبان ساده‌تر اینکه، شعر یا هر متن ادبی که از زبان عادی فاصله دارد، این فاصله خود را به واسطه حضور چه عناصری مشروعیت می‌بخشد. در این نقطه بود که بنیانگذار فرمالیسم یعنی ویکتور شکلوفسکی نظریه‌ای را به عنوان هنر یعنی تمهید در مقاله‌ای با همین عنوان مطرح ساخت.
«فرمالیست‌ها در آثار اولیه خود مثلاً شکلوفسکی در مقاله “هنر به مثابه‌ی تمهید”… رویکردی را پذیرا شدند که اثر ادبی را به منزله یک نظام از تمهیدات یا شگرد‌ها در نظر گرفت. یک اثر هنری حاصل جمع تمهیدات ادبی است، یک تمهید تنها یک موضوع مطالعات ادبی است… توسعه ادبیات تنها توسط سلب خودکاری تمهیدات و غریب گردانی صورت می گیرد.» (یاستر مسکی،418:1386).
“تمهید”برای فرمالیست‌ها مجموع فنون ادبی است که سازنده زبان شعری هستند. اگر زبان روزمره، همان زبان واقعی زندگی مردم باشد، پس تمهید به شاعر کمک می‌کند تا از واقعیت فاصله بگیرد.
«ویکتور شکلوفسکی در سال 1917 مقاله بسیار مهمی تحت عنوان “هنر یعنی صنعت” این مقاله آنقدر مهم است که برخی آن را بیانیه فرمالیسم خوانده‌اند. شکلوفسکی در این مقاله می‌گوید که کار اصلی هنر، تغییر شکل در واقعییت است. فرمالیسم به جای اصطلاحاتی چون محتوا و فرم از “ماده” و “تمهید” استفاده می‌کند. ماده یا محتوا همان منابع خام زندگی و زبان روزمره است و تمهید یا فرم، شکل‌بندی همان وقایع زندگی و زبان به‌گونه زیبایی شناختی است و اصطلاحاتی چون دغدغه بوطیقا، بی‌نظمی صوری، عدم ارجاع به واقعیت، متن وارگی، ادبیت، عریان‌سازی و آشنایی‌زدایی، زیبایی‌شناسی فرمالیستی را سامان می‌بخشد که فرمالیست‌های اولیه با عنوان نظریه تمهید و صناعت از آنها بهره می‌گیرند» (تسلیمی،42:1388).
نقل و قول بالا برخی از مهم‌ترین مصادیق بارز اصطلاح device
شکلوفسکی و سایر فرمالیست‌ها را که تحت عنوان‌های صناعت، تمهید، شگرد یا فن ترجمه شده است را مطرح می‌کند. در نتیجه تفهیم بهتر کاربردی ساختن مباحث نظری‌ای که تا اینجا ارائه گردیده است، باید آنها را در خود متن برطرف کنیم، لازم هست که به شرح مختصری از این تمهیدات متوسل شویم تا نشان دهیم و دریابیم که منظور فرمالیست‌ها از اجرا کردن تمهیدات ادبی در متن چیست. از این راه زمینه لازم را در پایان‌نامه حاضر فراهم کرده و شگردها و تمهیدات ادبی را در اشعار یدالله رویایی نشان داده و مصادیق آن را در اشعارش تحلیل می‌کنیم. نکته‌ای که در اینجا مطرح است، درک این مسئله هست که متن ادبی و تمهیدات به کار رفته در آن، در قیاس با زبان معیار شناخته می‌شود. با اشراف به این مهم در می‌یابیم که در حقیقت زبان معیار یا همان مکانیسمی که زبان به صورت خودکار خود را سامان می‌دهد و در مسیر ارتباط انسانی قرار می‌گیرد، همان norm یا هنجار زبانی است. بنابراین هر‌گونه توسل یا ایجاد هر‌گونه فرایندی در زبان که مغایر با این هنجار باشد، به مثابه نوعی هنجار‌گریزی مطرح خواهد شد. اما آیا می‌توانیم با صدور این حکم، تکلیف معنا و تولید آن را نیز به همین گونه مشخص کنیم. در واقع پاسخ فرمالیست‌ها و نیز ادامه دهندگان مسیر آنها در نظریه “ساختار‌گرایی”منفی است. زیرا که شعر یا گونه‌های دیگر زبان ادبی با آن‌که از هنجا‌رهای زبان معمول پیروی نمی‌کنند و وضعیت خود را در تقابل با آن هنجارها، به کمک تمهیدات ادبی سامان می‌بخشند، لیکن فارغ از مسئله معنا یا صرفاً اموری بی‌معنا نیستند. معنا در اثر ادبی وجود دارد، درست همان‌قدر که در زندگی واقعی وجود دارد، ولی جنس آن به واسطه افتراق و تمایز شکلی اش از سایر اشکال، به همان نسبت فرق می‌کند.در حقیقت در اینجا وارد مباحث هرمنوتیکی و آرای پل ریکور و هانس گنورگ گادامر می‌شویم که البته در حد حوصله مسئله مورد پژوهش فعلی نیست.
در ادامه بحث مذکور می‌گردد که مناسب است که تمهیدات فرمالیست‌ها را معرفی کرده و با مصادیق آنها آشنا گردیم. لیکن بهتر است به جهت معرفی نظری هر چه بهتر آرای فرمالیسم یکی دو نمونه از انتقاداتی را که نسبت به این نظریه وارد شده است خصوصاً انتقاداتی که در اغلب موارد صحیح به نظر رسیده است و هم‌چنین از مبحث فرمالیسم در نقادی ادبی مدرن در این پایان‌نامه نمی‌کاهد.
سخن بدیع و خلاق فرمالیست‌ها و روش منحصر به فرد آنها در بررسی اثر هنری خالی از اشکال نبود. این نوع نگرش که فرم اثر را دارای اصالتی ژرف می‌پنداشت در گذشته‌های دورتر بخصوص در مکتب پارناس یا زمان سبک باروک سابقه‌ای مختصر داشت اما با تمام این خصوصیات، قصد انفکاک فرم اثر هنری از مقولات دیگر مطرح نبوده است. فرمالیست‌ها در این زمینه افراط داشتند که نهایتاً سبب شده است که نحوه بررسی و در کل منظر آن‌ها بیش از حد مکانیکی و عاری از عواطف هنری نشان داده شود. ریما مکاریک در یک بررسی تخصصی نارسایی‌های فرمالیسم را این گونه شرح می دهد:
«نارسایی‌های رویکرد اولیه صورتگرایان به ادبیات سه جنبه داشت. نخست آن‌که تلقی آن‌ها از اثر ادبی بسیار مکانیکی بود و متن را به مجموعه‌ای از تمهیدات به کار رفته در آن فرم می‌کاست. دوم اینکه به رغم تاکید نظری آن‌ها بر احیا پیوسته اشکال ادبی، تجربه و تحلیل علمی آن‌ها از اثر ادبی غیر تاریخی بود و به پی‌ریزی نظامی ایستا از قواعدی که در یک برهه زمانی خاص وجود داشته گرایش پیدا می‌کند. و سوم اینکه آن‌ها بیش از اندازه بر حد و مرز قطعی میان ادبیات و زندگی تاکید می‌کردند و هرگونه تعامل میان ادبیات و پدیده‌های برون ادبی را مردود می‌شناختند» (مکاریک،203:1384).
اما در درون حلقه فرمالیست‌ها نیز این مسئله مطرح بوده است. بعد‌ها می‌بینیم که آنان در تشریح یکی از مهم‌ترین تمهیداتشان به عنوان “آشنایی زدایی” به یقین مسئله تاریخ‌مندی ادبیات را در نظر داشته‌اند. اگر چه نباید از این مهم غفلت کرد که عامل شدیدی که آن‌ها را منزوی کرد، فشار‌های حزب سوسیالیسم بر آنان بود.
«گسست از پاره‌ای از پیش نهادهای فرمالیستی را می‌توان در زندگی نامه خود نوشته شکلوفسکی”سومین عامل” که به سال1926 نوشته و منتشر شده بود، دریافت. شکلوفسکی که روزی هنر را “رها از زندگی”می‌خواند، اینجا از تاثیر “عوامل فرا‌ زیبایی شناسیک” بر معنای سخن ادبی یاد کرده است» (احمدی،41:1388).
در اینجا به حد نیاز با تاریخ پیدایش این نظریه و علایق فکری آن‌ها آشنا شده‌ایم. اما مصادیق آنچه فرمالیست‌ها تمهید و شگرد نامیده‌اند، دقیقاً همان مسئله‌ای است که مباحث نظری ما را با تلاش‌هایمان در یافتن آن‌ها در اشعار یدالله رویایی پیوند خواهد زد.

2-9) برجسته‌سازی
قبل از آشنایی و طرح مفاد دیگری از آشنایی‌زدایی لازم است با برخی تمهیدات دیگر فرمالیستی آشنا شویم. این تمهیدات اگر چه در حیطه آرای فرمالیست‌ها درباره “تمهید” از استقلال برخوردارند ولی به نوعی همگی از سویه‌های گوناگون با مسئله آشنایی‌زدایی در ارتباط هستند. به نوعی می‌توان سایر تمهیدات را در زیر مجموعه آشنایی‌زدایی قرار داد. اما همیشه نیز بدین منوال نیست. در هر صورت آشنایی‌زدایی مفاد مهمی دارد که پیش از آن‌ها نیاز است که برخی شگردهای دیگر فرمالیستی معرفی نیز شوند. شاید بعد از آشنایی‌زدایی، مهم‌ترین شگرد که بتوان در دستگاه فرمالیسم مطرح ساخت مسئله “برجسته سازی” یا “فورگراندنیگ” باشد.
برجسته
‌سازی در نظر فرمالیست‌ها، نوعی عدول از هنجارهای معیار زبان است. عمر و قدمت استخدام مقوله “برجسته‌سازی” به اندازه آشنایی‌زدایی نیست و اتفاقاً یان موکاروفسکی که خود یکی از موسسان و اعضای برجسته نظریه فرمالیسم بود، آن را در واکنش به مقوله آشنایی‌زدایی عنوان نمود. موکاروفسکی به تأثیر از “عنصر غالب” یاکوبسن “برجسته‌سازی” را در مقابل آشنایی‌زدایی پیشنهاد کرد. برجسته‌سازی به گونه‌ای همان هنجارگریزی زبانی است که شاعر را از زبان خودکار و کلیشه‌ای دور می‌سازد. استعاره های مدرن و همه صناعات چشمگیر زبانی در فرآیند برجسته‌سازی قرار می‌گیرند. برجسته‌سازی توجهی است به عناصر چشمگیر و غالب متن که عناصر غیر غالب به پیرامون رانده می‌شوند. (تسلیمی،46:1388)
آنچه در فرآیند برجسته‌سازی، وضوح یافته و تأثیر گذار می‌شود یا در حقیقت انتخاب بعضی از اجزای متن از سوی شاعر یا نویسنده است که به لحاظ تغییر کیفی که در آن‌ها اعمال می‌شود، نسبت به سایر اجزای متن بیشتر در دید ظهور قرار می‌گیرد. اطلاق فورگراندنیک نیز به همین معناست. یعنی قسمتی از متن، به واسطه برجسته شدنش، سایر قسمت‌ها را به پشت

دیدگاهتان را بنویسید